رهبر شهید انقلاب، با آن قامت رشیدشان، دیگر در میان راهروهای نمایشگاه کتاب قدم نمیزنند؛ اما سایه نگاهشان بر سطور «به نشر» و انتشارات آستان قدس رضوی، هنوز گرم است. در میانه هراسهای جنگی که سایهاش بر غرفههای نمایشگاه امسال افتاده و هنوز هیچکس نمیداند آیا سالنها میزبان کتاب خواهند بود یا سکوت، این سالگرد، بیش از هر زمانی، یادآور پیوندی است ناگسستنی میان آستان قدس رضوی، تبیین سیره رضوی در آثار مکتوبات و میراث مکتوبی که رهبر شهید انقلاب (رحمتالله علیه)، با تمام وجود، پاسدارش بودند.
آستان قدس رضوی؛ کارگاه تبدیل کاغذ به عطر سیره
آستان قدس رضوی تنها یک نهاد خادمانه نیست؛ کارگاهی است که در آن، بوی کاغذ با عطر حرم درمیآمیزد. از سالها پیش، این آستان مقدس، نشر و کتاب را نه یک فعالیت تجاری که رسالتی الهی برای تبیین سیره رضوی دانسته است. هر کتابی که از دل این مجموعه بیرون میآید، گویی جرعهای از آب حیات کرامت امام رضا (ع) است که در کالبد واژهها میجوشد. خدمات نشر آستان قدس رضوی، تفکیکشده و طبقهبندیشده، از پژوهشهای عمیق کلامی و تاریخی گرفته تا تولیدات کودکونوجوان و ترجمههای راهبردی، همگی در یک چارچوب واحد نفس میکشند؛ «انتقالِ سیره رضوی به زبانِ زمانه».
این آستان با راهاندازی مؤسسات تخصصی، نقشه راهی ترسیم کرده که در آن، هر صفحه، تفسیری از منش امام رضا (ع) است. «آستان قدس رضوی باور دارد که کتاب، پلی است میان دیروز پربرکت حرم مطهر رضوی و فردای یک امت بیدار». این را احد فرامرز قراملکی، مدیرعامل بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، بارها در محضر اندیشمندان تکرار کرده است.
در این ساختار، کتاب نه کالا که همراهِ روحانی است؛ و این همراهی، دقیقاً همان امتداد عملی فرهنگ رضوی است که رهبر شهید انقلاب (رضوانالله تعالی علیه)، همواره بر تداوم آن تأکید داشتند.
به نشر؛ روایتی که نیتش، زنده نگاهداشتن نبض فرهنگ رضوی است
در میان این شبکه گسترده نشر، «به نشر» نامی است که خود، قصهای دارد. نامی که از دل انتشارات آستان قدس رضویزاده شد تا راوی خاموش مکتب حضرت رضا (ع) باشد. نیت این انتشارات، هرگز صرفاً چاپ و توزیع نبود؛ بلکه زنده نگهداشتن نبض فکری فرهنگ رضوی در رگهای جامعه ایرانی بود. حسین سعیدی، مدیرعامل سابق این انتشارات، در یکی از گفتوگوهایش میگوید: «ما کتاب را نه برای قفسه که برای دستهای مشتاق و ذهنهای تشنه مینویسیم. هر اثری که از به نشر بیرون میآید، باید بوی معرفت دهد، نهفقط بوی مرکّب».
این انتشارات با گزینش دقیق، ویراستاری وسواسگونه و طراحیهایی که خود، هنر قدسی را بازتاب میدهند، توانسته است سیره رضوی را نه با شعار، بلکه با روایت زندگی، با تحلیل اندیشه و با زبان زمانه جاری کند. به نشر، امروز وارث همان خطمشی است که رهبر شهید انقلاب (رحمتالله علیه) در بازدیدهایشان بر آن انگشت میگذاشتند؛ «کتاب باید ریشه در اصالت داشته باشد و شاخه در فردا.»
سه ساعت در مدار معرفت؛ روایت آن بازدید تاریخی
بیست و چهارم اردیبهشت هزار و چهارصد و دو، صبحی بود که زمان در مصلای تهران، کمی آهستهتر حرکت کرد. رهبر شهید انقلاب (رحمتالله علیه)، با آن قدمهای استوار و چشمانی که هر واژه را میخواند، از میان راهروهای سی و چهارمین نمایشگاه کتاب گذشتند.
سه ساعت.سه ساعتی که به گفتوگو با ناشران، ورقزدن تازههای نشر و شنیدن توضیحات صاحبان غرفهها گذشت.
در غرفه آستان قدس رضوی، احد فرامرز قراملکی و حسین سعیدی، ایستاده بودند تا گنجینه ۱۹۰۰ عنوان کتاب را که در سه بخش کودک، عمومی و بینالملل چیده شده بود، به محضر ایشان معرفی کنند. رهبر شهید انقلاب (رضوانالله تعالی علیه)، نهتنها شنونده بودند؛ بلکه پرسشگر بودند. از روند پژوهش میپرسیدند، از خطمشی انتشارات، از اینکه چگونه سیره رضوی در قالب یک کتاب کودک یا یک اثر تخصصی ترجمه میشود.
«این کتابها، آینه تمامنمای رسالت شماست؛ مراقب باشید که گرد روزمرگی بر این آینه ننشیند».
این جملهای بود که یکی از همراهانِ فرهنگی آن روز، مدت ها بعد با لرزشی در صدا بازگو کرد. آن روز، غرفه بهنشر، تنها یک غرفه نبود؛ محفلی بود که در آن، نگاه رهبر شهید انقلاب(رحمت الله علیه) بر هر سطر، مُهر تأییدی میزد و آستان قدس رضوی، بار دیگر ثابت کرد که حرم مطهر رضوی، تنها یک مکان زیارتی نیست، یک دانشگاه زنده فرهنگی است.
وقتی کتاب، بهانه دیدار میشد؛ طنین حضور در سالنها
تاریخ نمایشگاههای کتاب تهران، هرگز بدون رد پای رهبر شهید انقلاب(رضوان الله تعالی علیه) کامل نبوده است.هر بار که ایشان در میان قفسهها قدم میزدند، هیاهوی سالنها به سکوتی معنوی بدل میشد. مردم، از دور و نزدیک، فقط برای دیدن چهره ایشان نمیآمدند؛ برای دیدن «تأیید یک فرهنگ» میآمدند. «وقتی ایشان وارد سالن میشدند، حتی ناشران خارجی هم دست از چانهزنی برمیداشتند؛ گویی کتاب، در آن لحظه، زبان مشترک همه میشد.»
این را ناشر پیشکسوتی که سالها غرفهدار بوده، با چشمانی خیس روایت میکند. نسل جوانی که امروز، عکسهای آن بازدیدها را دستبهدست میکنند، شاید ندانند که هر نگاه رهبر شهید انقلاب(رحمت الله تعالی علیه) به یک جلد کتاب، دعوتی غیرمستقیم به مطالعه بود. شور حضور ایشان، هرگز یک هیجان گذرا نبود؛ بلکه جریانی بود که کتاب را از حاشیه به متن زندگی اجتماعی میکشاند.و اکنون در سال 1405، وقتی اخبار جنگ، جایگزین صدای ورقزدن شده، آن خاطرهها، تنها پناهگاه ذهنهای خستهاند.
تقریظهایی که بوی معرفت میداد؛ نگاه رهبر شهید انقلاب(رضوان الله تعالی علیه) به آثار بهنشر
نگاه رهبر شهید انقلاب(رحمت الله علیه) به آثار بهنشر و انتشارات آستان قدس رضوی، همواره با دقت یک پژوهشگر و مهر یک پدر دلسوز همراه بود.
چندین اثر شاخص این مجموعه، در سالهای پیش، مورد تقریظ ایشان قرار گرفت. کتابهایی در حوزه اخلاق رضوی، تاریخ تحلیلی حرم مطهر، پژوهشهای نوین اسلامی و ترجمههای راهبردی، که با امضای تأیید ایشان، نهتنها اعتباری دوچندان یافتند، بلکه به الگویی برای ناشران دیگر بدل شدند. «تقریظ ایشان، یک تعریف ساده نبود؛ یک نقشه راه بود. ایشان در حاشیه برخی از این آثار مینوشتند: این کتاب، باید به دست جوانان برسد؛ چرا که ریشه بحرانهای فکری امروز، در بیخبری از این گنجینههاست.» این روایت یکی از ویراستاران ارشد آستان قدس رضوی است که سالها در کنار این آثار نفس کشیده است.
در هر تقریظ، رهبر شهید انقلاب(رحمت الله علیه)، خط مشی فرهنگی انقلاب را ترسیم و بهنشر را بهعنوان پرچمدار این مسیر، تأیید میکردند. ایشان میدانستند که انتشارات آستان قدس رضوی، تنها ناشر کتاب نیست؛ ناشر «هویت» است.
کتاب در محضر رهبر شهید انقلاب(رحمت الله علیه) عبادتی خاموش و شناختی بینظیر
کتاب برای رهبر شهید انقلاب(رحمت الله علیه)، هرگز یک کالای فرهنگی یا زینت کتابخانه نبود؛ یک «همراه همیشگی» و عبادتی خاموش بود. خاطرات نزدیکان ایشان، از دفتر کار ساده تا خانه شخصی، همگی بر یک حقیقت گواهی میدهند؛ مطالعه، نفس زندگی ایشان بود.
«ایشان حتی در شلوغترین روزها، زمانی را برای مرور تازههای نشر کنار میگذاشتند. بعضی کتابها را پیش از چاپ میخواندند، حاشیه مینوشتند و به ناشران بازمیگرداندند.» این را یکی از دستیاران فرهنگی سالهای اخیر، با تأمل بازگو میکند.
آشنایی رهبر شهید انقلاب(رحمت الله علیه) با آثار، فراتر از یک علاقه شخصی بود؛ ایشان ناشران را با نام میشناختند، سیر تحول موضوعات را رصد میکردند و میدانستند کدام کتاب، کدام خلأ فکری را پر میکند. «اگر میخواهید بدانید ایشان چگونه به فرهنگ مینگریستند، به قفسههای کتابخانه ایشان باید نگاه میانداختید ؛ هر جلد، یک درس زندگی است.»
این جمله یکی از پژوهشگران حوزه کتاب، گواهی است بر عمق این پیوند. مطالعه برای ایشان، نه تفنن، بلکه تکلیف بود؛ و این تکلیف، در هر بازدید نمایشگاهی، به مردم نیز منتقل میشد. ایشان کتاب را میشناختند، چون با آن زیسته بودند و همین شناخت، به آثار آستان قدس رضوی، اعتباری بخشید که فراتر از سطور بود.
در سایهسار واژهها، تا ابدیت
سه سال گذشته است. اردیبهشت 1405، در میان دفاع و تهدید هستیم و سالنهای نمایشگاه، هنوز در بلاتکلیفیاند. اما کاغذ، هرگز در برابر آتش تاریخ خاکستر نمیشود.
رهبر شهید انقلاب(رحمت الله علیه)، آنگونه که شایسته قامت بلندشان بود، رفتند؛ اما رد پای نگاهشان بر سطور بهنشر، بر بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی و بر منش کتابپرور امام رضا(ع)، جاودان شد. آستان قدس رضوی امروز، وارث همان رسالت است؛ کتابهایی چاپ میکند که بوی حرم مطهر رضوی میدهد، پژوهشهایی منتشر میکند که سیره رضوی را به زبان فردا ترجمه میکند و ناشرانی را پرورش میدهد که میدانند هر صفحه، میتواند چراغی در تاریکی زمانه باشد.
کتاب، در محضر رهبر شهید انقلاب(رحمت الله علیه)، عبادت بود و امروز در دستهای ما، امانت. باشد که در هیاهوی این روزها، وقتی صدای ورقزدن کتاب، جایگزین صدای تهدید میشود، بدانیم که رهبر شهید انقلاب(رحمت الله علیه)، با هر کتابی که میخواندند، آیندهای را میساختند که ما امروز در سایهسار آن نفس میکشیم و آستان قدس رضوی، با هر کتابی که منتشر میکند، همان آینده را ادامه میدهد.
آستان امام رضا (ع)، تنها یک دستگاه نیست؛ یک کتاب باز است که هر صفحهاش، دعوتی است به بیداری و رهبر شهید انقلاب، نخستین خواننده آن بود.





نظر شما