لطفاً این یکی را به حساب مشکل یا معضل عصر جدید نگذارید. «آزادکاری» و آنهایی که علاقهمند به کار آزاد هستند، معضل و سربار جامعه به حساب نمیآیند. پابهپای تغییر نسلها در دنیای امروز، آزادکاری هم پدیدهای است مختص به نسل زِد و البته نسل آلفا و هرچه نسل دیگر که از این به بعد بیاید. اینکه جوانها نگاهشان به شغل، استخدام و اصولاً کسب درآمد تغییر کرده و مثل پدر و مادرهایشان به این مقوله نگاه نمیکنند واقعیتی است که باید با آن کنار بیاییم.
آزادکاری ایرانی
دنیا حداقل ۱۰ یا ۱۵ سال است که «فریلَنسِر»ها یا همان «آزادکار»ها را به رسمیت شناخته است؛ آنهایی که با وجود داشتن هنر، مهارت یا تخصصی خاص تن به بستن قراردادهای رسمی استخدامی نمیدهند و فقط مایلند در ازای دریافتی مناسب و مشخص، بدون نیاز به حضور در محل، سازمان، کارخانه یا جایی خاص، آنلاین خدمات بدهند و پولش را بگیرند.
البته این نوع شاغل شدن به اصطلاح معامله و رابطه برد-برد است؛ چون هم فریلنسر، کار مورد علاقه خودش را از راه دور انجام میدهد و به درآمد مناسب میرسد و هم کارفرما بدون درگیر شدن در فرایند استخدام، قراردادهای سنگین، پرداخت بیمه، بازنشستگی و... کارش را پیش میبرد. مهم هم نیست که یک فرد متخصص یا توانمند، این طرف دنیا، دارد کارش را برای فلان شرکت در آن طرف دنیا انجام میدهد.
با این همه مثل خیلی از پدیدههای نو که معمولاً در جاهای دیگر جهان باب میشود و بعد به ایران میرسد، آزادکاری هم تقریباً به شکلی ناقصالخلقه در ایران متولد شد و در بستر نامناسب با تصورات اشتباه رشد کرد و به امروز رسید.
اولین مشکل سرراه «آزادکاری» در ایران شتابزدگی نسل جوان و بیاطلاعی نسبی از ماهیت این پدیده بود. علاوه بر اینکه خیلیها آن را فقط مترادف با دورکاری تلقی کردند این تصور هم در جامعه غالب بود که آزادکاری یعنی نشستن توی خانه، از شر اداره و کارخانه و کارفرما راحت بودن، عشقی کار کردن و پول درآوردنِ راحت آن هم به دلار و یورو!
قطع شاهرگ آزادکاری
در ایران یک واقعیت دیگر هم وجود داشت یعنی علاوه بر آنهایی که به هوای آزادکاری، بدون تلقی درست از این نوع کار کردن، بدون تخصص کافی و حتی بدون یادگرفتن کامل زبان خارجی وارد این عرصه شدند و خیلیهایشان شکست خوردند و میخورند، برخی از کارفرماهایی هم که دنبال فریلنسر میگشتند، شناخت کافی از این مقوله نداشته و فقط به امید کم کردن هزینهها و دردسرهای بیمه و... سراغ افراد مدعی رفتند و حتی نام «برونسپاری» هم روی تلاش و طمعشان گذاشتند.
البته مشکل آزادکاری در ایران فقط اینها نبوده و نیست. شرایط خاص چند سال اخیر وضعیتی را ایجاد کرده که حتی فریلنسرهای واقعی که با شناخت، مهارت و تخصص کافی سراغ این نوع کار رفتهاند حالا با مشکل مواجه شدهاند.
«فرارو» در این باره مینویسد: «هرچند هیچکس نمیداند دقیقاً چند نفر از ایرانیان به شکل فریلنسری کار میکنند، اما اطلاعات موجود حاکی از فعالیت اقتصادی میلیونها ایرانی به شکل فریلنسری است».
اگر میزان و نرخ بیکاری در هر جامعه را یکی از دلایل روی آوردن افراد به آزادکاری بدانیم باید به این نکته هم اعتراف کنیم که آمار بالای بیکاران در کشور سبب شده میلیونها نفر از کسانی که نه سرمایهای برای شروع کاری جدید دارند و نه فرصتی برای استخدام پیش رویشان وجود دارد، به سمت این نوع کار کردن گرایش پیدا کنند و به قول معروف دست در بازار زیاد شود و فضا برای فریلنسرهای متخصص و ماهر کم و کمتر شود. شرایط خاص دوران کرونا، مشکلات اقتصادی پس از آن سالها، تحریمها، تورم بالا، جنگ ۱۲ روزه، قطعیهای مکرر اینترنت و... همه و همه را که بگذارید کنار هم میشود گفت آزادکاران در ایران امروز برای ادامه فعالیت با هفتخانی در مقابلشان مواجهاند. خان اول همان قطعی اینترنت است که درواقع معنیاش قطع شاهرگ آزادکاری است و گزارشها نشان میدهد در روزهای نخست قطع اینترنت، پروژههای فریلنسری تا ۹۶درصد سقوط کرد!
خان دوم اینکه در ایران، چارچوب قانونی مشخص برای حقوق، بیمه و حمایتهای مالی از آزادکارها وجود ندارد در حالی که در خیلی از کشورها این گروه از قرارداد رسمی، حقوق مشخص و حمایت صنفی برخوردارند. آییننامههایی هم که چند سال پیش برای حمایت از این گروه در ایران تصویب و یک موردش تأمین اینترنت پایدار برای آنهاست هنوز به مرحله اجرای درست و حسابی نرسیده است!
از جیب خوردن
خان سوم، تحریمها و محدودیتهای بانکی برای دسترسی به درآمدهای بینالمللی و تبدیل آن به ریال است. دور زدن این تحریمها و متوسل شدن به واسطهها علاوه بر اینکه پیامد سنگینی دارد از همه آزادکارها برنمیآید.
خان چهارم هم یک جورهایی برمیگردد به خان اول. یعنی اختلال در پلتفرمها، محدودیتها و فیلترینگ، دسترسی به پلتفرمها و ابزارهای جهانی مخصوص آزادکاری را دشوار کرده و برخی کاربران هنگام مراجعه به سایتهای تخصصی با پیام «این خدمت در منطقه شما در دسترس نیست» مواجه میشوند.
خان پنجم بیثباتی است. فریلنسرها بازهم به خاطر تحریمها، بیثباتی اقتصادی داخلی، قطع اینترنت و... با بیثباتی درآمدی روبهرویند و به قول معروف یک ماه پول درمیآورند و چند ماه ممکن است مجبور شوند از جیب بخورند!
محدویت ششم، وجود فریلنسرهای ریز و درشت و زیاد است. همان که گفتیم شرایط اقتصادی و رکود و بیکاری موجب شده همه به این سمت هجوم بیاورند و به اصطلاح دست در بازار زیاد شود.
خان هفتم هم درواقع پیامد خانهای قبلی است و سبب شده خیلی از کارفرماها بهخصوص در دوران قطع اینترنت از فریلنسرها قطع امید و با آنها قطع رابطه کنند. از طرف دیگر خود آزادکارهای توانمند هم با وجود این همه مانع به فکر مهاجرت افتاده و رابطهشان را با کارفرما یا شرکتهای واسطه قطع کردهاند.
این شرایط سبب شده پدیده آزادکاری در ایران به شدت آسیب ببیند و به قول بعضیها در شرف از بین رفتن باشد. از بین رفتن پدیدهای که میتوانست در شرایط سخت اقتصادی و اوضاع بد اشتغال، روزنههای امید ایجاد کند به معنی این است که آخرین کور سوی امید هم در بازار کار و اشتغال دارد خاموش میشود.




نظر شما