با این حال، آنچه در این روزهای پرالتهاب دلها را گرم نگه داشته کلمات ساده و صادقانهای است که از هزاران کیلومتر دورتر در فضای مجازی منتشر میکنند. پیامهایی مانند «امیدوارم همهتان در امان باشید»، «ایران و مردمش همیشه در قلب من خواهند ماند»، «این روزها میگذرد و دوباره برمیگردم»، «شما خانواده من شدید».این کلمات، یک تعارف فوتبالی نیستند.
آنها گواهی زنده بر این حقیقتاند که ورزش – و بهویژه فوتبال – در عمق خود، پلی انسانی است که مرزهای ملی، قومی و سیاسی را برای لحظاتی محو میکند. فوتبال فقط یک بازی نیست؛ لحظههایی است که انسانها – از هر نژاد و ملیتی – در یک هدف مشترک نفس میکشند، عرق میریزند، شادی و غم را تقسیم میکنند. وقتی خطر واقعی میرسد، وقتی جنگ یا ناامنی همه چیز را تهدید میکند، آن لایههای ظاهری کنار میروند و آنچه باقی میماند، انسانیت خالص است: نگرانی یک نفر برای دیگری، آرزوی سلامتی، وعده بازگشت، و مهمتر از همه، یادآوری اینکه ما همه – ایرانی، خارجی، مسلمان، مسیحی، آفریقایی، اروپایی – در نهایت، فقط انسانیم.این پیامها به ما یادآوری میکنند که چرا ورزش را دوست داریم: چون در بهترین لحظاتش، ما را به هم نزدیکتر میکند و در سختترین روزها، نشان میدهد که این نزدیکی واقعی بوده است.
جنگها میآیند و میروند، اما این رشتههای انسانی که در زمین فوتبال بافته میشوند، ماندگارند. روزی که آرامش برگردد، وقتی استادیومها دوباره پر شوند، این بازیکنان – یا حداقل خاطرهشان – به ما خواهند گفت: ما فقط بازی نمیکردیم؛ ما با هم زندگی میکردیم.




نظر شما