محفل خانوادگی «نفس عمیق» چهارشنبهشبها، فرصتی است برای تنفس در هوای معارف اهلبیت(ع). محفلی که به همت مؤسسه جوانان آستان قدس رضوی برگزار میشود و تلاش دارد مفاهیم بنیادین دینی را از سطح شعار و احساس، به عرصه اندیشه و کنش اجتماعی بیاورد. در تازهترین نشست این محفل، حجتالاسلام والمسلمین محسن قنبریان نکاتی در مورد حضرت بقیةالله و یاران ایشان بیان کرد و کوشید مفهوم «بقیةالله» را از یک عنوان صرفاً آیینی، به یک شاخص عملی و اجتماعی برای عصر غیبت تبدیل کند. او سخنان خود را با نقل روایتی از امام صادق(ع) آغاز کرد و گفت: فردی از آن حضرت پرسید آیا میتوان امام مهدی(عج) را «امیرالمؤمنین» خطاب کرد؟ امام فرمودند: این لقب اختصاصی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) است و حتی ما اهل بیت نیز خود را به این لقب نمینامیم؛ اما برای حضرت مهدی(عج) لقب اختصاصی دیگری هست و آن «بقیةالله» است. وی افزود: در روایتی دیگر آمده است نخستین آیهای که حضرت پس از ظهور تلاوت میکنند، آیه «بقیةالله خیرٌ لکم إن کنتم مؤمنین» است. قنبریان با تأکید بر اینکه این تعبیر، تنها یک نام نیست، تصریح کرد: «بقیةالله» باید برای ما به یک شاخص و شاقول تبدیل شود؛ معیاری برای سنجش ایمان و نسبت ما با امام عصر(عج).
مهدویت، از نگاه تاریخی تا جریان اجتماعی
این استاد حوزه با اشاره به خطر تقلیل مهدویت به یک موضوع صرفاً تاریخی یا کلامی گفت: اگر رابطه ما با امام عصر(عج) فقط در حد شناختی دورادور و انتظار ظاهری باقی بماند، این نسبت، کارکرد راهبردی نخواهد داشت. وی افزود: در دوره غیبت که دوره تحیرها و تردیدهاست، اگر نامها و فضائل حضرت به شاخص زندگی تبدیل نشود، رابطه امام و امت دچار گسست میشود. قنبریان در ادامه به دو انحراف در مواجهه با مهدویت اشاره کرد و گفت: یک انحراف، بینسبتی عملی است؛ اینکه همه خود را دوستدار و منتظر بدانند اما متر و معیار سنجش نداشته باشند. انحراف دیگر، افتادن در دام تطبیقهای شتابزده و توقیتسازیهاست؛ اینکه افراد بهدنبال تعیین زمان ظهور یا تطبیق اشخاص با نشانهها باشند. وی تأکید کرد: راه درست، میان این دو است؛ تبدیل مهدویت به یک جریان اجتماعی تکلیفساز.
«اولو بقیه» در قرآن چه کسانیاند؟
سخنران این محفل در ادامه با تمرکز بر آیه ۱۱۶ سوره هود، به تبیین مفهوم «اولو بقیه» پرداخت و گفت: قرآن میفرماید: «فلولا کان من القرون من قبلکم اولو بقیة ینهون عن الفساد فی الارض…»؛ چرا در نسلهای پیش از شما، صاحبان بقا نبودند که از فساد در زمین نهی کنند؟ وی با اشاره به همریشگی «بقیةالله» و «اولو بقیه» تصریح کرد: «اولو» در ادبیات قرآنی به معنای صاحبان است؛ مانند اولوالالباب و اولوالعلم. بنابراین «اولو بقیه» یعنی صاحبان بقا. اما این بقا به معنای «باقیمانده» نیست، بلکه به معنای اتصال به حقیقت باقی، یعنی وجهالله است؛ همان حقیقتی که قرآن دربارهاش میفرماید: «کل من علیها فان و یبقی وجه ربک». قنبریان افزود: قرآن، صاحبان بقا را صرفاً عارفان گوشهنشین معرفی نمیکند. وصف اصلی آنان این است که «ینهون عن الفساد فی الارض»؛ بهطور مستمر از فساد در زمین نهی میکنند. وی با بیان اینکه فعل مضارع در این آیه دلالت بر استمرار دارد، گفت: صاحبان بقا کسانیاند که نسبت به فسادهای کوچک و بزرگ بیتفاوت نیستند.
شاخص سنجش نزدیکی به حضرت(عج)
وی تأکید کرد: اگر بخواهیم فاصله خود را با حضرت بقیةالله(عج) بسنجیم، باید ببینیم تا چه اندازه به «اولو بقیه» نزدیک شدهایم. او گفت: قله اولو بقیه، خود حضرت بقیةالله(عج) است؛ اما قرآن تصریح میکند در هر نسل و دورهای باید چنین افرادی حضور داشته باشند. قنبریان با اشاره به ادامه آیه سوره هود اظهار کرد: قرآن در برابر اولو بقیه، از «الذین ظلموا» و «مجرمین» سخن میگوید و میفرماید آنان از «ما أترفوا فیه» تبعیت کردند. وی توضیح داد: قرآن نمیگوید از چه کسی تبعیت کردند، بلکه میگوید از چه چیزی پیروی کردند؛ از آنچه در آن به اتراف، شادخواری و مصرف نابجا گرفتار شدند. او در تبیین تفاوت «اسراف» و «اتراف» افزود: اسراف میتواند از هر کسی سر بزند، اما اتراف، غرق شدن در نعمت و مصرف آن در مسیر غفلت و برتریجویی است. به گفته وی، مقابل اولو بقیه، جریان سرمایهسالاری و دلبستگی افراطی به مال قرار دارد؛ جریانی که قرآن آن را منشأ ظلم و فساد معرفی میکند.
این استاد حوزه در ادامه با استناد به کلام امیرالمؤمنین(ع) گفت: حضرت فرمودند «أنا یعسوب الدین و المال یعسوب الفجار»؛ من ملکه کندوی دینم و مال، ملکه کندوی فاجران است. قنبری توضیح داد: «یعسوب» به ملکه زنبور عسل گفته میشود که دیگر زنبورها گرد او جمع میشوند. اهل ایمان گرد محور ولایت جمع میشوند و فاجران گرد محور مال. وی با اشاره به تجربه تاریخی حکومت علوی افزود: امیرالمؤمنین(ع) نشان دادند محوریت دین، به معنای بیتوجهی به معیشت مردم نیست. آن حضرت فرمودند در کوفه کسی نیست مگر آنکه نان گندم، آب زلال و سرپناه دارد. این نشان میدهد «یعسوب الدین» هم دنیا را آباد میکند و هم آخرت را. قنبریان در مقابل، به تجربه حکومتهای مبتنی بر مالاندوزی اشاره کرد و گفت: وقتی بیتالمال به ابزار قدرتطلبی تبدیل شود و کتاب خدا مورد تحریف و دغلبازی قرار گیرد، جامعه بهسمت فساد ساختاری میرود. به تعبیر وی، قرآن با هوشمندی به جای تمرکز بر اشخاص، بر الگوهای تبعیت تأکید میکند؛ تبعیت از حقیقت و بقا در برابر تبعیت از مال و اتراف.
نهی از فساد، از کوچههای شهر تا مقیاس جهانی
حجتالاسلام قنبریان در ادامه با تأکید بر اینکه «نهی از فساد» یک مفهوم شعاری یا محدود به حوزه فردی نیست، اظهار کرد: قرآن وقتی از «ینهون عن الفساد فی الارض» سخن میگوید، مقیاس را محدود نکرده است؛ هم فسادهای کوچک در یک شهر و دستگاه را شامل میشود و هم فسادهای بزرگ در مقیاس جهانی را. وی با بیان اینکه در حکومتی که به نام اسلام اداره میشود، حتی کوچکترین فساد نیز بزرگ است، تصریح کرد: «اولو بقیه» نمیتوانند نسبت به خطاهای داخلی بیتفاوت باشند. اما در عین حال، نگاه آنان باید «عکس هوایی» هم داشته باشد؛ باید ببینند فسادهای بزرگ و ساختاری جهان کجاست و در برابر آن نیز موضع بگیرند. او افزود: شاخص قرآنی، تبعیت از «ما أترفوا فیه» را معیار تشخیص جبهه مقابل میداند؛ یعنی جریانهایی که حول سرمایهسالاری و منافع انباشته شده میچرخند. قنبری با اشاره به تحولات جهانی، گفت: امروز نیز میتوان دید که چگونه ائتلافهایی بر محور قدرت اقتصادی، فناوریهای انحصاری و منافع کلان شکل میگیرد و در مقابل، جریانهایی که دغدغه عدالت و مقابله با فساد دارند، در نقاط مختلف جهان یکدیگر را پیدا میکنند. به گفته وی، اگر کسی مدعی انتظار حضرت بقیةالله(عج) است، باید در میدان نهی از فساد حضور داشته باشد؛ چه در مبارزه با تبعیض و رانت در محیط پیرامونی خود و چه در موضعگیری در برابر فسادهای بزرگ جهانی. وی تأکید کرد: «اولو بقیه» فقط کسانی نیستند که آیینهای نیمه شعبان را برگزار میکنند، بلکه کسانیاند که نسبت خود را با عدالت و مقابله با فساد مشخص کردهاند.
سرمایهدار یا سرمایهسالار؟
این استاد حوزه در ادامه با تفکیک «سرمایهدار» و «سرمایهسالار» گفت: قرآن سرمایه را ذاتاً مذموم نمیداند؛ آنچه نکوهش میشود، تبعیت از سرمایه و تبدیل آن به محور هویت و تصمیمگیری است. وی با اشاره به سیره امیرالمؤمنین(ع) در آبادسازی زمینهای ینبع، افزود: آن حضرت توان تولید ثروت داشتند، چاه حفر کردند و زمین آباد ساختند، اما آن را وسیله تفاخر و اتراف قرار ندادند، بلکه وقف مردم کردند. قنبری تأکید کرد: بنابراین «اولو بقیه» میتوانند اهل تولید، مدیریت و آبادانی باشند، اما نه اهل دلبستگی و اتراف. در مقابل، جریان «الذین ظلموا» کسانیاند که حول سرمایه میچرخند و آن را به ابزار سلطه تبدیل میکنند.
وی در بخش پایانی سخنان خود به فرازی از دعای ندبه اشاره کرد که در آن امام عصر(عج) «مؤلف الشمل بین الصلاح و الرضا» معرفی شدهاند و گفت: یکی از مهمترین ویژگیهای حکومت مهدوی، جمع میان «صلاح» و «رضا» است. قنبریان توضیح داد: گاهی آنچه از نظر دینی و عقلی «صلاح» جامعه است، با «رضایت» بخشی از مردم همراستا نیست. در سوی دیگر، ممکن است جریانی صرفاً بر رضایت عمومی تکیه کند و از معیارهای صلاح فاصله بگیرد. هنر حکومت مهدوی، جمع میان این دو است. وی با اشاره به تجربههای تاریخی افزود: برخی حکومتها به نام دین، بدون توجه به رضایت مردم، با زور و تحمیل پیش رفتهاند و نتیجه آن خشونت و افراط بوده است. در مقابل، برخی جریانها نیز با تکیه صرف بر رضایت عمومی، از اصول بنیادین اخلاقی و دینی فاصله گرفتهاند. به گفته او، مسیر مهدوی نه «طالبانی» است و نه «غربزده»، بلکه راهی است که صلاح الهی و اراده مردم را در کنار هم مینشاند.
ارزشهای الهی و اراده مردم
سخنران محفل «نفس عمیق» با اشاره به مبنای جمهوری اسلامی گفت: اساس این نظام بر دو پایه «ارزشهای الهی» و «اراده مردم» استوار است. وی تأکید کرد: نه میتوان از ارزشهای الهی کوتاه آمد و همه چیز را به پسند عمومی سپرد و نه میتوان اراده مردم را نادیده گرفت و تنها با تحمیل پیش رفت. قنبریان با ذکر مثالهایی در حوزه فرهنگ و خانواده افزود: در عصر رسانه و فشارهای فرهنگی، جامعه ممکن است دچار دوگانگی شود؛ از یک سو معیارهای دینی و عقلایی درباره خانواده و عفاف و از سوی دیگر جریانهایی که الگوهای متفاوتی را ترویج میکنند. هنر حکمرانی دینی آن است که با تبیین، اقناع و برنامهریزی، میان صلاح و رضایت جمع کند. وی با بیان اینکه دعای ندبه فقط برای اشک و اندوه نیست، تصریح کرد: هر جمله این دعا نقشه راهی برای عصر غیبت است. اگر کسی در اندیشه تحقق «تألیف صلاح و رضا» باشد، یک گام به ایده حکومت مهدوی نزدیک شده است.
انتظار، از احساس تا تمرین اجتماعی
قنبریان در جمعبندی سخنان خود گفت: انتظار حضرت بقیةالله(عج) به دلنوشته و چراغانی محدود نمیشود؛ هرچند این مظاهر محبت ارزشمند است، اما شاخص قرآنی، «اولو بقیه» بودن است؛ یعنی حضور فعال در نهی از فساد و تلاش برای تحقق عدالت و جمع میان صلاح و رضایت. وی افزود: جامعه اسلامی در دوران غیبت، میتواند همچون میدان تمرینی باشد برای آنچه در حکومت جهانی حضرت تحقق خواهد یافت. به تعبیر وی، اگر سیاستگذاریها، برنامههای فرهنگی و اجتماعی و حتی کنشهای فردی ما بر مدار دوگانه «نهی از فساد» و «تألیف صلاح و رضا» شکل گیرد، نسبت ما با امام عصر(عج) نسبتی زنده و پویا خواهد بود.






نظر شما