تحولات منطقه

هم‌زمان با تداوم تنش‌ها بر سر ایران و بن‌بست در مذاکرات میان تهران و واشنگتن، در درون ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل بحثی جدی درباره نقش موساد و ارزیابی‌های آن پیش از جنگ شکل گرفته است.

اختلاف در تل‌آویو بر سر شکست یا نیمه‌کاره ماندن طرح تغییر رژیم در ایران؛ موساد زیر ذره‌بین
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

هم‌زمان با تداوم تنش‌ها بر سر ایران و بن‌بست در مذاکرات میان تهران و واشنگتن، در درون ساختار سیاسی و امنیتی اسرائیل بحثی جدی درباره نقش موساد و ارزیابی‌های آن پیش از جنگ شکل گرفته است؛ بحثی که اکنون با فشار فزاینده افکار عمومی در ایالات متحده ابعاد تازه‌ای پیدا کرده است. در فضای رسانه‌ای آمریکا، روایتی در حال تثبیت است که بر اساس آن، اسرائیل به‌ویژه بنیامین نتانیاهو و موساد ،کاخ سفید را به پذیرش سناریوی «تغییر رژیم» در ایران ترغیب کردند، اما در نهایت نتوانستند به وعده‌های خود عمل کنند.

یک مقام ارشد در نهادهای دفاعی اسرائیل در این‌باره به خبرنگار یدیعوت آحارونوت می‌گوید: «در واشنگتن این برداشت در حال شکل‌گیری است که ما بیش از آنچه توان اجرای آن را داشتیم، وعده دادیم.» به گفته او، این روایت می‌تواند در بلندمدت به جایگاه اسرائیل در میان افکار عمومی آمریکا آسیب بزند، به‌ویژه از آن جهت که از همان ابتدای درگیری، این خطر وجود داشت که اسرائیل به‌عنوان عامل کشاندن آمریکا به جنگ معرفی شود.

در واکنش به این فضا، مقامات امنیتی اسرائیل تلاش دارند تصویری متفاوت ارائه دهند. آن‌ها تأکید می‌کنند که طرح موساد برای ایران، یک برنامه چندمرحله‌ای و پیچیده بوده که تنها بخش‌هایی از آن مجوز اجرا گرفته است. یکی از این منابع توضیح می‌دهد: «طرح شامل فازهای متوالی بود؛ از عملیات‌های هدفمند امنیتی گرفته تا ایجاد فشارهای چندلایه داخلی. اما اکثریت این مراحل هیچ‌گاه تأیید نشدند.»

به گفته این منابع، حتی در همان چارچوب محدود نیز برخی اقدامات موفق بوده‌اند. از جمله عملیات علیه ایست‌های بازرسی بسیج در تهران و سایر شهرها که با استفاده از شبکه گسترده‌ای از عوامل اطلاعاتی انجام شد. یک مقام امنیتی در این‌باره می‌گوید: «صدها منبع میدانی برای شناسایی دقیق این اهداف به کار گرفته شدند و نتایج نشان داد که توان عملیاتی ما دست‌کم گرفته شده است.»

با این حال، بخش‌های کلیدی‌تری از طرح هرگز اجرا نشد. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، سناریوی استفاده از نیروهای کٌرد برای ایجاد یک جبهه نظامی در داخل ایران بود؛ طرحی که به گفته منابع، می‌توانست معادلات را به‌طور جدی تغییر دهد. یک مقام مطلع در این زمینه می‌گوید: «هدف این بود که ایران هم‌زمان با یک شورش داخلی و یک تهاجم خارجی مواجه شود؛ وضعیتی که می‌توانست سیستم را از درون دچار فروپاشی کند.» اما این طرح با مداخله ترکیه متوقف شد و هیچ‌گاه به مرحله اجرا نرسید.

اختلاف‌نظرها همچنین به نحوه آغاز جنگ بازمی‌گردد. به گفته منابع دفاعی، موساد و برخی نهادهای امنیتی خواهان اجرای یک حمله اولیه با شدت بسیار بالا بودند؛ چیزی که از آن به‌عنوان «شوک و هراس» یاد می‌شود. یکی از پیشنهادها قطع کامل برق تهران، به‌جز مراکز درمانی، در همان ساعات نخست جنگ بود. یک مقام امنیتی می‌گوید: «هدف این بود که از همان ابتدا یک ضربه روانی و عملیاتی هم‌زمان وارد شود.» با این حال، این پیشنهاد از سوی تصمیم‌گیران سیاسی پذیرفته نشد.

افزون بر این، مجموعه‌ای از عملیات‌های تکمیلی نیز طراحی شده بود که قرار بود پس از مرحله بمباران اجرا شوند، اما تاکنون مجوزی برای آن‌ها صادر نشده است. به همین دلیل، حامیان موساد معتقدند قضاوت درباره موفقیت یا شکست این طرح‌ها در شرایطی که بخش عمده آن‌ها اجرا نشده، «ناعادلانه» است. یکی از آن‌ها تصریح می‌کند: «نمی‌توان طرحی را که نیمه‌کاره اجرا شده، شکست‌خورده نامید.»

با این وجود، همه در اسرائیل با این دفاعیه موافق نیستند. یک مقام ارشد که در روند تصمیم‌گیری مشارکت داشته، با لحنی تند می‌گوید: «مسئله این نیست که به ما اجازه اجرای طرح داده نشد؛ مسئله این است که موساد وعده‌هایی داد که هرگز محقق نشد. آن‌ها گفتند اتفاقاتی خواهد افتاد که نیفتاد.» این انتقاد نشان‌دهنده شکاف جدی در ارزیابی عملکرد موساد است.

در همین راستا، نهاد اطلاعات نظامی اسرائیل (امان) نیز از ابتدا دیدگاهی محتاطانه‌تر نسبت به امکان تغییر رژیم در ایران داشته است. برخی تحلیلگران معتقدند این اختلاف، بازتابی از دو رویکرد متفاوت در سیاست‌گذاری امنیتی اسرائیل است: یکی مبتنی بر اقدامات تهاجمی و پرریسک، و دیگری مبتنی بر ارزیابی‌های محافظه‌کارانه‌تر.

این شکاف در سطح سیاسی نیز دیده می‌شود، به‌ویژه در موضوع توافق احتمالی با ایران. یک جناح معتقد است هرگونه توافق به تقویت جمهوری اسلامی منجر خواهد شد. یک مقام نزدیک به این دیدگاه می‌گوید: «آزادسازی منابع مالی و کاهش فشارها، به‌معنای تقویت مستقیم ساختار قدرت در ایران است.»

در مقابل، جناحی عمل‌گراتر بر این باور است که تمرکز باید بر مهار برنامه هسته‌ای باشد. به گفته یکی از مقامات: «اگر بتوان غنی‌سازی را برای سال‌ها متوقف کرد و ذخایر اورانیوم را از ایران خارج کرد، حتی اگر سایر تهدیدها باقی بمانند،این یک دستاورد راهبردی است .»

در نهایت، بسیاری از مقامات اسرائیلی اذعان دارند که تصمیم‌گیری نهایی در این بحران در اختیار ایالات متحده است. در این میان، برخی از لحن تهاجمی نهادهای نظامی نیز انتقاد می‌کنند. یک مقام دولتی در این‌باره می‌گوید: «آن‌ها شیفته عملیات‌های نظامی شده‌اند. این اولین بار است که در کنار آمریکا وارد جنگ شده‌اند و به‌نوعی در حال پیش‌بردن یک رویکرد تهاجمی‌تر از خود دولت هستند.»

در مجموع، آنچه از این مناقشه داخلی برمی‌آید، تصویری از شکاف عمیق در ارزیابی‌ها و اختلاف در راهبردهاست؛ شکافی که نه‌تنها آینده سیاست اسرائیل در قبال ایران، بلکه نحوه تعامل آن با ایالات متحده را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha