تحولات منطقه

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۷
کد مطلب: ۱۱۴۶۶۶۰

جنگ اخیر فقط یک نبرد نظامی نبود؛ میدان بزرگی برای روایت‌ها و افکار عمومی هم بود. حالا این پرسش مطرح است که آیا دستگاه فرهنگی کشور توانست همپای مردم و فضای مجازی در این میدان عمل کند یا از روایت جنگ عقب ماند؟

آیا حکمرانی فرهنگی ایران در میدان جنگ عقب ماند؟
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

وحید فراهانی، پژوهشگر پژوهشکده مطالعات حکمرانی فرهنگی و اجتماعی، معتقد است جنگ اخیر می‌تواند نقطه آغاز تحولات جدی در حوزه فرهنگ باشد. او می‌گوید: «در این دوره، جامعه ایران نشان داد توان بالایی در کنشگری، همبستگی و مشارکت اجتماعی دارد، اما دستگاه‌های رسمی فرهنگی در سرعت واکنش، هماهنگی نهادی و روایت‌سازی با چالش‌هایی جدی روبه‌رو بودند.»

به باور این کارشناس فرهنگی، یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ اخیر، ناکارآمدی بخشی از ساختارهای سنگین و کند اداری بود؛ ساختارهایی که در شرایط بحران، توان واکنش سریع ندارند.

فراهانی با اشاره به تجربه روزهای جنگ می‌گوید: «جنگ به ما حکمرانی بدون ساختمان را آموخت؛ دوره‌ای که ساختمان‌ها خالی بودند اما امور همچنان اداره می‌شد. بسیاری از نهادهای فرهنگی، با وجود امکانات و بودجه، نتوانستند به‌موقع و خلاقانه وارد میدان شوند.»

او معتقد است آینده فرهنگی کشور نیازمند «چابک‌سازی» است؛ تغییری که باید در روندهای اداری، سیاست‌گذاری، بودجه‌ریزی و حتی شیوه مدیریت فرهنگی اتفاق بیفتد.

در روزهای جنگ، بخشی از فضای رسانه‌ای کشور در اختیار روایت‌های غیررسمی قرار گرفت؛ از میم‌های مجازی گرفته تا ویدئوهای کوتاه و تولیدات مردمی که دست‌به‌دست می‌شدند و واکنش گسترده کاربران را برمی‌انگیختند.

فراهانی معتقد است همین پدیده نشان داد که نسل جدید، زبان رسمی و کلیشه‌ای را پس می‌زند و بیشتر با روایت‌های خلاقانه و مردمی ارتباط برقرار می‌کند.

او می‌گوید: «لگوها و میم‌های مجازی یک بزنگاه مهم برای مدیران فرهنگی بود. این اتفاق نشان داد که حتی با خلاقیت‌های کوچک و در فضای غیررسمی هم می‌توان روایت جنگ را منتقل کرد.»

به گفته او، تحول در روایت فقط به معنای تغییر فرم نیست، بلکه به معنای تغییر نگرش در سیاست فرهنگی است؛ تغییری که باید به سمت روایت‌های چندصدایی، واقعی و مبتنی بر تجربه مردم حرکت کند.

یکی از مهم‌ترین کلیدواژه‌هایی که در تحلیل وضعیت فرهنگی پساجنگ مطرح می‌شود، «مردمی‌سازی» است؛ مفهومی که سال‌ها درباره آن صحبت شده اما به باور برخی کارشناسان، هنوز در سطح شعار باقی مانده است.

فراهانی می‌گوید: «جامعه ایران در بحران اخیر نشان داد ظرفیت بالایی برای خودسازمان‌دهی و کنشگری دارد. اما حکمرانی فرهنگی هنوز ذهنیتی عمودی و کنترل‌گر دارد و نتوانسته از ظرفیت حلقه‌های میانی و گروه‌های مردمی استفاده کند.»

او معتقد است دستگاه فرهنگی کشور باید از رویکردهای صرفاً کنترلی فاصله بگیرد و به سمت مشارکت واقعی مردم، نخبگان و گروه‌های خودجوش حرکت کند.

برخی تحلیلگران معتقدند مشکل اصلی دستگاه فرهنگی کشور فقط در ضعف ساختاری خلاصه نمی‌شود، بلکه مسئله مهم‌تر، کاهش فاصله میان نهادهای رسمی و افکار عمومی است.

در جریان جنگ، بسیاری از کاربران در فضای مجازی ترجیح دادند روایت‌ها را از رسانه‌های مردمی یا چهره‌های مستقل دنبال کنند؛ مسئله‌ای که نشان می‌دهد اعتماد عمومی به روایت رسمی، دیگر مانند گذشته یک‌دست و قطعی نیست.

فراهانی نیز بر همین نکته تأکید دارد و می‌گوید: «اگر بخواهیم همه این مسائل را در یک عبارت خلاصه کنیم، باید از اعتماد به امر اجتماعی و تقویت حلقه‌های میانی صحبت کنیم. مردمی‌سازی واقعی فقط با شعار محقق نمی‌شود؛ باید سازوکار کشف و حمایت از استعدادهای مردمی ایجاد شود.»

اگرچه جنگ نظامی ممکن است پایان یافته باشد، اما به نظر می‌رسد نبرد روایت‌ها همچنان ادامه دارد؛ نبردی که در آن سرعت، خلاقیت و اعتماد عمومی نقش تعیین‌کننده‌ای دارند.

حالا پرسش اصلی اینجاست؛ آیا دستگاه فرهنگی کشور از تجربه جنگ درس خواهد گرفت و به سمت اصلاح ساختارها، چابک‌سازی و اعتماد به ظرفیت‌های مردمی حرکت می‌کند، یا همچنان با همان الگوهای قدیمی به میدان خواهد آمد؟

پاسخ این پرسش شاید آینده حکمرانی فرهنگی ایران را مشخص کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha