غدیر، تنها یک ایستگاه در جغرافیای تفتیده حجاز نیست؛ غدیر، نقطه تلاقی «عقلانیت وحیانی» با «عدالت انسانی» در قامت بلند علیبنابیطالب (ع) است. آن روز که دست آفتاب در دست ماه بالا رفت، نه فقط یک جانشین، که «ترازِ انسانیت» و «الگوی حکمرانی قدسی» به تاریخ معرفی شد
ضرورت عبور از تقطیع؛ چرا باید تمام خطبه را خواند؟
بزرگترین ستم در حق غدیر، محدود کردن آن به یک جمله و تقطیع ۱۱۰ فراز نورانی پیامبر(ص) است. محققان اهل سنت، غالباً تنها به فراز مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ بسنده کرده و با مغالطهای لغوی، «مولی» را به معنای دوستی ساده تنزل دادهاند. اما وقتی تمام خطبه را میخوانیم، درمییابیم که پیامبر (ص) با چه ظرافتی راه را بر هرگونه تأویل بستهاند. ایشان در این خطبه، مأموریتی ابدی بر دوش ما نهاده و فرمودند: فَلْیُبَلِّغِ اَلْحَاضِرُ اَلْغَائِبَ وَ اَلْوالِدُ اَلْوَلَدَ إِلَی یَوْمِ اَلْقِیَامَةِ (پس بایسته است که حاضر به غایب و پدر به فرزند، تا روز قیامت این پیام را برساند). ابلاغ این پیام، فرعِ بر فهم عمیق آن است؛ فهمی که جز با شرح و تفسیر این ۱۱۰ فراز میسر نمیشود.
اعتبار سندی؛ از روضةالواعظین تا احتجاج
خطبه غدیر در منابع شیعه و سنی ریشهای استوار دارد. کهنترین منبع مورد اعتماد شیعه، «روضة الواعظین» فتال نیشابوری است که خطبه را از امام باقر (ع) نقل کرده است. همچنین احمد بن علی طبرسی در «الاحتجاج»، این خطبه را با اسنادی عالی از بزرگانی چون شیخ طوسی و تلعکبری روایت نموده است. جالب آنکه دانشمندان بزرگی از اهل سنت همچون طبری (مورخ مشهور) در کتاب «حدیث الولایه»، این خطبه را از ۷۵ طریق مختلف ثبت کردهاند که نشان از تواتر و قطعیت این سند الهی دارد.
مقدمه عارفانه؛ توحید، زیربنای ولایت
پیامبر(ص) خطبه را نه با سیاست، که با عمیقترین لایههای توحید آغاز کردند: اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَال فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْکانِهِ. ایشان در ۱۷ بند ابتدایی، میان صفات ذات و فعل، و جمال و جلال الهی سلوک میکنند تا به جهانیان بفهمانند که ولایت علی(ع)، استمرار ربوبیت خداست. خدایی که یَلْحَظُ کُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ التَراهُ (هر چشمی را میبیند و چشمها او را نمیبینند)، علی را به عنوان «عینالله» در میان خلق برگزیده است. این درس بزرگی برای انسان امروز است که بداند سیاست و دیانت، هر دو بر مدار توحید میچرخند.
فلسفه امامت؛ روح احکام و استمرار رسالت
چرا امامت ضروری است؟ پیامبر(ص) پاسخ میدهند که بدون امامت، رسالت ناتمام است: فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ. امامت، باطن و حقیقت احکام است. اگر امام نباشد، نبوت به انحراف کشیده میشود؛ چنانکه در برخی کتب، پیامبر را (نعوذبالله) شخصی توصیف کردهاند که آیات قرآن را فراموش میکند یا در حضورش بساط لهو و لعب برپاست! اما امامت آمد تا چهره قدسی نبوت را صیانت کند. امام کاظم (ع) میفرمایند که روح تمام حلالها «امام حق» و ریشه تمام حرامها «امام جائر» است. در واقع، امام عادل، منشأ سعادت اجتماعی و امام ظالم، امالفساد و ریشه تمام بیماریهای جامعه است.
راز جغرافیای غدیر و کارشکنی منافقان
چرا ابلاغ ولایت به سرزمین جحفه و غدیر منتهی شد؟ امام باقر(ع) رمزگشایی میکنند که جبرئیل در عرفات و منا نیز نازل شد، اما پیامبر (ص) به دلیل بیم از فتنه منافقان و کارشکنی کسانی که نمیخواستند رهبری از ساختار قبیلهای خارج شود، آن را به تأخیر انداختند. غدیر، آخرین فرصت بود؛ جایی که کاروانها از هم جدا میشدند. پیامبر (ص) در آنجا حجت را تمام کرد تا کسی نگوید «نشنیدم». ایشان از توطئه کسانی خبر داد که به زودی امامت را به «پادشاهی و غصب» تبدیل میکنند: وَسَیجْعَلُونَ الْإِمامَةَ بَعْدی مُلْکاً وَ اغْتِصاباً.
دلالت واژه «مولی»؛ فراتر از یک دوستی ساده
کسانی که میگویند «مولی» یعنی دوست، باید پاسخ دهند که آیا پیامبر(ص) ۱۲۰ هزار نفر را سه روز در بیابان سوزان معطل کرد تا فقط بگوید «علی را دوست بدارید»؟ در حالی که در همین خطبه، ۳۷ بار واژگان «خلیفه»، «وصی» و «امام» به کار رفته است. پیامبر(ص) ابتدا از مردم اقرار گرفت: مَنْ اَوْلی بِکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ؟(چه کسی به شما از خودتان سزاوارتر است؟) و پس از پاسخ مثبت مردم، فرمود: فَهذا عَلی مَوْالهُ. این یعنی همان اختیاری که من بر جان و مال شما دارم، علی (ع) نیز دارد. حتی حسان بن ثابت در حضور پیامبر (ص) سرود: رَضیتُکَ بَعْدی اِماماً وَ هادیاً و پیامبر او را تأیید کرد.
الگوی حکمرانی غدیر؛ پیوند آسمان و زمین
غدیر، درس حکمرانی به ما میدهد. نظام ولایی، نه امپراتوری است و نه دموکراسیِ صرف؛ بلکه نظامی است که «مشروعیتش» آسمانی و «مقبولیتش» مردمی است. پیامبر (ص) اصرار داشتند که همه بیعت کنند: أَدْعُوکُمْ إِلَی مُصَافَقَتِی عَلَی بَیْعَتِهِ وَ اَلْإِقْرَارِ بِهِ. این بیعت، یعنی امام برای تشکیل حکومت به حضور و آراء مردم نیاز دارد، هرچند مقام الهی او وابسته به رأی کسی نیست. این درس بزرگ غدیر برای جهان امروز است: حاکم باید منصوب خدا و مقبول مردم باشد.
غدیر و مهدویت؛ از آغاز تا فرجام تاریخ
خطبه غدیر، پیوند میان «غدیر» و «ظهور» است. پیامبر(ص) در این خطبه، سلسله امامت را تا قیام قیامت ترسیم کرده و ۱۷ ویژگی برای حضرت مهدی (عج) برشمردند:أَال إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِی. ایشان نوید دادند که مهدی (عج)، منتقم خون مظلومان و چیره شونده بر تمامی ادیان است. غدیر، نقطه شروع حرکتی است که پایانش جهانی پر از عدل و داد به دست فرزند علی (ع) است.
تکلیف مسلمان امروز
مسلمان امروز باید بداند که غدیر، تنها یک خاطره نیست؛ یک «تکلیف» است. بصیرت در شناخت رهبری، ایستادگی در برابر منافقان و تمسک به حبلالمتین ولایت، درسهای زنده این خطبهاند. ما مؤظفیم پیام غدیر را به نسلهای بعد برسانیم تا حقیقت دین در غبار تاریخ گم نشود. غدیر، ترازوی سنجش ایمان است؛ چنانکه پیامبر (ص) فرمود: لا یُبْغِضُ عَلِیاً اِلاّ شَقِی وَ لا یُوالی عَلِیاً اِلاّ تَقِی؛ با علی نمیستیزد مگر بدبخت، و ولایت او را نمیپذیرد مگر پرهیزگار.





نظر شما