توسعه بیرویه که غالباً با هدف کسب سود کوتاهمدت و بدون دیدگاه بلندمدت صورت میگیرد، منجر به پدیدهای میشود که در این گزارش به عنوان «گردشگری بیبرنامه» از آن یاد میشود.
سوغاتی به نام تخریب
حسین معتضدی، کارشناس حوزه گردشگری با انتقاد از نبود اسناد بالادستی در حوزه توسعه گردشگری بدون ضابطه، میگوید: توسعه زیرساختها و افزایش حجم گردشگران، فشار شدیدی بر اکوسیستمهای شکننده وارد میآورد.
وی عنوان میکند: ساخت هتلها، فرودگاهها، جادهها و سایر تسهیلات گردشگری نیازمند اشغال زمین است و همین موضوع در نهایت منجر به نابودی زیستگاههای طبیعی بهویژه در مناطق ساحلی، کوهستانی و تالابها میشود.
معتضدی معتقد است: توسعه خطوط حمل و نقل، مسیرهای تردد گردشگران را از مناطق بکر جدا کرده و جریان ژنتیکی گونههای محلی را مختل میکند.
وی با اشاره به ایجاد برخی تفریحات دریایی در نوار ساحلی مانند جزیره کیش ادامه میدهد: به طور مثال فعالیتهای تفریحی مانند غواصی غیرمسئولانه منجر به آسیب زدن به مرجانها شده است.
ظرفیت جوامع میزبان
این کارشناس با اشاره به حجم زیاد مسافران در ایام خاص و تعطیلات به ویژه در استانهای ساحلی کشور میافزاید: ظرفیت جوامع میزبان کوچک اغلب برای مدیریت حجم زباله تولید شده توسط گردشگران کافی نیست.
معتضدی بیان میکند: میزان سرانه تولید زباله توسط یک گردشگر بینالمللی غالباً چندین برابر یک فرد محلی است و از آنجا که این زبالهها به ویژه پلاستیک و مواد تجزیهناپذیر منجر به آلودگی خاک و آب میشوند بنابراین وضعیت ناپایداری در محیط زیست فراهم میکنند.
وی با بیان اینکه افزایش تردد وسایل نقلیه موتوری مانند اتوبوسهای گردشگری و یا قایقها منجر به افزایش انتشار گازهای گلخانهای و آلایندهها میشود، اظهار میکند: فاضلاب تصفیه نشده از تأسیسات اقامتی نیز منابع آبی زیرزمینی و سطحی را آلوده میکند.
گردشگری، صنعت انرژیبر
معتضدی با اشاره به این موضوع که گردشگری یک صنعت آببر و انرژیبر است، ادامه میدهد: مصرف آب در هتلها و استخرهای شنا به ویژه در مناطق خشک، منابع آب شیرین جامعه محلی را مصرف کرده و رقابت بر سر منابع را تشدید میکند. این کارشناس حوزه گردشگری با بیان اینکه تأثیر گردشگری بیبرنامه تنها به محیط زیست محدود نمیشود؛ بلکه ساختار اجتماعی و هویت فرهنگی جوامع میزبان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد، میافزاید: فشار بازار گردشگری منجر به تغییر کاربری فرهنگ و هنر محلی به محصولی قابل فروش میشود.
وی میگوید: ورود سرمایههای خارجی و افزایش تقاضا برای خدمات و کالاها، قیمتها را به طور تصاعدی افزایش میدهد و تبدیل خانههای سنتی به اقامتگاههای کوتاهمدت عرضه مسکن محلی را کاهش داده و قیمت اجاره را برای بومیان غیر قابل تحمل میکند.
گردشگری بدون برنامه
معتضدی ابراز میکند: رقابت گردشگران با مردم محلی بر سر مواد غذایی و خدمات موجب افزایش تورم عمومی و کاهش قدرت خرید ساکنان میشود. همچنین توزیع ناعادلانه منافع و تفاوت فاحش سبک زندگی گردشگران و میزبانان، شکاف طبقاتی و تنشهای اجتماعی را افزایش میدهد.
وی ادامه میدهد: توسعه گردشگری بدون برنامهریزی موجب میشود بخشی از نیروی کار به ویژه در جوامع محلی جذب مشاغل و خدمات گردشگری شوند و کشاورزی، دامداری و صنایع دستی را به عنوان ستونهای اقتصاد از بین ببرند.
این کارشناس تأکید میکند: برای پیشگیری از تخریبهای ذکر شده، گذار فوری به مدل گردشگری پایدار ضروری است که منافع اقتصادی، حفاظت از محیط زیست و احترام به فرهنگ محلی را همزمان تضمین کند. بنابراین باید با تدوین قوانین سختگیرانه حجم گردشگران در مناطق حساس محدود شود.
معتضدی اضافه میکند: پذیرش اصول گردشگری پایدار، تنها راه تضمین این است که صنعت سفر بتواند هم برای گردشگران و هم برای جوامع میزبان، ارزشی افزوده و ماندگار خلق کند.
نبود نظام مدیریت پایدار
امیر اصلانزاده؛ دانشآموخته دکترای مدیریت حرفهای هتلداری و گردشگری، مدرس دانشگاه و فعال صنعت هتلداری و گردشگری در سطح بینالمللی در این خصوص به ما میگوید: ورود سالانه تعداد قابل توجهی گردشگر به مناطق حساسی مانند کلاردشت، کویر طبس و سایر مقاصد طبیعی، اگر بدون برنامه و کنترل انجام شود، به طور طبیعی منجر به فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی، آلودگی منابع آب، افزایش پسماند و بر هم خوردن تعادل اکولوژیک خواهد شد.
وی عنوان میکند: تجربه جهانی و داخلی نشان داده است مشکل اصلی، «گردشگری» نیست، بلکه نبود نظام مدیریت پایدار گردشگری است.
این کارشناس هتلداری نخستین و کلیدیترین راهکار را تعریف و اعمال ظرفیت برد محیطی عنوان کرده و میافزاید: این موضوع بدان معناست که هر منطقه باید بداند چه تعداد گردشگر را در چه زمان و با چه نوع فعالیتی میتواند بدون آسیب جدی تحمل کند. بدون پذیرش این اصل، هر توسعهای به تخریب منجر خواهد شد.
ضرورت توزیع سفر
اصلانزاده با اشاره به راهکار دوم بیان میکند: مدیریت فضایی و زمانی گردشگران یکی از مواردی است که باید بهصورت جدی دنبال شود؛ زیرا توزیع سفر در فصول کمتردد، هدایت گردشگران به مسیرها و نقاط مشخص و پیشگیری از ورود خودروها به مناطق حساس، از فشار مستقیم بر طبیعت میکاهد، به همین دلیل در این چارچوب، استفاده از حملونقل پاک و مسیرهای پیادهگردی کنترلشده اهمیت ویژهای دارد. وی سومین راهکار را توانمندسازی و مشارکت جوامع محلی عنوان کرده و ادامه میدهد: وقتی ساکنان بومی ذینفع واقعی گردشگری سبز باشند، خود به حافظان محیط زیست تبدیل میشوند. اقامتگاههای بومگردی استاندارد، راهنمایان محلی آموزشدیده و درآمدزایی مبتنی بر حفاظت میتواند چرخهای پایدار ایجاد کند.
اصلانزاده معتقد است: حفاظت از این مناطق تنها با آموزش و فرهنگسازی گردشگران و الزام بهرهبرداران به رعایت استانداردهای زیست محیطی امکانپذیر است. این رویکرد به ما یادآوری میکند که مقاصدی مانند کلاردشت یا کویر طبس منابع نامحدود نیستند، بلکه سرمایههای شکنندهای هستند که اگر امروز مدیریت نشوند، فردا نه برای گردشگری باقی میمانند نه برای نسلهای آینده.
فشار اکولوژیکی
این مدرس صنعت هتلداری و گردشگری با تأکید بر این موضوع که توسعه صنعت گردشگری بدون برنامهریزی و ملاحظات زیست محیطی قطعاً موجب افزایش فشار اکولوژیکی بر محیط زیست میشود به ما میگوید: تجربههای داخلی و جهانی نشان دادهاند رشد بیضابطه گردشگری بهویژه در مناطق حساس طبیعی منجر به تخریب پوشش گیاهی، افزایش پسماند، مصرف بیرویه آب و انرژی و تغییر کاربریهای ناپایدار خواهد شد؛ بنابراین نگرانی مطرح شده، نگرانی بجایی است.
اصلانزاده ادامه میدهد: البته توسعه گردشگری لزوماً به معنای تخریب محیط زیست نیست، بلکه نوع و شیوه توسعه تعیینکننده میزان فشار اکولوژیکی است؛ بنابراین اگر توسعه بر اساس ظرفیت برد محیطی، ارزیابی اثرات زیست محیطی، استفاده از فناوریهای پاک و مدیریت هوشمند مقاصد انجام شود، گردشگری میتواند حتی به ابزاری برای حفاظت از محیط زیست تبدیل شود.
عوامل جدی تخریب جنگلها
وی در خصوص پدیدههایی مانند کافههای جنگلی که توسط جوامع محلی در نقاط مختلف جنگل ایجاد شده، با طرح مسئله «وجود یا عدم وجود» این فضاها میگوید: کافههای جنگلی اگر بدون مجوزهای تخصصی، ارزیابی زیست محیطی و رعایت اصول معماری سازگار با طبیعت ایجاد شوند، بیتردید میتوانند در آینده به یکی از عوامل جدی تخریب جنگلها تبدیل شوند؛ اما اگر این فضاها در چارچوب گردشگری سبز، با سازههای سبک، حداقل دخالت در طبیعت، مدیریت پسماند و مصرف انرژی کنترلشده و با مشارکت جوامع محلی طراحی شوند، میتوانند به الگویی برای گردشگری مسئولانه بدل شوند.
این مدرس صنعت هتلداری یادآور میشود: چالش اصلی پیش روی ما، نه توسعه گردشگری، بلکه توسعه بدون ضابطه است. آینده محیط زیست کشور در گرو آن است که سیاستگذاران، مدیران محلی و سرمایهگذاران بپذیرند هر پروژه گردشگری پیش از آنکه اقتصادی باشد، یک پروژه زیست محیطی است. اگر این نگاه حاکم شود، میتوان هم گردشگری را توسعه داد و هم از طبیعت حفاظت کرد؛ در غیر این صورت، هزینههای اکولوژیکی توسعه، بسیار فراتر از منافع کوتاهمدت آن خواهد بود.





نظر شما