اگر بخواهیم از مشکلات و معضلات زیستی شهر مشهد چند مورد را نام ببریم، در صدر این فهرست، آلودگی هوا و کمبود آب قرار دارد و متأسفانه بررسیها نشان میدهد در نیروگاه توس مشهد که برخلاف دیگر نیروگاههای کشور مازوت بیشتر و بیکیفیتتری میسوزاند، استفاده از مازوت موجب میشود، مصرف آب چند برابر افزایش پیدا کند و صحبتهای مدیرعامل نیروگاه توس در دهمین جلسه دبیرخانه شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی خراسان رضوی در هفته گذشته نیز تأییدکننده همین موضوع است.
مدیرعامل نیروگاه توس در این جلسه با اشاره به چالشهای تأمین آب گفته است: زمانی که مازوتسوزی داریم، حجم آب مصرفی تقریباً دو برابر حالت گازسوز است. از این رو شرایط موجود، فشار دوچندانی بر فعالیتهای نیروگاه وارد کرده است.
طرح واقعیت به زبان آمار
محسن نعمتی با بیان اینکه خود مصرف مازوت به دستگاه و تجهیزات نیروگاه آسیب وارد میکند، نیروگاه را در انتخاب نوع سوخت مصرفی فاقد اختیار معرفی و عنوان کرده است: «نیروگاه در تعیین نسبت مصرف سوخت نقشی ندارد و این موضوع بر عهده شرکت ملی گاز و دیسپاچینگ وزارت نیرو است و در حال حاضر حدود ۲۵درصد سوخت مصرفی نیروگاه توس مشهد از گاز و حدود ۷۵درصد نیز از مازوت تأمین
میشود».
اینکه براساس آمار منتشر شده، مردم مشهد در سال ۱۴۰۴ فقط ۱۶ روز و در سال ۱۴۰۳ تنها ۲۸ روز هوای پاک تنفس کردهاند و خدا میداند تنفس این حجم از آلودگیها در آینده چه بیماریها و هزینههایی را برگُرده مردم مشهد میگذارد، با همه اهمیتش در حال حاضر محل بحث نیست؛ اما آنچه در این میان مطرح میشود، این است؛ در شهری که تنش آبی جدی دارد و لنگ اعتبارات مالی برای پروژههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تأمین آب است و هر از گاهی از معوقات طولانیمدت پیمانکاران پروژههای آبی سخن به میان میآید، چرا باید منابع آبی بسیار محدود آن به جای اینکه صرف مصارفی شود که ارزش افزوده بالایی را رقم بزند، در این مسیر مصرف میشود که هوا را بیشتر آلوده کند!
بررسیهای دقیق و آمار غیر رسمی اما کارشناسی شده نشان میدهد در یک ساعت کار نیروگاه توس با سوخت گاز، حدود ۲۰مترمکعب آب مصرف میشود و در زمان به کارگیری مازوت به دلیل اینکه تعداد مراحل استفاده از آب به پنج مرحله افزایش پیدا میکند، این عدد به ۶۰ مترمکعب در یک ساعت میرسد. بر این اساس در یک شبانهروز به عدد هزار و ۴۴۰مترمکعب و در ماه به عدد ۴۳هزار و ۲۰۰ مترمکعب میرسد. باید یادآور شد به صورت حدودی روزانه یک تا ۴میلیون لیتر میزان مصرف مازوت در نیروگاه توس بوده که با توجه به شرایط، این عدد متغیر است و براساس اظهارنظر منابع آگاه، نیروگاه توس تقریباً ۱۰سال است مازوت میسوزاند.
نگاه قدرنشناسانه به آب
خاصیت ذاتی مازوت این است که باید آهسته آهسته گرم شود تا برای سوزاندن آماده باشد و برای همین مرحله که به آن پیش گرمکن میگویند، از آب استفاده میشود و در فصلهای سرد سال میزان مصرف آب در این مرحله افزایش پیدا میکند. همچنین در پرسوجوهای انجام شده درباره منابع آبی نیروگاه توس، افراد مطلع عنوان کردند در گذشته نیروگاه توس چهار حلقه چاه داشته که سه حلقه آن به گل و لای رسیده و تنها یک حلقه چاه قابلیت بهرهبرداری دارد؛ یعنی ارزشمندترین آب موجود که منابع آب زیرزمینی است و در شرایطی که غرب مشهد فرونشست جدیتری را تجربه میکند، برای تشدید آلودگی هوا در مشهد استفاده
میشود.
در همین زمینه باید یادآور شد رئیس دبیرخانه شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی خراسان رضوی که موضوع بررسی دلایل آلودگی هوای مشهد را در دستور کار دارد، اواخر بهمن سال گذشته در مصاحبه با طوس عنوان کرده بود: در جلسهای با حضور مسئولان نیروگاه، شرکت پخش فراوردههای نفتی و محیط زیست، اعلام شد نیروگاه توس به دلیل قرار گرفتن در انتهای خط گاز، حدود ۷۰درصد زمان خود را از مازوت استفاده میکند، در صورتی که در برخی استانهای مرکزی و غربی میزان مازوتسوزی حدود ۲۰درصد است؛ اما در مشهد این عدد به ۷۰درصد میرسد.
علیاکبر لبافی تأکید کرد: عدد دقیق سهم آلودگی ناشی از نیروگاه توس به طور مستند ارائه نشده و مطالعه دقیقی نیز در این زمینه صورت نگرفته است و راهکار فیلترگذاری برای نیروگاه با توجه به مصرف بسیار بالای آب، خشکسالی شدید مشهد و خالی بودن سدها توجیه ندارد. بنابراین تأمین گاز برای نیروگاه توس به خاطر جمعیت بالا و تداوم آلودگی هوا به دلیل استفاده از مازوت و نبود آب، یک الزام جدی است که تحقق آن باید پیگیری شود.
تبعات ناهماهنگی در سیاستگذاری انرژی و مدیریت منابع
در نهایت میتوان گفت مسئله اصلی نه صرفاً عملکرد یک نیروگاه؛ بلکه ناهماهنگی در سیاستگذاری انرژی و مدیریت منابع است؛ وضعیتی که در آن برای تأمین برق، سوختی انتخاب میشود که هم هوا را آلودهتر میکند و هم منابع محدود آب زیرزمینی را بیشتر میبلعد و ادامه این روند؛ به ویژه در شرایطی که مشهد با کاهش منابع آب و حتی خطر جدی فرونشست زمین مواجه است، نشان میدهد تصمیمهای متمرکز بدون در نظر گرفتن اینکه مثلاً در اقلیمهای خشک استفاده از مازوت توصیه نمیشود، در حوزه انرژی میتواند پیامدهای زیست محیطی و اقتصادی سنگینی برای مناطق محلی داشته باشد. در نتیجه، آنچه از این گزارش برمیآید، ضرورت بازنگری در ترکیب و استفاده از سوخت نیروگاهها؛ به ویژه مازوت و افزایش اختیارات منطقهای در مدیریت انرژی و توجه همزمان به بحران آب و هواست؛ زیرا ادامه استفاده گسترده از مازوت بیکیفیت در شهری مانند مشهد عملاً به معنای تشدید همزمان دو بحران حیاتی برای زندگی شهری است و این پرسش به جا میماند که آیا متولیان استانی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی بهعنوان وکلای مردم و خرد جمعی با دید حل قطعی مسئله و با وجود تمامی زیانهای ذکر شده؛ چه برای مردم، چه برای محیط زیست و چه برای خود نیروگاه، به دنبال راهکار اجرایی و عملی در این سالها نبودهاند تا یک بار برای همیشه این موضوع با کار کارشناسی حل شود؟






نظر شما