تحولات منطقه

افشین علا، شاعر و نویسنده کشورمان به مناسبت اربعین رهبر شهید انقلاب، شعری را سرود و منتشر کرد.

سروده افشین علا به‌مناسبت اربعین رهبر شهید انقلاب
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

به گزارش قدس آنلاین، شعر افشین علا را در ادامه می خوانید.

ز داغ تو برخاست هرسو فغان‌هارسید آه عشاق تا کهکشان‌ها
چهل شب گذشت و ندیدیم رویتدر اندوه و تشویش و هول و تکان‌ها


من اینجا یتیم و تو نزد نیاکانمن اینجا اسیر و تو در بیکران‌ها
پناهم تو بودی نخواهد رسیدنبه تار عبای تو این سایبان‌ها


بمیرم برایت که با دست زخمیرخی داشتی سرخ چون ارغوان‌ها
در اوج سیادت فقیری گزیدیبه رغم فلان تیره و خاندان‌ها


بمیرم برایت که نشناختندتبه غیر از شهیدان و عرش‌آشیان‌ها
نه تنها تو را کشت خصم حرامیخودی نیز کشتت به تیغ و سنان‌ها


نه تنها سگ زرد یا گرگ صهیونتو را پیش از این کشت زخم زبان‌ها
شریکند در قتلت ای جان عاشقفلان‌ها فلان‌ها فلان‌ها فلان‌ها


همانان که از ظلم‌شان خشم مردمبه ناگه بدل شد به آتشفشان‌ها
همانان که تزویر و بی‌عرضه‌گی‌شانزد آتش دمادم به روح و روان‌ها


شریکان قدرت حریصان ثروتسهیمان هلدینگ‌ها و دکان‌ها
تو را کشت جولان بی‌عرضه‌گی‌هاتو را کشت کم‌کاری ناتوان‌ها


چه کس داد جرأت به دشمن که ریزد شرر بر کنام هژبر زمان‌ها؟
که داد این جسارت به قاتل که آیدپی کشتن اسوه‌ی قهرمان‌ها؟


پی کشتن رادمردی مجاهدکه تاریخ گوید از او داستان‌ها
یلی شرزه و روبه‌رویش رجزخوانبسی پنبه در کسوت پهلوان‌ها


لبانش دعاگوی ملت ولیکنبه دشنام او باز هر سو دهان‌ها
به جای مقامات خاطی به سویشکشیدند بس تیر کین از کمان‌ها


چپاولگران، خود مصون از قضاوتولی رهبر، آماج حدس و گمان‌ها
چه رندان به نام جناح سیاسیپی ساز و برگ از دل سازمان‌ها


زغن‌ها و زاغان که کردند با همبهار وطن را شبیه خزان‌ها
همانان که جای رجز پیش دشمنز تسلیم گفتند چون نوحه‌خوان‌ها


پی نفی آموزه‌های بلیغتنوشتند فهرست سود و زیان‌ها
نیندوختند از تو زاد معانینیاموختند از تو طرز بیان‌ها


بمیرم که مرگ تو شد آرزوشانگروهی دل‌آزرده زین حکمران‌ها
جفا از چپ و راست دیدی ولیکنروادار بودی به اینها و آنها


چه شیادها در پی کاخ‌سازیچو شدادها نزد بی‌خانمان‌ها
پسرها و دامادها و رفیقانکه با رانت خوردند خون جوان‌ها


چه بسیار کوتوله‌ رفتند بالابه هر دولت از پله‌ی نردبان‌ها
کسانی که دادند دریای ثروتبه افراد کوچکتر از استکان‌ها


رئیسان اخمو مدیران فاسدکه از خلق بر لب رساندند جان‌ها
در این خون شریکند زاهدنمایانکه شد برملا فسق‌شان در نهان‌ها


چه نوکیسه‌گانی که با پول مردمرسیدند از خاک تا آسمان‌ها
به چشمت خلیدند بس هرزه‌خارانگلویت فشردند بس استخوان‌ها


بسا نورچشمی که گمنام و نادانرسیدند یک‌یک به نام و نشان‌ها
شریکند در خونت ای پیر عاشقرفیقان مردود در امتحان‌ها


شریکند در خونت آن هم‌رکابانکه دادند در دست دشمن، عنان‌ها
من از قاتلانت ننالم که گشتیشهید قلم‌ها شهید زبان‌ها

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha