تحولات منطقه

پشت پرده تهدیدهای تند علیه نام «فارس»، حقیقتی فراتر از نژاد نهفته است. آیا این جنگی قومی است یا نبردی بر سر آینده‌ای که قرآن وعده داده؟ در این بازخوانی سرنوشت‌ساز میان میراث‌داران رسالت و دشمنانشان، با ما همراه شوید.

ایران و تشیع؛ بازخوانی یک رویارویی تاریخی در افق آینده
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

«ایرانیان و تشیع» در رویارویی تاریخی و آینده

در جریان بررسی نقش آینده‌ساز ایرانیان، بحثی مطرح شد راجع به برخی کتاب‌ها و اسنادی از شخصیت‌های یهودی یا صهیونیستی است. در این نوشته‌ها عباراتی بسیار تند درباره ایرانیان دیده می‌شود؛ از جمله دعوت به نابودی آنان، از میان بردن رهبرانشان، حذف موجودیتشان، محو نام و آثارشان، تغییر نام فارس و مطالبی از این دست که نیازمند مراجعه دقیق به منابع اصلی و بررسی مستندات آن‌هاست.

در اینجا پرسشی مهم مطرح می‌شود:

اگر این متون چنین سطحی از دشمنی را نسبت به ایرانیان نشان می‌دهند، پس چگونه می‌توان این مسئله را با وجود گروه‌هایی از یهودیان فارسی‌زبان یا دارای ریشه ایرانی که در داخل یا خارج از اسرائیل زندگی می‌کنند و از احترام و پذیرش برخوردارند، جمع کرد؟

در پاسخ گفته شده است که مقصود از این متون، هر فارسی‌زبان یا هر فرد ساکن ایران و یا هر کسی که به محیط فرهنگی ایران وابسته است، نیست. زیرا بخشی از این افراد در اصل یهودی بوده‌اند که در محیط ایران زندگی کرده، زبان فارسی را آموخته و در جامعه ایرانی حضور یافته‌اند، اما همچنان وابستگی خود را به ریشه یهودی خویش حفظ کرده‌اند.

بر این اساس، عنوان «فارس» در این متون صرفاً یک عنوان زبانی یا جغرافیایی نیست، بلکه به معنایی عمیق‌تر اشاره دارد.

از اینجا پرسش دیگری مطرح می‌شود:

آیا این رویارویی با ایرانی است؟ یا با فارس؟ یا با شیعه؟

در این نقطه، محور اصلی بحث آشکار می‌شود. گفته شده است که مسئله، یک مسئله قومی و نژادی به معنای رایج نیست، بلکه به تشیع ارتباط پیدا می‌کند. زیرا بر اساس این تحلیل، نگاه آنان تنها به زمان حاضر محدود نیست، بلکه آینده را نیز در نظر دارند. و می‌دانند که گسترده‌ترین امتداد آینده تشیع در مسیری شکل خواهد گرفت که در طول تاریخ با ایران و فارس پیوند خورده است. از این رو دشمنی متوجه این امتداد اعتقادی آینده می‌شود.

به تعبیر دیگر، همان‌گونه که دشمنی در عصر ظهور اسلام متوجه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و پروژه الهی آن حضرت بود، این دشمنی نسبت به امتدادهای آینده همان پروژه نیز ادامه می‌یابد.

از همین جا ارتباط این بحث با آیه شریفه سوره جمعه روشن می‌شود: ﴿وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ﴾

زیرا سوره جمعه تنها درباره یک نسل سخن نمی‌گوید، بلکه از امتدادی تاریخی و آینده‌دار سخن می‌گوید که به مسیر رسالت می‌پیوندد.

همچنین روایات مربوط به سلمان فارسی رضوان الله علیه و فرمایش رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم: «لَوْ کَانَ الْإِیمَانُ مُعَلَّقًا بِالثُّرَیَّا لَنَالَهُ رِجَالٌ مِنْ هَؤُلَاءِ» نیز بُعدی آینده‌نگر به این عنوان بخشیده است.

از این رو می‌توان گفت: رویارویی اصلی با قومیت فارسی به عنوان یک قومیت نیست، بلکه با جریانی است که در آینده حامل مکتب اهل‌بیت علیهم السلام خواهد بود. بر همین اساس، مسئله بیش از آنکه مسئله نژاد و قومیت باشد، مسئله تشیع است.

این مطلب را می‌توان از کاربرد عنوان «عجم» در بسیاری از محیط‌های عربی و خلیجی نیز دریافت. زیرا این عنوان همیشه برای اشاره به ریشه قومی به کار نمی‌رود، بلکه گاه برای اشاره به گرایش شیعی استفاده می‌شود.

در برخی محیط‌ها به فرد شیعه «عجمی» گفته می‌شود، حتی اگر در اصل فارس نباشد. و گاه به او «عجمی» گفته می‌شود، هرچند عرب خالص باشد. از این رو عنوان «فارس» یا «عجم» در برخی کاربردها از معنای محدود قومی فراتر می‌رود.

بر این اساس می‌توان دریافت که این رویارویی، نزاع میان عرب و فارس نیست.

نزاع میان زبان عربی و زبان فارسی نیست. نزاع میان دو قومیت نیست. بلکه رویارویی میان دو خط و دو جریان است:

خطی که امتداد آینده رسالت را حمل می‌کند، و خطی که در برابر آن امتداد قرار گرفته است.

ایران و تشیع؛ بازخوانی یک رویارویی تاریخی در افق آینده

از این منظر می‌توان سوره جمعه را نیز بار دیگر مورد مطالعه قرار داد. سوره با «امیین» آغاز می‌شود: ﴿هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ﴾ سپس به این آیه منتقل می‌شود: ﴿وَآخَرِینَ مِنْهُمْ لَمَّا یَلْحَقُوا بِهِمْ﴾ و پس از آن جریان مقابل را معرفی می‌کند: ﴿مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا﴾. بنابراین مسئله، مسئله دو مسیر متقابل است.

دو آینده متفاوت است. و دو مقصد متفاوت است. شاید راز آنکه سوره پس از این آیات مستقیماً به یهود می‌پردازد نیز همین باشد: ﴿قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا﴾. سپس به مسئله گریز از مرگ می‌پردازد: ﴿قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیکُمْ﴾

و در پایان سوره، به نماز جمعه، یاد خداوند و حرکت در عرصه زندگی اشاره می‌کند. بدین ترتیب روشن می‌شود که سوره جمعه از حوادث پراکنده و گسسته تاریخی سخن نمی‌گوید، بلکه مسیر ممتدی را ترسیم می‌کند که از آغاز رسالت تا آینده آن ادامه دارد؛ از امیین تا «آخَرِینَ مِنْهُمْ»، از حاملان رسالت تا کسانی که مقصد رسالت را از دست دادند، و از زمان حاضر تا امتداد آینده‌ای که در انتظار تحقق کامل پروژه الهی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha