در آستانه نیمه شعبان، یادداشت حجت الاسلام ابراهیم انصاری بحرینی را میخوانید که به خوانشی معرفتی از فلسفه غیبت و ظهور میپردازد. این یادداشت با تکیه بر فرمایش امام مهدی(عج) که «فاطمه زهرا(س) برای من اسوه است»، استدلال میکند که غیبت امام زمان نه به معنای کنارهگیری از تدبیر عالم، بلکه تجلی مقام فاطمی است. غیبت، عصری است که در آن ولایت در بالاترین سطح، با خفا و ناشناختگی جمع میشود و امام مهدی(عج) ولایت خویش را بر نهج زهرا(س) اعمال میکند؛ نوری که میتابد و خفایی که راز تابیدن را حفظ میکند.
فرمایش امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف): «وَفِی ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) لِی أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» کلیدی بنیادین برای فهم حقیقت شخصیت آن حضرت، بهویژه در دوران غیبت کبری به شمار میآید. این اقتدا صرفاً ناظر به بُعدی اخلاقی یا عاطفی نیست، بلکه از سنخیتی وجودی و ژرف میان حقیقت امام مهدی(عج) و حقیقت صدیقۀ طاهره فاطمه زهرا (سلامالله علیها) پرده برمیدارد.
اسوه فاطمی به مثابۀ مقام تکوینی
اسوه فاطمی به معنای تحقق در عالیترین مراتب نورانیت و فیض است، همراه با گزینش آگاهانۀ خفا و عدم ظهور در عرصۀ شناخت اجتماعی. صدیقۀ طاهره فاطمه زهرا(س) برترین شخصیت در عالم تأثیرگذاری وجودی پس از رسول خدا(ص) بود، اما زندگی ایشان با پردهنشینی و ناشناختگی نزد اکثریت اهل دنیا همراه بود.
این گونه از وجود ـ نوری فعال بیآنکه در معرض نمایش باشد ـ دقیقاً همان سبکی است که امام مهدی(عج) در عصر غیبت برمیگزیند. در اینجا خفا نه نشانه نقص، بلکه کمالی مقصود است؛ و نه به معنای غیبت از تأثیر، بلکه تعالی از آن است که اثرگذاری وابسته به رؤیت مردمان باشد.
غیبت به مثابۀ عصر فاطمی
میتوان دوران غیبت را بهدرستی عصری فاطمی نامید؛ زیرا ویژگی بنیادین آن جمع میان دو حقیقت است:
اعمال ولایت در بالاترین سطح
ماندن در حریم خفا نسبت به ادراک عمومی
امام مهدی(عج) در عصر غیبت نه معطّل است و نه از صحنۀ تدبیر عالم کناره گرفته، بلکه با نهایت حضور، حاضر است؛ اما حضوری در ساحتی فراتر از درک متعارف بشر. این همان حقیقتی است که در فاطمیت زهرا(س) جلوهگر بود: اشراقی فراگیر، بیهیچ مطالبهای برای شناخته شدن.
معنای انقطاع از آتش و افق طهارت مطلقه
وقتی گفته میشود کسی «منقطع از آتش» است، مقصود تنها ترک گناه نیست، بلکه رسیدن به مرتبهای است که هیچ میل نفسانی یا گرایش ذهنی به سوی آلودگی باقی نماند.
منقطع از آتش کسی است که:
نه در عمل آلوده میشود/ نه در نیت آلوده میشود/ و نه حتی در توجه و گرایش درونی.
با این معنا، امام مهدی (عج) در عصر غیبت متحقق به حالت فاطمی است:
طهارتی ریشهای که هر پیوندی میان او و عالم جاذبۀ دنیا را قطع کرده است.
زهرائیت و فاطمیت؛ دو سطح مکمل
میتوان میان دو مقام تمایز نهاد:
زهرائیت: مقام نور، فیض و اشراق
فاطمیت: مقام خفا و استتار
در عصر غیبت، هر دو مقام در شخصیت امام مهدی (عج) جمع است:
زهرائی در باطن، و فاطمی در ظهور اجتماعی.
اما در عصر ظهور، زهرائیت همچنان باقی است، در حالی که بُعد فاطمی به معنای ظاهری آن مرتفع میشود؛ زیرا مرحلۀ ظهور اقتضای اعلان، مواجهه و برپایی دولت الهی را دارد.
غیبت و ظهور در منطق مادری و پدری
سیر وجودی انسان را میتوان به دو مرحله تشبیه کرد:
مرحلهای که پیوند با مادر غالب است و مرحلهای که پیوند با پدر غالب میشود
در نمادشناسی ولایی: غیبت، مرحله فاطمی (مادری) است. ظهور، مرحله علوی (پدری) است و غیبت، زمان تکوین آرام و درونی است؛ و ظهور، زمان کنش آشکار و میدانی.
علویت و مسیر صراط
علویت به معنای ورود به قلب میدان ابتلاء و بر عهده گرفتن بار رویارویی مستقیم با عالم دنیاست. از همین رو، علویت با مفهوم صراط گره خورده است؛ و صراط پلی بر فراز جهنم نیست، بلکه مسیری است که از متن و ژرفای آن میگذرد. اما فاطمیت، به سبب انقطاع بنیادین از آتش، در حاشیۀ این مسیر قرار دارد.
روایات گواهی میدهند که صدیقۀ طاهره(س) در قیامت کنار درِ بهشت میایستد و مأمور میشود بازگردد و شیعیان خویش را همراه خود مستقیماً وارد بهشت سازد، بیآنکه سخنی از عبور آنان از صراط به میان آید؛ که این خود نشانهای از سنخیت خاص فاطمی در نجات است.
غیبت خلأ تاریخی نیست، بلکه حالتی وجودی و بلندمرتبه است که در آن حقیقت فاطمی در عالیترین صورت خود تجلی یافته است. امام مهدی(عج) در این دوران، ولایت خویش را بر نهج زهرا(س) اعمال میکند:
نوری که میتابد و خفایی که راز تابیدن را حفظ میکند؛ تا آنگاه که زمان انتقال به تجلی علوی در عصر ظهور فرا رسد.





نظر شما