بررسیهای اخیر در حوزه آموزش نشان میدهد با وجود جهش ناگزیر به سمت سکوهای برخط در چند سال اخیر و با شیوع کرونا، مفهوم «آموزش مجازی» آنگونه که در عمل پیادهسازی میشود، در تضاد با اصول بنیادین آموزش حقیقی قرار دارد و به هیچ وجه توان جایگزینی کامل کلاسهای حضوری را ندارد؛ آن هم برای مقاطع ابتدایی که با فضای آموزش برخط چندان آشنایی ندارند و طبق قواعد آموزشی، حضور و برقراری تعامل و ارتباط جزو اولویتهای آموزشی آنهاست. گفتوگوی طوس با معاون آموزش ابتدایی ناحیه ۳ مشهد در این باره را بخوانید.
محمدصادق طباطبایی در گفتوگو با خبرنگار ما با بیان اینکه آموزش مجازی در واقع مقابل آموزش حقیقی قرار دارد، میگوید: آموزشهای مجازی میتوانند با تکیه بر امکانات ارتباطی نوین، رسانهها و اینترنت انجام شوند؛ اما همچنان سنتی، به صورت یکطرفه، غیرتعاملی و بدون توجه به تفاوتهای فردی دانشآموزان باشند. در نتیجه استفاده از ابزارهای نوین به معنای آن نیست که این آموزشها جدید و بهروز هستند. برخی افراد تصور میکنند با توسعه رسانهها میتوان مدرسهها را تعطیل کرد و به آموزشهای مجازی پرداخت؛ این یک دیدگاه کاهشگرایانه و خطای ادراکی درباره آموزش حضوری است.
وی با اشاره به سابقه آموزشهای غیرحضوری از سالها پیش، یادآور میشود: این آموزشها در سه شکل اقتضایی، پشتیبانی و اضطراری قابل بررسیاند. افرادی به دلیل مشکلات زندگی یا مشغلههای دیگر و بنا بر اقتضا مجبور به استفاده از آموزشهای غیرحضوری هستند و از آن بهرهمند میشوند؛ مانند دانشجویان. شکل پشتیبانی زمانی است که از ظرفیتهای مجازی برای فعالیتهای تکمیلی، ارائه تکالیف، پاسخ به پرسشها و تسهیل فرایند یادگیری استفاده میشود و شکل اضطراری نیز زمانی است که به ناچار کلاسهای حضوری باید تعطیل شوند و اوج این وضعیت در زمان شیوع ویروس کرونا بود که موجب جهش قابل توجهی در این حوزه شد.
معاون آموزش ابتدایی ناحیه ۳ مشهد ادامه میدهد: در کشور ما نیز طراحی و توسعه سکوی «شاد» در وزارت آموزش و پرورش با وجود تمام ضعفها و نواقصی که ممکن است داشته باشد، نمونهای از این تلاشهاست تا در کنار سایر پیامرسانها به عنوان یک محیط امن و تخصصی و تحت نظارت برای دانشآموزان فضای آموزشی سالمتری را فراهم کند. با این حال باید توجه داشت در شرایط اضطراری و غیر اضطراری هرگز آموزشهای مجازی، جای آموزشهای حقیقی را نخواهند گرفت و در شرایط یکسان، کمتر کسی ترجیح میدهد از آموزش مجازی استفاده کند؛ بهویژه زمانی که هدف از آموزش، یادگیری و تربیت است.
ناکارآمدی آموزش مجازی در مقطع دبستان نمایانتر است
طباطبایی با بیان اینکه آموزش مجازی در مقاطع پایینتر معنایی ندارد، تأکید میکند: آموزش مجازی در چنین مقطعی با چالشهای بیشتری مواجه است و ناکارآمدی آن بیشتر نمایان میشود. در این مقطع، هدف اصلی آموزش، ایجاد ارتباطات اجتماعی و مهارتهای پایهای است و آموزشهای مجازی نمیتوانند این نیازها را برآورده کنند. برای مثال، دانشآموزانی که سالهای ابتدایی تحصیل خود را در دوران کرونا گذراندند، ممکن است حتی شیوه صحیح قلم به دست گرفتن را ندانند که این موضوع میتواند تأثیرات منفی طولانیمدتی را تا پایان تحصیل آنها داشته باشد.
به گفته وی، کارآمدی آموزش مجازی حتی در اشکال روزآمد خود نیز، قابل مقایسه با آموزش حضوری نیست؛ بهویژه زمانی که زیرساختها به لحاظ سختافزاری و نرمافزاری فراهم نیست و دانشآموز، معلم، والدین و عوامل اجرایی در مدرسهها در برخی موارد آموزشهای کافی برای استفاده از این فضا را ندیدهاند، این موضوع پیچیدگی بیشتری پیدا میکند.
غیرحضوری شدن، عدالت آموزشی را تحت تأثیر قرار میدهد
معاون آموزش ابتدایی ناحیه ۳ مشهد ادامه میدهد: دانشآموزانی هستند که ابزارهای کافی و روزآمد در دسترسشان نیست و میخواهند از ابزار ارتباطی پدر و مادرشان استفاده کنند؛ اما آنها در منزل حضور ندارند و یا اجازه نمیدهند. بنابراین غیرحضوری شدن آموزش، به خصوص در دولت فعلی که بحث عدالت آموزشی در آن، شعار پررنگی به شمار میآید، بیشک یکی از مؤلفههایی است که عدالت آموزشی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ به عبارتی همین نبود توازن و تناسب برخورداری دانشآموزان از امکانات فناورانه است. در برخی نواحی توان استفاده از سکوهای قوی وجود ندارد و در بعضی نواحی هم که توان مالی استفاده از سکوهایی مانند اسکایروم را دارند، به دنبال قطع اینترنت، با مشکلات جدیدتری مواجه میشوند؛ چون تجربه استفاده از «شاد» را ندارند و شاید تحمل آنها در قطع و وصلیها و سرعت پایین کمتر باشد؛ زیرا در گذشته با ابزارهای قویتری کار کردهاند. ضمن اینکه بسته به محل سکونت افراد، تبعیض و نبود عدالت شکل دیگری هم پیدا میکند.
تعطیلی مدرسهها اساساً به معنی تعطیلی آینده است
طباطبایی با اشاره به استفاده از آموزش مجازی در دوران کرونا، میافزاید: اگر چه ما ناچار به استفاده از فضای مجازی شدیم؛ اما این تجربه نتوانست ما را در سطح بالاتری از استفاده از این فضا نگه دارد. از طرفی به دلیل ناترازیهای انرژی، مسائل امنیتی و آلودگی هوا و با وجود همین فضای مجازی و آموزشهای برخط، مسئولان امر راحتتر برای تعطیلی تصمیم میگیرند، در حالی که تعطیلی مدرسهها اساساً به معنی تعطیلی آینده است.
وی با بیان اینکه مدتی است استفاده از واژه «تعطیل» به شدت کاهش یافته است، میگوید: امروز کمتر از واژه «تعطیل» استفاده میشود و به جای آن میگویند مدرسهها «غیرحضوری» شدهاند؛ نشانهای از درک عمومی جامعه نسبت به این واقعیت که نبود کلاس درس، به معنای توقف آموزش و زیان بلندمدت برای کشور است.
مدرسهها باید آخرین مکان برای تعطیلی باشند
به گفته معاون آموزش ابتدایی ناحیه ۳ مشهد، در یک نگاه ایدهآل، آخرین جاهایی که باید تعطیل شوند، مدرسه هستند؛ اما در شرایط کنونی، متأسفانه آنها به عنوان نخستین مکانهایی که تعطیل میشوند، شناخته شدهاند؛ زیرا تعداد مدرسهها زیاد بوده و شرایط آنها نیز متفاوت است.
طباطبایی اظهار میکند: تصمیمگیرندگان برای حل مشکلاتی مانند ناترازی انرژی، ترافیک شهری و آلودگیهای جوی به این نتیجه میرسند که با غیرحضوری کردن مدرسهها، تأثیر معنادار و چشمگیری ایجاد میشود. این امر ممکن است آنها را ترغیب کند تا راحتتر درباره تعطیلی مدرسهها تصمیم بگیرند و با اطمینان خاطر از وجود آموزشهای غیرحضوری، اقدام کنند.
وی با اشاره به سه رویکرد برای حل مشکلات آموزشی ناشی از تعطیلیهای مکرر و آموزش غیرحضوری، میگوید: در این حوزه یک رویکرد حداکثری و ایدهآلگرا و یک رویکرد اورژانسی و سطحی و در نهایت، یک راهکار میانی وجود دارد که میتواند اثربخشی بیشتری داشته باشد و به کاهش آسیبها کمک کند و این راهکارها باید در سه سطح سیاستگذاریهای کلان مبنی بر توجه به اهمیت آموزش حضوری و جلوگیری از تعطیلی مدرسهها، آموزش سواد رسانهای مبنی بر تقویت توانایی خانوادهها و دانشآموزان در استفاده صحیح از فضای مجازی و توجه به زیرساختهای آموزشی در راستای ارتقای کیفیت آموزش و فراهم کردن امکانات لازم برای یادگیری مؤثر مورد توجه قرار گیرد.
معاون آموزش ابتدایی ناحیه ۳ مشهد با بیان اینکه با وجود محتوای آموزشی پربار و تنوع اهداف آن در نظام آموزشی ما در مقایسه با سایر نظامهای آموزشی دنیا، زمان فعلی آموزش (۸۰۰ تا هزار و ۲۰۰ ساعت در سال) کافی نیست، میافزاید: برای بهبود کیفیت آموزش باید به سمت تعمیق اهداف و محتواهای آموزشی برویم حتی با بالا بردن کیفیت، از کمیت زمان آموزش کم کنیم؛ اما این تغییرات باید به صورت سازمانیافته و همگی با هم انجام شود. برای زمان شروع و پایان سال تحصیلی در مناطق سردسیر و گرمسیر و در برخی استانها اختیاراتی مبنی بر ایجاد تغییرات در زمان آموزش، تفویض شود و به اقتضائات فرهنگی، سیاسی و جغرافیایی هر استانی توجه صورت بگیرد تا بهرهوری و تحقق اهداف یاددهی و یادگیری افزایش یابد.
طباطبایی ادامه میدهد: با استفاده از سیاستگذاریهای کلان باید از همه عِدّه و عُدّه جامعه استفاده کنیم تا مدرسهها را تا حد ممکن باز نگه داشته و از تعطیلی آنها جلوگیری کنیم. اگرچه آموزش غیرحضوری گزینهای موجود است، نباید به راحتی به تعطیلی مدرسهها اتکا کرد. همچنین وقتی قرار است به این راحتی تعطیلی داشته باشیم، باید زیرساختها را تقویت کنیم تا معلمان بتوانند با کیفیت بالاتری تدریس کنند و از ابزارهای مناسب بهرهمند شوند؛ چون در آموزش مجازی با کیفیت، معلمان باید نسبت به آموزش حضوری، زمان بیشتری را صرف تولید محتوا، ارائه بازخورد و حمایت از دانشآموزان کنند. این امر نیازمند حمایتهای سازمانی و پرداخت حقالزحمه مناسب است تا انگیزه معلمان حفظ شود.
راهبرد میانی؛ به ازای تعطیلی باید به روزهای سال تحصیلی اضافه شود
وی با بیان اینکه برای بهبود وضعیت، باید یک راهبرد متعادل و عزم ملی وجود داشته باشد، اضافه میکند: اگر قرار است روزهای آموزشی کاهش یابد، دستکم به میزان نصف روزهای تعطیل، به تعداد روزهای تحصیلی اضافه شود تا حداقل ۸۰درصد ساعت آموزش در سال برای دانشآموز فراهم شود. در مقطع ابتدایی حضور دانشآموزان در مدرسه ضروری است و کاهش این حضور میتواند منجر به ترک تحصیل شود. آغاز سریعتر سال تحصیلی پیش از مهر، استفاده از روزهای پنجشنبه و برگزاری کلاسهای جبرانی میتواند به جبران این کاستیها کمک کند. ضمن اینکه باید در مورد تعطیلیها کمی سختگیرانهتر عمل کنیم. با توجه به تبعات اجتماعی و احتمال بروز اعتراضات، بهتر است تعطیلیها فقط در مواقع اضطراری و با قید ضرورت انجام شود.
تأمین تجهیزات برای معلمان و دانشآموزان در این دوره در اولویت آموزش و پرورش نبوده است
معاون آموزش ابتدایی ناحیه ۳ مشهد در پاسخ به این پرسش که آیا برای روستاهایی که اینترنت و معلم متمرکز ندارند، آموزش و پرورش راه چارهای داشته یا خیر، میگوید: اینکه بگوییم آموزش و پرورش هیچ کاری نکرده، انصاف نیست؛ اما میتوان بیان کرد اقدامهای کنونی مناسبی نسبت به دوره کرونا که نیاز مبرمتری به آموزش مجازی بود، مشهود نیست. درباره اتصال اینترنت در مناطق دوردست روستایی برای آموزش نیز در جایی تصریح نشده و به نظر میرسد اقدامهای مشابهی در زمینه بهبود زیرساختهای اینترنتی و ارتباطی صورت نگرفته و البته این یک خلأ است که در بضاعت و قدرت آموزش و پرورش نیست و میتوان با اطمینان گفت دستکم در دوره اخیر، این مسئله در اولویت آموزش و پرورش بهطور واقعی نبوده که حمایتی از نظر تأمین تجهیزات یا هزینهها برای معلمان و دانشآموزان صورت بگیرد با این فرض که تمامی آنها از حداقلهای لازم برای ایجاد ارتباط مجازی به منظور فرایند یاددهی، یادگیری و آموزش بهرهمند شوند.
الزامی برای جبران ساعتهای کسری آموزش وجود ندارد
طباطبایی با اشاره به مدرسههای غیردولتی و تلاش آنها برای جبران ساعتهای کسری آموزشی میافزاید: آنها از فرصت پنجشنبهها یا حتی عصرها و ساعتهای فوقبرنامهشان استفاده کردهاند تا کاستیهای ناشی از تعطیلات اجباری را جبران کنند؛ بهخصوص در زمینه مسائل امنیتی و انرژی که عملاً بازگشایی مدرسهها را غیرقانونی و ممنوع کرده؛ اما در بخش دولتی تا این لحظه واقعاً چنین مسئلهای وجود نداشته؛ حتی ایده و طرح اولیهای هم برای این موضوع نداشتهایم. حالا بماند که اگر آن ایده و طرح هم وجود داشته باشد، چقدر قابل تحقق بوده و چه هزینهها و مخاطراتی ممکن است وجود داشته باشد؛ حتی میتوان بیان کرد که گفتمانش هم شکل نگرفته تا ما بتوانیم دستورالعمل یا آییننامهای را تدوین کنیم. اگر آییننامههایی هم تدوین شده، اما یک بازوی قهری و ضمانت اجرایی برای الزام آموزش و پرورش در استانها یا شهرستانها وجود ندارد تا ملزم به برگزاری کلاسهای حضوری، دستکم به میزان نصف روزهای تعطیل شده در پایان سال تحصیلی یا در روزهای تعطیل مانند پنجشنبهها باشند.





نظر شما