تحولات منطقه

در سالروز شهادت امام سجاد(ع)، بازخوانی شیوه و سیره آن حضرت در تبیین پیام عاشورا، ضرورتی دوچندان پیدا می‌کند؛ به‌ویژه آنکه دوران امامت ایشان، مقطعی حساس و سرنوشت‌ساز در تاریخ اسلام به شمار می‌رود.

چگونه امام سجاد(ع) پیام عاشورا را از محاصره رسانه‌ای نجات داد؟
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

در سالروز شهادت امام سجاد(ع)، بازخوانی شیوه و سیره آن حضرت در تبیین پیام عاشورا، ضرورتی دوچندان پیدا می‌کند؛ به‌ویژه آنکه دوران امامت ایشان، مقطعی حساس و سرنوشت‌ساز در تاریخ اسلام به شمار می‌رود. امام سجاد(ع) در شرایطی عهده‌دار هدایت جامعه شدند که پس از واقعه عاشورا، فضای سیاسی و اجتماعی جامعه اسلامی با خفقان، تحریف، ارعاب و محاصره رسانه‌ای همراه بود و امکان بیان مستقیم بسیاری از حقایق وجود نداشت. در چنین وضعیتی، آن حضرت با بهره‌گیری از رسانه‌ای هوشمندانه، عمیق و اثرگذار توانستند هم پیام عاشورا را زنده نگه دارند و هم زمینه بازسازی هویتی، معنوی و فکری جامعه را فراهم آورند.
به مناسبت شهادت امام سجاد(ع) در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علیرضا محمدلو، کارشناس حوزه رسانه، پژوهشگر و عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات حکمرانی، به بررسی ابزار رسانه‌ای آن حضرت در انتقال پیام عاشورا پرداخته‌ایم؛ ابزاری که در قالب دعا، مناجات، تعلیم اخلاق، تبیین حقوق انسانی و بازسازی فرهنگی جامعه جلوه‌گر شد. این گفت‌وگو می‌کوشد نشان دهد امام سجاد(ع) چگونه در اوج محدودیت‌های سیاسی و امنیتی، از ظرفیت‌های نرم و ماندگار فرهنگی برای هدایت افکار عمومی و حفظ هویت شیعی بهره گرفتند. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

امام سجاد(ع)؛ راهبر پیام عاشورا در شرایط خفقان

امام سجاد(ع) در واقع امام پس از عاشورا بوده و البته راهبر پیام عاشورا هم هستند و به نوعی، برای اینکه عاشورا و پیام عاشورا را از سکوت و بایکوت نجات دهند و بتوانند آن حقیقت عاشورا را به مخاطب آن روز و امروز برسانند، طبیعتاً باید مسیر متفاوتی را طی می‌کردند؛ چرا که یک خفقان سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی امنیتی آنجا حاکم بود و طبیعتاً امام سجاد(ع) باید تدبیر خاصی اتخاذ می‌کردند که بتوانند از آن مارپیچ سکوت از یک طرف و مارپیچ‌های سیاسی از طرف دیگر عبور کنند و پیام به جامعه و تاریخ برسد.
این امام بزرگوار طبیعتاً به دنبال زبانی بودند که امنیت و عمومیت کافی داشته باشد تا بتوانند آن نتیجه لازم را بگیرند و از محاصره رسانه‌ای بیرون بیایند. اینجاست که زبان دعا، در زمانه‌ای که حتی دستگاه اموی سعی می‌کرد به جنایت خود پوشش دینی بدهد کارساز می‌شود. در تاریخ ذکر شده است این ظالمان وقتی امام حسین(ع) را شهید کردند، به یکدیگر تبریک می‌گفتند و می‌خواستند روزه بگیرند. در واقع با این عنوان و برچسب سیاسی ـ رسانه‌ای که امام نعوذ بالله از دین خارج شده و ما به قصد مبارزه برای دفاع از دین و حکومت دینی اقدام کرده‌ایم، به کربلا آمدند و امام حسین(ع) را به شهادت رساندند. از طرف دیگر انتخاب رسانه دعا به این خاطر بود که امام سجاد(ع) در تلاش بودند بتوانند با یک زبان مشترک و زبان امن و فراگیری که با فرهنگ عمومی جامعه هماهنگ باشد و از طرفی دیگر آن بُرش لازم را در رساندن پیام داشته باشد، حرکت کنند.

جامعه پساعاشورا چگونه بود؟

در بیان آسیب‌شناسی جامعه زمان امام سجاد(ع) یعنی پساعاشورا، جامعه گرفتار سه کلان‌مسئله شده بود؛ نخست اینکه جامعه دچار مادی‌گرایی و دنیازدگی شده بود و نتیجه‌اش این شد که مردم امامشان را ارزان فروختند. دوم جامعه دچار سکولاریسم بود؛ یعنی فراموش کردند که دین باید قدرت پیاده ‌کردن احکام در عرصه اجتماعی را داشته باشد. فلسفه مدینةالنبی که پیاده‌سازی احکام در عرصه اجتماعی بود را فراموشی کردند و سومین آفت و مبنایی‌ترین مسئله، ابتلا به اومانیسم بود. یعنی انسان خودش را به‌جای عبودیت خداوند متعال مدار زندگی قرار داد و با مطامع و امیال شخصی‌اش زندگی می‌کرد. مجموع این سه عامل، امام سجاد(ع) را به این مسیر رساند که از طریق دعا، هر سه محور را جبران کنند. باید در نظر داشت که خروجی این رویکرد این بود که جامعه به آگاهی‌هایی رسید، قیام‌هایی صورت گرفت و نهایتاً به این حسرت رسید که در آن پیچ تاریخی چه اشتباهی مرتکب شده است. آن پای ‌کار نیامدن و آن فراموشی و دنیازدگی، عملاً به نقطه‌ای رسید که امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، بحران علمی‌شان را پس از آن بحران معنوی دنبال کردند. نهایتاً مسیر امامان بعدی همگی در راستای آسیب‌شناسی وضعیت جامعه در عاشورا بود.

زبان دعا؛ راهبرد امام برای عبور از محاصره و بازسازی شیعه

زبان دعا، راهی برای تحقق هم‌زبانی در اجتماع بود و امام سجاد(ع) با ادبیات متفاوت سعی کردند آن فرهنگ آسیب‌دیده و زخمی را به مدار اصلی خودش برگردانند. ایشان راهبرد متفاوتی را اتخاذ کردند که بتوانند امنیت شیعه را حفظ کرده و آن به‌جامانده‌ها از عاشورا و آن لشکری را که چه‌بسا به لحاظ امنیتی و سیاسی شکست خورده بود، بازسازی کنند. در واقع زبان دعا هم به نوعی مبارزه در تقیه و در پوشش بود و هم یک مبارزه فرهنگی. یک فرصت و تنفسی که هویت شیعه بازسازی و آن پراکندگی و از هم‌گسیختگی برگردانده شود و به یک سرانجام درست و موقعیت مستقری برسد.
از طرف دیگر جامعه دچار بحران هویت و بی‌خدایی و دچار حذف ایدئولوژی بود و به سمتی در حرکت بود که یک قهقرای ابدی را تجربه کند؛ امام سجاد(ع) سعی کردند آن سقوط معنوی جامعه که در متن جامعه نمود پیدا کرده تا آنجا که حق و حقیقت و درستی را به گودی قتلگاه می‌برد، مدیریت کرده و به سمت اصلاح حرکت و سوق دهند.

نقش خواص، عوام و ضرورت حفظ و بازسازی جبهه حق

این تنها احوال مردمان عادی نبود با مطالعه در احوال جامعه آن زمان مشخص می‌شود خواص آن زمان نیز درگیر دستگاه ظلم شده و در مورد حقانیت امام دچار تردید شده بودند.
این افراد هر یک در پی تطمیع یا تهدید یا تبلیغ، مسیر حق و باطل را گم کرده بودند. در حقیقت این سه محور، اضلاع مثلثی بودند که فضای جامعه را آنچنان غبارآلود کردند که خواص دچار تردید شدند و حتی بعضی‌هایشان به همراهی با دشمن و دستگاه ظلم علیه امام شوریدند و دیدیم که در کوفه چه گذشت و چه افرادی کوتاه آمدند و شورای حجازی‌ها چگونه حکم قتل و شهادت امام را صادر کردند و از طرفی چه سلیمان بن صُرَد بن الجون خُزاعی‌هایی که جا ماندند.
پس این دو دسته یعنی عموم مردم و خواص که می‌توانستند با حضور بهنگام امام را یاری دهند و مسیر تاریخ را عوض کنند؛ تحت تأثیر دستگاه رسانه‌ای دشمن و نظام سیاسی موجود با استدلال‌های غلط از راه جامانده و نتوانستند امام را همراهی کنند.
پس امام سجاد(ع) برای اصلاح این شرایطی که ذکر شد به زبان دعا روی آوردند؛ تا این دو گروه و هم بازماندگان عاشورا را نجات بدهند و در حقیقت یک فرصتی برای بازسازی مجدد دستگاه شیعی و یاران خودشان فراهم کنند. به یک معنا، هم حفاظت بود و هم بازسازی و در مرحله سوم، نجات جامعه از بحران معنوی بود و سعی کردند آن مارپیچ‌های سکوت و مارپیچ‌های معنوی و مارپیچ‌های سیاسی که رخ داده بود را به یک مسیر درست و جهت درست‌تری حرکت بدهند.

صحیفه سجادیه و رساله حقوق؛ آغاز بازسازی هویتی جامعه

در پایان باید خاطرنشان کرد پس از آن بحران اخلاقی جامعه و دنیازدگی که پس از حتی پیامبر(ص) رخ داد و مسیر حکومت‌داری و حکومت دینی عوض شد، طبیعتاً پس از ۵۰سال به نقطه‌ای رسید که نه تنها در مقابل نوه پیامبر(ع) می‌ایستند که با آن وضعیت ایشان و خانواده‌شان را محاصره کرده و اینچنین تاریخ اسلام را مجروح می‌کنند. طبیعتاً امام پس از این واقعه مسئولیت دارند بتوانند با ادبیات متناسب با موقعیت و وضعیت مردم با آن‌ها ارتباط بگیرند تا رمزگشایی درست و فهم صحیحی از پیام امام داشته باشند. یعنی اگر امام یک مسیر و ادبیات دیگری را اتخاذ می‌کردند، چه‌بسا پیام امام و مسیر امامت هم به زودی حذف می‌شد؛ اما آن ادبیات دعا و ادبیات مناجات و رساله حقوقی امام سجاد(ع) و صحیفه سجادیه، طبیعتاً چون براساس اخلاق و حقوق انسان بود، دوباره یک نقطه شروعی بود بر بازسازی هویتی و امام به مخاطبان و خواص جامعه این را القا می‌کردند که در واقع نه تنها در مبانی، مواعظ و مقاصد مشکل دارند که در سلوک اجتماعی و سلوک فردیشان هم به بحران خورده‌اند و باید بازنگری و شروع مجددی داشته باشند تا هویت‌سازی و به‌اصطلاح بازهویت‌سازی رقم بخورد. طبیعتاً بهترین نقطه شروع، ادبیات دعا و مناجات بود که امام سجاد(ع) اتخاذ کردند و به عنوان قدرت نرم آن زمان که هم دستگاه دشمن را لرزاند و تحت تأثیر قرار داد و هم خیلی یارگیری‌های جدی از آن سمت به سمت نظام فکری امام سجاد(ع) رقم خورد. افراد بسیاری به سمت حق و حقیقت بازگشتند و متنبه شدند. آنچنان که دیدیم پس از عاشورا قیام‌های متعددی در جامعه شکل گرفت. از سوی دیگر در میان یاران امام سجاد(ع) نیز قله‌ها و اهداف عوض شد، یعنی مطلوب‌تر شد و ارتقا پیدا کرد و از اهداف سطحی، از اهدافی که خیلی مناعت‌ طبع در آن‌ها نبود و به دنبال اهداف مختصر و اقل بودند تغییر کرد و به سمت اهداف عالیه رفت و این گونه ایشان موفق شدند جامعه را در مسیر صحیح خودش قرار بدهند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha