هشتم اسفند ماه، یادآور بزرگداشت یکی از بزرگترین فیلسوفان و متفکران تاریخ فلسفه اسلامی ایران است: حاج ملاهادی سبزواری. او در قرن نوزدهم میلادی، در دورانی که حکمت متعالیه بهویژه پس از آثار ملاصدرا با چالشها و بدبینیهای جدی مواجه بود، به عنوان یکی از مهمترین حافظان و توسعهدهندگان این مکتب شناخته میشود. ملاهادی سبزواری نه تنها به دفاع از فلسفه پرداخت، بلکه با اثر شاخص خود، «شرح منظومه»، فلسفه اسلامی را به یک سیستم جامع و قابل فهم برای عموم تبدیل کرد.
سبزواری در طول زندگی خود، به ویژه در آثارش، توانست فلسفه را از پیچیدگیهای صرفاً علمی و سختفهم به دانشی پویا و قابل یادگیری تبدیل کند. او معتقد بود که فلسفه باید بهگونهای بیان شود که هم عمیق و دقیق باشد و هم برای افراد غیرمتخصص قابل درک باشد. با «شرح منظومه» او، که شامل بیش از هزار بیت شعر فلسفی است، توانست اندیشههای پیچیده ملاصدرا را به شکلی ساده و دلپذیر درآورد، بهطوری که حتی کسانی که بهطور مستقیم با فلسفه سروکار نداشتند، میتوانستند از آن بهرهمند شوند.
در شرایطی که در آن دوران فلسفه اسلامی با انزوا و بیتوجهی روبهرو شده بود، سبزواری با ابتکار خود توانست حکمت متعالیه را نه تنها تثبیت کند، بلکه آن را به نسلهای آینده منتقل کند. شرح منظومه او درواقع پاسخ فلسفی و عرفانی به نیازهای پیچیده زمان خود بود، و به تدریج یکی از برجستهترین و معتبرترین متون فلسفی در تاریخ علوم اسلامی شد. این اثر بیش از ۱۵۰ سال است که مرجع اصلی تدریس فلسفه اسلامی بوده و همچنان مبنای فکری و فلسفی بسیاری از اندیشمندان است.
ملاهادی سبزواری برخلاف بسیاری از فلاسفه که آثارشان محدود به زبان علمی بوده است، با آمیختن شعر با فلسفه، توانست مفاهیم پیچیده و سنگین فلسفی را به شکلی جذاب و ماندگار برای نسلها منتقل کند. در نگاه او، شعر نه تنها ابزار زیباییشناسی نبود، بلکه یک وسیله قدرتمند برای انتقال معارف حکمت و فلسفه به مردم بود. این ترکیب بدیع فلسفه و شعر در آثار او نشاندهنده جایگاه ویژهای است که او برای هنر و تفکر قائل بود. در حقیقت، شعر برای سبزواری، همانند یک بستر معنوی، به انتقال اسرار عمیق فلسفی و عرفانی کمک میکرد.
اگر ملاصدرا بهعنوان بنیانگذار حکمت متعالیه شناخته میشود، سبزواری را میتوان بهعنوان تثبیتکننده و تکمیلکننده این مکتب دانست. او با آثار و تدریسهای خود توانست حکمت متعالیه را از یک مکتب فردی به یک سیستم فکری سازمانیافته و قابل آموزش تبدیل کند. این تأثیرگذاری در قالب آثارش بهویژه شرح منظومه، همچنان در اندیشههای فلسفی جهان اسلام باقی مانده است. در این مسیر، سبزواری به گونهای عمل کرد که نه تنها در زمان خود بلکه در طول تاریخ فلاسفه اسلامی همواره بهعنوان یک چهره محوری شناخته میشود.
سبزواری در زندگی علمی خود بیش از ۴۰ سال به تدریس فلسفه، فقه و علوم دینی پرداخت. او در ابتدا تحصیلات خود را در سبزوار و مشهد آغاز کرد، سپس به اصفهان رفت تا نزد بزرگانی چون آخوند ملا اسماعیل اصفهانی و ملاعلی نوری حکمت آموخت. در این دوران، سبزواری نه تنها بهدنبال کمال علمی خود بود، بلکه در جستجوی یک روش نوین برای ارائه فلسفه و انتقال آن به دیگران بود. او در اصفهان با استفاده از دشوارترین مباحث فلسفی، در قالبی نوین به تدریس پرداخت و سپس با تلمذ در محضر اساتید بزرگ، در تکمیل دانش خود کوشید.
بهعنوان یک معلم، سبزواری نه تنها در ایران بلکه در بسیاری از کشورهای اسلامی به عنوان یک مرجع فکری شناخته میشد. شاگردان او از نقاط مختلف ایران و حتی هند، ترکیه و عربستان به درسهایش میآمدند. در این میان، بسیاری از بزرگترین فلاسفه و اندیشمندان معاصر همچون آخوند خراسانی و حتی شهید مطهری تحت تأثیر افکار سبزواری قرار گرفتند.
شرح منظومه سبزواری بهعنوان یک منبع بیبدیل فلسفی، نه تنها در زمان خود بلکه پس از آن نیز مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت، و بسیاری از متفکران و فلاسفه معاصر همچنان از آن بهره میبرند.
در نهایت، ملاهادی سبزواری همچنان بهعنوان یکی از برجستهترین چهرههای فلسفه اسلامی شناخته میشود که توانسته است فلسفه را نه تنها بهطور علمی بلکه بهطور هنری و شعری رایج کند. زندگی و آثار سبزواری همچنان الهامبخش تفکر عمیق و تحول در اندیشههای فلسفی و عرفانی هستند، و او بهعنوان یک فیلسوف، عارف و شاعر، در تاریخ تفکر اسلامی ماندگار خواهد ماند.




نظر شما