درِ چوبی خانه ای قدیمی دردل یک روستای کویری نیمه باز مانده است؛حیاطی که روزگاری صدای خنده گردشگران،بوی نان تنوری و عطر چای آتشی در آن میپیچید،حالا در سکوتی سنگین فرو رفته است؛چند گلیم دستباف هنوز روی تختهای چوبی پهناند،اما خبری از مسافر نیست.
اقامتگاههای بوم گردی که روزی نماد رونق گردشگری روستایی و امید به ماندگاری جمعیت در روستاها بودند، امروز زیر فشار رکود اقتصادی، کاهش سفر و نبود حمایتهای مؤثر، یکی پس از دیگری به مرز تعطیلی رسیدهاند؛ رکودی که تنها یک کسب وکار را تهدید نمیکند، بلکه هویت فرهنگی بسیاری از روستاهای ایران را نیز در معرض فراموشی قرار داده است.
بوم گردی در ایران با یک هدف روشن متولد شد؛ اینکه گردشگر به جای اقامت در هتل های شهری، چند روزی را در خانه ای با معماری بومی، غذای محلی، موسیقی سنتی و سبک زندگی روستایی سپری کند. این ایده علاوه بر ایجاد درآمد برای روستاییان، قرار بود مهاجرت به شهرها را کاهش دهد، صنایع دستی را احیا کند، زنان روستایی را وارد چرخه اقتصاد کند و فرهنگ بومی را از خطر فراموشی نجات دهد.
همین نگاه باعث شد از اواسط دهه ۹۰، صدها اقامتگاه بوم گردی در نقاط مختلف کشور ایجاد شود؛ امروز حدود سه هزار و ۷۰۰ تا چهار هزار اقامتگاه دارای مجوز در کشور فعالیت میکنند؛ مجموعه هایی که هزاران نفر به صورت مستقیم و دهها هزار نفر نیز به شکل غیرمستقیم از محل فعالیت آنها امرار معاش میکنند.
اما حالا بسیاری از همین اقامتگاهها، روزهای سختی را پشت سر میگذارند؛ روزهایی که صاحبان آنها بیش از آنکه به توسعه کسب وکار فکر کنند، نگران پرداخت اقساط، هزینه برق، بیمه، مالیات و حقوق کارکنان هستند.
روستایی که قرار بود بماند، دوباره در حال خالی شدن است
کارشناسان توسعه روستایی سالهاست تأکید میکنند که بوم گردی صرفاً یک محل اقامت نیست، بلکه موتور محرک اقتصاد محلی است. ورود هر گردشگر تنها به معنای اجاره یک اتاق نیست؛ راننده محلی، نانوا، تولیدکننده لبنیات، زنان بافنده صنایع دستی، کشاورزان و حتی فروشگاه کوچک روستا نیز از حضور گردشگر درآمد کسب میکنند.
محمد جهانشاهی، دبیر کمیته ملی طبیعتگردی و گردشگری سبز وزارت میراث فرهنگی معتقد است آینده گردشگری ایران بیش از هر زمان دیگری به توسعه «گردشگری سبز» و «بوم گردی» وابسته است. او با اشاره به ظرفیتهای گسترده روستاها و مناطق طبیعی کشور تأکید کرده است که توسعه اقامتگاههای بوم گردی باید همزمان با رعایت اصول پایداری، کاهش مصرف انرژی و حفاظت از منابع طبیعی دنبال شود. به گفته جهانشاهی، وزارت میراث فرهنگی برنامه هایی مانند اعطای «نشان سبز» به مراکز اقامتی، استاندارد سازی مصرف انرژی و توسعه زیرساخت های گردشگری پایدار را در دستور کار قرار داده تا کیفیت خدمات بوم گردی ارتقا یابد و سرمایه گذاری در این بخش برای فعالان اقتصادی توجیه پذیرتر شود.
یاور عبیری، رئیس جامعه حرفه ای اقامتگاه های بوم گردی ایران نیز معتقد است بوم گردی یکی از موفق ترین ابزارهای مهاجرت معکوس بوده است. به گفته او، هر جا بوم گردی شکل گرفته، امید به زندگی در روستا نیز افزایش یافته و بسیاری از جوانان به جای مهاجرت، در زادگاه خود مشغول کار شدهاند.
اما این زنجیره اقتصادی اکنون در معرض گسست قرار گرفته است. کاهش سفرها موجب شده بسیاری از مشاغل وابسته نیز درآمد خود را از دست بدهند؛ اتفاقی که آثار آن تنها به صاحبان اقامتگاه ها محدود نمیشود.
سفر؛ نخستین قربانی کوچک شدن سفره مردم
اگر تا چند سال پیش سفر، بخشی از برنامه سالانه بسیاری از خانوادهها بود، امروز به کالایی لوکس تبدیل شده است؛ تورم، افزایش هزینههای حمل ونقل، رشد قیمت مواد غذایی و کاهش قدرت خرید باعث شده بسیاری از خانوادهها، سفر را از فهرست هزینههای خود حذف کنند.
یاور عبیری در تازه ترین اظهارات خود میگوید:وقتی سفره مردم کوچک میشود، اولین گزینه ای که حذف میشود، سفر است؛ همین موضوع، مهمترین دلیل رکود بومگردیهاست.
بررسی آمارهای نوروز امسال نیز این واقعیت را نشان میدهد. هرچند استانهایی مانند بوشهر با ضریب اشغال حدود ۸۸ درصد، آذربایجان شرقی با ۸۵ درصد و همدان با حدود ۸۰ درصد عملکرد مناسبی داشتند، اما در مقابل استانهایی مانند مرکزی تنها ۱۶ درصد، سمنان ۲۰ درصد و چهارمحال و بختیاری ۲۵ درصد ضریب اشغال را تجربه کردند؛این اختلاف نشان میدهد رونق بوم گردی دیگر یک جریان فراگیر نیست و تنها برخی مقاصد خاص توانستهاند گردشگران را حفظ کنند.
اقامتگاههای غیرمجاز؛ رقیبی که قانون را دور میزند
یکی دیگر از مشکلات جدی بوم گردیها، رشد خانههای اجاره ای و اقامتگاه های غیرمجاز است؛ خانه هایی که بدون دریافت مجوز، بدون پرداخت مالیات، بیمه و رعایت استانداردهای وزارت میراث فرهنگی فعالیت میکنند و طبیعتاً با قیمت پایینتر نیز خدمات ارائه میدهند.
عبیری معتقد است این مراکز نه تنها رقابت نابرابری با اقامتگاه های رسمی ایجاد کردهاند، بلکه هرگونه تخلف یا آسیب اجتماعی در آنها به نام بومگردی نوشته میشود؛ در کنار این موضوع، اسکان مسافران در مدارس و برخی مراکز غیررسمی نیز از دیگر گلایه های فعالان این حوزه است؛ اقدامی که به گفته فعالان گردشگری، برخلاف اولویت قانونی مراکز اقامتی دارای مجوز است و بخشی از بازار بوم گردیها را از بین برده است.
جنگ؛ ضربهای که نفس بوم گردیها را گرفت
در حالی که فعالان حوزه گردشگری امیدوار بودند تعطیلات نوروز، بخشی از زیان های سال گذشته را جبران کند، همزمانی شرایط بحرانی کشور و کاهش سفرها، معادلات را بر هم زد. بسیاری از اقامتگاههای بوم گردی که برای پذیرایی از مسافران آماده شده بودند، نه تنها درآمدی کسب نکردند، بلکه ناچار شدند بخشی از ظرفیت خود را به صورت رایگان یا با تخفیفهای سنگین در اختیار مسافران قرار دهند.
برآوردهای جامعه حرفه ای اقامتگاه های بوم گردی نشان میدهد تنها در یک بازه ۴۵ روزه، حدود ۶ هزار میلیارد تومان (۶ همت) خسارت به این بخش وارد شده است. میانگین زیان روزانه نیز بین ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد تومان برآورد شده؛ رقمی که برای کسب وکارهای کوچک روستایی بسیار سنگین است.
با این حال، بوم گردیها در همان روزهای بحرانی نقش متفاوتی ایفا کردند. بسیاری از آنها به جای کسب درآمد، به محلی برای اسکان رایگان یا ارزان قیمت خانوادههایی تبدیل شدند که ناچار به ترک محل زندگی خود بودند.
یاور عبیری، رئیس جامعه حرفهای اقامتگاه های بومگردی ایران، معتقد است بوم گردیها در این بحران عملاً نقش «پدافند غیرعامل» را ایفا کردند؛ ظرفیتی که تاکنون کمتر مورد توجه سیاست گذاران قرار گرفته است.
به گفته او، حدود ۶۰ درصد ظرفیت اقامتگاهها در روزهای بحران اشغال شد، اما نزدیک به ۴۰ درصد این اسکانها کاملاً رایگان و حدود ۲۰ درصد دیگر با تخفیفهای ۳۰ تا ۵۰ درصدی انجام شد؛ بنابراین اگرچه آمار اشغال بالا بود، اما درآمدی نصیب صاحبان این واحدها نشد.
حمایتهایی که روی کاغذ ماند
رکود امروز بوم گردیها تنها نتیجه کاهش سفر نیست. فعالان این حوزه معتقدند ضعف حمایت های دولتی نیز شرایط را دشوارتر کرده است؛ سال گذشته وزارت میراث فرهنگی از اختصاص تسهیلات کم بهره برای مشاغل خرد گردشگری خبر داد؛ اقدامی که در ابتدا امید تازه ای میان فعالان این حوزه ایجاد کرد،اما به گفته یاور عبیری، در بسیاری از استانها سهم واقعی بوم گردیها از این تسهیلات پرداخت نشد و بخش عمده اعتبارات به حوزههای دیگر اختصاص یافت.
در کنار این موضوع، صاحبان بوم گردیها همچنان با هزینههای ثابت سنگینی مانند مالیات، بیمه، قبوض انرژی، تعمیر و نگهداری بناهای سنتی و اقساط بانکی روبه رو هستند؛ هزینه هایی که حتی در روزهای بدون مسافر نیز باید پرداخت شوند.
از سوی دیگر، بسیاری از کارشناسان معتقدند بوم گردیها هنوز از ضعف جدی در بازاریابی، تبلیغات و حضور در بازارهای بینالمللی رنج میبرند. در شرایطی که کشورهای همسایه با سرمایه گذاری گسترده روی گردشگری روستایی، سهم بیشتری از بازار گردشگری منطقه را به دست آوردهاند، بسیاری از اقامتگاه های ایرانی همچنان تنها به مسافران داخلی وابسته اند.
کارشناسان گردشگری همچنین بر این باورند که توسعه بوم گردی صرفاً به صدور مجوز خلاصه نمیشود. این مراکز برای بقا به آموزش حرفه ای، بازاریابی دیجیتال، اتصال به سامانه های رزرو بینالمللی، حمایت های مالی، آموزش زبانهای خارجی و استانداردسازی خدمات نیاز دارند.
تعطیلی هر بوم گردی، خاموش شدن چراغ یک روستاست
شاید مهم ترین پیامد رکود بوم گردیها، تعطیلی یک واحد اقامتی نباشد؛ بلکه خاموش شدن چرخه اقتصادی یک روستا باشد؛ هر اقامتگاه بوم گردی که فعالیت خود را متوقف میکند، دهها شغل وابسته نیز آسیب میبینند؛ از زنان روستایی که نان محلی و غذاهای سنتی تهیه میکنند تا هنرمندان صنایع دستی، کشاورزان، رانندگان، دامداران و فروشندگان محصولات بومی.
به گفته رئیس جامعه حرفهای اقامتگاههای بوم گردی، اکنون حدود ۳۰ هزار نفر به طور مستقیم در این صنعت مشغول فعالیت هستند و شمار بسیار بیشتری نیز به صورت غیرمستقیم از آن ارتزاق میکنند؛ بنابراین رکود این بخش تنها یک مسئله گردشگری نیست، بلکه به اشتغال، اقتصاد روستاها و حتی امنیت اجتماعی نیز گره خورده است.
از سوی دیگر، کارشناسان اجتماعی هشدار میدهند که اگر بوم گردیها یکی پس از دیگری تعطیل شوند، روند مهاجرت از روستاها دوباره شدت خواهد گرفت؛ اتفاقی که نه تنها تولید محصولات کشاورزی را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه به تدریج بسیاری از آیینها، گویشها، غذاهای محلی و هنرهای سنتی نیز به فراموشی سپرده خواهند شد؛ در واقع، بومگردی فقط محل اقامت نیست؛ حافظ میراث ناملموس ایران است.
راهی که هنوز بسته نشده است
با وجود همه مشکلات، فعالان این حوزه معتقدند هنوز برای نجات بوم گردیها دیر نشده است. ساماندهی اقامتگاههای غیرمجاز، ارائه تسهیلات کمبهره، معافیتهای مالیاتی موقت، توسعه تبلیغات گردشگری داخلی، اتصال بوم گردیها به پلتفرمهای رزرو بینالمللی، آموزش بهره برداران و جلوگیری از رقابت نابرابر با مراکز اسکان غیررسمی، از مهم ترین اقداماتی است که میتواند این صنعت را دوباره احیا کند.
بوم گردیها زمانی با این امید شکل گرفتند که توسعه گردشگری، به توسعه روستاها منجر شود؛ امیدی که هنوز از بین نرفته، اما زیر لایهای از رکود، تورم و بی توجهی پنهان شده است.
اگر امروز سیاست گذاران برای حفظ این سرمایههای کوچک اما اثرگذار تصمیمی جدی نگیرند، فردا شاید دیگر خبری از آن خانه های کاهگلی، حیاط های پر از شمعدانی، بوی نان تنوری و قصههای مادربزرگهای روستایی نباشد؛ خانههایی که قرار بود نه فقط مسافران، بلکه فرهنگ ایران را میزبانی کنند.





نظر شما