در منطق وحیانی اسلام، سختیها و شدائد، نه بنبست، بلکه کوره عیارسنجی و بستر رشد نفوذناپذیر روح انسان هستند. قرآن کریم نوید میدهد «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا؛ إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»(انشراح: ۵و۶). جنگ تحمیلی و تهاجم دشمن، اگرچه چهرهای خشن دارد، اما در آینه فرهنگ مقاومت مردم ایران، به میدان تربیت «نسل ظهور» بدل شده است. تابآوری در این ساحت، صرفاً یک مهارت روانشناختی نیست؛ بلکه ریشه در «صبر جمیل» و «استقامت ایمانی» دارد. این استقامت، شاخهای از درخت پربار توکل به خدا و یقین به وعدههای او است. کودکان ایران ما، این جوانههای باغ ایمان، در تندباد حوادث چون جنگ تحمیلی نه تنها نمیشکنند، بلکه با الگوگیری از قهرمانان کربلا، به نمادهای شجاعت و امید تبدیل میشوند. حضور پرشور این کودکان در راهپیماییهای شبانه، اهتزاز پرچم بر فراز خودروها همراه با خانواده و رجزخوانیهای کودکانه و حماسیشان در کوی و برزن، نشان از حیاتی جاری و شکستناپذیر فرزندان انقلاب اسلامی، در رگهای این مرز و بوم دارد. در ادامه در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر مشکاتی به بررسی و تبیین تابآوری کودکان در جنگ و راهکارهای تقویت آن در بستر خانواده پرداختهایم.
کودک و مفهوم امید در شرایط جنگی
امید در شرایط بحرانی، برای کودک مسلمان به معنای باور به نصرت الهی است. وقتی والدین با آرامش ذکر «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ» بر لب دارند، بذر اطمینان در دل فرزند میکارند. امید در اینجا، انتظارِ منفعلانه برای پایان سختی نیست؛ بلکه «رجا» به فضل خداست که در لحظات سخت، آرامش را به قلب کودک سرازیر میکند.
امام علی(ع) فرمودند «عَلَیکُم بِالْأملِ فَإِنَّهُ رَأسُ الرَّاحَة» (غررالحکم، ح۱۷۰۲)؛ بر شما باد امید، که آن سرچشمه آسایش است. این امید و رجا، نه تنها تسکیندهنده روح، بلکه عامل حرکت و پویایی برای حفظ دستاوردهای مقاومت در سختترین شرایط نیز است. امید صادقانه، سلاحی است که زنگار ترس را از آینه جان کودک میزداید و او را برای فردایی روشن آماده میکند. راهکار عملی در این خصوص این است که والدین با تبیین پیروزی حق بر باطل و روایت قصههای قرآنی (مانند نجات حضرت موسی(ع) یا ابراهیم(ع)) افق روشن نصرت الهی را ترسیم کنند. برنامهریزی برای روند طبیعی زندگی و حتی برگزاری جشنهای کوچک دینی یا خانوادگی، حتی در شرایط سخت، نمادی از تداوم امید در پرتو ایمان و توکل است.
شجاعت و حماسه؛ از رجزخوانی تا پرچمگردانی
در سالهای اخیر و در امتداد فرهنگ دفاع مقدس، شاهد رویشهای شگرفی در نسل نو هستیم. کودکانی که با بستن سربندهای «یا زهرا(س)» و «یا زینب(س)» در خیابانها رجزخوانیهای حماسی میکنند یا با شور و شوق در راهپیماییهای شبانه دوشادوش والدین حضور مییابند، در حال تمرین قدرت ملی و دینی خود هستند. این کودکان، سفیرانِ مکتبی هستند که در آن، ترس معنایی ندارد و هیبت پوشالی استکبار در برابر فریادهای «یا علی(ع)» آنان فرو میریزد. پرچمگردانی کودکان در ماشینهای خانوادگی و شعارهای کوبنده آنها، فراتر از یک حرکت نمادین، نشاندهنده هویتبخشی و تابآوری بالایی است که ترس را به حاشیه میراند.
پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: «اَلْعِلْمُ فِی اَلصِّغَرِ کَالنَّقْشِ فِی اَلْحَجَرِ» (آموزش در کودکی مانند نقش بر سنگ ماندگار است)؛ لذا این حضور حماسی، شالوده شخصیت مقاوم آنان را میسازد. از این رو والدین این جسارت و حماسهسرایی را ارج نهند و با تهیه پرچم و اقلام فرهنگی، مشارکت کودک در شعارهای ملی و مذهبی را به یک تجربه شیرین و افتخارآمیز تبدیل کنند. همچنین والدین میتوانند با همخوانی سرودهای حماسی در فضای خانه، روحیه سلحشوری را به عنوان یک ارزش متعالی در فرزندان نهادینه کنند.
راهکارهای معنوی و روانی برای بازیابی روحیه
در کنار ابزارهای روانشناختی، «دعا و توسل» بزرگترین منبع آرامش برای کودکان مذهبی است. یاد دادن دعا برای رزمندگان و مظلومان، به کودک حس مفید بودن و قدرت میدهد. دعا، کودک را از انزوای ترس خارج کرده و او را به قدرت بیانتهای خالق هستی متصل میکند. نقاشی کردن با مضامین مقاومت و بیان احساسات در قالب نیایش، روح را جلا داده و اضطراب را میزداید. این توسل، رویش روحیهای است که در فرهنگ شیعه، از کربلا تا مدافعان حرم، ریشههای عمیق دارد. در این راستا ایجاد حلقههای صمیمی خانواده برای تلاوت دستهجمعی سورههای کوچک قرآن و سپردن مسئولیتهای معنوی به کودک، به او کمک میکند در تلاطم بحران، لنگرگاه آرامشی بیابد. والدین باید بدانند «انس با قرآن و عترت» در روزهای سخت، سپری نفوذناپذیر در برابر هجمههای روانی دشمن ایجاد میکند.
کودکان قهرمان در مکتب مسئولیتپذیری
فشار بحران، گاه زمینهساز بروز استعدادهای نابی میشود. کودکان جبهه مقاومت، با الگوگیری از حضرت رقیه(س) و حضرت قاسم(ع)، زودتر از سن شناسنامهای به بلوغ اجتماعی میرسند. مسئولیتپذیری در کارهای خانه، کمک به همسالان و فعالیت در مساجد و پایگاههای محله، از این کودکان، مدیرانی شجاع برای آینده میسازد. این بلوغ، ثمره تربیتی است که مفاهیم ایثار، فداکاری و تکلیفمداری را در قالب داستانهای واقعی و ملموس به کودکان میآموزد. خانوادهها با سپردن کارهای داوطلبانه (مثل بستهبندی کمکها یا فعالیت در هیئتهای محلی)، روحیه خدمت و ایثار را در آنان تقویت کنند.
تسکین سوگ و تبیین شهادت در نگاه کودک
در جامعه دینی ایران اسلامی، مرگ پایان زندگی نیست. تبیین مفهوم «شهادت» به عنوان عالیترین درجه کمال، تحمل فقدان را برای کودک آسانتر میکند. قرآن میفرماید: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»(آلعمران: ۱۶۹). وقتی کودک بداند شهدای عزیز چه از بستگان و چه از هموطنان، در نزد خدا زنده و نظارهگر اویند، سوگ او به افتخاری حماسی پیوند میخورد. . این نگاه متعالی، مرگ را از چهرهای هولناک به وصالی شیرین و ماندگار در نزد پروردگار تبدیل میکند. تبیین ارزش صبر به عنوان رکنی از ایمان یک مسلمان برای کودکان بایسته است. امام صادق(ع) میفرمایند: «إنَّ الصَّبْرَ مِنَ الإیمانِ بِمَنْزِلَةِ الرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ؛ صبر نسبت به ایمان، مانند سر نسبت به بدن است». این صبر، نه تسلیم و انفعال، که ایستادگی برخاسته از قله توکل است. در این راستا والدین با زبان تکریم و نه صرفاً از جنبه سوگواری، از خاطرات عزیزان ازدسترفته بگویند و با ایجاد پیوند عاطفی میان کودک و شهدا و مزار شهدا، حس حضور معنوی آنان را زنده نگه دارند. حضور در گلزار شهدا و تکریم خانوادههای ایثارگران، به کودک میآموزد راه حق، مسیری عزتبخش و جاودانه است.
نشاط مؤمنانه در روزهای سخت
جهاد و مقاومت به معنای حذف شادی و نشاط در زندگی فرزندانمان نیست. بازیهای خلاقانه در خانهها و پناهگاهها، مشاعرههای حماسی و ثبت خاطرات روزانه با نگاهی عاطفی و امیدبخش، سبب میشود حتی روزهای عادی در دل جنگ، برای کودک واجد معنا و نشاط باشد. نشاط در مکتب مقاومت، نشاطی هدفمند است که خستگی را از تنِ جبهه حق میزداید و عزمها را راسختر میکند. خاطرهنویسی و نقاشی از صحنههایی مانند «حضور در راهپیمایی» یا «توزیع نذری» تصویر ذهنی کودک را از یک قربانی جنگ به یک کنشگر فعال تغییر میدهد. این نشاط، نه حاصل فراموشی سختیها، بلکه جوشش روحی برخاسته از ایمان به آیندهای روشن و پیروز است. لذا مسابقات قرآنی، بازیهای فکری و تشویق به ثبت وقایع با رویکرد مثبت در دفترچههای خاطرات، به کودک قدرت تحلیل و غلبه بر ترس میدهد. باید به کودک آموخت لبخند مؤمن در سختترین لحظات، خود نوعی جهاد علیه یأس و ناامیدی تحمیلی دشمن است.
سربازان در قنداقه
در پایان باید به این نکته توجه کرد تابآوری کودکان در مکتب مقاومت ایران اسلامی، ریشه در تربیتی دارد که «ایثار» را بر «عافیتطلبی» مقدم میشمارد. کودکان ما که امروز با پرچمی در دست و شعاری بر لب، زینبوار و حسینیوار در صحنه حاضرند، همان نسل مقتدری هستند که در شدائد جنگ، گوهر وجودشان صیقل میخورد. این کودکان، همان «سربازان در قنداقه» امام راحل و امام شهید هستند که در قامت نوجوانی و جوان برومند، ستونهای خیمه انقلاب را استوار نگه میدارند. وظیفه والدین و مربیان مذهبی این است که با سعهصدر و تکیه بر آموزههای دینی، این حماسههای کوچک (از رجزخوانی تا حضور در حماسه خیابان) را پاس بدارند و با راهکارهای کاربردی، بذر امید و استقامت را در جان آنان آبیاری کنند. کودکان این سرزمین با ایمانی استوار، پاسداران آینده این انقلاب خواهند بود و نشاط و امیدشان، بزرگترین شکست برای بدخواهان انقلاب و دشمنان این مرز و بوم است. این است رمز ماندگاری فرهنگی که از دل جنگ رمضان و در دفاع مقدس سوم، تجلی یافته است و در نهایت پیروزی نهایی سهم قلوبی است که از کودکی، مشق عشق به ولایت و مقاومت کردهاند.






نظر شما