«۷۶ درصد رضایت از دسترسی به آموزش مجازی» و «۸۳ درصد ارزیابی خوب و خیلی خوب از کیفیت آموزش»؛ این خلاصه آماری است که چندی پیش وزارت آموزش و پرورش از یک نظرسنجی میان اولیای دانشآموزان منتشر کرده است.
آماری که اگرچه در نگاه نخست امیدوارکننده به نظر میرسد، اما برای بسیاری از خانوادهها، معلمان و کارشناسان آموزشی با واقعیت تجربه شده در هفته های آموزش غیرحضوری فاصله ای قابل توجه دارد.
پرسش اصلی اینجاست که چگونه در شرایطی که هزاران خانواده از اختلال اینترنت، نبود تجهیزات آموزشی، کاهش کیفیت تدریس و افت یادگیری گلایه داشته و دارند، نتیجه یک نظرسنجی به چنین میزان بالایی از رضایت رسیده است؟ آیا مسئله به کیفیت آموزش مجازی بازمیگردد یا به شیوه طراحی و اجرای نظرسنجی؟
آماری که بیش از آنکه پاسخ باشد، سؤال ایجاد میکند
رضا روستایی، مدیرکل ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش، اعلام کرده است که ۲۳۰ هزار و ۴۶۱ نفر از اولیای دانش آموزان در نظرسنجی سامانه my.medu.ir شرکت کردهاند و ۷۶ درصد دسترسی به آموزش مجازی را مثبت ارزیابی کردهاند. همچنین ۸۳ درصد شرکت کنندگان کیفیت آموزش را «خوب» یا «خیلی خوب» دانستهاند.
اما نخستین ابهام به جامعه آماری بازمیگردد؛ وزارت آموزش و پرورش هنوز توضیح نداده است که این نظرسنجی دقیقاً چگونه اطلاع رسانی شده، چه مدت در دسترس بوده، چه تعداد از خانوادهها از وجود آن مطلع شدهاند و نرخ مشارکت واقعی چه میزان بوده است.
اگر جمعیت دانشآموزی کشور را حدود ۱۶ میلیون نفر درنظر بگیریم، مشارکت ۲۳۰ هزار نفر به معنای حضور کمتر از دو درصد خانوادهها در نظرسنجی است. در چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود که آیا نمونه مورد نظر واقعاً نماینده همه خانواده های ایرانی بوده است یا صرفاً خانواده هایی که دسترسی مناسب به اینترنت و سامانه های آموزشی داشته اند؟
تناقض آشکار در شیوه نظرسنجی
یکی از مهم ترین نقدها به این نظرسنجی، بستر اجرای آن است؛ نظرسنجی در سامانه my.medu.ir انجام شده؛ یعنی همان فضایی که برای ورود به آن نیاز به اینترنت، تلفن همراه یا رایانه و آشنایی نسبی با خدمات الکترونیک وجود دارد.
به بیان ساده، خانواده ای که به دلیل ضعف اینترنت، نداشتن گوشی هوشمند یا مشکلات فنی از آموزش مجازی جا مانده، اساساً احتمال کمتری برای حضور در چنین نظرسنجی ای دارد؛ بنابراین بخشی از جامعه ای که بیشترین انتقاد را به آموزش مجازی دارد، ممکن است در نتایج منعکس نشده باشد.
این همان خطای شناخته شده «خودانتخابی نمونه» است؛ یعنی کسانی در نظرسنجی شرکت میکنند که امکان دسترسی به ابزار نظرسنجی را دارند و همین مسئله میتواند نتایج را به سمت ارزیابیهای مثبت تر سوق دهد.
تجربه خانوادهها چیز دیگری میگوید
مرور واکنشهای والدین در شبکه های اجتماعی و گروههای اولیا و مربیان نشان میدهد که بسیاری از خانوادهها همچنان آموزش غیرحضوری را راهکاری اضطراری میدانند، نه روشی قابل اتکا برای یادگیری.
مریم احمدی، مادر یک دانش آموز پایه هفتم در تهران، میگوید: «ممکن است کلاس برگزار شود، اما برگزاری کلاس با یادگیری واقعی فرق دارد. دختر من در کلاس آنلاین حضور داشت اما عملاً نیمی از مطالب را متوجه نمیشد و مجبور بودیم بعداً برایش معلم خصوصی بگیریم.»
حسین رضایی، پدر دو دانشآموز در یکی از شهرهای استان کرمانشاه، نیز معتقد است: «بزرگترین مشکل قطعی اینترنت و کیفیت پایین ارتباط بود؛ بعضی روزها بچه ها بیشتر از اینکه درس بخوانند، درگیر وصل شدن به کلاس بودند.»
زهرا محمدی، مادر یک دانشآموز ابتدایی، میگوید:«در مقطع ابتدایی آموزش مجازی عملاً بدون حضور دائمی والدین ممکن نیست، در واقع بخشی از بار آموزش روی دوش خانوادهها افتاد»؛ این تجربهها اگرچه موردی هستند، اما تصویری متفاوت از آنچه در نتایج رسمی ارائه شده ترسیم میکنند.
کارشناسان چه میگویند؟
رضوان حکیم زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، پیشتر نسبت به پیامدهای آموزش مجازی هشدار داده و تأکید کرده بود که مطالعات انجام شده از آسیب جدی آموزش غیرحضوری بر یادگیری و مهارت های سواد دانش آموزان، به ویژه در دوره ابتدایی، حکایت دارد؛ به گفته او، افت یادگیری یکی از مهم ترین پیامدهای آموزش مجازی در سالهای اخیر بوده است.
نعمت الله فاضلی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه آموزش، نیز در آثار و گفت وگوهای مختلف خود بارها از بحران کیفیت در نظام آموزشی سخن گفته و معتقد است مدرسه در انجام بخشی از مأموریت های اصلی خود با چالشهای جدی مواجه است؛ او همچنین نسبت به شکافهای آموزشی و نابرابری در دسترسی به فرصتهای یادگیری هشدار داده است.
علیاصغر فانی، وزیر پیشین آموزش و پرورش، نیز در یادداشتها و اظهارنظرهای خود درباره دوران پسا کرونا تأکید کرده بود که نظام آموزشی ایران پیش از همه گیری تجربه جدی و گستردهای در آموزش الکترونیکی نداشت و مدارس ناچار شدند در مدت کوتاهی به سمت آموزش غیرحضوری حرکت کنند.
مجموع این دیدگاهها نشان میدهد که حتی در میان مدیران و کارشناسان حوزه آموزش نیز آموزش مجازی همواره به عنوان یک راهکار اضطراری شناخته شده، نه یک مدل موفق و جایگزین کامل آموزش حضوری.
مسئلهای به نام «افت یادگیری»
یکی از نکاتی که در نظرسنجی وزارت آموزش و پرورش دیده نمیشود، سنجش میزان یادگیری واقعی دانش آموزان است.
ممکن است خانواده ای اعلام کند به کلاس دسترسی داشته است، اما آیا این دسترسی الزاماً به یادگیری منجر شده است؟
پژوهش های متعدد داخلی و بینالمللی در سالهای اخیر نشان داده اند که میان «حضور در کلاس آنلاین» و «یادگیری مؤثر» فاصله قابل توجهی وجود دارد. در بسیاری از موارد دانش آموزان در کلاس حضور داشته اند، اما به دلیل ضعف تعامل، نبود نظارت کافی و مشکلات فنی، یادگیری عمیقی اتفاق نیفتاده است؛ همچنین دانش آموزان دوره ابتدایی بیشترین آسیب را از این وضعیت متحمل شدهاند.
مناطق محروم؛ غایبان همیشگی آمارهای رضایت
یکی از مهمترین نقاط ضعف چنین نظرسنجیهایی، کمرنگ بودن صدای مناطق محروم است؛ در بسیاری از روستاها و مناطق کم برخوردار، کیفیت اینترنت همچنان چالش برانگیز است. در برخی خانواده ها نیز چند دانش آموز باید از یک گوشی تلفن همراه استفاده کنند. در چنین شرایطی صحبت از رضایت ۷۶ درصدی از دسترسی آموزشی، بدون ارائه جزئیات استانی و منطقه ای، نمیتواند تصویر دقیقی از وضعیت کشور ارائه دهد.
کارشناسان بارها هشدار داده اند که آموزش مجازی میتواند شکاف آموزشی میان طبقات مختلف اجتماعی را افزایش دهد؛ زیرا دانش آموزان برخوردار به ابزارهای بهتر و کلاسهای مکمل دسترسی دارند، اما دانشآموزان محروم از این امکانات بی بهرهاند.
واقعیت این است که آموزش مجازی در سالهای اخیر توانست از توقف کامل آموزش جلوگیری کند و زنجیره آموزشی را حفظ کند؛ موضوعی که خود وزارت آموزش و پرورش نیز بر آن تأکید دارد، اما میان «ادامه آموزش» و «آموزش باکیفیت» تفاوتی جدی وجود دارد.
آمار اعلام شده از سوی وزارت آموزش و پرورش درباره رضایت ۷۶ درصدی از دسترسی و ۸۳ درصدی از کیفیت آموزش مجازی، بدون انتشار جزئیات روش شناسی، نحوه نمونه گیری، میزان مشارکت واقعی و توزیع جغرافیایی پاسخ دهندگان، بیش از آنکه تصویری قطعی از موفقیت آموزش مجازی ارائه دهد، پرسشهایی جدی درباره اعتبار نتایج ایجاد میکند.
آنچه از روایت خانوادهها، اظهارات کارشناسان و تجربه سالهای اخیر برمیآید این است که آموزش مجازی اگرچه در شرایط اضطراری یک ضرورت بوده، اما هنوز فاصله زیادی با استانداردهای مورد انتظار خانوادهها و نظام آموزشی دارد؛ بنابراین ارائه تصویری بسیار مثبت از کیفیت آموزش غیرحضوری، بدون توجه به مشکلات گسترده زیرساختی، افت یادگیری و نابرابری آموزشی، نمیتواند بازتاب دهنده واقعیت کامل مدارس ایران باشد.





نظر شما