تحولات منطقه

در خبرها آمده بود وندال‌ها این‌بار با خراشیدن و یادگاری‌نویسی روی بخشی از دروازه ملل تخت‌جمشید خبرساز شدند؛ اقدامی که بار دیگر زنگ خطر تکرار یک آسیب قدیمی را به صدا درآورد.

بررسی پیامدهای حضور سنگین وندال‌ها روی آثار گرانسنگ ایرانی / تاریخ را خط‌خطی نکنید!
زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

در خبرها آمده بود وندال‌ها این‌بار با خراشیدن و یادگاری‌نویسی روی بخشی از دروازه ملل تخت‌جمشید خبرساز شدند؛ اقدامی که بار دیگر زنگ خطر تکرار یک آسیب قدیمی را به صدا درآورد.
ریشه‌های تهدید وندالیسم به روزگاری نه چندان دور برمی‌گردد؛ به روزهایی که جهانگردان از راه‌های خاکی و طولانی، خود را به آثار باشکوهی مثل تخت‌جمشید می‌رساندند و نگاهشان بیشتر از آنکه نگران حفاظت باشد، شیفته ثبت حضور بود؛ به‌طوری که می‌گویند در دوره قاجار، یادگاری‌نویسی بر آثار تاریخی نه‌تنها رفتاری ناپسند تلقی نمی‌شد، بلکه بخشی از رسم سفر به شمار می‌رفت.
در دهه ۱۸۴۰ میلادی، اوژن فلاندن، نقاش و سفرنامه‌نویس فرانسوی در سفرنامه‌اش نوشته است بسیاری از جهانگردان اروپایی نام و تاریخ سفرشان را بر سنگ‌ها حک می‌کنند؛ کاری که در آن زمان نه تخریب، بلکه نشانه افتخار و یادگار سفر تلقی می‌شد. نام خود او نیز بعدها در میان همین نوشته‌های قدیمی دیده شد.
این میل به ثبتِ نام، تنها به خارجی‌ها محدود نبود. در میان مردان قاجار نیز چنین رفتارهایی دیده می‌شد؛ چنان‌که ظل‌السلطان، پسر ناصرالدین‌شاه که در سفرهایش به اصفهان و فارس از آثار باستانی دیدن می‌کرد، نام خود را بر برخی بناها بر جا گذاشت و حتی به تخریب شماری از یادگارهای صفوی شهرت یافت. فرهاد میرزا معتمدالدوله، شاهزاده و حاکم فارس نیز بنا بر گزارش‌ها هنگام بازدید از تخت‌جمشید، نام خود را بر سنگ‌ها ثبت کرده بود.
با گذر زمان اما نگاه‌ها تغییر کرد. مفهوم میراث فرهنگی شکل گرفت و آنچه روزگاری رسم سفر بود، به رفتاری مخرب و غیرقابل‌قبول تبدیل شد. با این حال، رد این عادت قدیمی هنوز از میان نرفته است. سال ۱۳۹۷ انتشار تصاویری نشان داد فردی نام خود را بر نقش‌برجسته پلکان کاخ آپادانا حک کرده و در سال ۱۳۹۹ نیز خراش‌هایی تازه بر سنگ‌های محوطه تخت‌جمشید دیده شد. از نقش‌رستم و بیستون گرفته تا سی‌وسه‌پل اصفهان، بارها چنین زخم‌های کوچکی بر پیکر بناهای تاریخی نشسته است.
این رخدادها در حالی تکرار می‌شوند که ایران با بیش از ۴۰هزار اثر ثبت‌شده ملی، یکی از غنی‌ترین کشورهای جهان از نظر میراث تاریخی به شمار می‌رود و تاکنون ۲۹ اثر آن نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌است؛ از تخت‌جمشید و پاسارگاد تا میدان نقش‌جهان، بیستون، باغ‌های ایرانی، شهر تاریخی یزد و جنگل‌های هیرکانی.
با این حال، بررسی‌ها نشان می‌دهد شماری از آثار تاریخی کشور ازجمله تکیه دولت تهران، کاخ هفت‌دست اصفهان، سر در ناصری میدان مشق، حمام خسروآقا و بخش‌هایی از بافت‌های تاریخی شهرها در سال‌های گذشته بر اثر توسعه شهری، پروژه‌های عمرانی یا تخریب عمدی به‌طور کامل از میان رفته‌اند.

سخیف‌ترین شکل ثبت یک لحظه

مهدی حجت، رئیس مؤسسه فرهنگی ایکوموس ایران درخصوص پدیده یادگاری‌نویسی روی آثار تاریخی به خبرنگار ما می‌گوید: از نخستین روزهای شکل‌گیری حیات انسان تا امروز، همواره یک دغدغه مشترک در ذهن بشر جریان داشته است و آن هم مبارزه با گذر زمان و تلاش برای تثبیت لحظه‌ها بوده است. بسیاری از پژوهشگران معتقدند پیدایش خط را باید نقطه عطفی در همین تلاش دانست؛ یعنی ابزاری که به انسان امکان داد اندیشه‌ها، رویدادها و تجربه‌های خود را به‌گونه‌ای ثبت کند که در آینده نیز قابل خواندن و فهم باشد. با این حال، این تلاش به دوره اختراع خط محدود نمی‌شود. حتی پیش از آغاز تاریخ مکتوب، انسان‌های اولیه با ترسیم نقش‌ها و تصاویر بر دیواره غارها و اشیا، سعی می‌کردند رویدادهای گذرا را ماندگار کنند. این نقوش در حقیقت نمادی از تمایل دیرینه بشر به بقا، حفظ خاطره‌ها و مقابله با فراموشی ناشی از گذر زمان به شمار می‌آیند. این روند در طول تاریخ ادامه یافت و به‌تدریج شکل‌های تازه‌ای به خود گرفت. از نقاشی و نوشتار گرفته تا اختراع ابزارهای ضبط صدا، هر کدام گامی در مسیر ثبت و تثبیت لحظه‌ها بودند. با ظهور عکاسی، امکان ثبت تصویری لحظات و سپس با پیدایش فیلم‌برداری، ثبت پیوسته رویدادها در قالب تصویر متحرک فراهم شد.
او معتقد است: در وجود انسان، از گذشته‌های دور تا امروز، خواستی عمیق برای ثبت حضور و ماندگار کردن لحظه‌ها نهفته است. به همین دلیل است که در سراسر جهان و ازجمله در ایران، وقتی افراد به مکانی می‌روند، تمایل پیدا می‌کنند نشانه‌ای از خود بر جای بگذارند، می‌کوشند تجربه شخصی خود را ثبت و آن را از گذر زمان جدا کنند؛ گویی می‌خواهند آن لحظه را تثبیت کنند و به یادگار بسپارند. این رفتار تلاشی است برای ماندگار کردن یک اکنونِ گذرا تا دیگران در زمان‌های بعد، با دیدن آن نشانه‌ها، بتوانند رد حضور انسانی را احساس کنند که زمانی در همان نقطه ایستاده و خواسته است لحظه‌ای از زندگی خود را برای آینده حفظ کند.
حجت می‌افزاید: هر نوع دخالت روی آثار تاریخی، درواقع نوعی آسیب رساندن به آن‌هاست. به همین دلیل وقتی فردی بر یک اثر تاریخی چیزی می‌نویسد، آن هم نوشته‌هایی که اغلب هیچ ارزش فرهنگی یا محتوایی ندارند و صرفاً شامل نام یا تاریخ حضور او هستند، در حقیقت با سخیف‌ترین شکل ثبت یک لحظه مواجه هستیم.
در روزگار کنونی که تقریباً هر فرد یک تلفن همراه دارد و امکان ثبت تصویر و گرفتن سلفی به‌سادگی فراهم است، دیگر هیچ توجیهی برای یادگاری‌نویسی بر آثار تاریخی باقی نمی‌ماند. امروز افراد می‌توانند حضور خود را در هر مکانی، از یک باغ گردشگری گرفته تا یک بنای تاریخی، به‌راحتی با عکس ثبت کنند، همان‌گونه که در مناسبت‌هایی مانند تولد یا سفر، لحظه‌های خود را تصویربرداری و برای همیشه نگهداری می‌کنند.

حفاظت واقعی نه در حصارها بلکه در ذهن مردم شکل می‌گیرد

قائم‌مقام سابق رئیس سازمان و معاون میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با بیان اینکه یادگاری‌نویسی بر آثار تاریخی نه‌تنها عملی غیرقابل دفاع، بلکه نوعی تخلف و حتی خیانت به میراث فرهنگی به شمار می‌آید، اضافه می‌کند: کسی که همچنان دست به چنین کاری می‌زند، نشان می‌دهد با ابتدایی‌ترین معیارهای قانونی، فرهنگی و انسانی امروز آشنا نیست و رفتارش نشانه نوعی عقب‌ماندگی فرهنگی است.
به همین دلیل، من این عمل را کاملاً ناپسند می‌دانم و معتقدم نباید هیچ‌گونه تعرضی به آثار تاریخی صورت گیرد، به‌ویژه در مورد بناهای بسیار ارزشمندی همچون تخت‌جمشید و نمونه‌های مشابه. هر اقدامی که موجب تغییر یا خدشه در اصالت و پایداری این آثار شود، بی‌تردید یک جرم فرهنگی است و باید به‌طور جدی از آن جلوگیری شود.
وی در پاسخ به این پرسش که لازم است چه اقداماتی برای صیانت بهتر از آثار جهانی انجام دهیم، بیان می‌کند: نخستین و مهم‌ترین گام برای صیانت از میراث فرهنگی، افزایش آگاهی عمومی نسبت به ارزش این آثار است؛ چراکه آگاه‌سازی مردم، مؤثرترین و پایدارترین شیوه حفاظت به شمار می‌آید. هرچه شناخت جامعه از اهمیت تاریخی، فرهنگی و هویتی این میراث بیشتر شود، خودِ مردم به بزرگ‌ترین حافظان آن تبدیل خواهند شد. با این حال، می‌دانم فرایند ارتقای آگاهی زمانبر بوده و ممکن است تا رسیدن به سطح مطلوب، همچنان افرادی باشند که ناخواسته یا از روی ناآگاهی مرتکب رفتارهای آسیب‌زا شوند. در چنین شرایطی، ناگزیر باید از ابزارها و روش‌های کنترلی برای جلوگیری از آسیب استفاده کرد. گاهی حضور نگهبانان و نیروهای مراقبتی می‌تواند مانع بروز چنین رفتارهایی شود. در موارد دیگر، همانند گالری‌های هنری، با ایجاد فاصله‌های مشخص مانند نصب نوارهای محدودکننده، از نزدیک شدن افراد به آثار جلوگیری می‌کنند. در برخی موقعیت‌ها نیز به‌دلیل حساسیت یا آسیب‌پذیری بیشتر آثار، ناچار باید برای خودِ اثر حفاظ‌های فیزیکی طراحی شود تا امکان دسترسی مستقیم و ایجاد خسارت از بین برود. این شیوه‌ها که در حوزه حفاظت با عنوان روش‌های فیزیکی صیانت شناخته می‌شوند، در کنار آگاهی‌بخشی عمومی، بخشی ضروری از نظام حفاظت از میراث فرهنگی به شمار می‌آیند. امروزه در جهان، رویکردهای صرفاً فیزیکیِ حفاظت از میراث فرهنگی به‌تدریج جای خود را به نگرشی عمیق‌تر داده‌اند؛ نگرشی که تأکید می‌کند حفاظت واقعی نه در حصارها و موانع، بلکه در ذهن و آگاهی مردم شکل می‌گیرد.
به گفته حجت، وقتی بازدیدکنندگان در همان محل با ارزش‌ها و اهمیت تاریخی یک اثر آشنا شوند، به‌طور طبیعی از رفتارهایی مانند یادگاری‌نویسی فاصله می‌گیرند. در مقابل، اگر بازدید صرفاً جنبه تفریحی داشته باشد و آموزش مؤثری ارائه نشود، ناآگاهی می‌تواند زمینه بروز چنین رفتارهایی را فراهم کند. از همین رو، تورهای میراث فرهنگی باید به فضایی برای انتقال دانش و تقویت حس مسئولیت تبدیل شوند تا بازدیدکنندگان به‌جای آسیب‌رسانی، به حافظان آثار بدل شوند.

مجازات‌ها بازدارنده نیستند

این استاد دانشگاه خاطرنشان می‌کند: افزایش تعداد گردشگران، زمانی یک فرصت ارزشمند برای میراث فرهنگی به شمار می‌آید که با افزایش آگاهی و شناخت همراه باشد؛ چراکه گردشگر آگاه نه‌تنها تهدیدی برای آثار نیست، بلکه خود به یکی از مهم‌ترین حامیان و حافظان آن‌ها تبدیل می‌شود. در مقابل، افزایش گردشگران ناآگاه، آنچه در بسیاری از منابع تخصصی از آن با عنوان «گردشگر کور» یاد می‌شود، در سراسر جهان به‌عنوان یک خطر جدی برای میراث فرهنگی شناخته شده است. پژوهش‌ها و کتاب‌های متعددی به این موضوع پرداخته‌ و تأکید کرده‌اند گردشگری که صرفاً با هدف تفریح و بدون درک ارزش‌های فرهنگی به یک اثر مراجعه می‌کند، می‌تواند پیامدهای منفی فراوانی به همراه داشته باشد.
او با اشاره به وضعیت امروز ماسوله می‌گوید: این نمونه نشان می‌دهد گردشگری بدون آگاهی می‌تواند به‌تدریج هویت اصیل یک مکان تاریخی را کمرنگ کند. گردشگری دو گونه دارد؛ گردشگری آگاهانه که با هدف شناخت و یادگیری انجام می‌شود و گردشگری صرفاً تفریحی که توجهی به معنا و ارزش فرهنگی مکان ندارد. در نوع نخست، نقش راهنمایان بسیار مهم است؛ زیرا باید فراتر از اطلاعات ساده، دلیل اهمیت و جایگاه هویتی آثار را برای بازدیدکنندگان توضیح دهند تا حس مسئولیت و ضرورت حفاظت در آن‌ها شکل بگیرد.
جانشین سابق وزیر در سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران اظهار می‌کند: رفتار ما در برابر هر پدیده به میزان شناخت ما از ارزش آن بستگی دارد؛ همان‌طور که کسی روی قالی زربفت با کفش راه نمی‌رود یا طلا را بی‌محافظ رها نمی‌کند، زیرا ارزش آن‌ها را می‌داند. میراث فرهنگی نیز از همین منطق پیروی می‌کند و هرچه آگاهی جامعه بیشتر باشد، حفاظت از آثار به رفتاری طبیعی تبدیل می‌شود. بنابراین برای کاهش آسیب‌های گردشگری، باید بازدید از آثار تاریخی از یک فعالیت صرفاً تفریحی به فضایی برای آموزش و انتقال آگاهی تبدیل شود. تجربه بسیاری از کشورهای جهان نشان می‌دهد آموزش مستمر از کودکی درباره ارزش میراث فرهنگی می‌تواند تخریب و یادگاری‌نویسی را به حداقل برساند.
او یکی از نشانه‌های ضعف در نظام بازدارندگی فعلی را نبود تناسب میان جریمه‌ها و ارزش آثار تاریخی می‌داند و می‌گوید: برای نمونه، وقتی امروز یک فرد برای یک مسیر کوتاه با تاکسی اینترنتی مبلغی قابل توجه پرداخت می‌کند، اما جریمه آسیب زدن به یک اثر تاریخی بسیار کمتر از آن است، این ناهماهنگی به‌خوبی نشان می‌دهد مجازات‌ها از نظر بازدارندگی کافی نیستند و باید به‌طور جدی بازنگری و متناسب‌سازی شوند. فراتر از جریمه‌های مالی، مهم‌ترین عامل بازدارنده همان احساس مسئولیت و شرمی است که فرد باید نسبت به رفتار خود تجربه کند. همان‌طور که اگر کسی هنگام رانندگی به خودرو دیگری خسارت وارد کند به‌طور طبیعی دچار ناراحتی و عذاب وجدان می‌شود، باید به این سطح از درک برسد که نوشتن یادگاری یا آسیب رساندن به یک اثر تاریخی نیز عملی به همان اندازه ناپسند و دردناک است. من باور دارم این احساس زمانی شکل می‌گیرد که فرد ارزش واقعی میراث فرهنگی را بفهمد. وقتی درک کند این آثار بخشی از هویت، تاریخ و حیثیت یک جامعه هستند، دیگر جسارت نزدیک شدن آسیب‌زا به آن‌ها را پیدا نخواهد کرد و حفاظت از آن‌ها به یک رفتار کاملاً طبیعی و درونی تبدیل می‌شود.

امروز بهتر از دیروز

سیدمحمد بهشتی، رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری نیز با بیان اینکه من اطلاعات دقیق و به‌روزی از وضعیت یادگاری‌نویسی روی تخت‌جمشید ندارم، به ما می‌گوید: اما می‌دانم همکاران و متخصصانی که در پایگاه این مجموعه فعالیت می‌کنند، افرادی مسئول، پیگیر و حرفه‌ای هستند و با جدیت موضوع حفاظت را دنبال می‌کنند. با این حال، واقعیت این است هنوز هم گاهی برخی بازدیدکنندگان ممکن است ضوابط حفاظتی را به‌طور کامل رعایت نکنند؛ هرچند به نظر من، میزان این تخلفات نسبت به گذشته به‌طور محسوسی کاهش یافته است. نکته بسیار مهم و قابل توجه اینجاست که در سال‌های دور، با آنکه آسیب‌هایی از سوی بازدیدکنندگان به آثار وارد می‌شد، جامعه ایران حساسیت چندانی به این موضوع نشان نمی‌داد. دلیل اصلی این وضعیت آن بود که مسئله حفاظت از میراث فرهنگی هنوز از سرمایه اجتماعی کافی برخوردار نشده بود. اما امروز شرایط تغییر کرده است؛ اکنون اگر حتی چند مورد تخلف یا رفتار نادرست نسبت به آثار تاریخی رخ دهد، به‌سرعت در رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کند و واکنش منفی و گسترده افکار عمومی را برمی‌انگیزد. از نظر من، این واکنش‌ها نشانه روشنی است از اینکه موضوع حفاظت از میراث فرهنگی به یک دغدغه اجتماعی تبدیل شده و از پشتوانه قابل توجهی در جامعه برخوردار است.
استاد دانشگاه شهید بهشتی می‌افزاید: هر خسارتی به آثار تاریخی ذاتاً جبران‌ناپذیر است؛ زیرا حتی پس از مرمت نیز رد آسیب برای همیشه باقی می‌ماند. هرچه سرمایه اجتماعیِ حفاظت گسترده‌تر شود، صیانت از میراث فرهنگی پایدارتر خواهد بود و در چنین شرایطی، کار متولیان و متخصصان نیز با حمایت و مسئولیت‌پذیری عمومی آسان‌تر پیش می‌رود.

چالش حضور گردشگران غیرمسئول و ناآگاه

بهشتی معتقد است: در حال حاضر از نظر وجود قوانین، کمبود جدی نداریم، اما مسئله اصلی بیشتر در نحوه اجرا و اعمال این قوانین دیده می‌شود. همچنین افزایش شمار گردشگران نیز در این میان بی‌تأثیر نبوده است. در حالی که گردشگری آگاه می‌تواند به حفاظت کمک کند، حضور گردشگران غیرمسئول و ناآگاه قطعاً می‌تواند خسارت‌های قابل توجهی به آثار تاریخی وارد کند.
عضو سابق شورای عالی میراث فرهنگی و گردشگری ایران اظهار می‌کند: پدیده یادگاری‌نویسی بر آثار تاریخی موضوعی تازه نیست و ریشه‌ای طولانی در گذشته دارد. حتی از دوره قاجار نیز نمونه‌هایی از این رفتار دیده می‌شود؛ به‌گونه‌ای که برخی افراد سرشناس داخلی و خارجی نیز رد نوشته‌های خود را بر بناها و آثار تاریخی بر جای گذاشته‌اند. در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ شمسی، این عمل چندان قبیح تلقی نمی‌شد و حساسیت اجتماعی قابل توجهی درباره آن وجود نداشت. اما امروز شرایط کاملاً تغییر کرده است. اکنون یادگاری‌نویسی بر آثار تاریخی رفتاری به‌شدت ناپسند و محکوم به شمار می‌آید و هر مورد از آن به‌سرعت واکنش افکار عمومی و رسانه‌ها را برمی‌انگیزد که این خود نشانه‌ای امیدبخش برای آینده حفاظت از میراث فرهنگی است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha