نامهایی پشت آن میایستادند که خیال سکوها را راحت میکردند. استقلال اگر جلو نمیزد، دستکم نمیباخت؛ چون پشت سرش دیواری داشت که به این سادگیها ترک برنمیداشت.امروز اما قفس توری آبیها بیشتر به شهری بیدفاع میماند؛ شهری که هر شوت از دور میتواند زنگ خطر باشد و هر ارسال سادهای بوی حادثه بدهد.
حبیب فرعباسی تا پیش از دو بازی با الحسین، نمایش قابل قبولی ارائه کرده بود. اگر مصدومیت نیمفصل سراغش نمیآمد، شاید تعداد بازیهای بیشتری برای تثبیت خودش پیدا میکرد. اما لیگ قهرمانان جای ارفاق نیست. در دیدار رفت، یک شوت از راه دور با اشتباه در جایگیری و زمانبندی، دروازه را باز کرد. در بازی برگشت هم نشانی از اصلاح دیده نشد. روی گل دوم، در شرایطی که استقلال جریان مسابقه را در اختیار داشت، خروجی مردد همهچیز را برگرداند و تساوی را تقدیم حریف کرد.در دقایق پایانی برای کمک به تیم جلو رفت، اما توپ برگشتی با واکنشی کند از سوی او و مدافعان همراه شد و گل سوم، پرونده آسیایی استقلال را بست.
مشکل به همینجا ختم نمیشود.آنتونیو آدان هم در مرحله گروهی نتوانست آرامش را به خط آخر تزریق کند. شکست ۷ بر ۱ مقابل الوصل شبی بود که دروازه استقلال بیپناه به نظر میرسید. در بازی برگشت هم روی ضربهای آرام و کمزاویه، واکنشی دیرهنگام نتیجه را به تساوی کشاند. از دروازهبانی با آن سابقه، انتظار مدیریت لحظهها بیشتر است.سیدحسین حسینی سالها با سیوهای چشمگیر، استقلال را سر پا نگه داشته؛ اما نوسانهایش گاهی هموزن همان لحظههای درخشان بوده است. استقلال در این سالها بیشتر به جرقههای فردی تکیه کرده تا به ثبات ممتد. گاهی ناجی داشته، گاهی ضربه خورده.حاصل این چرخه چیست؟تیمی که زمانی امنیتش از درون دروازه آغاز میشد، حالا با هر ضربهای از پشت محوطه، سکوها را مضطرب میکند.
پیش از آنکه ساختار دفاعی فروبریزد، گل دریافت میشود. پیش از آنکه تیم حریف برتری بسازد، تزلزل از قلب دروازه شروع میشود.اکنون پرسش این نیست چه کسی برابر مس رفسنجان بازی میکند. پرسش این است که استقلال دوباره به حس امنیت برمیگردد یا نه. آیا مهاجمان مقابل این تیم مکث خواهند کرد؟ یا این شهر آبی همچنان در برابر هر یورش، دروازههایش را نیمهباز خواهد گذاشت؟



نظر شما