تحولات منطقه

در جنگ ترکیبی امروز میدان نبرد فقط سلاح نیست بلکه روایت و ادراک است. این یادداشت با تکیه بر الگوی فاطمی نشان می‌دهد زن مسلمان چگونه می‌تواند با بصیرت و کرامت در متن مقاومت اجتماعی نقش‌آفرین باشد.

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

در روزگاری که جنگ از میدان‌های نظامی به عرصه روایت‌ها ادراک‌ها و افکار عمومی کشیده شده است نقش زن مسلمان نیز معنایی تازه یافته است. این یادداشت با الهام از سیره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نشان می‌دهد که کنشگری زن می‌تواند همزمان با عفاف کرامت و حضور اجتماعی همراه باشد. اگر می‌خواهید بدانید الگوی فاطمی چگونه در جنگ ترکیبی امروز به بازسازی معنا مقاومت فرهنگی و دفاع از حقیقت کمک می‌کند خواندن یادداشت خانم دکتر فرشته معتمد لنگرودی، استادیار پژوهشکده مطالعات قرآنی، گروه مطالعات حدیثی شیعه، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی؛ را از دست ندهید.

بازتعریف کنشگری زن مسلمان در جنگ ترکیبی؛ تأملی بر الگوی فاطمی در جنگ مقدس رمضان

جنگ امروز جنگ روایت‌هاست

تحولات عصر جدید نشان داده است که مفهوم جنگ دیگر محدود به مرزهای جغرافیایی، صف‌آرایی‌های نظامی و میدان‌های کلاسیک نبرد نیست. اگر در گذشته پیروزی و شکست بیشتر در تصرف سرزمین‌ها یا برتری تسلیحاتی معنا می‌شد، امروز عرصه مواجهه به ساحت ذهن، روایت، معنا و افکار عمومی منتقل شده است. جنگ امروز بیش از آنکه جنگ سنگرها باشد، جنگ روایت‌هاست؛ نبردی که در خانه‌ها، محله‌ها، شبکه‌های ارتباطی، رسانه‌ها و نظام ادراکی افراد جریان دارد. از همین رو می‌توان وضعیت کنونی را «جنگ ترکیبی» دانست؛ جنگی که در آن ابزارهای رسانه‌ای، روانی، فرهنگی و شناختی در کنار ابزارهای سیاسی و امنیتی به کار گرفته می‌شوند.

در چنین شرایطی، یکی از مهم‌ترین راهبردهای طرف مقابل، ساخت و تثبیت «ناروایت» است؛ روایتی که می‌کوشد واقعیت‌ها را به‌گونه‌ای بازآرایی کند که مقاومت به شکست، ایستادگی به بی‌فایدگی و پایداری به سازش تعبیر شود. هدف این نوع مواجهه، تصرف سرزمین نیست؛ بلکه تصرف معنا و تغییر ادراک اجتماعی است. ازاین‌رو، هر جریان اجتماعی که بتواند در تولید معنا، حفظ روایت اصیل و جلوگیری از تحریف نقش ایفا کند، در حقیقت بخشی از میدان مقاومت را در اختیار گرفته است.

زن مسلمان کنشگر نه ناظر

در این میان، نقش بانوان در مقاومت اجتماعی و مدیریت معنا جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کند. زنان در شرایط کنونی صرفاً ناظران تحولات یا همراهان منفعل نیستند، بلکه به عنوان کنشگران فعال در عرصه عمومی ظاهر می‌شوند. حضور آنان تنها حضور فیزیکی نیست؛ بلکه حضوری مبتنی بر تفقّه، بصیرت، ژرف‌اندیشی و توانایی تشخیص حقیقت از تحریف است. این کنشگری زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که میدان اصلی تقابل، میدان افکار عمومی و ساخت ادراک اجتماعی باشد.

ریشه این نوع حضور را می‌توان در سیره سیاسی حضرت فاطمه زهرا(س) جست‌وجو کرد. یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این سیره، خطبه تاریخی فدک است. خطبه فدک را نمی‌توان صرفاً مطالبه‌ای شخصی یا اقتصادی تلقی کرد؛ بلکه این خطبه نمونه‌ای از کنشگری اجتماعی و بازسازی روایت در یک بزنگاه تاریخی است. حضرت زهرا(س) در شرایطی که روایت رسمی سقیفه در حال تثبیت بود، با حضور در مسجد و سخن گفتن در مرکز اجتماع مسلمانان، تلاش کرد معنای رخداد را از سطح یک اختلاف محدود خارج کند و آن را به مسئله حقانیت، استمرار مسیر نبوی و مفهوم ولایت پیوند دهد.

الگوی فاطمی در بازسازی معنا

اهمیت این کنش در آن بود که حضرت، مسجد را به عنوان عرصه عمومی برای بازگرداندن جامعه به روایت اصیل انتخاب کرد. در واقع، ایشان نشان دادند که حضور زن مسلمان در میدان اجتماعی نه تنها با عفاف و کرامت منافاتی ندارد، بلکه می‌تواند یکی از مهم‌ترین بسترهای تحقق مسئولیت تاریخی باشد.

در پرتو همین الگو، زنان در شرایط کنونی نیز تلاش کرده‌اند کنش اجتماعی خود را در قالبی متفاوت از الگوهای رایج جهانی تعریف کنند. آنچه از آن به «الگوی سوم زن» تعبیر شده است، تلاشی برای عبور از دوگانه رایج شرق و غرب درباره جایگاه زن است. در این الگو، زن نه به واسطه نمایش جنسی و نه با حذف اجتماعی تعریف می‌شود؛ بلکه با حفظ کرامت انسانی، عفاف و حضور فعال اجتماعی شناخته می‌شود.

در این نگاه، زن نه موجودی در حاشیه تحولات است و نه ابزاری برای مصرف فرهنگی؛ بلکه انسانی است که در متن تحولات تاریخی حضور دارد و سهم خود را در ساخت آینده ایفا می‌کند. عفاف در این الگو به معنای انزوا نیست و حضور اجتماعی نیز به معنای فروکاستن زن به ظاهر و بدن نیست. بلکه زن می‌تواند همزمان هویت انسانی، مسئولیت اجتماعی و نقش تاریخی خود را حفظ کند.

عفاف حضور و مسئولیت تاریخی

تفاوت این الگو با الگوی غربی در آن است که در اینجا انسانیّت بر جنسیّت تقدم دارد و زن بدون آنکه برای اثرگذاری نیازمند تغییر هویت خود باشد، در جامعه حضور پیدا می‌کند. همچنین این الگو از نگاه سنتی‌ای که زن را صرفاً به نقش‌های محدود خانوادگی تقلیل می‌دهد نیز فاصله می‌گیرد و ظرفیت‌های علمی، اجتماعی و فرهنگی او را به رسمیت می‌شناسد.

تجربه تاریخی جامعه ایران نیز نمونه‌هایی از این کنشگری را نشان داده است. در سال‌های دفاع مقدس و نیز در تحولات اجتماعی معاصر، زنان نشان داده‌اند که می‌توانند در عین حفظ بنیان خانواده، در عرصه‌های عمومی نیز نقش‌آفرین باشند. آنان با تبدیل خانه به پایگاه آگاهی‌بخشی، تربیت، مقاومت فرهنگی و جهاد تبیین، نشان داده‌اند که مقاومت صرفاً به حضور در خطوط مقدم نظامی محدود نمی‌شود.

در نهایت، آنچه در این تجربه برجسته می‌شود، بازتعریف نقش زن مسلمان در تاریخ معاصر است؛ زنی که با الهام از سیره فاطمی، در میدان معنا حاضر است، روایت می‌سازد، از حقیقت دفاع می‌کند و در کنار حفظ هویت اخلاقی و دینی، در ساخت آینده جامعه نیز سهم فعال دارد. در چنین نگاهی، حضور زن نه یک مسئله حاشیه‌ای، بلکه بخشی از مسیر شکل‌گیری و استمرار تحولات اجتماعی تلقی می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha