به گزارش قدس آنلاین، قسمت اول سریال «گل سنگ» که از سکوی نمایشی شیدا پخش شد بیش از آنکه در پی ارائه تصویری کامل از جهان روایت باشد، به چیدن مهرهها و معرفی فضای کلی بسنده میکند؛ رویکردی محتاطانه که البته نشانههایی از ظرفیتهای بالقوه در دل خود دارد.
نخستین نکته قابل توجه، ترکیب بازیگران است که میتواند به یکی از امتیازهای اصلی سریال بدل شود. حضور مهتاب کرامتی در کنار مهدی حسینینیا، نوعی تقابل بازیگری و شخصیتی را شکل میدهد که در صورت پرداخت دقیق، واجد کشش دراماتیک بالایی خواهد بود. کرامتی برخلاف بسیاری از همنسلانش، زوج هنری تثبیتشدهای ندارد و همین، دست مخاطب را برای پذیرش ترکیبهای تازه بازتر میگذارد.
کرامتی در نقش «مهتاب» با شخصیتی آرام، صبور و تا حدی درونگرا ظاهر میشود؛ در مقابل، حسینینیا در نقش «ایرج» حضوری خشنتر، بیرونیتر و رازآلود دارد. این تضاد، که از همان ابتدا با نشانههایی از یک گذشته مبهم و حادثهخیز همراه میشود، ظرفیت آن را دارد که به موتور محرک روایت بدل شود؛ بهویژه اگر رابطه عاشقانه میان این دو، فراتر از کلیشههای معمول، عمق پیدا کند.
به علاوه اینکه بازگشت مهتاب کرامتی پس از چند سال دوری از بازیگری، به خودی خود واجد اهمیت است. او همواره به گزیدهکاری شهرت داشته و انتخاب این پروژه، میتواند نشانهای از اطمینان نسبی به کیفیت فیلمنامه باشد. در کنار او، حضور فاطمه مسعودیفر و مهدی قربانی بهعنوان فرزندان خانواده، به بافت اثر طراوتی معاصر میبخشد. نوع تعامل اعضای خانواده در قسمت اول، بهخوبی به سمت باورپذیری حرکت میکند؛ خانوادهای که نه اغراقشده است و نه دور از زیست روزمره مخاطب ایرانی.
در سطح کارگردانی، ایرجزاد که پیشتر در آثاری چون «تابستان داغ» و «عنکبوت» و «شوهر ستاره» نشان داده به درامهای اجتماعی و موقعیتهای ملتهب علاقهمند است، اینبار نیز همان دغدغهها را در بستری خانوادگی و عاشقانه پی میگیرد. او بیش از آنکه مؤلفی صاحب امضا و خوب باشد، فیلمسازی تکنسین است که بر ابزار و قواعد روایت مسلط است؛ ویژگیای که میتواند در قالب سریال، به انسجام اجرایی کمک کند. «گل سنگ» همچنین نخستین تجربه سریالسازی اوست و تجربه نشان داده بسیاری از فیلمسازان در گذار به مدیوم سریال، فرصت بسط ایدهها و پرداخت جزئیات بیشتری پیدا میکنند.
قسمت اول با یک شروع کنجکاویبرانگیز همراه است؛ نشانههایی از یک راز و حتی قتلی که میتواند در ادامه به گره اصلی داستان تبدیل شود. با این حال، پس از تیتراژ، روایت به شکلی آرامتر پیش میرود و از التهاب ابتدایی فاصله میگیرد. این تعلیق تعمدی، اگرچه ممکن است برای برخی مخاطبان کند به نظر برسد، اما در عین حال کارکردی مهم دارد: نگهداشتن مخاطب در وضعیت انتظار. سریال با کاشتن نشانههایی پراکنده از جمله المان تکرارشونده «گل» در طراحی صحنه و تصویر میکوشد نوعی آشوب پنهان زیر سطح آرام زندگی خانوادگی را القا کند.
یکی دیگر از عناصر قابل توجه، بهرهگیری از نوستالژی است؛ مولفهای که همواره برای مخاطب ایرانی جذاب بوده است. استفاده از تصاویر آرشیوی و حالوهوای دهههای ۶۰ و ۷۰ در تیتراژ ابتدایی، در کنار ارجاع به نگاتیوها و فیلمهای خانوادگی در دل روایت، فضایی آشنا و خاطرهانگیز میسازد. انتخاب یک قطعه موسیقی قدیمی با خواننده قدیمی برای تیتراژ نیز این حس نوستالژیک را تقویت کرده و به اثر لحنی کلاسیکتر میدهد.
با همه اینها، قضاوت قطعی درباره «گل سنگ» نیازمند پخش قسمتهای بعدی است. با این حال، چینش درست بازیگران، ایجاد تعلیق اولیه و نشانهگذاریهای روایی، دلایلی کافی برای امیدوار بودن به ادامه مسیر سریال فراهم میکنند. باید دید این شروع مرموز، در قسمتهای بعدی به انفجار دراماتیک منجر میشود؟
نویسنده: ستاره مهرآور
۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۲
کد مطلب: ۱۱۴۴۴۷۳
آغاز سریال «گل سنگ» به کارگردانی ابراهیم ایرجزاد، نوید یک درام خانوادگی را در بستر عاشقانه میدهد که دستخوش اتفاقاتی ناخوشایند میشود.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه




نظر شما