تحولات منطقه

۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۳
کد مطلب: ۱۱۵۳۸۴۸

شهید آیت‌الله بهشتی،که امام خمینی(ره) او را مظلوم و خار چشم دشمنان نامید، الگویی درخشان در اخلاق و خانواده بود.سیره او در تحمل ناملایمات، سعه‌صدر بی‌نظیر و تکریم والای همسر،درس‌هایی ماندگار برای جامعه امروز است که در این مطلب بازخوانی می‌شود.

سیره آسمانی سید مظلومان؛ از صبر انقلابی تا شکوه خانواده
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

درس های از سبک زندگی آیت الله شهید بهشتی قدس سره

شهید بهشتی در نگاه امام خمینی(ره): شهید بهشتی که مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود.[1] ...مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعبد ایشان به من معلوم بود و آنچه که من راجع به ایشان متأثر هستم شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است.[2]

گلچینی از خلق و خوی ملکوتی شهید بهشتی

1. سعه صدر و تحمل ناروایی‏ ها

یکی از توطئه ‏های دشمنان انقلاب اسلامی، ترور شخصیت‏ های تأثیرگذار در پیروزی انقلاب و یاران واقعی امام خمینی همچون شهید بهشتی بود. آنان برای ضربه زدن به شخصیت شهید بهشتی، انواع تهمت‏ ها را به او زدند و شایعات فراوانی را درباره ایشان نشر دادند، اما آن شهید عزیز با سعه صدر، آن همه تهمت ها را به جان خرید و هیچ وقت متانت خود را از دست نداده حتی حاضر نمی‏شد کوچک‏ترین سخن زشتی را نثار دشمنانش کند، وقتی هم به او گفتند سکوت شما در مقابل این تهمت‏ ها باعث سردرگمی مردم می‏شود، و انسان وظیفه دارد اگر خلافی و دروغی علیه ‏اش گفته می‏شود، با دفاع برخیزد و حقایق را روشن کند؛ آن مرد خدا در جواب می‏گفت: اگر ما صمیمانه و مخلصانه به مردم به خاطر رضای خدا خدمت کنیم، حق‌تعالی سپاهیانی دارد که چشم سر نمی‌بیند، این نیروهای الهی وارد عمل می‌گردند و کید دشمنان را خنثی می‌کنند.

2. شیوه برخورد در ازدواج فرزندان

ملوک السادات دختر شهید بهشتی در مورد عدم تحمیل سلیقه پدرشان بر فرزندان، گفته است: برای من خواستگار زیاد می‏‌آمد که برخی هم مؤمن و گاه متمکن بودند ولی من همه را رد می‏کردم، یک روز پدرم که اهل استدلال بودند بی‏ آنکه ذره‏ ای تحکم در لحن‏شان باشد، به من گفتند حتما در میان این افراد، انسان‏های خوبی هم دیده می‏شود، نمی‏‌توان که به همه جواب رد بدهی، گفتم می‏خواهم درس بخوانم اما نکته مهم‏تر این بود که می‏خواستم با کسی زندگی کنم که بشود دو کلمه حرف حساب با او زد. پدر همواره ما را راهنمایی می‏ کردند و برای پاسخ به سؤالات‏مان وقت کافی می ‏گذاشتند.[3]

3. رعایت حقوق همسر و فرزندان

همسر محترم ایشان می‏گوید: چیزی که در بیست و نه سال زندگی مشترک‏مان دیدم ملایمت و صبر ایشان بود. ایشان به قدری استقامت و بردباری و متانت به خرج می‏داد که آدمی را خجالت‏ زده می‏کرد در سرتاسر زندگی مشترک‏مان با این مرد مبارز و با تقوا، به یاد ندارم لحظه‏ ای عصبانیت بی‏مورد داشته باشد به حسن خلق و متانت در کلام باور شگفتی داشت، ایمان و تقوای ایشان روشنی‏ بخش خانه ما بود، مناجات، نیایش شبانه، خلوص، توجه خاص هنگام عبادت، راستگویی، درستکاری و امانتداری او نمونه بود.

در کارهای خانه به من کمک می‏کردند، در خرید لوازم مورد نیاز، رسیدگی به باغچه ‏ها و بعضی وقت‏ها شستن ظروف آشپزخانه مشارکت داشت. مطلبی که هیچ‏گاه از یادم نمی‏رود احترام او نسبت به من بود و در مقابل من هم حرمت ایشان را رعایت می‏کردم در سراسر زندگی حتی یک بار هم به من تو نگفت.[4] و در این مدت، حتی یک بار کاری نکرد که من از او دلخور شوم. همنشینی با او واقعاً لذت‏بخش بود، از دروغ، غیبت و صفات رذیله نفرت داشت، الگوی به تمام معنا بود چه در جامعه و چه در خانه.

در بحث خانواده جز به آسایش من و فرزندانش فکر نکرد و می‏گفت حاضر نمی‏باشم به خاطر موقعیت اجتماعی خودم و حرف مردم، از آسودگی و رفاه خانواده ‏ام صرف نظر کنم. اگر کسی از من توقع دارد گذشت و ایثار کنم، از حق خودم می‏گذرم، اما مراعات خواست خانواده، در حد مقدورات خلاف شرع نیست.

اوایل انقلاب یک وقت می‏شد که به دلیل تراکم کارها مهمانانی سرزده به خانه ما می‏ آمدند، در این‏گونه موارد، بر سر راه برای مهمانان غذای آماده می‏گرفت تا من به زحمت نیفتم. به رغم خستگی زیاد، همیشه شاداب و سرحال وارد خانه می‏شد، اول با من و بعد با همه بچه ها احوال‏پرسی می‏کرد، بعد از من سؤال می‏کرد، امروز چه کردید؟ مشکلی پیش نیامد؟ آیا کمکی از دستم برمی ‏آید؟ بچه‏ ها در امورات خانه کمک‏تان کرده‏ اند؟

دائما به بچه‏ ها توصیه می‏کرد رعایت حال مادرتان را بکنید، که به زحمت نیفتد.

هر وقت بیمار می‏ شدم، همه کارهایش را خودش انجام می‏داد و از من پرستاری می‏کرد و گاهی غذا هم می‏پخت.

هر ماه ده درصد حقوقش را به من می‏داد و می‏گفت: خانم، این غیر از مخارج خانه است و به شما تعلق دارد و هر طور که دوست دارید خرج کنید.

موقعی که زیاد در خانه بودم می‏گفت خانم از جای برخیزید و از فرصت‏ها استفاده کنید، از منزل بیرون بروید، گردش کنید، به دوستان و اقوام سر بزنید، زیاد در خانه نشستن آدم را افسرده می‏کند، گاهی وقتی به خانه می‏ آمد و می‏دید من افسرده هستم، به هر نحوی که امکان داشت کاری می‏کرد که من از آن وضع بیرون آیم.

به من می‏گفت تو پشتیبان من هستی، هر کاری که می‏خواستم بکنم اگر تو نبودی که یاریم کنی نمی‏توانستم به ثمر برسانم. هر جا می‏رفتیم با هم بودیم، حتی مسافرت‏ ها را تنها نمی‏رفت، هر جا می‏رفت می‏گفت: تو هم باید باشی. تو فقط همسر من نیستی، بلکه باعث دلگرمی من هستی.[5]

[1]. موسوی الخمینی، صحیفه امام، ج 15، ص 3 (پیام امام به مناسبت شهادت شهید بهشتی).

[2]. واحد فرهنگی بنیاد شهید. او به تنهایی یک امت بود، ج 1، ص 261.

[3]. مجله شاهد یاران، تیر 1385، ص 72 و 73.

[4]. مجله شاهد بانوان، ش 20، 15/4/1361.

[5]. مجله شاهد یاران، ش 8، تیر 1385، ص 70 ـ 71.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha