تهران، شهری که زمانی مظهر تجدد و قلب تپنده توسعه ایران به شمار میرفت، امروز به پیکری سنگین و خسته تبدیل شده است؛ شهری که از درون فرسوده، از بیرون بیبرنامه و میان تصمیمهای ناپیوسته مدیریتی سرگردان مانده است. در حالی که هر دوره مدیریت شهری وعده «تهران، شهری برای زندگی» را تکرار میکند، واقعیت روزمره ساکنان، نشان از شهری دارد که برای زیستن در آن، باید با دشواری جنگید.
روزهایی که پایتخت تحت مدیریت واحد و هماهنگ اداره میشد، شاید هرگز وجود نداشت؛ هر شهردار با شعارها و تیم خود آمد و رفت، اما آنچه ماند، مجموعهای از طرحهای نیمهکاره و تصمیمهایی ناهمسو بود که سیمای پایتخت را هر چه بیشتر آشفته کرد.
بحران ترافیک
هیچ نقطهای از تهران را دیگر بدون ترافیک نمیتوان یافت؛ اتوبوسهای فرسوده با موتورهایی که بهسختی جان دارند، متروهایی که لبریز از جمعیتاند و خیابانهایی که در هر ساعت از روز قفل میشوند تنها بخشی از چهره ثابت پایتخت است. براساس آمارها، هر شهروند تهرانی سالانه بهطور میانگین بیش از ۱۳۵ ساعت از زمان خود را در ترافیک از دست میدهد؛ زمانی که نه تولیدی است و نه میتوان آن را جبران کرد!
آسمان خاکستری
مردم تهران دیگر چهار فصل را هم نمیبینند و «آلودگی» تنها فصل مشترکی است که از ابتدای پاییز تا پایان زمستان بین پایتختنشینان به اشتراک گذاشته شده است. تمرکز بیش از حد جمعیت و وابستگی حداکثری به خودرو عامل اصلی این بحران است. هرچند شهرداری در چند سال اخیر از طرح «کاهش آلودگی هوا» و ممنوعیت تردد خودروهای فرسوده سخن گفته است، اما آمار نشان میدهد بیش از یکسوم خودروهای فعال در تهران، بالای ۱۰سال سن دارند. رایجترین پاسخ مدیران به پرسش آلودگی، ارجاع به «نبود منابع مالی» است، اما کارشناسان اعتقاد دارند مشکل فقط پول نیست؛ میان سازمانها هماهنگی وجود ندارد و در نبود یک مدیریت واحد، کمیته آلودگی هوا هر سال تشکیل و در نهایت بیانیهای صادر میشود که در بهترین حالت توصیهآمیز است.
چهره بیهویت پایتخت
متأسفانه بافت تاریخی محلات قدیمی تهران در حال فروریختن است. در خیابان لالهزار که زمانی روح فرهنگی پایتخت بود حالا برجهایی به آسمان قد کشیده که سایه آنها بر این بافت تاریخی سایه انداخته و خانههای قاجاری و میراث کهن به پارکینگ یا انبار کالا و اجناس تبدیل شدهاند. بنا بر اظهارات کارشناسان، قانون تهران امروز تابع منافع سازنده است و مجوزها بر اساس روابط صادر میشود و نیاز محلهها را نمیبیند. در نبود چشمانداز بلندمدت، مناطق شمالی شهر مملو از ساختمانهایی شده که نیاز به فضای سبز و شبکه آب و فاضلاب را نادیده گرفتهاند، فشار بار جمعیتی در این مناطق و تخریب بناهای سنتی در جنوب، چهره پایتخت را دوپاره و به شهری برای ثروتمندان و شهری برای فراموششدگان تبدیل کرده است.
مدیریت فرسوده برای شهر خسته
به باور بسیاری از کارشناسان شهری، تهران از کمبود طرح و ایده رنج نمیبرد، بلکه از نبود اراده در اجرای آنها در عذاب است. هر شهرداری که پا به عرصه خدمت میگذارد برنامهای جدید دارد، اما پیش از آنکه نتایج یک طرح مشخص شود، مدیریت تغییر میکند و همه چیز از ابتدا آغاز میشود. نبود ساختار پاسخگو موجب شده مردم از شهرداری تنها به عنوان دستگاهی برای گرفتن عوارض یاد کنند، نه سازمانی که موظف به ارتقای کیفیت زندگی آنان است. از بودجههای میلیاردی برای زیباسازی شهری گرفته تا تبلیغاتی که وعده شهر هوشمند را میدهند، هیچ کدام نتوانستهاند چهره واقعی تهران را تغییر دهند.
رهاشدگی جمعیت
دکتر فریبرز ناطقیالهی، بنیانگذار مقاومسازی و مدیریت بحران در خصوص مشکلاتی که امروز پایتخت ایران با آن دست و پنجه نرم میکند در گفتوگو با قدس اظهار میکند: انتخاب تهران برای پایتختی ایران پهناور طرحی فنی و فوقالعاده حساب شده در زمان خود بود.
وی عنوان میکند: تهران تمامی نمادهای اولیه یک شهر ایدهآل مانند آب و هوای مناسب، محصور با کوهها برای زمان جنگ و مقابله با حملات احتمالی و دشت حاصلخیز ری برای کشاورزی و دامداری را داشت. ناطقی الهی در پاسخ به پرسش ما که چه عواملی در رشد انفجارگونه و رهاشدگی جمعیت تأثیرگذار بوده است، ادامه میدهد: در اواخر حکومت پهلوی قرار بر این بود که تهران برای جمعیتی حدود ۴ میلیون نفر ساماندهی شود، اما با شروع انقلاب و سپس جنگ به دلایل مشخص و گوناگون که در هر جنگی رخ میدهد مهاجرت به تهران برای کار و اسکان رشد فزایندهای به خود گرفت.
این استاد نمونه دانشگاه با اشاره به این موضوع که متأسفانه با توجه به شرایط زمان و عدم دقت در مفاهیم اولیه مدیریت شهری توسط شهرداری، تهران ناگهان به یک ابرشهر ۸ میلیونی و سپس ۱۰میلیونی تبدیل شد، بیان میکند: پهنه تهران هیچ زمان قرار نبود به این اندازه بزرگ و بهصورت جدی وارد مناطق و زونهای پرخطر شهر پایه (تهران اولیه) شود که متأسفانه شد.
نقش شهرداری در ناهمگونی تهران
دکتر ناطقیالهی در پاسخ به این پرسش که شهرداریها به عنوان متولی مدیریت شهری تا چه میزان در این رشد ناهمگون نقش داشتهاند به ما میگوید: از همان ابتدا برنامه شهرداری پاسخگویی بهصورت روزمره به نیازهای رشد جمعیتی شهر معطوف شد غافل از آنکه شهر و گسترش شهری میبایستی بر اساس ضوابطی منطقی -ظرفیت و تقاضا - و اصول شهرسازی و مدیریت شهری انجام میشد که حقیقتاً کمترین بها در رشد آن مدنظر قرار گرفت. عضو هیئت علمی پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله ادامه میدهد: امروز شهری داریم با ابعاد بسیار بزرگ، با کمبود مسکن و امکانات اولیه شهری، فاقد تمامی حداقلهای شهری و استانداردهای لازم، ترافیک ایستا، آلودگیهای شهری در نهایت خطرناکی (۶ روز هوای پاک از ابتدای سال تا امروز)، حمل و نقل ناکارآمد، بزهکاریهای متعدد و هر معضلی که امکانش باشد متأسفانه در این شهر بیداد میکند.
ساختن پایتخت از شعار تا عمل
این استاد نمونه کشور یادآور میشود: اگر درباره پریشانی ابرشهر تهران در خبرها زیاد بحث نمیشود شاید کار عاقلانهای است چون حقیقتاً تهران تبدیل به یک مشکل اساسی در کشور شده است تا جایی که رئیسجمهور کشور هشدار به تخلیه شهر میدهد! متأسفانه اگر دقیق شویم و در دورههای مختلف به عملکرد شهرداریهای وقت نگاه کنیم با حرفهای زیبای فراوان اما با عملکردهای غیر قابل قبول برخورد خواهیم کرد.
دکتر ناطقی الهی میافزاید: فصل مشترک تمامی گرفتاریهای شهر تهران فروش تراکم و درآمدزایی بوده و میشود توسعه بیبرنامه آن را در رأس مشکلات شهر نام برد.
وی در خصوص بعضی کمکاریها و غفلت در مدیریت شهری اذعان میکند: شهر عملاً همانند یک موجود زنده است که عدم توجه به یک قسمت آن مشکلات جبرانناپذیر دیگری را در پی خواهد داشت. امروزه تهران روی گسلهای متعدد تهران پهن شده، با ناترازیهای عمده درگیر است و متأسفانه هنوز شورای شهر تهران و شهردار آن نسبت به فروش تراکم و توسعه شهر اقدام میکنند. معلوم نیست واقعاً هدف آنها از این اشتباه آشکار چیست؟
وظیفه کمیسیونهای شهرداری چیست؟
بنیانگذار مقاومسازی و مدیریت بحران وقتی از بنیانگذار مقاومسازی و مدیریت بحران میپرسیم پس کار کمیسیونهای تخصصی در شوراهای شهر چیست و چرا باید امروز به این نقطه برسیم، اظهار میکند: صدالبته اگر کمی دقت کنیم کمیسیونهای تخصصی شورای شهری خواهیم دید که با تخصص افراد هماهنگ نیست و شهرداری که بدون تخصص فنی و مدیریت شهری در حال خدمت هستند.
دکتر ناطق الهی ابراز میکند: بارها در سخنرانیها و مکتوباتم صادقانه و بدون هر گونه غرضورزی عرض کردهام که شهر نیاز به متخصصان شهری دارد نه افرادی که فقط شهر را حراج کنند.
این استاد نمونه کشوری در خصوص تعریف شهر به ما میگوید: شهر تعریف علمی و فنی دارد، اما سالهاست شهرداری و شورای شهر تهران کاملاً آن را فراموش کردهاند. اگر در شهری همه از زندگی در آن بیزار باشند ولی از روی ناچاری ادامه دهند باید فکری فوری و جدی برای مسئولان آن شهر برداشت.
ناطقیالهی تأکید میکند: بر اساس علم موجود در مدیریت شهری بهزودی تهران از کار خواهد افتاد مگر خیلی فوری فکری برای آن بشود. شهری که عملکرد خود را از دست دهد، تمام امکانات، املاک و جاذبههای آن به ریالی نخواهد ارزید. دکتر وی در پاسخ به این پرسش که برای رهایی از وضعیت موجود چه باید کرد، ادامه میدهد: بارها گفتهام که در انتخابات شورای شهر و روستا باید افراد خبره را راهی شوراها کرد نه افراد سیاسی را!




نظر شما