مرگ جفری اپستین در آگوست ۲۰۱۹ در مرکز اصلاح و تربیت متروپولیتن نیویورک نه تنها پایانی بر پرونده یکی از بزرگترین رسواییهای اخلاقی قرن حاضر نبود، بلکه آغازی شد بر گشوده شدن جعبه پاندورایی که در آن، مرزهای میان جنایت سازمانیافته، قاچاق انسان و جاسوسی بینالمللی در هم آمیخته است. روایت رسمی دولت ایالات متحده سعی داشت اپستین را یک سرمایهدار منحرف و تنها معرفی کند، اما شواهد متقن، ردپای مالی پیچیده و شهادت افسران اطلاعاتی سابق، حکایت از واقعیتی وحشتناکتر دارد. درواقع عملیات جفری اپستین، فراتر از یک باند فحشا، یک عملیات کلاسیک جمعآوری اطلاعات و «تلهگذاری» (Honey Trap) با هدایت یا دستکم بهرهبرداری سرویس اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد) بوده است. کلید فهم این معما در درک نقش گیلین مکسول و میراث پدرش، رابرت مکسول نهفته است که در این گزارش درباره آن به تفصیل سخن خواهیم گفت. در حال حاضر، پرونده اپستین هنوز مفتوح است و هر روز قربانیان تازهای میگیرد. طی هفتههای اخیر آمار افرادی که به دلیل رسوایی در این پرونده ناچار به استعفا شدهاند، رو به افزایش است و همین مسئله، مرور شواهد تاریخی ارتباط میان جفری اپستین و شبکه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی را ضروری میکند. پیشتر به قلم نویسنده این سطور، گزارشی درباره شخصیت اپستین و پرونده او منتشر شد. نوشتار پیش رو، تکملهای بر آن بحث جنجالی و در عین حال تاریخی است.
فراتر از یک انحراف شخصی
در جولای ۲۰۱۹، زمانی که مأموران افبیآی به عمارت مجلل جفری اپستین در منهتن یورش بردند، با گاوصندوقی مواجه شدند که محتویات آن بیش از آنکه شبیه داراییهای یک دلال سهام باشد، به ابزار کار یک جاسوس شباهت داشت: گذرنامههایی با هویتهای جعلی (ازجمله یک گذرنامه اتریشی با عکس اپستین و نامی دیگر)، مقادیر زیادی جواهرات و پول نقد و از همه مهمتر، هارد دیسکها و دیسکهای فشردهای که حاوی تصاویر ضبطشده از میهمانان سرشناس او بود. سؤال بنیادین اینجاست: چرا یک میلیاردر باید از روابط جنسی میهمانان خود – که شامل سیاستمداران، دانشمندان و اعضای خاندانهای سلطنتی بودند – فیلمبرداری کند؟ در ادبیات اطلاعاتی، پاسخ روشن است: برای تولید «کامپرومات» (اسناد رسواکننده) یا ابزار لازم برای باجگیری. جولی کی.براون، روزنامهنگار «میامی هرالد» که نقش اصلی را در افشای پرونده اپستین داشت، در گزارشهای خود به این نکته اشاره میکند که نظام قضایی آمریکا در سال ۲۰۰۸ برخوردی غیرعادی با اپستین داشت. الکساندر آکوستا، دادستان وقت فلوریدا بعدها اعتراف کرد به او گفته شده بود اپستین «متعلق به سازمان اطلاعات است» و باید رها شود. این جمله کلیدی میتواند برای ورود پرونده به فضایی متفاوت از آنچه در رسانههای غربی سعی در تبلیغ آن دارند، کافی باشد. مرور پرونده و افراد دخیل در آن، این نگاه را بهشدت تقویت میکند که فقط با یک پرونده معمول جنایی – هر چند با جنایتهای بزرگ و چندشآور – روبهرو نیستیم. در این روند، «گیلین مکسول» یک شاهکلید مهم و راهبردی است.
میراث رابرت مکسول: معمار رابطه با موساد
برای شناخت و بررسی جایگاه و موقعیت گیلین مکسول (شریک جرم و رابط اصلی اپستین) در پرونده، باید ابتدا پدر وی، رابرت مکسول را بشناسیم. رابرت مکسول، غول رسانهای بریتانیا و صاحب روزنامه «دیلی میرر» تنها یک تاجر نبود. گوردون توماس و مارتین دیلون در کتاب مستند خود با عنوان «رابرت مکسول: ابرجاسوس اسرائیل» با جزئیات دقیق شرح میدهند چگونه مکسول به عنوان یکی از مهمترین شرکا و همکاران موساد در قرن بیستم عمل میکرد. براساس اسناد ارائهشده در این کتاب، مکسول نه تنها از امپراتوری رسانهای خود برای پوشش اخبار به نفع رژیم صهیونیستی استفاده میکرد، بلکه در عملیاتهای پیچیدهای مانند فروش نرمافزارهای جاسوسی به دولتهای خارجی (نرمافزار PROMIS) نقش داشت. این نرمافزار که دارای یک «درِ پشتی» برای موساد بود به سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی اجازه میداد به دادههای محرمانه دهها کشور دسترسی پیدا کند. سیمور هرش، روزنامهنگار برجسته آمریکایی در کتاب «گزینه سامسون» (The Samson Option) فاش کرد مکسول در شناسایی مردخای وانونو (تکنسین هستهای که اسرار اتمی رژیم صهیونیستی را فاش کرد) و بازگرداندن او به سرزمینهای اشغالی نقش کلیدی داشته است. مرگ مشکوک مکسول در سال ۱۹۹۱، پس از سقوط از قایق تفریحیاش که «لیدی گیلین» نام داشت، پایان کار او بود؛ اما مراسم تدفین وی در بیتالمقدس، پیامی روشن داشت. در این مراسم که در کوه زیتون برگزار شد، اسحاق شامیر، نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی در رثای او گفت: «او برای اسرائیل کارهایی کرده است که امروز نمیتوان درباره آنها سخن گفت». گیلین مکسول، دختر محبوب پدر، در چنین فضایی پرورش یافت. او شاهد بود که چگونه پدرش از روابط، پول و رسانه برای نفوذ سیاسی و جاسوسی استفاده میکند. پس از مرگ پدر و فروپاشی مالی خانواده، گیلین به نیویورک رفت و پس از آشنایی با جفری اپستین، همکاری با او را شروع کرد. این آشنایی نمیتوانست ناگهانی باشد. تحلیلگران اطلاعاتی معتقدند گیلین مکسول تنها دوستدختر اپستین نبود؛ او «افسر کنترلکننده» اپستین به حساب میآمد و درواقع شبکهای را که پیشتر پدرش مسئول آن بود، با محوریت اپستین فعال کرد.
معمای چتر حمایتی
شاید محکمترین سند مربوط به ماهیت فعالیتهای اپستین، اعترافات الکساندر آکوستا باشد. در سال ۲۰۰۸، زمانی که پلیس پالمبیچ پروندهای قوی علیه اپستین تشکیل داد که میتوانست او را به حبس ابد محکوم کند، آکوستا (دادستان فدرال وقت) وارد عمل شد و توافقی حیرتانگیز را امضا کرد که به موجب آن اپستین تنها ۱۳ ماه به زندان رفت (با شرایط هتلمانند و اجازه خروج روزانه) و به او و همدستانش مصونیت قضایی فدرال اعطا شد. ویکی وارد، روزنامهنگار تحقیقی، گزارش داد آکوستا در جریان بررسی صلاحیتش برای وزارت کار در دولت ترامپ به همکارانش گفته بود: «به من گفته شد اپستین متعلق به سازمان اطلاعات است و این موضوع فراتر از سطح حقوقی من است». اگرچه آکوستا مشخص نکرد منظور کدام سازمان اطلاعاتی است، اما با توجه به اینکه سیا طبق قانون اجازه عملیات در داخل خاک آمریکا را ندارد و افبیآی خود شاکی پرونده بودهاست، گزینه سازمانهای خارجی متحد (مانند موساد) یا بخشهای فوقسری نهادهای آمریکایی که با آنها همکاری میکنند، قوت میگیرد. استیون هافنبرگ، شریک تجاری سابق اپستین و محکوم مالی نیز پیش از مرگش در مصاحبهای ادعا کرد اپستین یک «سایان» برای رژیم صهیونیستی بوده است؛ اما منظور از کلمه سایان چیست؟
مفهوم «سایان» و ساختار عملیات
برای درک دقیق جایگاه اپستین، باید با واژه «سایان» در ادبیات اطلاعاتی رژیم صهیونیستی آشنا شویم. گوردون توماس در کتاب خود توضیح میدهد سایانها (به عبری: کمککنندگان) یهودیانی در سراسر جهان (خارج از فلسطین اشغالی) هستند که مأمور رسمی موساد نیستند، اما به دلیل حس وطندوستی نسبت به رژیم صهیونیستی، از امکانات، شغل یا روابط خود برای کمک به عملیاتهای موساد استفاده میکنند. این کمک میتواند شامل اجاره دادن خانه امن، فراهم کردن خودرو، انتقال پول یا – در مورد اپستین – فراهم کردن اطلاعات رسواکننده از اهداف مورد نظر باشد. ساختار عملیات اپستین دقیقاً منطبق بر این مدل است: ۱. جذب و نفوذ: اپستین با حمایت مالی وکسنر و حمایت اجتماعی مکسول، وارد حلقه نخبگان میشود. ۲. وابستهسازی: با دعوت افراد به جزیره خصوصی و هواپیمای خود (لولیتا اکسپرس) آنها را مدیون خود میکند. ۳. تلهگذاری جنسی: با استفاده از دختران زیر سن قانونی، شرایط وقوع جرم را فراهم میکند. ۴. مستندسازی: با دوربینهای مخفی، اسناد جرم را ضبط میکند. ۵. بهرهبرداری: این اسناد در گاوصندوق باقی میمانند تا در زمان لازم برای تغییر تصمیمات سیاسی یا اقتصادی مورد استفاده قرار گیرند.
تکمیل قطعات پازل
با کنار هم قرار دادن قطعات این پازل، تصویر بدست آمده بسیار فراتر از روایتهای زرد و عامیانه است. ما با شبکهای روبهرو هستیم که ریشه در جنگ سرد دارد (رابرت مکسول)، توسط سرمایههای کلان حمایت شده (گروه مگا و وکسنر)، با بالاترین سطوح سیاسی رژیم صهیونیستی پیوند خورده (ایهود باراک) و توسط نظام قضایی آمریکا در مقطعی محافظت شده است (آکوستا). هر چند نمیتوان با قطعیت مطلق مدعی شد اپستین کارت پرسنلی موساد را در جیب داشتهاست؛ سرویسهای اطلاعاتی هوشمندتر از آن هستند که ردپای اداری بر جا بگذارند. اما الگوی رفتاری، نوع ارتباطات و ماهیت عملیات او، تمام ویژگیهای یک عملیات اطلاعاتی برونمرزی با هدف نفوذ و باجگیری را داراست. گیلین مکسول اکنون در زندان است و به ۲۰ سال حبس محکوم شده، اما او تاکنون درباره اینکه این دختران را برای چه کسانی و با چه هدفی تأمین میکرده، سکوت کرده است. این سکوت، خود گویاترین دلیل بر وجود لایهای عمیقتر از ترس و تعهد است. اپستین شاید مرده باشد، اما ساختاری که او بخشی از آن بود – ساختاری که در آن روابط جنسی نه برای لذت، بلکه به عنوان سلاح استفاده میشود – احتمالاً همچنان به حیات خود ادامه میدهد. واقعیت این است «دفترچه سیاه» اپستین، تنها فهرستی از دوستان نیست؛ بلکه اطلسی از نقاط ضعف قدرتمندترین مردان جهان است که در اختیار کسانی قرار دارد که کنترل این عملیات را در دست داشتهاند.





نظر شما