«جنگ ذاتاً نابودکننده توسعه پایدار است؛ بنابراین دولتها باید در زمان تضادهای مسلحانه به قوانین بینالمللی مربوط به حفاظت از محیط زیست احترام بگذارند و پس از خاتمه جنگ، در صورت لزوم برای توسعه بیشتر مشارکت کنند».آنچه خواندید یکی از چند اصل بیانیهای است که ژوئن ۱۹۹۲ در ریو دو ژانیرو برزیل منتشر شد و در آن به نقش ویرانگر جنگ در محیط زیست و نقش مثبت صلح بر توسعه پایدار تأکید شده است.
بیانیهای که گرچه کشورهای زیادی پای آن را امضا کردهاند اما واقعیت آن است در مناقشات و جنگها هیچگاه به آن توجه نشده است.
برای مثال، در جنگ ویتنام، آمریکاییها با استفاده از عامل نارنجی، نابودی جنگلهای بارانی این کشور را رقم زدند و با استفاده از ۲۰ میلیون گالن علفکش برای پاکسازی جنگلها، تلاش کردند پوشش گیاهی انبوه منطقه را که موجب شکست نیروهای آمریکایی میشد، از سر راه خود بردارند. از آن پس دیگر گیاهان قادر به بازسازی نشدند و بیش از ۱۵۰ گونه پرنده و افزون بر ۴۰ گونه پستاندار یافت شده در جنگلهایی که سمپاشی شده بودند نیز از میان رفتند.
روایتی مشابه نیز سالها بعد در غزه اتفاق افتاد؛ یعنی وقتی رژیم صهیونیستی با استفاده از سلاحهای حاوی اورانیوم ضعیف شده و فسفر سفید با ایجاد آلودگی شدید آب و خاک و همچنین استفاده از علفکشهای شیمیایی و سوزاندن عمدی نخلستانهای تاریخی غزه موجب شد اراضی شمال این منطقه غیرقابل کشت شود.
یا وقتی در سال ۲۰۱۷، داعش چاههای نفت و یک کارخانه گوگرد را در نزدیکی شهر موصل عراق سوزاند و موجب مسمومیت خاک و آب و در نتیجه مسمومیت انسانها شد.
در همان سال، آمریکا به بهانه مقابله با تهدیدات داعش، بمب ۱۰ تنی خود موسوم به «مادر همه بمبها» را در اچین ننگرهار (افغانستان) پرتاب کرد. اتفاقی که به ابتلای مردم این منطقه به بیماریهای پوستی و کاهش عملکرد محصولات کشاورزی منجر شد.
به آنچه اشاره شد، میتوانید تخریب عمدی ۶۰۵ تا ۷۳۲ حلقه چاه نفت کویت توسط ارتش عراق را هم در راستای بخشی از راهبرد «زمین سوخته» در جریان جنگ خلیجفارس اضافه کنید.
و حالا ایران...
در جریان حملات نظامی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی به کشور ما نیز به گفته مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست ۱۹.۵میلیون لیتر سوخت در نتیجه انفجار انبارهای نفتی از بین رفت که به انتشار ۴۷هزار تُن گاز گلخانهای و ۵۷۸هزار کیلوگرم آلاینده هوا در جو پایتخت انجامید.
ضمن آنکه در شهرستان کنگان، آسیب به پالایشگاه فاز ۱۴ پارس جنوبی موجب سوختن ۵.۵میلیون مترمکعب گاز و انتشار بیش از ۱۲هزار تُن گاز گلخانهای و ۴۳۷ هزار کیلوگرم آلاینده در هوا شد. این آلودگیها منجر به افزایش ذرات معلق، کربن سیاه و اکسیدهای نیتروژن شد و کیفیت هوا را در چند استان به سطح هشدار رساند.
حمله به تأسیسات نفتی ایران در شامگاه ۱۶ اسفند نیز تازهترین نمونه از «اکوساید» یا «جنایت محیط زیستی» است که چهرهای بینقاب از ذبح اخلاق انسانی در دنیای بهظاهر متمدن غرب و حامیان آن را آشکار میکند.
خطر آلودگیهای ناشی از انفجار
محمدصادق حسنوند، رئیس مرکز تحقیقات آلودگی هوای دانشگاه علوم پزشکی تهران در پاسخ به این پرسش که آلودگیهای ناشی از انفجار در سطح شهرها تا چه اندازه میتوانند آسیبزا باشند، میگوید: واقعیت این است خود این انفجارها مهمترین عامل خطر هستند و میتوانند آسیب جدی به انسانها برسانند و حتی منجر به شهادت هموطنانمان شوند. آلایندههای ناشی از این انفجارها نیز همان شرایط را دارند، زیرا موجب افزایش شدید ذرات معلق میشوند که میتوانند آسیب جدی به سلامت انسان برسانند.
عضو هیئت علمی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران معتقد است اگر این وضعیت منجر به آتشسوزی شود، دیاکسید نیتروژن و دیاکسید گوگرد که خود آلایندههای بسیار خطرناکی هستند، میتوانند تهدیدی جدی برای سلامت انسان تلقی شوند.
عباس جعفری، کارشناس و کنشگر محیط زیست و حقوق شهروندی هم درباره پیامدهای زیستمحیطی حمله به سه انبار نفت در مناطق کوهک، شهران و کرج اظهار میکند: هرچند پویایی جوی و وزش باد در روزهای وقوع این حمله موجب پراکنش آلایندههای گازی و ذرهای شد و از تداوم آلودگی هوای تهران و البرز جلوگیری کرد، اما نباید از خطر نفوذ ترکیبات هیدروکربنی سنگین، فلزات و مواد گوگردی حاصل از رسوب خشک و تر غافل شد. این ترکیبات بر اثر بارندگی یا تهنشست میتوانند وارد چرخه خاک و آب شده و موجب آلودگی پایدار منابع زیرزمینی شوند.
وی اضافه میکند: آزادسازی گسترده مواد نفتی و گازهای حاصل از احتراق موجب انتشار ترکیبات سمی مانند اکسیدهای نیتروژن، گوگرد، ترکیبات آلی فرار و ذرات معلق میشود. در کوتاهمدت، این آلودگیها موجب افت شدید کیفیت هوا و بروز پدیده فتواکسیدان و افزایش ازن تروپوسفری خواهند شد که آثار مستقیم بر سلامت جسمی ساکنان دارد.
این آلایندهها سلامت اکوسیستمهای انسانی مجاور را تحت تأثیر قرار میدهند و میتوانند موجب آسیبهای تنفسی، قلبیعروقی و تغییرات بیوشیمیایی در بدن شوند. همچنین به صورت تجمعی، تنوع زیستی را کاهش داده و موجب سوختگی شیمیایی پوشش گیاهی و تغییر در ترکیب میکروارگانیسمهای خاک میشوند.
این مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه حکمرانی درزمینه اثرات ثانویه در خاک و منابع آبی هم عنوان میکند: رسوب ترکیبات نفتی و فلزات سنگین حاصل از انفجار موجب کاهش نفوذپذیری خاک، تخریب ساختار فیزیکی آن، آلودگی سفرههای زیرزمینی و برهمزدن چرخه تغذیه گیاهان میشود. این اثرات در مقایسه با آلودگی هوایی بسیار پایدارتر و پیچیدهترند و نیاز به بررسی میانرشتهای دارند.
محمد حیدری، یکی دیگر از کارشناسان محیط زیست نیز با بیان اینکه انفجارهای ناشی از حملات، اکوسیستم کشور را به نابودی میکشاند، میگوید: انفجارها نه تنها موجب نابودی زیرساختها شده بلکه سبب مرگ پرندگان، تخریب ساختار خاک و نابودی حیات وحش میشود که برگشتپذیری آن دشوار خواهد بود.
به گفته وی، هنگامی که خاک بر اثر اصابت بمب و موشک نابود میشود، فرسایش خاک به حدی میرسد که موجودات زنده درون آن عملاً نابود شده و زنجیره حیات قطع میشود و این تخریب، احیای آن را برای دههها غیرممکن میسازد.
آلودگیهای ناشی از انفجارها، احتراق سوخت و تخریب زیرساختهای شهری و صنعتی، حجم عظیمی از گازهای گلخانهای را وارد جو میکند. این آلودگیها نهتنها در مرزهای جنگ باقی نمیمانند بلکه با جریانهای جوی و رودخانهها به مناطق فرامنطقهای منتقل میشوند و بر سلامت اکوسیستمهای دوردست نیز تأثیر میگذارند.
چرا سکوت؟
براساس ماده ۵۵ پروتکل الحاقی اول ۱۹۷۷ به کنوانسیونهای ژنو، در جریان مخاصمات مسلحانه باید از محیطزیست طبیعی در برابر آسیبهای گسترده، شدید و طولانیمدت حمایت شود. همچنین کنوانسیون ۱۹۷۶ منع استفاده نظامی یا خصمانه دستکاری محیط زیست (ENMOD) هرگونه بهرهگیری خصمانه از تغییرات محیطی با آثار گسترده، پایدار یا شدید را منع میکند.
با تمام آنچه اشاره شد و با وجود نگرانیها در این زمینه، چرا پس از حمله اخیر به انبارهای نفت کشورمان همچنان شاهد سکوت سازمانهای مسئول حفاظت از محیط زیست جهانی هستیم؟
معاون حقوقی دفتر حقوقی و امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست میگوید: در کنوانسیونهای چهارگانه ژنو بهصراحت بر ممنوعیت ایجاد آلودگیهای زیستمحیطی و حمله به مراکز غیرنظامی و مراکز درمانی و بهداشتی و سکونتگاههای غیرنظامی و انسانی تأکید شده است. جای تعجب است که سازمان ملل متحد و در رأس آن، برنامه محیط زیست ملل متحد (یونپ) به عنوان مرجع حفاظت و حمایت از محیط زیست جهانی در قبال این همه تخریب محیط زیست در ایران سکوت اختیار کرده است و وظایف خود را بهدرستی انجام نمیدهد.
عادل محمدی تأکید میکند: حقوق محیط زیست از نسلهای حقوق بشر و از مهمترین آنها به عنوان یک حق بیننسلی است که تجاوز، تخریب و تغییر آن به هر شکل و در هر بعدی ممنوع اعلام شده است و زمانی که این تجاوز و تخریب به قصد نابودسازی باشد، مصداق بارز جنایت جنگی خواهد بود. اقدام به قصد نابودسازی علاوه بر آنکه در اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی و عرف بینالملل جرمانگاری شده، شمول اصل صلاحیت جهانی را در تعقیب عاملان سبب شده است.
منفعل و بیعمل
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان و مرجع ملی کنوانسیون تنوع زیستی کشور هم از سکوت برخی مراجع بینالمللی محیط زیستی در قبال این حوادث انتقاد میکند و میگوید: برخی نهادهای بینالمللی تنها از کشورها درخواست ارائه گزارش و عملکرد دارند، اما در چنین شرایطی منفعل و بیعمل بوده و سکوت میکنند.
حمید ظهرابی به تعهدات بینالمللی در زمان جنگ اشاره و بیان میکند: براساس ماده ۵۵ پروتکل الحاقی کنوانسیون ژنو، تخریب شدید محیطهای طبیعی ممنوع است. همچنین آلودگی شدید هوای تهران در پی حمله به مراکز ذخیره سوخت، مصداق روشنی از دستکاری محیط زیست برای اهداف نظامی به شمار میرود؛ اقدامی که علاوه بر آسیب به مردم و طبیعت، برخلاف کنوانسیون منع استفاده نظامی یا خصمانه از دستکاری محیط زیست (ENMOD) مصوب سال ۱۹۷۶ است.
چه کردیم؟ چه باید کرد؟
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست پس از اتفاق اخیر با ارسال نامهای رسمی به دبیرکل سازمان ملل متحد با اشاره به حمله رژیم صهیونیستی به انبارهای سوخت تهران که انتشار ترکیبات سمی و آلودگی شدید هوا را در پی داشته است، تأکید میکند این حملات نقض آشکار تعهدات بینالمللی، ازجمله کنوانسیونهای تغییر اقلیم و تنوع زیستی سازمان ملل است و از دبیرکل این سازمان میخواهد با محکوم کردن این اقدامات و پیگیری مسئولیت عاملان، در برابر «جنایت علیه محیطزیست و مردم ایران» موضعی قاطع گرفته شود.
شینا انصاری با هشدار درباره تهدیدات رو به افزایش نظامیسازی در خلیجفارس و دریای عمان تأکید کرده استمرار چنین وضعیتی میتواند به تخریب جدی زیستگاههای ساحلی و آلودگیهای گسترده دریایی منجر شود و پیامدهای آن نسلهای آینده را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
اتحادیه انجمنهای علوم زیستی ایران (FIrBS) هم که شامل ۲۳ انجمن علمی در حوزه علوم زیستی ایران است در بیانیهای بمباران مخازن نفتی را نقض آشکار قوانین بینالمللی دانسته و ضمن محکوم کردن آن مینویسد: «از مجامع بینالمللی، بهویژه سازمان ملل متحد و سازمان بهداشت جهانی (WHO) و دیگر نهادهای بینالمللی ذیربط میخواهیم حقیقتیابی مستقل و فوری در مورد ابعاد این فاجعه را در دستور کار قرار داده و مسببان آن را به دلیل به خطر انداختن عمدی سلامت جمعیت غیرنظامی، تحت پیگرد قانونی قرار دهند.
این اتحادیه با بهرهمندی از همافزایی انجمنهای تخصصی در این زمینه، آمادگی کامل خود را برای همکاری با نهادهای علمی و بینالمللی به منظور پایش و کاهش اثرات این فاجعه اعلام میکند».




نظر شما