میان اخبار مختلفی که روزانه اسکرول میکنم، چشمم به خبری خورد که نوشته بود: «دانشجویان از مقابل دانشگاه صنعتی شریف، پویش خودجوشی برای کمک به مناطق مسکونی آسیبدیده از حملات اخیر آغاز کردهاند».
ابتدا فکر کردم فقط یک حرکت نمادین است، اما وقتی پیگیری کردم، فهمیدم در قلب شهری که شبهایش با صدای انفجار و ترس لرزان شده است، این دانشجویان ترس را کنار گذاشته و خودشان را به دل منطقههای آسیبدیده میرسانند، خانهها را ایمن و به مردم در جابهجایی وسایل کمک میکنند تا آرامش دوباره به محلهها بازگردد.
برای اینکه بدانم پشت این حرکت چه میگذرد، به سراغ دو مسئول این عملیات جهادی رفتم تا درباره سازماندهی گروهها، نحوه حضور در مناطق آسیبدیده و چالشهایی که دانشجویان در دل بحران با آنها روبهرو هستند، بشنوم.
حضور جهادی در بحرانها
سید جواد سعادت، معاون عملیات جهادی ناحیه بسیج دانشجویی تهران بزرگ از فعالیتهای خود در شرایط جنگی به ما میگوید: در روزهایی که تجربه فعالیت در جنگ ۱۲ روزه را پشت سر میگذاشتیم، همیشه به این فکر میکردم که نقشآفرینی گروههای جهادی در چنین شرایطی دقیقاً باید چگونه تعریف شود. پرسش اصلی برای ما این بود که در این میدان گسترده، جایگاه واقعی ما کجاست و در کدام بخش میتوانیم بیشترین اثرگذاری را داشته باشیم. به مرور و با جمعبندی تجربهها به این نتیجه رسیدیم مهمترین حوزهای که میتوانیم در آن بایستیم، عرصه اجتماعی است. بر همین اساس، تیمهای مختلفی را سازماندهی کردهایم که یکی از مهمترین آنها «تیمهای واکنش سریع امدادی اجتماعی» است. این تیم از ۳۵ نفر تشکیل شده است که همگی با موتورسیکلت هستند. برای آنها هماهنگیهای لازم انجام شده و احکام مشخص دارند. مأموریتشان هم این است که هر زمان نقطهای مورد اصابت قرار بگیرد، در ۱۰دقیقه نخست خود را به محل حادثه برسانند.
او ادامه میدهد: در دقایق ابتدایی حادثه، نیروهای امنیتی مشغول مأموریتهای تخصصی خود هستند، اما برای مدیریت صحنه نیاز به افرادی داریم که مسیرها را ببندند، به سالمندان کمک و وسایل مردم را جابهجا کنند تا آرامش نسبی برقرار شود. مهمترین ویژگی این افراد، تسلط بر خود و کنترل احساسات در شرایط بحرانی است.
در ترکیب نیروهای امدادی، موتورسوارها نقش اصلی را دارند؛ دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه آزاد با کولههای امدادی در صحنه حاضر میشوند و اقدامات اولیه مثل سرم زدن، مراقبت از مصدومان، خارج کردن پیکر جانباختگان و ساماندهی محیط را تا رسیدن نیروهای رسمی انجام میدهند.
سعادت موضوع دیگری را که با جدیت دنبال میکنند حضور در محلهای مورد اصابت و رسیدگی به کارهای اولیه آنجا مثل آواربرداری، جابهجایی وسایل و کمک به سامان دادن به وضعیت خانهها و مغازهها میداند و اضافه میکند: تجربه ما در این دوره با آنچه در جنگ ۱۲روزه داشتیم تفاوت مهمی دارد. آن زمان فعالیتهایمان را پس از پایان جنگ آغاز میکردیم؛ اما حالا در میانه بحران و همزمان با وقوع حوادث در میدان حضور داریم و کار را پیش میبریم.
طبیعی است پس از پایان جنگ حجم کارها بسیار بیشتر میشود؛ مردم باید اثاثکشی کنند و پس از جابهجایی وسایلشان، زندگی خود را از نو سامان بدهند. اما در همین لحظههای اولیه پس از اصابت نیز کارهای ضروری زیادی وجود دارد. وقتی نقطهای مورد اصابت قرار میگیرد، اعضای یک خانواده در نخستین اقدام میخواهند راه ورود به خانهشان باز شود، شیشههای شکسته محکم شده و حداقل امنیت اولیه فراهم شود. در چنین شرایطی، بچهها کمک میکنند مسیرهایی مثل ورودی پارکینگ که بر اثر حادثه بسته شده، باز شود؛ شیشههایی را که کاملاً خرد شدهاند جمعآوری و پاکسازی میکنند تا خطری برای ساکنان نداشته باشد و سپس با نصب پلاستیک یا پوشش موقت، فضا را ایمنتر میکنند. حتی در برخی موارد، صاحب مغازه میخواهد برای مدتی محل کارش را تعطیل کند و بعداً برگردد؛ در این مواقع بچهها کمک میکنند درِ مغازه را با چند خال جوش محکم کند تا خیال صاحبش از امنیت آن تا حدی راحتتر باشد.
وی بیان میکند: در حال حاضر نیروهای ما در ۲۱ نقطهای که مورد اصابت قرار گرفتهاند مشغول فعالیت هستند و تمرکز اصلی بر خانههای مردم است، چرا که ورود به مکانهای امنیتی و نظامی امکانپذیر نیست. روند کار به این صورت است که ابتدا تیمهای واکنش سریع در دقایق اولیه حادثه به محل میرسند و اقدامات فوری را انجام میدهند. یک روز بعد، تیمهای شناسایی برای بررسی دقیقتر منطقه اعزام میشوند و اگر کسی در منزل حضور نداشته باشد، یادداشتی با شماره تماس تیم روی در خانه میگذارند تا مردم در صورت نیاز به کمک، تماس بگیرند.
تاکنون ۵۵ نقطه مردمی شناسایی شده و خوشبختانه کار در هفت تا هشت منطقه به پایان رسیده است؛ وسایل جابهجا شده، خانهها ایمنسازی و مسیرهای تردد باز شده تا زندگی در این محلهها به جریان عادی نزدیکتر شود.
از شعارهای مقاومت تا اَبَرپرچمهای ایران
سعادت با بیان اینکه نیروهایی که اکنون در این میدان فعالیت میکنند عمدتاً از دانشجویان دانشگاههای تهران و استانهای اطراف هستند، عنوان میکند: در حال حاضر ۱۴ گروه در داخل تهران مشغول کارند و در کنار آنها حدود ۱۶ تا ۱۷ گروه دیگر نیز از استانهای مختلف برای کمک وارد میدان شدهاند. در کنار این مجموعه، طلاب نیز حضوری فعال دارند. درواقع ارتباط و همکاری نزدیکی میان ما شکل گرفته است؛ طلاب از قم و شهرهای دیگر، گروههای خود را اعزام میکنند و در برخی حوزهها نیز تجربهها و آموزشهایی را در اختیار ما گذاشتهاند. هرچند هر مجموعه برنامهها و فعالیتهای خاص خود را دنبال میکند، اما در میدان عمل کاملاً با یکدیگر هماهنگ هستیم و تلاش میکنیم این همافزایی به خدمترسانی بهتر به مردم منجر شود.
او در ادامه درخصوص فعالیت دیگر این گروه، میگوید: موضوع دیگری هم برای ما اهمیت دارد و آن، فضاسازی روحیهبخش در محلهای اصابت است. همان تیمهایی که وارد خانهها میشوند و کارهایی مثل پاکسازی، جابهجایی وسایل و ایمنسازی فضا را انجام میدهند، تلاش میکنند حال و هوای محله را هم از فضای اضطراب و ترس خارج کنند. برای همین، بخشی از فعالیتها به فضاسازی حماسی اختصاص پیدا کرده است. طرحها و کلیشههایی برای این کار آماده شده و بچهها آنها را در محلهای اصابت اجرا میکنند. گاهی با اسپری روی دیوارها شعارهایی نوشته میشود؛ جملاتی که رنگ و بوی مقاومت و ایستادگی دارد، مثل «ما با آمریکا پدرکشتگی داریم» یا «رهبر شهید، راهت ادامه دارد». در کنار اینها، نصب پرچم هم بخش مهمی از این فضاسازی است. بر سردر برخی خانهها پرچم نصب شده و در بعضی نقاط نیز پارچههای بزرگ، ازجمله اَبَرپرچمهای ۹ متری ایران آویخته میشود. گاهی هم پرچمهایی با شعار «ایران حسین(ع) تا ابد پیروز است» در محل نصب میکنیم. بخشی از این پرچمها با همکاری شهرداری در اختیار ما قرار میگیرد تا در این مناطق نصب کنیم.
سعادت خاطرنشان میکند: در این روزها یکی از فعالیتهای ما برپایی موکبها در نقاط پررفتوآمد و محل تجمع مردم است که با همکاری شهرداری انجام میشود. موکبها در میدانهای اصلی شهر مانند تئاتر شهر، ولیعصر(عج)، نبرد، نبوت، شهید طهرانیمقدم، صنعت و همچنین مقابل دانشگاههایی مثل تهران، شریف و خواجه نصیر مستقر شدهاند. تاکنون حدود ۲۰ موکب برپا و محل تجمع، همدلی و فعالیتهای جمعی مردم شده است؛ از شعار و هیئت مذهبی گرفته تا حضور مداحان و سخنرانان مانند حجتالاسلام پناهیان.
همزمان، افطاری ساده میان مردم توزیع میشود. برای این کار شبکهای از خواهران دانشجو و دانشآموختگان، روزانه ۱۶ تا ۲۰ هزار لقمه آماده میکنند تا ضمن خدمترسانی، حس همدلی و همراهی در محلهها تقویت شود. در کنار فعالیتهای موکب، یک نانوایی راهاندازی کردهایم که روزانه حدود ۱۲هزار نان میپزد. این نانها به گروه خواهران برای آمادهسازی لقمهها اختصاص مییابد و بخش دیگر با کمک مردم تأمین میشود، چرا که معتقدیم مدیریت شرایط بحرانی بیش از هر چیز به حضور و مشارکت مردم وابسته است. لقمههای آمادهشده هم در موکبها میان مردم توزیع شده و هم به نیروهای مدافع امنیت و یگان ویژه تحویل داده میشوند تا در مأموریتهای خط مقدم از حمایت مردمی بهرهمند شوند.
دانشجویان دهه هشتادی در میان خطر و شهادت
او درباره یکی دیگر از بخشهای مهم قرارگاه که بخش رسانه است، اینگونه میگوید: این قسمت عمدتاً با حضور خواهران فعال شده، هرچند برادران هم کمکم به جمع آنها اضافه شدهاند. کار این تیم فراتر از ثبت ساده وقایع است؛ آنها مشغول روایتنویسی، ثبت خاطرات، نوشتن جملات الهامبخش و زیبا و همچنین عکسبرداری و تجربهنگاری هستند. یک اقدام تازه که در حال پیگیری است، رسیدگی به هتلهای خانوادههای آسیبدیده است. هدف این است مشاوران بتوانند با زنانی که دچار آسیب روحی و روانی شدهاند، گفتوگو کرده و همدلی و حمایت لازم را ارائه دهند. این برنامه مکمل حضور تیمهای ما در مساجد است، جایی که با بسیج محلات هماهنگ میشویم و آموزشهای امدادی و مهارتهای کاربردی در شرایط بحرانی به مردم ارائه میشود.
این فعالیت در کنار سامانه مشاورهای ۴۰۳۰ انجام میشود که توسط دانشجویان و دانشآموختگان مدیریت شده و با مشارکت بنیاد برکت امام خمینی(ره) راهاندازی شده است.
به گفته این نیروی جهادی، یکی دیگر از بخشهای فعال قرارگاه، آشپزخانهای است که روزانه حدود ۲هزارو۵۰۰ وعده غذای گرم آماده میکند. این غذاها هم برای سحر و هم برای افطار میان بچههای مدافع امنیت توزیع میشود تا آنها در مسیر خدمترسانی خود انرژی و قوت کافی داشته باشند.
این نیروی جهادی تصریح میکند: در مجموع، در بخشهای مختلف خواهران و برادران، اکنون حدود هزارو۲۰۰ نفر در قرارگاه فاطمهالزهرا(س) مشغول خدمترسانی هستند و هر روز تلاش میکنند کارها با نظم و سرعت پیش برود. این نیروها از دانشگاههای مختلف تهران و استانهای اطراف گرد آمدهاند؛ از دانشگاههای تهران، شریف، امیرکبیر و خواجه نصیر گرفته تا دانشگاههای علوم قضایی، آزاد علوم تحقیقات، علوم پزشکی شهید بهشتی، الزهرا(س)، فرهنگیان و دانشگاه امام صادق(ع). ترکیبی از خواهران و برادران دانشجو و دانشآموخته که هر کدام در حوزه تخصصی خود در خدمت مردم و نیروهای امنیتی فعالیت میکنند.
سعادت در پاسخ به این پرسش که سختی کار شما کجاست، بیان میکند: اگر بخواهم سختی کار را برایتان توصیف کنم، باید بگویم بیشتر این نیروها دانشجویان دهه هشتادی هستند که با تمام شجاعت و ایمان خود، به مناطقی میروند که هر شب احتمال اصابت وجود دارد و خطر جانی واقعی است. با این حال، آنها تصمیم گرفتهاند در تهران بمانند و حضور داشته باشند تا حتی خیابانها خالی نشود و فضای شهر به دست بینظارتی و وحشت سپرده نشود. این انتخاب، با نگرانی خانوادهها و تهدیدهای جدی برای خودشان همراه است، اما آنها با شجاعت و عشق به مردم و وطن در میدان میمانند. همین الان که با شما صحبت میکنم، ۸ یا ۹ نفر از بچههای ما شهید شدهاند. شهدایی از دانشگاههای امیرکبیر، خواجه نصیر و دیگر دانشگاهها که در بخشهای مختلف – چه در مناطق مسکونی و چه در مراکز عملیاتی – مشغول خدمترسانی بودند و جان خود را فدا کردند. با این حال، دیگر بچهها شاهد شهادت دوستان و رفقای خود هستند و با همه غم و اندوهی که بر دل دارند، بغضشان را تبدیل به حماسه میکنند. آنها با وجود داغ از دست دادن عزیزانشان، ادامه مسیر میدهند، چون میدانند رهبرشان، امامشان و آرمانشان ارزش این ایستادگی را دارد. این همان نیرویی است که در دل تهدید و خطر، روحیه و حماسه میآفریند.
دانشجویان، ستون فقرات امدادرسانی
رضا غلامزاده، معاون عملیات جهادی ناحیه بسیج دانشجویی تهران بزرگ درباره ستاد جهادی خود به ما میگوید: ما یک ستاد منسجم هستیم که حدود ۵۰ تا ۶۰ گروه جهادی را کنار هم جمع کرده است. در این ستاد، همه اقشار و گروههای مختلف حضور دارند؛ از استادان و طلاب گرفته تا دانشجویان که حدود ۸۰درصد نیروهای ما را تشکیل میدهند. مجموعه ما درواقع همان «گروههای جهادی بسیج دانشجویی» است یا میتوان گفت «گروههای جهادی دانشگاههای کشور» که بخشی از آنها از دانشگاه تهران و تعدادی دیگر از دانشگاههای مختلف به اینجا آمده و مستقر شدهاند تا خدمات اجتماعی ارائه دهند. هدف اصلی ما، امدادرسانی به مردم، ایجاد امید و انسجام و حضور فعال کنار مردم در این روزهای دشوار است.
تقریباً میتوان گفت بیش از ۴۰ دانشگاه مختلف گروههای جهادی خود را به این ستاد فرستادهاند و در عرصههای مختلف، از پاکسازی و بازسازی گرفته تا امدادرسانی و فعالیتهای حمایتی و فرهنگی، مشغول خدمترسانی هستند. این جمعیت دانشجویی و جهادی، ستون فقرات حضور مردمی در میدان شده و امید را در دل محلهها زنده نگه میدارند.
او درباره عرصههای مختلفی که فعالیت میکنند، اظهار میکند: یکی از این عرصهها، راهاندازی «سنگرهای همدلی» است؛ فضایی که در میادین اصلی شهر و نقاط پرتراکم ایجاد میشود و بستری برای فعالیتهای جمعی مردم فراهم میآورد، جایی که همدلی و همراهی در میان مردم ملموس میشود. عرصه بعدی، «واکنش سریع» است که به امداد و نجات مربوط میشود. چند تیم متشکل از دانشجویان و فارغالتحصیلانی که در حوزه امدادگری، مدیریت بحران و پزشکی تخصص دارند، شبانهروز مشغول کارند و تلاش میکنند در همان لحظات اولیه حادثه، کمکهای فوری را به آسیبدیدگان برسانند. عرصه سوم، «بهسازی محیطی» است. اعضای این تیم پس از آنکه نقطهای مورد اصابت قرار گرفت و امداد و نجات کارهای اولیه خود را انجام داد، ۶ تا هفت ساعت بعد وارد صحنه میشوند تا محل را برای زندگی روزمره ایمن و قابل استفاده کنند. میتوان گفت روزانه تقریباً ۲۰ منطقه از تهران زیرپوشش این فعالیتها قرار میگیرد و اعضای تیم در کنار مردم هستند، کمک کرده و فضا را برای بازگشت زندگی عادی آماده میکنند. یک بخش مهم دیگر، فعالیتهای گروههای جهادی خواهران است. این گروهها مسئولیت پشتیبانی از موکبها و همچنین حمایت از مدافعان وطن را بر عهده دارند؛ یعنی همه کسانی که در میدان مشغول تلاش و خدمت هستند، از نیروهای امنیتی گرفته تا امدادیها و دیگر کسانی که زحمت میکشند. خواهران برای این افراد هدیه و لقمههای افطاری مهیا میکنند و با این کار تلاش دارند هم از نظر روحی و هم از نظر عملی، همراه و پشتیبان کسانی باشند که در شرایط سخت در حال خدمترسانی به مردم هستند.
غلامزاده میافزاید: یکی دیگر از محورهای مهم، «مددکاری اجتماعی» است. در نقاطی که مورد اصابت قرار میگیرند، طبیعی است مردم با استرس و اضطراب روبهرو میشوند. ما تلاش میکنیم با حضور مشاوران، مددکاران اجتماعی، مربیان کودک و نیروهای متخصص، فضایی را فراهم کنیم که مردم بتوانند مشاوره و حمایت روانی دریافت و آرامش نسبی پیدا کنند. هدف ما ایجاد امنیت روانی و حمایت روحی در کنار کمکهای عملی است.
وقتی هر لحظه خطر زنگ میزند
او در پاسخ به این پرسش که چقدر از زمان خود را صرف کمک میکنید، اظهار میکند: هر یک از این عرصهها زمانبندی خاص خود را دارد. به عنوان مثال، فعالیت تیمهای واکنش سریع ۲۴ ساعته است و هر لحظه که نقطهای مورد اصابت قرار بگیرد، نیروهای مربوط بیدرنگ اعزام میشوند. بهسازی خانهها و محیط پس از وقوع حادثه از صبح آغاز میشود و تا نماز مغرب ادامه دارد. آمادهسازی لقمههای افطاری نیز از صبح شروع میشود تا در زمان افطار به دست مردم و نیروهای خدمترسان برسد.
وی اضافه میکند: اگر کسی بخواهد در این فعالیتها مشارکت کند، امکان ثبتنام در تیمهای مختلف برای او فراهم شده است. ما فرمهایی تهیه کردهایم تا افراد بتوانند بهراحتی عضویت خود را در تیمها ثبت کنند و در میدان خدمترسانی حضور یابند. همچنین، برای کسانی که تمایل دارند به صورت مالی از این فعالیتها و تیمها حمایت کنند، شماره کارت و حسابهایی در اختیار قرار دادهایم تا بتوانند کمکهای خود را بهطور مستقیم برای پشتیبانی از گروهها و فعالیتهای مردمی و امدادی اختصاص دهند.





نظر شما