تحولات منطقه

اروپا که برای دهه‌ها امنیت خود را به چتر نظامی آمریکا سپرده و توسعه اقتصادی را بر قدرت سخت ترجیح داده بود،اکنون در میانه بزرگ‌ترین تغییر راهبردی خود از پایان جنگ سرد قرار گرفته است؛ تغییری که می‌تواند نظم فراآتلانتیکی هشتاد سال گذشته را بازنویسی کند.

بیداری یک قاره در سایه جنگ و بی‌ اعتمادی به واشنگتن
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

اروپا که برای دهه‌ها امنیت خود را به چتر نظامی آمریکا سپرده و توسعه اقتصادی را بر قدرت سخت ترجیح داده بود، اکنون در میانه بزرگ‌ترین تغییر راهبردی خود از پایان جنگ سرد قرار گرفته است؛ تغییری که می‌تواند نظم فراآتلانتیکی هشتاد سال گذشته را بازنویسی کند.

بیداری یک قاره در سایه جنگ

جنگ اوکراین فقط مرزهای اروپا را به میدان نبرد تبدیل نکرد؛ بلکه جهان‌بینی سیاسی اروپا را نیز دگرگون ساخت. برای نخستین بار طی چند دهه، تهدید نظامی بار دیگر به مهم‌ترین دغدغه پایتخت‌های اروپایی تبدیل شده است.

براساس نظرسنجی‌های اخیر، ۷۷ درصد شهروندان اروپایی جنگ روسیه علیه اوکراین را تهدیدی مستقیم برای بقای اروپا می‌دانند. اهمیت این آمار در آن است که نگرانی از روسیه دیگر محدود به کشورهای شرقی یا حوزه بالتیک نیست. در آلمان، فرانسه و بریتانیا نیز بخش بزرگی از افکار عمومی اکنون مسکو را بزرگ‌ترین تهدید امنیت ملی خود تلقی می‌کنند.

این تحول به معنای پایان دورانی است که اروپا تصور می‌کرد وابستگی اقتصادی، تجارت و نهادهای بین‌المللی می‌توانند جایگزین قدرت نظامی شوند.

بیداری یک قاره در سایه جنگ و بی‌ اعتمادی به واشنگتن

فروپاشی اعتماد به واشنگتن

اگر جنگ اوکراین عامل بیداری اروپا بود، بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید نقش شتاب‌دهنده این روند را ایفا کرد.

تنها ۱۱ درصد اروپایی‌ها اکنون آمریکا را یک متحد قابل اتکا می‌دانند؛ رقمی که تنها در کمتر از دو سال تقریباً به نصف کاهش یافته است. اکثریت شهروندان کشورهای اروپایی نیز نسبت به این موضوع تردید دارند که ایالات متحده در صورت وقوع جنگ، برای دفاع از آنان وارد عمل شود.

این بی‌اعتمادی، مهم‌ترین ستون نظم امنیتی پس از جنگ جهانی دوم را هدف قرار داده است؛ نظمی که بر این فرض استوار بود که واشنگتن در نهایت ضامن امنیت اروپا باقی خواهد ماند.

از نگاه بسیاری از رهبران اروپایی، مسئله دیگر صرفاً ترامپ نیست، بلکه انتقال تدریجی تمرکز استراتژیک آمریکا به آسیا و رقابت با چین است؛ روندی که احتمالاً حتی با تغییر دولت‌ها در واشنگتن نیز ادامه خواهد یافت.

بیداری یک قاره در سایه جنگ و بی‌ اعتمادی به واشنگتن

بازگشت ارتش‌ها و کارخانه‌های تسلیحاتی

نتیجه این تغییر ذهنیت، انفجار بی‌سابقه هزینه‌های دفاعی در اروپا بوده است. کشورهای عضو اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴ بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار برای دفاع هزینه کردند؛ رقمی که فاصله قابل توجهی با بودجه نظامی روسیه دارد.

آلمان در مرکز این تحول قرار گرفته است. برلین که برای دهه‌ها نماد خویشتنداری نظامی پس از جنگ جهانی دوم بود، اکنون در حال تبدیل شدن به موتور محرک بازتسلیح اروپا است. برنامه‌های دفاعی این کشور قرار است بودجه نظامی آلمان را تا پایان دهه جاری تقریباً سه برابر کند.

جمله مشهور وزیر خارجه لهستان به خوبی این تغییر فضای سیاسی را توصیف می‌کند: «من بیش از آنکه از ارتش آلمان بترسم، از بی‌میلی آلمان به تسلیح مجدد می‌ترسم.»

همزمان، اروپا در حال توسعه صنایع دفاعی خود نیز هست؛ از تولید انبوه پهپادها تا ساخت نسل جدید تانک‌ها و خودروهای زرهی. هدف روشن است؛ کاهش وابستگی به تسلیحات آمریکایی و ایجاد ظرفیت دفاعی مستقل.

پایان اروپای رفاه‌محور

پس از فروپاشی اتحاد شوروی، بسیاری از دولت‌های اروپایی اقتصاد را جایگزین ژئوپلیتیک کردند. تصور غالب این بود که تجارت جهانی و وابستگی اقتصادی، جنگ را غیرمنطقی و پرهزینه خواهد کرد.

تهاجم روسیه به اوکراین این فرض را فرو ریخت.اکنون مفهومی تازه در حال شکل‌گیری است؛ نوعی «واقع‌گرایی اصول‌محور» که بر ترکیب قدرت سخت با ارزش‌های دموکراتیک تأکید می‌کند. در این نگاه، اروپا باید دوباره زبان قدرت را بیاموزد، بدون آنکه از اصول سیاسی و حقوقی خود فاصله بگیرد.

این تغییر به معنای پایان همکاری با آمریکا نیست، بلکه به معنای تغییر ماهیت آن است. رابطه‌ای که روزگاری بر پایه اعتماد و وابستگی شکل گرفته بود، اکنون به سمت مشارکتی عمل‌گرایانه و مبتنی بر منافع متقابل حرکت می‌کند.

نظم جدید فراآتلانتیکی

شاید مهم‌ترین پیام این تحولات آن باشد که اروپا دیگر قصد ندارد منتظر بازگشت «آمریکای قدیم» بماند؛ از بازگشت خدمت سربازی در برخی کشورها گرفته تا ایجاد ائتلاف‌های دفاعی جدید و مشارکت در برنامه‌های بازدارندگی هسته‌ای، همه نشانه‌های یک واقعیت جدید هستند: اروپا در حال آماده شدن برای جهانی است که در آن ممکن است در لحظه بحران، تنها بماند.

البته این مسیر بدون مانع نخواهد بود. رشد احزاب ملی‌گرا و مخالف اتحادیه اروپا، اختلافات میان اعضای اتحادیه و دشواری انتقال اختیارات دفاعی به بروکسل، همچنان چالش‌های جدی به شمار می‌روند.

با این حال، روند کلی آشکار است. اروپا در حال عبور از دوران «رفاه بدون قدرت» به عصر «امنیت از طریق قدرت» است.

شاید برای نخستین بار از پایان جنگ جهانی دوم، قاره اروپا نه به عنوان متحد کوچک‌تر آمریکا، بلکه به عنوان یک بازیگر مستقل امنیتی در حال تعریف دوباره خود باشد؛ تحولی که اگر ادامه پیدا کند، یکی از بزرگ‌ترین دگرگونی‌های ژئوپلیتیکی قرن بیست و یکم خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha