شواهد نشان میدهد که ما در حال ورود به دورانی هستیم که در آن «فقر انرژی» به سلاحی برای بازتوزیع ثروت جهانی تبدیل خواهد شد.
امروز هر پدیدهای که قابل مدلسازی باشد، به یک ابزار مالی تبدیل میشود. از اوراق قرضه فاجعه (Catastrophe Bonds) تا قراردادهای پیشخرید واکسن، همگی نشاندهنده یک واقعیت تلخ هستند: سرمایه پیش از وقوع بحران چیده میشود. منطق ساده است: بحران تولید کن. ادراک عمومی را از طریق رسانه مدیریت کن (ترس ایجاد کن). نقدینگی را از جیب مردم به سمت ابزارهای مالیِ طراحیشده هدایت کن. و در نهایت، با تخلیه داراییهای مردم، چرخه را دوباره از نو آغاز کن.
برخلاف روایتهای فانتزی از «گذار سریع به انرژی سبز»، واقعیتهای فنی میدانهای نفت و گاز چیز دیگری میگویند. تولید نفت جهان به طور طبیعی سالانه ۸ درصد افت میکند. این یعنی هر سال باید ۵.۵ میلیون بشکه تولید جدید وارد مدار شود تا فقط «درجا بزنیم» و سطح فعلی حفظ شود.
صنعت انرژی امروز شبیه به دوندهای است که روی تردمیل با سرعت مرگبار میدود تا فقط سقوط نکند. با کاهش سرمایهگذاری در دهههای اخیر، ما نه با «تمام شدن نفت»، بلکه با «شکست عرضه» مواجهیم همه از نیروگاه خورشیدی حرف میزنند، اما کسی از «گلوگاه شبکه» نمیگوید.
هر مرکز داده بزرگ و هوش مصنوعی ، برقی معادل یک شهر کوچک میبلعد. خورشید و باد، بدون نیروگاههای گازیِ پشتیبان، شبکه را به تاریکی میکشانند؛ چراکه تکنولوژی ذخیرهسازی (باتری) هنوز در مقیاس جهانی فرسنگها با نیاز ما فاصله دارد. جهان با کمبود ۳۰ درصدی ترانسفورماتور و تجهیزات فشار قوی روبروست. بدون نفت و پتروشیمی، حتی تولید یک پنل خورشیدی یا توربین بادی غیرممکن است. از سال ۲۰۲۶، موتور اصلی تقاضای نفت از «بنزین» به «پتروشیمی» تغییر جهت میدهد.
نفت دیگر فقط برای سوختن در موتورها نیست؛ نفت «خمیرمایه» جهان مدرن است (از لوازم پزشکی تا فیبرهای نوری). حتی اگر تمام خودروها برقی شوند، تقاضای نفت برای تولید مواد اولیه (پلیمری و شیمیایی) چنان جهشی خواهد داشت که بازار را دچار شوک محصول خواهد کرد.
در حالی که تمام دنیا به دنبال طلاست، قدرتهای بزرگ (از ترامپ تا چین) در حال بلعیدن میادین نفتی و ذخیرهسازی استراتژیک انرژی هستند. وقتی ورودی پول به صنعت نفت (۱.۱ تریلیون دلار) را با کل بازار طلا مقایسه میکنیم، متوجه میشویم که «ثروت واقعی» کجاست.
بحران ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ در زنجیره تأمین، ۳ برابر بزرگتر از شوک ۲۰۲۱ خواهد بود؛ زیرا این بار نه با کمبود یک کالا، بلکه با «بحرانِ تولیدِ هرگونه کالا» (به دلیل نبود برق و انرژی) روبرو هستیم. اقتصاددان هوشمند کسی است که بحران بعدی را پیشبینی کند.
بحران آینده، «خاموشی گسترده» و جهش قیمت حاملهای انرژی به اعدادی است که امروز غیرممکن به نظر میرسند. نفت ۳۰۰ الی ۶۰۰ دلاری، نه یک احتمال، بلکه نتیجه منطقی ناترازیهای ساختاری است که به عمد یا به سهو ایجاد شدهاند. آینده از آنِ کسانی است که بر «انرژی» مالکیت دارند، نه نقدینگی کاغذی



نظر شما