تحولات منطقه

با بارانی مشکیِ خیسی که بر تنش زار می زد به خانه رسید تا پس از طی مسافتی طولانی خواب آرامی را در کنار خانواده اش تجربه کند.سفر پرماجرای یاسر آسانی از تهران تا تیرانا سرشار از لحظه های دلهره آور بود.

روایت «یاسر آسانی» از بازگشت به تیرانا در موشک باران / قلبم را در آسمان ایران جا گذاشتم!
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین،ستاره فروزان آبی ها پیش از آنکه تهران را به مقصد مرز ترکیه ترک کند،ساعات زیادی در انتظار استفان اشکوفسکی توپچی مقدونیه ای مس رفسنجان و رفیق گرمابه و گلستانش ماند.آنها قرار بود همراه یکدیگر خود را به وان برسانند و از آنجا راهی استانبول شوند.اما تاخیر اشکوفسکی مشکلات بزرگی را برای یاسر رقم زد.

داستان از این قرار است که استفان برای رساندن خود به یاسر ساعت ها در جاده رها شده و پس از بیست و چهار ساعت خود را به رفیق قدیمی اش رسانده است.مرد همه کاره ارتش آبی ها در این باره می گوید:«باشگاه استقلال اتومبیلی را در اختیارم گذاشته بود تا در اسرع وقت خود را به مرز برسانم اما دیر رسیدن اشکوفسکی دردسرهای زیادی برایمان ایجاد کرد.این در حالی بود که طفلک استفان سه روز تمام چیزی نخورده و نپوشیده بود و نزدیک بود بمیرد و متاسفانه باشگاه مس نیز هیچ تمهیدی برای بازیکن خارجی خود نیندیشیده بود.»

مسیرزمینی وان اما با بهم پیوستن دو دوست دیرینه هموار شد و آنها بالاخره خود را به فرودگاه آتاترک رساندند تا هر کدام راهی سرزمین هایشان شوند.یاسر آسانی که بی تردید برگ برنده صدرنشین لیگ محسوب می گردد ،حالا پس از کمی استراحت و کمی همنفسی با مادری که برایش لازانیا درست کرده دوباره به فوتبال می اندیشد.تفنگدار آلبانیایی با آرامش و تومانینه از واپسین روزهای حضور خود در ایران حرف می زند:«همیشه صحبت از این بود که ممکن است هر لحظه اتفاقی بیفتد. حتی به ما گفته بودند آن ۴۸ ساعت می‌تواند تعیین‌کننده باشد. در نهایت همه چیز دقیقاً آن روز شروع شد و ما با هر زحمتی که بود خود را به مرز رساندیم.البته باشگاه هم همکاری کرد و یک اتومبیل و یک راننده در اختیارم گذاشت.»

ماشین گلزنی آبی ها در خصوص بازگشت خود به تهران تصریح می‌ کند:« قرار بود زود برگردیم، اما حریم هوایی بسته است. هنوز نتوانسته‌ایم با باشگاه صحبت کنیم، چون ارتباطات درست کار نمی‌کند. در چنین شرایطی منطقی است که فعلاً برنگردیم و منتظر روزهای پیش رو باشیم.»

چپ پای تکنیکی با همه دلواپسی هایش از قهرمانی سخن می گوید:«دیر یا زود لیگ برتر از سر گرفته خواهد شد و من برمی گردم تا همراه یارانم استقلال را قهرمان کنیم و به آرزوی دیرینه میلیون ها هوادار جامه عمل بپوشانیم.ما تیم شایسته ای داریم و عزم خود را برای فتح جام جزم کرده ایم.»

و واپسین حرف های مردی که تعبیر خواب هایش هر چه باشد منتج به بازگشت،زندگی و فوتبال خواهد شد: «از حمایت‌ها بسیار سپاسگزارم و تشکر بزرگی از استقلال و خانواده آن دارم. بازی کردن برای این تیم یک افتخار است.من قلبم را در آسمان ایران جا گذاشتم وبرای ملت ایران صلح و امنیت آرزو دارم.»...روز بخیر و موفق باشی پسر خوب آلبانی.آنجا در عصرهای مه آلود و نمور مواظب خودت و رویاهای لاجوردی ات باش لطفا!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha