در شرایط جنگی اغلب افراد هیجانها و احساسات ناخوشایندی را تجربه میکنند. واکنش روان افراد به این شرایط ممکن است ترکیبی از سردرگمی، ترس، ناامیدی، درماندگی، بیخوابی، دردهای جسمی، اضطراب و خشم، سوگ، شوک، خشونت، بیاعتمادی، احساس گناه و شرم و از دست دادن اعتماد و اطمینان از خود باشد. سازمانهای متولی در این حوزه، بهزیستی و علوم پزشکی هستند که باید برای این روزها تمهیدات لازم را اندیشیده باشند و برای تابآوری جامعه در این وضعیت اقدامی بکنند.
فعالیت ۴۰۰ نفر در گروه محب بهزیستی
معاون سلامت اجتماعی بهزیستی خراسان رضوی در این باره در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: گروههای محب بهزیستی در مسئله تابآوری فعال هستند؛ این گروهها که در طول سال آموزشهای تخصصی لازم را دریافت میکنند، در مواقع جنگ یا بلایای طبیعی در قالب تسهیلگری فعالیت دارند. ۴۰۰نفر در کل استان در این گروهها به صورت داوطلبی و غیرداوطلب عضو هستند، این افراد همگی مددکار و روانشناس هستند و به صورت تیمی به مناطقی که مردم آسیب دیدهاند رفته و برای آنها کلاسهای آموزشی یا خدماتی در حوزه تابآوری و هر آنچه در این زمینه مورد نیاز باشد ارائه میدهند.
محمد غفاریزاده با بیان اینکه تسهیلگران میانی نیز سایر تسهیلگران را آموزش میدهند، ادامه میدهد: هنوز گروه محب در خراسان رضوی اقدامی انجام نداده ولی در آمادهباش هستند تا در صورت اعلام نیاز توسط بهزیستی برای داخل یا در قالب خارج از استان به عنوان نخستین گروههای خدمترسان اعزام شوند و خدمات تخصصی ارائه دهند، در حال حاضر این گروه دورههای آموزشی در مساجد بعضی مناطق شهر مشهد برگزار میکنند. مردم برای عضویت جدید میتوانند با تماس با شمارههای ۱۲۴ و ۱۴۸۰ مشخصات خود را ثبت کنند و درخواست عضویت دهند.
به گفته وی، با توجه به چالشهای پیش روی مردم در دوران جنگ و شرایط دشوار، افزون بر گروههای محب، با شیفتبندی جدید خط ۱۴۸۰ یا همان صدای مشاور بهزیستی نیز طی این مدت به صورت ۲۴ ساعته فعال و در اختیار عموم است و مردم میتوانند از این طریق در هر ساعتی از روز تماس گرفته و در مورد مسائل خود مشاوره دریافت کنند. این اقدام برای اطمینان از دسترسی آسان و فوری مردم به حمایتهای روانی و مشاورهای ضروری است.
هدف مداخلات سلامت روان کمک به فرد برای تحمل رواندردهایی است که امکان حذف ندارند
مدیر سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز در همین زمینه با اشاره به نقش مهم کارشناسان سلامت روان در مراکز خدمات جامع سلامت در شرایط بحران در گفتوگو با خبرنگار ما میگوید: فعالیت این کارشناسان شامل کمکهای اولیه روانشناختی و استفاده از تکنیکهای بهبودی است.
دکتر ندا اخروی ادامه میدهد: در کمکهای اولیه روانشناختی، کارشناسان سلامت روان از طریق برقراری ارتباط و ایجاد حس امنیت به تثبیت وضعیت فرد کمک میکنند. یعنی اگر فرد دچار شوک شدید، گریههای کنترلنشدنی یا سردرگمی مفرط است، با تکنیکهای آرامسازی به او کمک میشود تا آرامتر شود و از شرایط پریشانی حاد عبور کند. ضمن اینکه با شناسایی نیازهای فوری فرد و دادن اطلاعات دقیق و قابل اعتماد در مورد خدمات موجود، در رفع نگرانیهای او تلاش میکنند تا احساس امنیت بیشتری کند. همچنین با ارائه اطلاعات درست موجبات کاهش ترس و اضطراب ناشی از شایعات را فراهم میکنند. در واقع کمکهای اولیه روانشناختی مانند پانسمان فوری یک زخم عمیق است و هدف آن جلوگیری از عفونت (بدتر شدن وضعیت روانی) و تثبیت شرایط فردی است که روان او آسیب دیده است تا برای درمان اصلی آماده شود. این خدمت برای همه افرادی که تحت تأثیر وقایع جنگ و بحران قرار گرفتهاند لازم است.
به گفته وی، همچنین در مراکز خدمات جامع سلامت، به افراد دچار استرس حاد و افرادی که علائم پریشانی شدیدتری نشان میدهند کمک میکنند تا با دریافت خدمات تخصصیتر، به موقع تحت مداخلات و درمانهای لازم قرار گرفته و از تشدید علائم یا تبدیل شدن به یک اختلال عمیق و پایدار نظیر PTSD، افسردگی، اضطراب شدید و سوگ پیچیده پیشگیری شود. این خدمات معمولاً پس از گذشت مرحله حاد بحران و چند هفته پس از حادثه قابل ارائه هستند و هدف آنها مدیریت افکار مزاحم، بیش برانگیختگی، رفتارهای اجتنابی و واکنش سوگ است.
مدیر سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی با بیان اینکه مداخلات روانشناختی تخصصی در مفهوم ساده آن مانند عمل جراحی و فیزیوتراپی بوده، تأکید میکند: این خدمات برای زخمهایی است که به خودی خود بهبود نمییابند و نیاز به مداخله تخصصیتر و زمانبر دارند. هدف مداخلات سلامت روان در مراکز خدمات جامع سلامت، کمک به فرد برای تحمل و پردازش رواندردهایی است که امکان حذف ندارند.
وظیفه کارشناسان سلامت روان فقط کاهش رنج مربوط به «الان» نیست
اخروی با اشاره به اینکه وظیفه کارشناسان سلامت روان فقط کاهش رنج مربوط به «الان» نیست، بلکه پیشگیری از تشدید رنج در آینده است، میگوید: در واقع هدف اصلی خدمات سلامت روان مراکز بهداشت، جلوگیری از تبدیل شدن این رنج به یک اختلال مزمن مانند PTSD (اختلال استرس پس از سانحه) است. یک کارشناس سلامت روان، طی آموزشهای تخصصی آموخته است که در بحران مانند یک همراه آگاه عمل کند تا آرامش را جایگزین هراس، درک شدن را جایگزین تنهایی، امیدواری واقعبینانه را جایگزین نومیدی و احساس کنترل را جایگزین احساس قربانی بودن کند. این خدمات تلاش میکند نهایتاً افراد را به این نقطه برساند که به جای از هم پاشیدگی روانی پس از یک سانحه، به شرایطی دست یابند که در اصطلاح روانشناختی «رشد پس از سانحه» نامیده میشود. یعنی از خاکستر آنچه در آتش جنگ و بحران فروریخته، انسانی برخیزد که از بنیانهای روانی قویتر و مستحکمتری برخوردار است.
وی با بیان اینکه خدمات سلامت روان در مراکز خدمات جامع سلامت به صورت رایگان به مراجعان ارائه میشود، میافزاید: مراکز سراج دانشگاه علوم پزشکی به عنوان سطح بعدی خدمات سلامت روانی اجتماعی، افراد ارجاع شده از مراکز خدمات جامع سلامت را پذیرش کرده و وظیفه ارائه خدمات تخصصی روانپزشکی، روانشناختی و مددکاری را بر عهده دارند.
ضرورت مدیریت «آرامش» در شرایط بحرانی و جنگ
یک متخصص حوزه روانشناسی و مدرس دانشگاه نیز در این باره با بیان اینکه اکنون در برههای سخت از دوران زندگی خود به سر میبریم، میگوید: از یک سو با فقدان بزرگ رهبر شهید انقلاب اسلامی روبهرو شدیم و با وجود اینکه یک هفته از شهادت ایشان میگذرد، هنوز این غم بزرگ در اذهان ما نمیگنجد و نبود ایشان همچون فاجعهای گرانبار در سراسر زندگی ما تلقی میشود و در این شرایط با سوگی عظیم و بیپایان مواجه خواهیم بود و از طرفی زیر حملات ناجوانمردانه رژیم کودککش و جنایتکار آمریکایی- صهیونسیتی در کشور قرار داریم که با جنایت بزرگ به شهادت رساندن ۱۶۵ دانشآموز مینابی، دل همه ما را خون کرد، با این وجود هر روز شاهد اتفاقهای تلخ و شهادت جمعی از هممیهنانمان و آسیب به بخشهای مختلف کشور عزیزمان هستیم که همه اینها برای ما انسانها؛ در مواجهه با روزهای ناگواری که در آن بوده و هستیم، بسی سخت و طاقتفرساست و تابآوری و تحمل ما را کم میکند.
دکتر سید محمدرضا ناظمی با اشاره به جنگ ۱۲روزه و حوادث تلخ دی ماه به عنوان وقایع غمبار دیگر امسال میافزاید: ما باید برای این غم بزرگ و اتفاقهای ناگوار پیش آمده و همچنین در صورت ادامه پیدا کردن جنگ تحمیلی، مواجهه مناسبتری داشته و مدیریت «آرامش» در شرایط بحرانی و جنگ را بهتر بدانیم و به دیگران هم توصیه کنیم. اقداماتی که تاکنون از سوی سازمانهای متولی صورت گرفته خوب است و البته باید ادامهدار باشد، رسانه هم باید کمک کند تا برنامههای مفید روانشناختی، افزایش بهبود سلامت روان و افزایش تابآوری در این زمینه از رسانه به ویژه رادیو و تلویزیون تولید و پخش شود.
تابآوری به معنای هنر تحمل شرایط سخت و بحرانی است
وی با بیان اینکه ممکن است برخی از افراد یک خانواده، بنا به شرایط و ویژگیهای شخصیتی و خانوادگی خود، در شرایط پراسترس و دشوار، واکنشهای متفاوتی در برابر مشکلات از خود نشان دهند، ادامه میدهد: در حقیقت «تابآوری» به معنای هنر و مهارت تحمل شرایط سخت، دردآور یا بحرانی است و ارتباط مستقیم با درد دارد. بنابراین فرد تابآور کسی است که میتواند با روحیه خوب بر ضعفها و مشکلات غلبه کند و به رشد برسد. تابآوری در واقع نوعی ظرفیت محسوب میشود که افراد با شرایط روحی خاص با آن روبهرو میشوند.
مدرس دانشگاه با بیان اینکه مهارت تابآوری در شرایط فعلی امری لازم و ضروری است، تأکید میکند: داشتن اضطراب و استرس در شرایط بحرانی معمولاً امری طبیعی است، اما اگر این اضطراب پایدار بماند میتواند افراد را با چالشهایی در انجام فعالیتهای روزمره مواجه کند و سبب اختلال در فعالیت شود، در همین راستا به کارگیری چند اقدام روانشناختی میتواند به حفظ تعادل روانی و آرامش کمک کند.
ناظمی با اشاره به راهکارهایی برای حفظ آرامش و سلامت روان در این زمینه توصیه میکند: مدیریت تنفس در این شرایط بسیار اهمیت دارد، سعی کنید با تنفس عمیق و تکنیکهای متداول آرامش را حفظ کنید. صحبت با دوستان و خانواده و افراد مورد اعتماد در مورد احساسات، تمرکز بر نقاط قوت و یادآوری چالشهایی که در گذشته با آنها کنار آمدهایم، محدود کردن مصرف اخبار، حفظ آرامش در حضور کودکان و سالمندان، کمک به دیگران، دامن نزدن به شایعات و انکار نکردن احساسات، برخی از این تکنیکهاست.
وی با بیان اینکه حتی در ناراحتی تلاش کنید، میافزاید: هر اقدامی مثل مادری که با بغض لالایی میخواند، یک لبخند ساده به دیگری و یک اقدام کوچک برای کمک، همگی التیامبخش درون است.
رنج مدیریت شده، موتور محرک کارهای بزرگ است
این متخصص حوزه روانشناسی با اشاره به اینکه در این شرایط به رنجهایتان معنا بدهید، میگوید: نگذارید درد، شما را به پوچی بکشاند. بپرسید: «این رنج چه درسی برای من دارد و چطور قوی و باانگیزهام میکند برای ادامه دادن؟» رنج مدیریتشده، موتور محرک کارهای بزرگ است. در این وضعیت باید غرور ملی و عزت نفس جمعی خود را حفظ کرده و با خود و دیگران مهربان باشیم زیرا سرزنش و تحقیر حتی ناخواسته، فروپاشی درونی را تسریع میکند اما عزت نفس جمعی، پایه مقاومت است.
ناظمی با بیان اینکه رابطهها را قویتر کنید، میافزاید: قطع ارتباط به معنی آسیبپذیری بیشتر است. یک تماس تلفنی، یک پیامک همدلانه، یک چای ساده، تو را به زندگی وصل میکند.
به گفته وی، آنچه این روزها بیش از هر چیزی اهمیت دارد؛ قدرت واقعی مردم در همدلی و وفاق با یکدیگر، غرور ملی و معنابخشی به رنجهاست.
معنابخشی به رنجها
در گفتوگوهای روزانه با دوستان و اقوام خود در روزهای جنگ متوجه میشویم که برخی نسبت به مسائلی که این روزها بر ما میگذرد، تابآوری کمتر و برخی بیشتر دارند. این جنگ چه یک روز دیگر تمام شود و چه همچنان ادامه یابد، بخشی از جامعه ممکن است نتوانند تحمل این اوضاع را داشته و با ترومای حاصل از این روزها به آسانی کنار بیایند، بنابراین ضروری است افرادی که روحیه قویتری در مواجهه با این اتفاقها دارند با آگاهی نسبت به این وضعیت، ضمن مراقبت بیشتر نسبت به خود، هوادار دیگرانی که امروز رنج بیشتری از اخبار جنگ و تبعات آن میبرند نیز باشند. در این شرایط به نظر میرسد مراقبت از بزرگسالان و کودکان و عباراتی چون غرور ملی و معنابخشی به رنجها، کلیدواژههای مهم برای تابآوری در جامعه بوده و این امید و همدلی در کنار همدیگر است که میتواند کمککننده ما برای پیروزی همیشگی بر دشمنان باشد.






نظر شما