مجموعه ۱۵ جلدی «شهرزاد، دختر شرقی» با همکاری جمعی از نویسندگان از سوی انتشارات بهنشر برای گروه سنی نوجوان منتشر شد. این اثر که به سرپرستی محمدرضا سرشار نوشته و منتشر شده، بلندترین مجموعه داستان نوجوانان است که تاکنون به زبان فارسی منتشر شده است.این مجموعه، داستانی ماجراجویانه را درباره شخصیتهای اصلی به نامهای شیرزاد، مهرزاد و شهرزاد روایت میکند. داستان با یک سفر تابستانی از ایران به دریا آغاز میشود و با ورود به یک جزیره ناشناخته، حوادث پررمز و راز، مواجهه با موجودات عجیب و حل معماها ادامه مییابد.
هر جلد این کتاب شامل چهار یا پنج فراز داستانی است و هر مجلد ۱۲۴ تا ۱۲۸ صفحه دارد. درمجموع، این مجموعه نزدیک به ۲هزار صفحه است که از نظر حجم، در میان آثار داستانی تألیفی کودک و نوجوان در ایران، اثری بینظیر محسوب میشود.در ادامه گفتوگوی اختصاصی قدس با «محمدرضا سرشار» سرپرست نویسندگان «شهرزاد، دختر شرقی» را بخوانید.
محور اصلی داستان بر چه مفاهیمی استوار است؟
محور اصلی این مجموعه بر خانوادهمحوری، تلاش و امید استوار است. در لایههای زیرین داستان، بهصورت کاملاً غیرمستقیم، شیوه زندگی اسلامی مطرح میشود؛ به این معنا که مجموعهای از ارزشها که برای یک زندگی سالم در خانواده و جامعه سالم ضروری است، در خلال ماجراها نمود پیدا میکند، بدون آنکه نشانههای مستقیم و شعاری در متن دیده شود.
عنوان مجموعه «شهرزاد، دختر شرقی» است. چرا این نام انتخاب شد؟
قهرمان اصلی داستان دختری به نام شهرزاد حدوداً هجده ساله است. در مقابل او، شخصیتی منفی به نام باربی وجود دارد که نماد فرهنگ غربی است و تقریباً همسن شهرزاد است. این شخصیت تلاش میکند کودکان جزیره را بهسوی خود جذب کند و آنها را به سبک زندگی غربی سوق دهد. در مقابل، شهرزاد که هویتی ایرانی دارد، سعی میکند کودکان را به ارزشهای اصیل فرهنگی گرایش دهد. محور اصلی کشمکش داستان، تقابل این دو نظام ارزشی است. ارزشهای غربی با جذابیتها و جلوههای ظاهری فراوان، کودکان را بهراحتی جذب میکنند و همین موضوع، کار را برای شهرزاد دشوارتر میکند.
آیا این شخصیت ارتباطی با شهرزاد قصهگو دارد؟
میان این شهرزاد با شخصیت داستانهای هزار و یکشب، ارتباط مستقیمی وجود ندارد. یکی از دلایل انتخاب این نام آن بود که در ابتدا قرار بود بر اساس فیلمنامه این داستان، یک پویانمایی با هدف عرضه در بازارهای بینالمللی و کشورهای آسیایی تولید شود. چون نام «شهرزاد» نامی آشنا و مشترک میان فرهنگهای کشورهای اسلامی منطقه است، این نام انتخاب شد، تا قابلیت ارتباطگیری بیشتری با مخاطبان مختلف داشته باشد.
در انتخاب نام سایر شخصیتها از جمله «مهربانو» هم به نظر میرسد روی هویت ایرانی تأکید داشتهاید.
حفظ جنبههایی از فرهنگ و هویت اصیل ایرانی، در کنار هویت اسلامی اهمیت ویژهای دارد. اسلام، انسانها را از توجه به هویت ملی سالم خود منع نکرده است. در این داستان، خانوادههایی از فرهنگهای مختلف در جزیره محل وقوع آن، حضور دارند؛ از اروپایی و آمریکایی گرفته تا ژاپنی و آفریقایی و عرب و پاکستانی و در کنار آنها خانوادهای ایرانی نیز حضور دارد. تلاش شده است نامها بهگونهای انتخاب شوند که بیشترین ارتباط را با مخاطب برقرار کنند.
متن کتاب نیز بسیار روان و با توصیفهای بسیار است. چرا این نوع نگارش را انتخاب کردید؟
در داستانهای واقعگرا، فضا و مکان نقش بسیار مهمی دارند. توصیف دقیق فضاها موجب میشود نوجوان بتواند جزیره، محیط و شخصیتها را در ذهن خود مجسم کند. نوجوان امروزی ارتباط خوبی با این سبک از داستان برقرار میکند. بهطور کلی، داستان واقعگرا هنری است که از آغاز تاریخ بشر مورد توجه همه گروههای سنی بوده و همچنان نیز جذابیت خود را حفظ کرده است، زیرا مخاطب میتواند خود را در متن داستان ببیند. البته توصیف در داستان کودک و نوجوان باید متناسب با حوصله و درک آنها باشد و با داستانهای بزرگسال تفاوت دارد که این ظرافتها در این مجموعه رعایت شده است.
فرایند تولید این اثر چگونه بوده است؟ ابتدا کتاب نوشته شد یا پویانمایی ساخته شد؟
در ابتدا فیلمنامه این اثر برای تولید پویانمایی نوشته و پس از آن، فرایند تبدیل فیلمنامه به داستان مکتوب آغاز شد. همان گروهی که فیلمنامه را نوشته بودند، کار تبدیل آن به داستان را نیز انجام دادند. تولید پویانمایی با اندکی تأخیر همراه شد، اما در حال حاضر حدود ۲۰ قسمت از مجموع ۵۲ قسمت آن بهطور کامل ساخته شده و انشاءالله سایر قسمتها نیز بهتدریج تکمیل خواهد شد. بهطور معمول، مقدمات تولید در پویانمایی زمانبر است، اما پس از طی این مرحله، روند کار سرعت میگیرد. البته پخش اثر تا زمان تکمیل تمامی ۵۲ قسمت انجام نخواهد شد.
چه عاملی موجب شد تصمیم به تبدیل این اثر به کتاب نیز گرفته شود؟
معمولاً این تصور وجود دارد که فیلمنامهها در فرایند تبدیل به کتاب، نتیجه مطلوبی بهبار نمیآورند، بهویژه اگر قصه قوی نداشته باشند. اما این مجموعه، علاوه بر جنبههای تصویری، از داستانی قدرتمند نیز برخوردار بود. با توجه به این موضوع و همچنین با در نظر گرفتن این نکته که در کشور ما آثار بلند، برای کودکان و نوجوانان کمتر تولید شدهاند، تصمیم گرفتیم این کار را در قالب داستان نیز منتشر کنیم تا بتواند بخشی از این خلأ را جبران کند.
نگارش فیلمنامه و تبدیل آن به کتاب چقدر زمان برد؟
نگارش فیلمنامه حدود سه سال به طول انجامید. در این مدت، گروهی متشکل از حدود ۱۲ نفر بهصورت مستمر روی نگارش فیلمنامه کار میکردند.پس از آن، تبدیل فیلمنامه به داستان بهصورت تدریجی انجام شد؛ به این معنا که هر مجلد پس از آماده شدن، برای ناشر ارسال میشد. در این مرحله، سرعت، اهمیت کمتری داشت، زیرا همزمان وارد فرایند تصویرگری میشد. از زمان تحویل داستان به ناشر تا انتشار کامل داستان هم، حدود هفت سال زمان صرف شد که علت اصلی این تأخیر، فرایند تصویرگری بود.
مگر چالش اصلی حوزه تصویرگری چه بود؟
یافتن تصویرگری که توانایی انجام این حجم از کار را داشته باشد، بسیار دشوار بود؛ بهویژه تصویرگری که بتواند تصاویر واقعگرایانه پرکار بکشد. در حالی که تصویرگری فانتزی و تخیلی با استقبال بیشتری از سوی تصویرگران مواجه؛ چون انجام آن سادهتر است، اما تصویرگری واقعگرا نیازمند دقت، زمان و مهارت بالاتری است. در بسیاری از کتابهای کودک، تصاویر ساده و کمجزئیات هستند، اما در این مجموعه، تأکید ما بر تصاویر پرکار و دقیق بود. خوشبختانه تصویرگر نیز با این دیدگاه همراهی کامل داشت. در برخی صحنهها، حضور همزمان هفت یا هشت شخصیت یا حتی بیشتر دیده میشود و تصویرگری اندامها در حال حرکت، از دشوارترین بخشهای کار به شمار میرود. به همین دلیل، نزدیک به پنج سال زمان برد تا تصویرگری آن به پایان برسد.پس از آن، مراحل صفحهآرایی و چاپ هم زمانبر بود. در مجموع، از زمان سپردن اثر به انتشارات تا انتشار نهایی کتاب، حدود هفت سال طول کشید. البته برخی مجلدها حدود دو سال پیش منتشر شدند که در این صورت میتوان گفت انتشار آنها حدود پنج سال زمان برد، اما تکمیل و انتشار کامل ۱۵ مجلد، در مجموع هفت سال به طول انجامید.بالاخره این مجموعه چند جلد است؛ جایی اشاره شده ۱۴، جایی ۱۵ و حتی ۱۶جلد؟درواقع تعداد صحیح کل مجلدات این اثر، ۱۵ مجلد است.
یکی از نکات جالب این مجموعه، انتشار نامرتب جلدهاست؛ مثلاً جلدهای یازدهم و چهاردهم که به تازگی منتشر شدند. چرا؟
تصویرگری به ترتیب انجام میشد، اما برخی تصاویر نیاز به اصلاح داشتند و بین تصویرگر و ناشر رفتوبرگشتهایی صورت میگرفت. همچنین در مرحله صفحهآرایی یا متن، گاهی مشکلاتی پیش میآمد که موجب تأخیر در انتشار برخی جلدها میشد. در نتیجه، بعضی مجلدها که مشکلات کمتری داشتند، زودتر منتشر شدند و ترتیب انتشار با ترتیب شماره مجلدها متفاوت شد.
این موضوع موجب دلزدگی و عدم کشش مخاطب نمیشد؟
اگر هم شده، فعلاً که کار کامل شده، این مشکل دیگر وجود ندارد.
چرا برای انتشار این مجموعه با انتشارات بهنشر همکاری کردید؟
انتشارات بهنشر با وجود شهرستانی بودن، در طول سالهای فعالیت خود نشان داده است نهتنها از بسیاری از ناشران متمرکز در تهران، چه از نظر کیفیت محتوا و چه از نظر طراحی و گرافیک و سرمایهگذاری روی آثار پرحجم تصویری و رنگی چیزی کم ندارد؛ بلکه در برخی از زمینهها از بسیاری از آنها برتر هم هست. از طرفی در شرایط فعلی نشر، که هزینهها افزایش یافته و شمارگان کتاب کاهش پیدا کرده است، بسیاری از ناشران خصوصی تمایل کمتری به سرمایهگذاری روی کتابهای هزینهبر دارند، بهویژه برای آثاری که آمادهسازی آنها سالها زمان میبرد. در چنین شرایطی، اغلب فقط ناشران دولتی یا وابسته به نهادهای فرهنگی بزرگ، امکان و جسارت سرمایهگذاری در این طرحها را دارند. با این تشخیص، همکاری با انتشارات بهنشر را بهترین گزینه دانستیم و خوشبختانه این انتخاب، انتخاب درستی بود.
درباره کاهش اقبال کودکان و نوجوانان به کتابخوانی بگویید.
این موضوع تنها مختص کودکان نیست و در میان بزرگسالان نیز دیده میشود. شاخص اصلی این مسئله، کاهش شمارگان کتابهاست. فضای مجازی عامل اصلی این تغییر است که البته، نمیتوان بهراحتی با آن مقابله کرد. با این حال، اگر کودکان از سنین پایین و از طریق خانواده، مدرسه و جامعه به مطالعه علاقهمند شوند، میتوان تا حد زیادی با این پدیده مقابله کرد. همچنین جذابیت کتابها نقش بسیار مهمی در این امر دارد. بخشی از کاهش اعتماد مخاطب به کتاب، ناشی از انتشار آثار کمکیفیت در گذشته بوده است.
بنابراین در چنین شرایطی، لازم است ناشران در انتخاب آثار برای چاپ، سختگیری بیشتری داشته باشند و از مشاوران متخصص آشنا با فرهنگ خودی، در حوزه کودک و نوجوان بهره بگیرند تا بتوانند بار دیگر اعتماد و علاقه مخاطبان را به کتاب جلب کنند.




نظر شما