بهگزارش قدس آنلاین، دونالد ترامپ در مصاحبه مطبوعاتی اخیر خود در واکنش به بستن تنگه هرمز از سوی ایران و دریافت عوارض از کشتیهای کشورهایی که «غیرمتخاصم» خوانده بود، گفت: اگر قرار است کسی برای عبور کشتیها از این تنگه عوارض بگیرد آن کس ما هستیم چون ما پیروز و برنده شدیم. او حتی پا را فراتر گذاشت و گفت حتی برداشت نفت ایران هم باید از آن ما باشد و سیاستمداران آمریکایی را برای آنکه از جنگ جهانی دوم به بعد از دریافت غنائم جنگی خودداری کردهاند به باد انتقاد گرفت اگر چه این ادای او از واقعیت تهی است.
تنها چند روز پس از این اظهارات از سر غرور و نخوت ترامپ؛ ادعای پیروزی در جنگ، اجرای آتشبس موقت دوهفتهای برای شروع مذاکرات میان تهران و واشنگتن به میزبانی پاکستان آن هم با پذیرش شروط دهگانه جمهوری اسلامی ایران از سوی طرف آمریکایی و واقعیتهای میدانی متفاوت صحنه نبرد ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی؛ برداشتها و تبلیغات رسانهای که ترامپ در داخل آمریکا و صحنه جهانی قصد فروش آنها را داشت نمایان کرد.
پذیرش حق غنیسازی ایران، تضمین عدم حمله مجدد، لغو تحریمها، لغو قطعنامههای شورای امنیت و شورای حکام و جبران خسارتهای ایران به عنوان شروط این آتشبس و مبنای مذاکرات آتی در دو هفته پیش رو، اتفاقهای بسیار مهم و تعیینکنندهای هستند زیرا این موارد جزو اصول اولیه و غیر قابل تغییر ایران در همه مذاکرات پیشین برای احیای برجام و سپس توافق جدید برای رفع تحریمها با آمریکاییها بودند که حالا دولت ترامپ ناگزیر برای بازگشایی تنگه هرمز به قبول آنها تن داده است.
اما آنچه بیش از دیگر موارد این شروط دهگانه اهمیت دارد، بندی است که بر عبور و مرور و تجارت دریایی در تنگه هرمز زیر نظر ایران و البته عمان و با هماهنگی این دو کشور و اخذ عوارض توسط ایران با تخصیص سهم عمان صحه میگذارد.
قدرتی که بر کنترل نقاط خفگی دریایی متمرکز است
آلفرد تایر ماهان هیدرو، استراتژیست شهیر آمریکایی در کتاب معروف خود بهنام «تأثیر و قدرت دریایی در تاریخ» نظریه اثرگذاری را مطرح کرده بر این مبنا که هر قدرتی که کنترل نقاط خفگی دریایی (تنگهها) را در دست بگیرد، نبض اقتصاد و سیاست دنیا را در اختیار خواهد گرفت.
تنگه هرمز در دو سده اخیر، به ویژه پس از کشف نفت در غرب آسیا و منطقه خلیج فارس تاکنون که تأمین ۲۰درصد از انرژی جهان را در اختیار دارد مهمترین و راهبردیترین منطقه ژئواستراتژیک جهان به شمار میرود و قدرتهای مختلف همواره تلاش داشتهاند نظارت، کنترل و هژمون خود را بر آن مسلط کنند و نگه دارند.از آنجا که آبهای تنگه هرمز به دلیل عرض کم و ۳۳ کیلومتری آن در منطقه آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارند، قدرتهای جهانی همواره تلاش داشتهاند برای تضمین منافع خود و جریان انرژی، با تحمیل نظام حقوق دریاهای آزاد و دریانوردی بینالمللی، این تنگه را از اعمال سلطه دو مالک سرزمینی خارج کنند.
در تمام طول این سالها ایران در عین تأمین امنیت این آبراهه راهبردی و ارائه خدمات دریانوردی مختلف و باز نگه داشتن آن به روی جریان تجارت دریایی، بدون اخذ عوارض و بهرهمندی اقتصادی، منافع کشورهای جهان را از این منطقه تضمین و تأمین کرده بود، اما جنگ اخیر آمریکا که ابتدا با هدف براندازی و سپس تصاحب منابع نفتی ایران در چارچوب استراتژی کلان مهار و کنترل کامل جریان نفت با تسلط بر دو حوزه نفتی مستقل یعنی نزوئلا و ایران طراحی شده بود تا چین و روسیه را در رقابت اقتصادی و راهبردی عقب براند، نه تنها به این اهداف خود نرسید که شرایطی را فراهم آورد تا دکترین اعمال حقوق دریاهای آزاد در تنگه هرمز برای همیشه دچار تغییر شده و وضعیت گذشته دیگر به این تنگه بازنگردد.
جنگ ۴۰روزه آمریکا علیه ایران نه تنها فرصت استفاده ایران از ابزار بستن و کنترل و در ادامه اعمال مدیریت بر تنگه هرمز را فراهم کرد، بلکه قدرت و میزان اثر این ابزار که تحلیلگران برداشتهای متفاوتی حتی از امکان اجرای موقت آن داشتند را نمایان کرد.
نظام حقوقی جدیدی که بر تنگه هرمز اعمال خواهد شد
برخلاف نظر کارشناسان نظامی غربی، سپاه و این جنگ ثابت کردند ایران توان بستن تنگه هرمز برای زمان نامعلوم را دارد و حتی اگر این تنگه با قدرت نظامی قابل بازگشایی باشد، هزینه و عوارض مخرب و خانمانسوز آن برای کل کشورهای نفتخیز منطقه و به تبع آن اقتصاد جهانی به اندازهای است که عملاً قابل انجام نیست، کما اینکه با وجود فشارها و تهدیدهای ترامپ، نه اتحادیه اروپا پذیرفت وارد این تله شود و نه شورای امنیت حاضر شد قطعنامهای برای آن بدهد.
اکنون حتی در صورت به نتیجه رسیدن مذاکرات پیش رو به میزبانی پاکستان و حصول یک توافق و باز ماندن تنگه هرمز، ولو آنکه ترامپ هم ادعای پیروزی کند، جهان باور دارد با نظام حقوقی جدیدی که بر تنگه هرمز اعمال خواهد شد برنده واقعی کسی جز ایران نیست. شریان حیاتی انرژی جهان زیر پای ایران قرار گرفته است و آمریکا حتی اگر در روزهای آتی تهدید خود در بمباران زیرساختهای ایران را هم با نقض آتشبس یا شکست مذاکرات عملی کند، در صورت باقی ماندن جمهوری اسلامی ایران که امری حتمی است، بازنده این نبرد خواهد بود و آنکه غنائم را با گرفتن عوارض از تنگه هرمز خواهد برد ایران است. بهویژه آنکه اگر شرط خود برای تجارت بدون پترودلار برای عبور از این تنگه را ادامه دهد هژمونی اقتصادی آمریکا بیش از پیش تضعیف خواهد شد. از این رو میتوان گفت جنگ ترامپ حق تاریخی بزرگی را به ایران بازگرداند.





نظر شما