در میدان منازعات فکری، گاهی دو جریان که در ظاهر دشمن یکدیگرند، در عمل یکدیگر را تقویت کرده و یک هدف مشترک را نابود میکنند. سرنوشت «تراث روایی» در دوران معاصر، نمونه بارز همین پدیده است؛ از یک طرف، رویکردی که به بهانه دفاع، هر حدیثی را معتبر میپندارد و از طرف دیگر، جریانی که به نام نواندیشی، کل این میراث را تخطئه میکند. اهمیت این بحث از آنجا ناشی میشود که هرگونه انحراف در این زمینه، مستقیماً به فهم ما از دین و تاریخ اسلام آسیب میزند.
آیتالله ابوالقاسم علیدوست در یادداشتی تأملبرانگیز، این همافزایی خطرناک را که به حذف نگاه عالمانه و معتدل میانجامد، به زیبایی تشریح کرده است. متن پیش رو، نگاه دقیق ایشان به این مسئله حیاتی است:
دفاع متعصبانه برخی از اخباریان امامیه از تراث روایی که منجر به معتبرانگاری همه احادیث موجود میشد، و یورش افراطی برخی روشنفکران به این تراث، چونان دو تیغه قیچیاند که ظاهرا متقابل هستند اما چو نیک بنگری نه تنها به یکدیگر کاری ندارند بلکه یکدیگر را تیز میکنند تا کاربران اعتدالگرای این تراث ارجمند را قیچی کنند.
تراث ارجمندی که با گنج رنج هزاران راوی، محدث و فقیه پاکباخته فراهم شده است.
میراث گران قیمتی که از سویی با ترمیم رخنههای هدایتی بشر، نیاز هدایتجویان را تأمین میکند و از سوی دیگر میراث تمدنی غیرملموس است که نباید نابخردانه آن را مورد تاخت و تاز قرار داد و غیرمنصفانه در مورد آن قضاوت نمود.
این میراث پس از پایان دوران حدیثستیزی و منع کتابت حدیث در عصر خلفا، ابتدا تا روزگار صادقین علیهما السلام صادر و تکمیل شد و آنگاه در عصر امامان پس از صادقین از پیرایه جعل و صعوبت تعارض ترمیم گردید. تو گویی امامان شیعه با طراحی دکترین «ترمیم -پالایش» کوشیدند این میراث را حتیالامکان سالم و مفید به دست آیندگان برسانند.





نظر شما