علمداری که پشت و پناه برادر بود و نامش شانه به شانه سیدالشهدا(ع) بر تارک تاریخ میدرخشد. شخصیتی که حتی غیرشیعه متوسل دستان بریده او میشوند. در سالروز ولادت الگوی وفاداری و ولایتمداری با حجتالاسلام والمسلمین عباس بابایی، مدیر قرارگاه تربیتی امین و کارشناس مذهبی گفتوگو کردهایم.
وقتی امامان برای او زیارتنامه نوشتهاند
حجتالاسلام والمسلمین بابایی با اشاره به حدیثی از امام صادق(ع) در توصیف حضرت ابوالفضل عباس(ع) بیان کرد: شخصیت انسانها وقتی در کلام معصوم(ع) نقل شده و مورد بررسی قرار میگیرد جایگاه و شأن آن اشخاص را نشان میدهد. کما اینکه دارای جایگاه منفی و یا مثبت باشند. هنگامی که امام معصوم(ع) از او صحبت کند به منزله کثرت و شدت آن جایگاه و یا ویژگی در مورد آن فرد است به عنوان مثال وقتی امام(ع) از یزید صحبت میکنند و ویژگیهای او را برمیشمارند نشاندهنده میزان کثرت پلیدی در یزید است. مطابق همین اصل هنگامی که امام معصوم(ع) از فضائل یک انسان صحبت میکنند ناظر به عظمت شخصیت او است.
امام صادق(ع) به عنوان امامی معصوم در مورد عموی بزرگوارشان حضرت عباس(ع) در قالب روایتی سخنانی دارند که به ویژگیهای مهم شخصیتی حضرت قمر بنیهاشم(ع) اشاره میکند. ایشان میفرمایند: «کانَ عَمُّنَا العَبّاسُ نافِذَ البَصیرَةِ، صَلبَ الإِیمانِ، جاهَدَ مَعَ أبی عَبدِاللهِ الحُسَینِ علیه السلام، وأبلی بَلاءً حَسَناً، ومَضی شَهیداً، ووَرِثَ إخوَتَهُ مِن امِّهِ، ووَرِثَهُ ابنُهُ عُبَیدُ اللّهِ بنُ العَبّاسِ، قالَ: استُشهِدَ وقَد بَلَغَ سِنُّهُ أربَعاً وثَلاثینَ سَنَةً. عمویمان عباس(ع) تیزبین بود و ایمانی استوار داشت. همراه ابا عبدالله الحسین(ع) جهاد کرد و نیکو از آزمایش درآمد و به شهادت رسید و وارث برادران مادریاش شد و پسرش عبیدالله بن عباس، [آنها را] از او ارث بُرد. عباس(ع) هنگام شهادت سی و چهار ساله بود. سرّ السلسلة العلویة: ص۸۹...». امام صادق(ع) بیان میکنند: عموی ما جناب عباس(ع) تیزبین بودند و بصیرت داشتند یعنی در آن گرد و غبارهای روزگار که بسیاری از صحابه بزرگ پیامبر اکرم(ص)، از شخصیتهای کنار امیرالمؤمنین(ع) و از شخصیتهای همراه با امام حسن مجتبی(ع) راه و مسیر حق و حقیقت را پیدا نکردند؛ وجود نازنین قمر بنیهاشم(ع) لحظهای در قدم برداشتن در مسیر درست به خاطر وجود عنصر بصیرت تردید نکردند.
تجسم انسانی ایمان به حق حضرت عباس(ع)
کارشناس مذهبی و پژوهشگر حوزه دین با اشاره به نکته دوم از حدیث امام معصوم(ع) مطرح کرد: حضرت امام صادق(ع) در ادامه به ویژگی مهم دیگری در وجود حضرت عباس(ع) اشاره میکنند و میفرمایند ایشان ایمان بسیار عمیقی داشتند. ایمان در زندگی انسان کجا خودش را نشان میدهد؟ در اعمال انسان!
اعمال به دو بخش فردی و اجتماعی تقسیم میشوند؛ اعمال فردی که در قالب نماز، روزه و این گونه موارد است و اعمال اجتماعی که در شناخت ولی خدا، دشمن ولی خدا و اقدام در مسیر ولی خداست. یعنی اجتناب از طاغوت و عبودیت پروردگار عالم؛ این موارد با محوریت اصلی و رهبری ولی خدا محقق میشود. قمر بنیهاشم(ع) ذرهای در این مسئله که امام عصر و ولیشان وجود نازنین اباعبدالله(ع) است، تردید نداشتند و در این مسیر از تمام هستی خود خرج کردند.
آمیزه بصیرت و ایمان به یاری امام عصر(عج) میرسد
حجتالاسلام بابایی با اشاره به ویژگیهای شخصیتی حضرت ابوالفضل(ع) برای الگوگیری به اثر و عملکرد آنها اشاره کرد و افزود: هنگامی که انسان دارای قوه ایمان، معرفت و بصیرت باشد؛ وارد وادی نصرت خواهد شد. بر این اساس است که امام صادق(ع) فرمودند عموی ما کسی بود که همراه با اباعبدالله(ع) جهاد کردند. این جهاد روز عاشورا نه فقط جهاد نظامی؛ بلکه جهاد تبعیت، عبودیت، استقامت و جهاد تبیین بود. جهاد تبیینی که ما در روز عاشورا از صحابه نازنین امام حسین(ع) و به صورت خاص قمر بنیهاشم(ع) در قالب رجزها، سخنرانیها و گفتوگوها به تعبیری محاجه کردن مشاهده میکنیم؛ همگی نشاندهنده نگاه بلند و عمیق یاران امام حسین(ع) در یاری و نصرت ولی خداست که حضرت قمر بنیهاشم(ع) در اوج قرار داشتند.
خانواده امیرالمؤمنین(ع) الگوی خانواده تراز اسلامی
این پژوهشگر دینی در ادامه با مطرح کردن اقدامهای خانواده حضرت علی(ع) به عنوان الگویی برای چگونگی رفتار با افراد خانواده بیان کرد: نخستین نکته در خانواده تراز و دارای اسلام ناب این است که خانواده بستری برای مهرورزی اهالی خانواده نسبت به یکدیگر است. محبتی که در میان این خانواده موج میزند در حقیقت یک بهشت کوچک را در همین دنیای خاکی برای آنها ایجاد میکند. با مطالعه سیره رفتاری حضرت عباس(ع) و دقت در رفتاری که با مادر گرامیشان، با برادرانشان و نسبت به ساحت قدسی حضرت اباعبدالله(ع) داشتند؛ محبتورزی و ارادت فراوانی را مشاهده میکنیم. محبت و ارادتی که اوج و قله آن زمانی است که ایشان خطاب به امام حسین(ع) میگویند: «جوئل تو فداک». این عبارت یعنی من فدای شما و قربان شما بشوم که در محاورات ما نیز وجود دارد.
نکته دومی که در خانواده تراز اسلام ناب وجود دارد؛ احترامورزی است. محبت اجازه نمیدهد افراد حریم و حرمتها را به خصوص نسبت به بزرگتران بشکنند. رعایت حریم و حرمت نیاز به معرفت نسبت به جایگاه پدر، مادر و برادر دارد. همچنین در این خانواده یک تعریف و معیار آسمانی در قالب ولی و امام نیز وجود دارد. با توجه به این دو معیار، در خانه امام علی(ع) در عین محبت و مهرورزی، احترام نیز در میان افراد در حد اعلایش برقرار بود. این صمیمیت در عین احترام برای امروز ما و در هر خانوادهای میتواند تجلی پیدا کند.
و اما نکته سوم، در خانواده تراز اسلامی تبعیت کوچکترها از بزرگترهاست. بزرگترهایی که به واسطه سن و سالشان تجربههای ذیقیمتی دارند و به واسطه معلومات بیشتر اندوختههای ارزشمندتر و به واسطه اتصال به عالم قدس، نورانیت دارند، به انسان کمک میکند تا راه را از چاه بشناسد و بتواند بهترین تصمیم را در اولویتهای متعدد خود اختیار کند. این مورد در سیره نورانی قمر بنیهاشم(ع) هویداست که تبعیت تام و تمامی از ولی زمان داشتند. این آموزهای است برای فرزندان تا نسبت به بزرگترها که تجربه و همچنین دانش و بینش بیشتری دارند، تبعیت داشته باشند و این تبعیت را در رفتار و گفتارشان نشان دهند تا انشاءالله مشمول رحمت بیکران پروردگار عالم قرار بگیرند.
عباس بن علی(ع) چگونه ماه بنیهاشم شد؟
حجتالاسلام والمسلمین بابایی به عنوان نکته پایانی بیان کرد: یکی از نکات مهمی که در سیره اولیای الهی قابل مطالعه است؛ کیفیت تربیت ایشان است. وقتی از شخصیت ممتازی مثل ابوالفضل العباس(ع) صحبت میکنیم توهم نادرست عدهای آن است که این شخصیت از دوران طفولیت بدون نیاز به یک معلم و مربی تا ۳۴سالگی که در محضر برادر بزرگوارشان و ولی زمانشان به شهادت رسیدند، پیش رفتهاند و بدون طی مراحل مختلف تربیتی به این نقطه رسیدند. باید بدانیم این باور خطای بسیار دردناکی است. حضرت عباس(ع) مثل حضرات معصومین(ع) تربیت شده و مراتب رشد را طی کردند؛ منتهی نه در هر مکتب و مدرسه و پیش هر معلم و مربی، بلکه معلم و مربی که ایشان را ناظر بر استعدادهایشان تربیت کرد. نخستین معلم در این مسیر وجود نازنین امیرالمؤمنین(ع) است و در کنار ایشان شخصیت مادر باکرامت حضرت عباس(ع) که بسیار در نحوه تربیت ایشان تأثیر گذاشتند. بانو امالبنین(س) دو ویژگی قابل توجه و منحصر به فرد را به تمام چهار پسرشان از جمله و در رأس آنها حضرت عباس(ع) عنایت کردند؛ یکی بحث ادب بود و دیگری امر ولیپذیری و ولیشناسی. مفهوم ادب در حقیقت در مسائل فردی و زندگی شخصی ما قابل رؤیت است. ادب گفتار، رفتار، افکار و همه آدابی که ما در زندگی باید نسبت به آن توجه داشته باشیم و اما ادب در دیانت و عبودیت هم داریم. ما در پیشگاه پروردگار عالم و در پیشگاه پیامبر گرامی(ص) و اولیای الهی نیز که جانشینان خداوند هستند نیز این ادب را بایستی رعایت کنیم. وجود نازنین امام علی(ع) و پس از آن فرزند ارشدشان امام مجتبی(ع) بعد فرزند دیگرشان اباعبدالله(ع) این ادب را رعایت و مواظبت کردند. حرمتها و حریمها را دقت کردند. توجه به رفتار به عنوان والد نکته پایانی و تکمیلی بحث ماست. این امر از بالاترین شیوههای تربیتی است که در سیره پدر و مادر به خصوص مادر حضرت عباس(ع) نسبت به فرزندان رشیدشان جناب عباس، عبدالله، جعفر و عثمان به کار رفته است.





نظر شما