تالاب انزلی یکی از مهمترین زیستبومهای آبی ایران و منطقه خاورمیانه، سالهاست با مجموعهای از بحرانهای زیست محیطی دست و پنجه نرم میکند؛ بحرانهایی که اگرچه در طول دهههای گذشته بارها مورد توجه کارشناسان و مسئولان قرار گرفته، اما همچنان روند تخریب این اکوسیستم ارزشمند ادامه دارد. کاهش عمق تالاب، ورود رسوبات، آلودگیهای صنعتی و کشاورزی، گسترش گیاهان مهاجم، ساختوسازهای بیرویه و تغییرات اقلیمی، امروز تالاب انزلی را به نقطهای رسانده که بسیاری از متخصصان نسبت به آینده آن هشدار میدهند.
تالاب انزلی در جنوب غربی دریای خزر قرار گرفته و علاوه بر نقش مهم در حفظ تنوع زیستی، تنظیم آب و هوا، کنترل سیلاب و تأمین معیشت هزاران خانوار، یکی از مهمترین زیستگاههای پرندگان مهاجر و آبزیان کشور محسوب میشود. این تالاب همچنین بهعنوان یکی از تالابهای ثبت شده در کنوانسیون رامسر، از اهمیت بینالمللی برخوردار است.
رسوب؛ قاتل خاموش تالاب
یکی از مهمترین تهدیدهای تالاب انزلی، ورود حجم عظیمی از رسوبات از طریق رودخانههای منتهی به آن است. تخریب جنگلها، چرای بیرویه دام، تغییر کاربری اراضی و فعالیتهای عمرانی در حوضه آبخیز موجب شده سالانه میلیونها تن رسوب وارد تالاب شود.
این رسوبات بهتدریج عمق تالاب را کاهش دادهاند؛ بهگونهای که در بسیاری از نقاط، عمق آب که زمانی به چند متر میرسید، اکنون به کمتر از یک متر کاهش یافته است. کاهش عمق نهتنها ظرفیت نگهداری آب را کم کرده، بلکه شرایط را برای رشد گیاهان مهاجم و تبدیل بخشهایی از تالاب به زمینهای خشک فراهم کرده است.
کارشناسان معتقدند بدون اجرای طرحهای آبخیزداری در بالادست و کنترل فرسایش خاک، هیچ برنامهای برای احیای تالاب موفق نخواهد بود.
زخمی که هر روز عمیقتر میشود
ورود انواع آلایندهها از دیگر مشکلات جدی تالاب انزلی است. بخش قابل توجهی از فاضلابهای شهری، پسابهای صنعتی و روانابهای کشاورزی بدون تصفیه کامل وارد رودخانههایی میشوند که نهایتاً به تالاب میریزند.
وجود فلزات سنگین، ترکیبات شیمیایی، کودهای شیمیایی و سموم کشاورزی کیفیت آب تالاب را بهشدت کاهش داده است. این آلودگیها علاوه بر تهدید سلامت آبزیان، سبب افزایش رشد جلبکها و کاهش اکسیژن محلول در آب شدهاند؛ پدیدهای که به مرگ ماهیان و کاهش تنوع زیستی منجر میشود.
از سوی دیگر، انباشت زبالههای پلاستیکی و پسماندهای خانگی در حاشیه تالاب نیز به یکی از چالشهای جدی تبدیل شده است. بسیاری از رودخانهها زبالههای شهری را مستقیماً به تالاب منتقل میکنند و این موضوع چهره طبیعی آن را مخدوش کرده است.
سنبل آبی؛ میهمان ناخوانده
در سالهای اخیر، گسترش گیاه مهاجم سنبل آبی به یکی از جدیترین تهدیدهای تالاب تبدیل شده است. این گیاه که رشد بسیار سریعی دارد، سطح وسیعی از آب را میپوشاند و مانع نفوذ نور خورشید به لایههای زیرین آب میشود.
کاهش اکسیژن، اختلال در فتوسنتز گیاهان بومی، سخت شدن تردد قایقها و کاهش زیستگاه آبزیان تنها بخشی از پیامدهای گسترش این گیاه مهاجم است.
اگرچه در سالهای گذشته عملیات جمعآوری مکانیکی سنبل آبی انجام شده، اما کارشناسان تأکید میکنند تا زمانی که ورود این گونه کنترل نشود و مدیریت مستمر وجود نداشته باشد، مشکل همچنان پابرجا خواهد ماند.
کاهش تنوع زیستی
تالاب انزلی زمانی یکی از غنیترین زیستگاههای پرندگان مهاجر، ماهیان و گیاهان آبزی کشور بود، اما روند تخریب زیستگاهها، آلودگی و صید بیرویه موجب کاهش جمعیت بسیاری از گونههای جانوری شده است.
کاهش ذخایر ماهیان اقتصادی، مهاجرت برخی گونههای پرندگان و از بین رفتن زیستگاههای تخمریزی آبزیان از مهمترین پیامدهای تخریب تالاب به شمار میرود.
کارشناسان هشدار میدهند ادامه این روند میتواند زنجیره غذایی تالاب را با اختلال جدی مواجه کند.
ساختوسازهای بیضابطه
در سالهای اخیر، توسعه شهرنشینی، ساخت ویلا، جادهسازی و تغییر کاربری اراضی اطراف تالاب فشار مضاعفی بر این اکوسیستم وارد کرده است.
خشک کردن بخشهایی از تالاب برای فعالیتهای عمرانی، تجاوز به حریم تالاب و افزایش سکونتگاههای انسانی سبب کاهش وسعت طبیعی آن شده است.
به اعتقاد متخصصان، اجرای دقیق قوانین مربوط به حریم تالاب و جلوگیری از ساختوسازهای غیرمجاز از پیشنیازهای حفاظت از این زیستبوم ارزشمند است.
تغییرات اقلیمی؛ بحرانی فراتر از مرزها
تغییر الگوی بارندگی، افزایش دمای هوا و کاهش منابع آب سطحی از دیگر عواملی هستند که شرایط تالاب انزلی را پیچیدهتر کردهاند.
در سالهای کمبارش، کاهش ورودی آب سبب افزایش غلظت آلایندهها و تشدید مشکلات زیست محیطی میشود. همچنین افزایش دما شرایط مناسبی برای رشد گیاهان مهاجم و جلبکها فراهم میکند.
کارشناسان معتقدند برنامههای سازگاری با تغییر اقلیم باید به بخشی جداییناپذیر از مدیریت تالاب تبدیل شود.
تأثیر بحران بر اقتصاد محلی
تخریب تالاب تنها یک مسئله زیست محیطی نیست؛ بلکه پیامدهای اقتصادی و اجتماعی گستردهای را نیز به همراه دارد.
هزاران نفر از ساکنان منطقه از طریق صید ماهی، گردشگری، قایقرانی و فعالیتهای وابسته به تالاب امرار معاش میکنند. کاهش ذخایر آبزیان، افت گردشگری طبیعی و کاهش کیفیت محیط زیست مستقیماً درآمد خانوارهای محلی را تحت تأثیر قرار داده است.
افزون بر این، کاهش توان تالاب در کنترل سیلاب میتواند خسارتهای اقتصادی سنگینی به مناطق اطراف وارد کند.
زهر در کام تالاب
هنگامی که از زبان مدیرکل حفاظت از محیط زیست استان گیلان میشنویم که هیچ یک از مراکز مدیریت پسماند این استان کامل نبوده و در هیچ کدام از ۵۲شهر گیلان تصفیهخانه فعال شیرابه پسماند وجود ندارد عمق جفایی که بر محیط زیست گیلان و تالاب انزلی روا داشته شده برایمان آشکارتر میشود.
فرهاد حسینی طایفه در این باره اذعان میکند: عملکرد قابل دفاعی در حوزه مدیریت پسماند وجود ندارد، این امر موجب شده امروز با مشکلات انباشته شده مواجه شویم.
وی ابراز میکند: اگرچه در سالهای گذشته اقدامهای مختلفی برای بهبود شرایط انجام شده اما مدیریت پسماند، پساب و فاضلاب در گیلان همچنان با شرایط مطلوب فاصله دارد.
وی اظهار میکند: محیط زیست و سایر دستگاههای مسئول تلاش دارند شرایط را بهبود ببخشند اما با توجه به عقبماندگیهای موجود و آسیبهایی که طی سالیان گذشته به منابع طبیعی و محیط زیست استان وارد شده، رفع کامل مشکلات نیازمند زمان، برنامهریزی مستمر و اجرای پروژههای زیرساختی مؤثر خواهد بود.
حسینی طایفه میگوید: برای تمامی پهنههای پسماند استان برنامههایی تدوین شده اما به دلیل عقبماندگیهای تاریخی در این حوزه، هر چه فعالیت در این زمینه انجام میشود همچنان معضل پسماند در استان مشاهده میشود.
مدیریت شیرابهها؛ مهمترین مشکل زباله
وی در این ارتباط توضیح میدهد: مدیریت اصولی پسماند شامل تفکیک از مبدأ، حمل و نقل، پردازش، مدیریت پسماندهای باقیمانده (ریجکت)، دفن بهداشتی و تصفیه شیرابه است که باید به صورت پیوسته انجام شود اما هیچ یک از مراکز مدیریت پسماند گیلان تمامی این الزامات را ندارد.
وی به وضعیت دفنگاه سراوان رشت نیز اشاره کرده و میگوید: اقدامهای مناسبی برای خاکریزی و پوشش زبالهها انجام شده و شرایط نسبت به گذشته بهبود یافته اما مهمترین مشکل این منطقه همچنان مدیریت شیرابههاست.
مدیرکل حفاظت محیط زیست گیلان با اشاره به این موضوع که شیرابههای سراوان همچنان وارد آبهای پذیرنده و روانابها میشود و در نهایت از طریق رودخانههای زرجوب و گوهررود به تالاب انزلی میریزد، ادامه میدهد: استاندار گیلان و معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری در حال پیگیری رفع مشکلات حقوقی پروژههای مرتبط با مدیریت شیرابه و تکمیل طرحهای تصفیه هستند که در صورت حصول نتیجه، اطلاعرسانی لازم انجام خواهد شد.
حسینی طایفه با تأکید بر اینکه محیط زیست متولی مدیریت پسماند نیست، بیان میکند: این دستگاه نقش نظارتی دارد و از تمامی ظرفیتهای قانونی برای الزام دستگاههای مسئول به اجرای وظایف خود استفاده میکند.
وی اقدامهای انجام شده در خصوص مراکز دفن استان را ناکافی دانسته و میگوید: مدیریت پسماند در گیلان از دهههای گذشته آغاز شده و دفنگاه سراوان از گذشته به عنوان مرکز اصلی دفن زباله استان فعالیت داشته است و در کنار آن شهرهایی مانند لنگرود، لاهیجان، آستارا و رضوانشهر نیز مراکز دفن مستقل داشتهاند اما مدیریت پسماند در هیچ کدام از این مراکز کامل نیست.
وی ادامه میدهد: با توجه به آنکه روستاهای گیلان مقصد گردشگران هستند و بخشی از اسکان مسافران در این مناطق انجام میشود حجم قابل توجهی پسماند در روستاها تولید میشود در حالی که ظرفیت لازم برای مدیریت این میزان از پسماند را نداریم و تاکنون در حوزه مدیریت زبالههای روستایی نیز موفقیتی حاصل نشده است.
مدیرکل حفاظت محیط زیست گیلان درخصوص برخی پروژههای نیمهتمام استان در حوزه پسماند نیز توضیح میدهد: پروژه نیروگاه تولید برق از پسماند رشت با ظرفیت ۶۰۰تن در روز به دلیل مشکلات حقوقی به نتیجه نرسیده و اجرایی نشده است، همچنین پروژه تصفیه شیرابه سراوان پس از اجرا به بهرهبرداری نرسید و با موانع حقوقی مواجه شد.
راهکارهای احیا
متخصصان محیط زیست برای نجات تالاب انزلی مجموعهای از اقدامات همزمان را ضروری میدانند. نخستین اقدام، تکمیل شبکههای جمعآوری و تصفیه فاضلاب شهری و صنعتی است تا از ورود آلایندهها جلوگیری شود.
اجرای پروژههای آبخیزداری، تثبیت خاک در مناطق بالادست و جلوگیری از فرسایش نیز میتواند میزان رسوبات ورودی را کاهش دهد.
کنترل گونههای مهاجم، احیای پوشش گیاهی بومی، مدیریت صحیح پسماند، برخورد با ساختوسازهای غیرمجاز و افزایش مشارکت جوامع محلی از دیگر راهکارهای پیشنهادی است.
کارشناسان همچنین بر ضرورت هماهنگی میان دستگاههای مختلف اجرایی تأکید دارند؛ چراکه حفاظت از تالاب تنها با اقدامهای یک سازمان امکانپذیر نیست.




نظر شما