اگر حوصله داشته باشید و همین حالا آمار سالمندان ایران را جستوجو کنید به نتایج متفاوتی میرسید. یعنی از برخی منابع که ۱۲ درصد جمعیت ایران را سالمند میدانند بگیرید تا آنهایی که حرف از ۲۰ درصد میزنند! اما در همه مطالب و نتایج، یک حرف و هشدار مشترک هم به چشم میخورد؛ چندین و چند سال است که کارشناسان بهاتفاق میگویند شیب سالمندی در ایران خیلی بالاتر از دیگر کشورهاست و حتی برخیها از شیب سهبرابری حرف میزنند.
۷ درصد و ۲۷ درصد
کارشناسان میگویند بر اساس معیارهای جهانی، بهترین حالت از حیث جمعیتی این است که کشوری ۷درصد جمعیتش سالمند باشد؛ در این حالت میتوان آن را کشوری جوان به حساب آورد. مرتبه و مرحله بعد در بحث جمعیت این است که ۷ تا ۱۴درصد جمعیت کشوری سالمند باشند. در این حالت آن کشور در مرحله «ورود به سالمندی» به سر میبرد. کشورهای دارای ۱۴ تا ۲۱درصد سالمند، کشور سالمند محسوب میشوند و اگر ۲۱ تا ۲۷درصد جمعیت سالمند باشند آن کشور سالخورده به حساب میآید. به کشورهایی که بیشتر از ۲۷درصد جمعیتشان سالمند باشند «شدیداً سالخورده» میگویند.
در مورد جمعیت ایران و اینکه در حال حاضر در چه مرحلهای به سر میبریم گویا میان مسئولان و کارشناسان اختلاف نظر وجود دارد.
مهرماه همین امسال «اکبری ساری» رئیس مؤسسه ملی سلامت گفت: «سالمندان بالای ۶۵ سال اکنون بیش از ۲۰درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند». آقای رئیس البته مرجع و منبعی برای این آمار اعلام نکرده بود.
آمار و ارقام رئیس سازمان بهزیستی کشور که سه هفته پیش آن را اعلام کرد دو تفاوت اساسی با ادعای رئیس مؤسسه ملی سلامت داشت. اول اینکه بر اساس معیارهای سازمان جهانی بهداشت افراد بالای ۶۰ سال را سالمند قلمداد میکرد و دوم اینکه حرفی از رقم ۲۰درصدی نبود. «سیدجواد حسینی» گفته بود: «بر اساس آمارهای برخط، اکنون ۱۴درصد جمعیت ایران سالمند هستند و سرعت سالمندی در ایران بهمراتب بالاتر از میانگین جهانی است بهگونهای که ایران تا سال۱۴۳۰ در زمره سالمندترین کشورهای جهان قرار خواهد گرفت».
آمار و ارقام میگویند در سال۱۳۹۵ بیشتر از ۵/۹درصد جمعیت ایران سالمند محسوب میشدند و میانگین سالمندی جهانی در آن سال ۱۲ یا ۱۳درصد بود. فقط در کمتر از ۱۰ سال میزان جمعیت سالمند ایران به رقم ۱۴درصد رسیده و ادامه این وضعیت سبب میشود در سال۱۴۱۵ بیش از ۱۵درصد جمعیت ایران سالمند باشند. پیشبینیها برای سال۱۴۳۰ حکایت از درصد وحشتناک سالمندی یعنی ۳۱درصد دارد و اگر با همین فرمان جلو برویم، ۲۵ سال دیگر جزو کشورهای بهشدت سالخورده محسوب میشویم!
سالخوردگان شدید
البته حکایت ۲۵ سال بعد و جمعیت ۳۱درصدی سالمندان، حکایت پیشبینی است و متکی به آمار و ارقام امروزی و عوامل متعددی وجود دارند که میتوانند سبب شوند این پیشبینیها محقق نشوند. مثلاً «دکتر مجید فولادیان» رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان کشور، یک ماه پیش در حاشیه یک نشست تخصصی گفته بود: «برآوردهای پیشین از وضعیت سالمندی کشور حاکی از آن بود که سال ۱۴۰۴ حدود ۵/۸درصد جمعیت ایران را سالمندان تشکیل میدهند، اما این پیشبینیها محقق نشد و در حال حاضر حدود ۱۳درصد از جمعیت کشور سالمند هستند»!
بنابراین دعا کنید عاملی پیدا شود و کمک کند تا این شیب عجیب و غریب افزایش جمعیت سالمندان در ایران تغییر کند و سال۱۴۳۰ به مرحله «سالخوردگی شدید» نرسیم.
هرچند سرعت گسترش سالمندی در ایران قابل کتمان نیست و قطعاً هم باید برای آن فکری کرد، اما این نکته هم مهم است که وفور هشدارها طی سالیان اخیر سبب نشود فکر کنیم این فقط کشور ماست که به بلای پیر شدن سریع جمعیت مبتلا شده است. «فرارو» مینویسد: «دادههایی که از سازمان ملل متحد و صندوق بینالمللی پول (IMF) استخراج شدهاند، نشان میدهد جمعیت سالمندان در برخی از کشورهای دیگر جهان هم با سرعتی بیسابقه در حال افزایش است».
این تحول جمعیتی، آینده رشد اقتصادی، بازار کار و نظامهای رفاهی کشورها را وارد مرحلهای تازه و پرچالش کرده است. این نکته را هم لازم است بدانید که سرعت بیسابقه افزایش جمعیت سالمندان مربوط به اقتصادهای بزرگ جهان است. مثلاً در حال حاضر ژاپن در میان اقتصادهای بزرگ جهان پیرترین جمعیت را دارد و حدود ۳۰درصد از جمعیت این کشور شصتوپنج ساله و بالاتر هستند.
چین هم بزرگترین جمعیت سالمند جهان را در اختیار دارد و بیش از ۲۱۱ میلیون نفر از جمعیت این کشور بالای ۶۵ سال سن دارند.
هند با وجود اینکه یکی از جوانترین جمعیتها را در میان اقتصادهای بزرگ دارد، بیش از ۱۰۰ میلیون سالمند دارد.
سالمندی ما، سالمندی آنها
پیرتر شدن جهان و جمعیت کشورها و افزایش تعداد سالمندان سبب تغییر مسیر رشد اقتصادی، نظامهای سلامت و بودجههای عمومی در بزرگترین اقتصادهای جهان شده است. اما پیری جمعیت در اقتصادهای بزرگ جهان از حیث دلیل با پیری جمعیت در کشورهای دیگر تفاوت چشمگیری دارد که ناشی از اختلاف در نرخ باروری، امید به زندگی و مراحل توسعه اقتصادی است.
بازهم بگذارید ژاپن را مثال بزنیم که نرخ پایین زاد و ولد در کنار امید به زندگی بالا موجب این تغییر جمعیتی شده و چالشهای بزرگی برای نیروی کار و نظام بازنشستگی ژاپن ایجاد کرده است.
بعد از ژاپن، ۹ کشور اروپایی با ارقام۲۰ تا ۲۵درصد، بالاترین سهم سالمندان از جمعیت را به خود اختصاص میدهند. آلمان و ایتالیا در رتبههای بعدی قرار دارند و سالمندان حدود یکچهارم جمعیت این کشورها را تشکیل میدهند. بسیاری از اقتصادهای اروپایی اکنون با کاهش جمعیت در سن کار مواجه هستند که نگرانیهایی درباره پایداری بلندمدت اقتصادی ایجاد کرده است.
در همین حال، چین از نظر تعداد مطلق سالمندان در صدر قرار دارد و بیش از ۲۱۱ میلیون نفر بالای ۶۵ سال دارد. همچنین در هند، با اینکه سالمندان تنها ۷درصد از کل جمعیت را تشکیل میدهند، اما به دلیل جمعیت بسیار زیاد این کشور، تعداد افراد شصتوپنج ساله و بالاتر به بیش از ۱۰۱ میلیون نفر میرسد.
البته در برخی اقتصادهای نسبتاً بزرگ، جمعیت هنوز و نسبتاً جوان هستند. عربستان سعودی و امارات متحده عربی کمترین سهم سالمندان را دارند که به ترتیب ۳درصد و ۲درصد است. دلیل اصلی این موضوع، حضور گسترده نیروی کار مهاجر در این کشورهاست.
پیشبینیها میگویند انتظار میرود این ارقام در دهههای آینده با افزایش امید به زندگی و کاهش نرخ تولد افزایش پیدا کند. یعنی توسعه اقتصادی و پیشرفت با همه خوبیهایش میتواند بلایی را که بر سر جمعیت ژاپن آورد بر سر وضعیت جمعیت و سالمندی دیگر کشورهای در حال توسعه هم بیاورد.



نظر شما