مهندسی برخلاف تصور عمومی، فقط علمِ ساختن و حل مسئله نیست؛ علمی است که بهطور مستقیم با جان، امنیت و اعتماد انسانها سروکار دارد. هر تصمیم یک مهندس، از انتخاب مصالح گرفته تا گزارش دادن یک خطا، میتواند پیامدی فراتر از یک پروژه داشته باشد و بر زندگی هزاران نفر اثر بگذارد.
حمیدرضا جوان، مهندس عمران و عضو کمیته اخلاق مهندسی سازمان نظام مهندسی ساختمان استان قم از چهرههای فعال حوزه ترویج اخلاق حرفهای است که علاوه بر سالها فعالیت اجرایی و آموزشی، با همراهی جمعی از پژوهشگران و نویسندگان، در تألیف کتابی با عنوان «درسنامه اخلاق مهندسی» نیز نقش داشته است. در این گفتوگو از او درباره وضعیت اخلاق حرفهای در فضای مهندسی امروز، مصادیق رایج تخلفات اخلاقی و راههای تقویت مسئولیتپذیری مهندسان پرسیدیم.
اهمیت طرح موضوع اخلاق مهندسی در چیست و این مفهوم چه حوزههایی را در برمیگیرد؟
اخلاق مهندسی مفهومی بنیادین در جوامعی است که فعالیتهای حرفهای و فنی در آنها جریان دارد. در چنین فضاهایی، مجموعهای از بایدها و نبایدهای اخلاقی وجود دارد که آشنایی و پایبندی به آنها برای همه فعالان حوزه مهندسی ضروری است. بیتوجهی به این اصول میتواند به تصمیمگیریهایی منجر شود که با ارزشهای اخلاقی همخوانی ندارد؛ تصمیماتی که نهتنها کیفیت و اعتبار محصول نهایی را زیرسؤال میبرد، بلکه رفتار حرفهای افراد و سازمانها را نیز مخدوش میکند. این مفهوم، دامنهای گسترده دارد و تمامی عرصههای فعالیت مهندسی از مرحله طراحی تا اجرا و نظارت و حتی اهداف و پیامدهای کلان پروژهها را دربرمیگیرد. به بیان دیگر، اخلاق مهندسی چارچوبی فراگیر است که سعی میکند مسیر فعالیتهای فنی را با مسئولیتپذیری اجتماعی، حرفهای و انسانی همسو کند.
اگر مهندسی اخلاق حرفهای را رعایت نکند، چه خسارتهایی به جامعه وارد میشود؟
وقتی یک مهندس در فرایند طراحی یا اجرا، منافع شخصی یا سازمانی خاصی را بر مصالح عمومی ترجیح میدهد، نتیجه کار ممکن است به سود یک مجموعه تمام شود، اما در مقابل، آسیبهای گستردهای را متوجه بهرهبرداران و مصرفکنندگان میکند؛ آسیبی که نهتنها کیفیت محصول را کاهش میدهد، بلکه اعتماد عمومی به فعالیتهای مهندسی را نیز خدشهدار میکند.
نمونهای روشن از این مسئله را میتوان در حوزه نظارت بر پروژههای عمرانی مشاهده کرد. فرض کنید عملیات بتنریزی در یک پروژه ساختمانی آغاز شده و آرماتوربندی نیز پیشتر انجام گرفته است، اما مهندس ناظر بهدلیل کوتاهی در انجام وظیفه، بهموقع در محل حاضر نمیشود. زمانی که او در وسط کار به پروژه میرسد، متوجه میشود بتن مصرفی از استاندارد لازم برخوردار نیست یا آرماتورها مطابق مشخصات فنی و کیفیت تعیینشده اجرا نشدهاند. در چنین شرایطی، اگر ناظر بهدلیل ملاحظات شخصی یا پرهیز از درگیری با کارفرما، اجازه ادامه کار را صادر کند، این تصمیم میتواند در آینده موجب خسارتهای جدی، از کاهش ایمنی سازه گرفته تا تهدید جان بهرهبرداران شود. از همین رو، اخلاق مهندسی تنها یک چارچوب نظری نیست، بلکه ضامن سلامت، ایمنی و کیفیت در تمامی مراحل طراحی، اجرا و نظارت بهشمار میرود؛ چارچوبی که پایبندی به آن، بهطور مستقیم با منافع عمومی و مسئولیت حرفهای مهندسان گره خورده است.
چه بسترهایی لازم است تا اخلاق مهندسی از سطح شعار فراتر رفته و به یک ضرورت عملی در جامعه مهندسی تبدیل شود؟
یکی از مهمترین عوامل، اخلاق حاکم بر جامعه است؛ زیرا مهندس، خود بخشی از همین جامعه است و فعالیتهای حرفهایاش را نیز در همین بستر انجام میدهد. اگر اخلاقی که در جامعه رایج است، مناسب و برخاسته از آموزههای الهی نباشد، طبیعی است مهندسی که قصد دارد اخلاقی عمل کند با مشکلات و موانع فراوانی روبهرو خواهد شد. در چنین شرایطی، بسیاری از تصمیمها و اقداماتی که قرار است براساس اصول اخلاقی انجام دهد، با عرف و رفتارهای رایج در جامعه هماهنگ نخواهد بود و همین مسئله او را در موقعیتهای دشوار قرار میدهد؛ در حالی که هدف او صرفاً عمل اخلاقی است. به بیان دیگر، عرف اخلاقی حاکم بر جامعه نقش بسیار پررنگی در رفتار حرفهای مهندس دارد و میتواند مسیر اخلاقمداری را تسهیل کرده یا برعکس، مانعی جدی در برابر آن ایجاد کند.
عامل اثرگذار دیگر، سنتهای خانوادگی و تربیت اخلاقی در خانواده است. اگر مهندسی در خانواده یا در جامعهای بزرگتر به بینظمی عادت کرده باشد، این عادت بهطور طبیعی در رفتار حرفهای او نیز بروز پیدا میکند. برای مثال، ممکن است چنین فردی با کارفرما قرار بگذارد که ساعت 8 صبح در محل پروژه حاضر شود، اما درواقع باور و التزام جدی به حضور دقیق در آن زمان در وجود او شکل نگرفته باشد. علت چنین وضعیتی، همان تربیت و الگوهایی است که فرد در خانواده یا جامعه با آنها مواجه بوده است. بنابراین، یکی از عوامل مهم در شکلگیری رفتار اخلاقی مهندسان، نوع تربیت اخلاقی آنان در خانواده و جامعه است. از طرفی دستورالعملها، قوانین و ضوابط سازمانی نیز نقش بسیار تعیینکنندهای دارند. سازمانها، شرکتها و مجموعههایی که فعالیتهای مهندسی انجام میدهند، معمولاً سیاستها و چارچوبهایی را مدنظر قرار میدهند که همین قواعد میتواند رفتار اخلاقی مهندسان را تسهیل کرده یا برعکس، مانعی در مسیر آن ایجاد کند و حتی در مواردی، جهتگیری تصمیمها را به سمت رفتارهای غیراخلاقی سوق دهد. منظور از سازمانهای مهندسی صرفاً سازمان نظام مهندسی نیست، بلکه تمامی مجموعههایی است که بهنوعی درگیر فعالیتهای مهندسی هستند؛ از نهادهای کلان کشوری مانند وزارتخانهها گرفته تا شرکتها و دیگر مجموعههای تخصصی. ضوابط، اصول و سیاستهایی که این نهادها تدوین و براساس آن عمل میکنند، میتواند نقش بسیار مهمی در تسهیل رفتارهای اخلاقی مهندسان داشته باشد یا برعکس، موانعی در مسیر آن ایجاد کند.
میتوانید برای ملموستر شدن بحث، چند مصداق عینی از جلوههای اخلاقمداری یا بیاخلاقی در عرصه مهندسی بگویید؟
گاهی سیاستی که یک مدیر در یک سازمان یا مجموعه مهندسی در پیش میگیرد، ناخواسته فضایی ایجاد میکند که مهندسان شاغل در آن مجموعه در برابر یکدیگر قرار میگیرند؛ به بیان دیگر، نوعی رقابت ناسالم میان آنها شکل میگیرد. در چنین شرایطی، طبیعی است مهندسانی که در این چارچوب فعالیت میکنند، بهجای تمرکز بر کیفیت کار و اهداف حرفهای، درگیر رقابتهای مخرب میشوند، به یکدیگر آسیب میزنند، برای همدیگر مانع ایجاد میکنند و در نهایت، کل مجموعه نیز از این وضعیت لطمه میبیند.
در مقابل، اگر سازمانی سیاستها و ضوابط خود را بهگونهای تنظیم کرده باشد که تعامل و همکاری میان مهندسان را تقویت کند، نتیجه کاملاً متفاوت خواهد بود. در چنین فضایی، مهندسان میتوانند با آرامش بیشتری با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، همفکری داشته باشند، تجربههای خود را به اشتراک بگذارند و در مسیر تقویت توان حرفهای یکدیگر گام بردارند. از نگاه من، همین مثال بهخوبی نشان میدهد سیاستها، قوانین و چارچوبهایی که در سازمانها و مجموعههای فعال در حوزه مهندسی تدوین میشود، نقشی بسیار تعیینکننده در شکلگیری رفتارهای اخلاقی یا حتی غیراخلاقی مهندسان دارد؛ نقشی که گاهی میتواند مسیر حرفهای یک مجموعه را به سوی همافزایی و اعتماد هدایت کرده و گاهی، آن را درگیر تعارض و آسیب کند.
نمونه دیگری هم هست؟
بله، برای اینکه این موضوع را ملموستر توضیح بدهم، به یکی از مصادیق عینی که امروز در حوزه فعالیتهای ساختمانی کشور تا حدی با آن درگیر هستیم اشاره میکنم. مسئلهای که تقریباً در بسیاری از استانها شناختهشده و به نوعی به یک رویه رایج تبدیل شده است. در این حوزه، معمولاً علاوه بر نقشههایی که کارفرمایان تهیه میکنند، از شهرداری مجوز میگیرند و بهعنوان نقشه مصوب شناخته میشود، نوع دیگری از نقشه نیز وجود دارد که به «نقشه اجرایی» معروف است.
در واقع، نقشه مصوب همان طرحی است که براساس ضوابط شهرسازی تهیه میشود و در آن تمامی ملاحظات قانونی ازجمله مسائل مربوط به تراکم، ارتفاع ساختمان، حقوق همسایگی و دیگر مقررات شهری لحاظ میشود. اما در عمل، این نقشه در بسیاری از موارد کنار گذاشته میشود و از همان ابتدا نیز کارفرما و گاه حتی برخی نهادهای مرتبط میدانند آنچه اجرا خواهد شد، نقشه دیگری است؛ نقشهای که در آن تخلفاتی صورت میگیرد. این تخلفات میتواند شامل افزایش ارتفاع بیش از حد مجاز، گسترش سطح بنا فراتر از ضوابط یا نادیده گرفتن دیگر مقررات شهرسازی باشد. من تأکید میکنم وقتی سیاستها و رویکردهای حاکم در مجموعههایی مانند شهرداریها، نهادهای مرتبط با ساختوساز یا حتی برخی ساختارهای حرفهای بهگونهای باشد که عملاً این وضعیت را میپذیرد یا در برابر آن چشمپوشی میکند، مهندسان نیز ناخواسته در این چرخه قرار میگیرند. آنها در چنین شرایطی، با وجود آگاهی از اینکه این اقدامات خلاف قوانین و ضوابط و نیز مغایر با اصول اخلاق حرفهای است، ناچار میشوند براساس همان نقشههای اجرایی فعالیت کنند.
از نگاه من، این روند پیامدهای دوگانه و نگرانکنندهای دارد؛ یعنی از یکسو به شخصیت حرفهای مهندس آسیب میزند و او را بهتدریج به انجام رفتارهای نادرست عادت میدهد و از سوی دیگر، پیامدهای گستردهای برای جامعه به همراه دارد، چرا که نقض ضوابط شهرسازی و اصول حرفهای، درنهایت به بینظمی شهری، کاهش کیفیت ساختوساز و تضعیف اعتماد عمومی منجر میشود.
آیا با گنجاندن سرفصلهای اخلاق مهندسی در دانشگاهها میتوانیم مهندسان با اخلاق تربیت کنیم؟
بله، من کاملاً تأکید دارم وقتی از اخلاق مهندسی در کشور صحبت میکنیم (چه در حوزه تبیین، چه در زمینه آموزش و چه در عرصه ترویج) این بحث حتماً باید، بهویژه در کشورهای اسلامی و در کشور ما، هماهنگ با مبانی و آموزههای اسلامی باشد. از نگاه من، این موضوع بسیار مهم و تعیینکننده است.
من معتقدم اگر چنین نکنیم و صرفاً الگوهای اخلاق مهندسی را از کشورهایی اقتباس کنیم که فرهنگ حاکم بر آنها با مبانی اسلامی متفاوت است، در عمل با معضلات و چالشهای جدی روبهرو خواهیم شد. دستکم واقعیت این است ما در جامعهای زندگی میکنیم که از نظر آموزههای دینی و اخلاقی، سرمایهای بسیار غنی در اختیار دارد؛ منابعی که طی قرنها شکل گرفته و میتواند پشتوانهای عمیق برای نظام اخلاق حرفهای باشد. بنابراین، طبیعی است آموزشها و برنامههای ترویجی ما نیز باید متناسب با همین مبانی دینی و فرهنگی طراحی و ارائه شود. در همین راستا، من به همراه جمعی از همکارانم که برخی از آنان در حوزه مباحث دینی و آموزشی سابقه و آگاهی قابل توجهی داشتند و برخی دیگر نیز در حوزه مهندسی و اخلاق حرفهای فعال بودند، اقدام به تهیه اثری با عنوان «درسنامه اخلاق مهندسی» کردیم. این کتاب با همکاری مشترک سازمان نظام مهندسی استان قم و دانشگاه مرکزی دانشگاه آزاد تدوین و منتشر و در آن تلاش شده به بخش قابل توجهی از نکاتی که به آنها اشاره کردم پرداخته شود. از نظر من، این اثر میتواند گام ابتدایی و زمینهساز مناسبی برای گسترش آموزش اخلاق مهندسی در دانشگاهها و مراکز علمی باشد.
در عین حال، من بر یک نکته تأکید جدی دارم و آن اینکه به هیچ وجه نباید رویکردی که از آن بهعنوان «اخلاق سکولار» یاد میشود، در آموزشهای دانشگاهی ما ترویج شود. منظور از اخلاق سکولار، نگاهی به اخلاق است که آن را جدا از دین تعریف میکند. از دیدگاه من، چنین رویکردی دستکم ما را از منابع عظیم و پشتوانههای عمیق اخلاقی که در فرهنگ دینیمان وجود دارد محروم میکند؛ منابعی که طی قرنها شکل گرفته و میتواند نقش بسیار مهمی در تقویت اخلاق حرفهای در جامعه ایفا کند.




نظر شما