بهگزارش قدس آنلاین، در حالی که ملت ایران، زن و مرد، پیر و جوان، از هر قوم و قبیله و در هر لباسی، در حال بدرقه باشکوه و رقم زدن حماسه وداع با آقای شهید هستند، مروری بر میراث گرانبهایی که امام سیدعلی خامنهای، برای ملت ایران، امت اسلام و جامعه بشری بر جای گذاشت، بیشتر از همیشه اهمیت یافته است.
از مردم برای مردم
عباس سلیمی نمین در گفتوگو با قدس، بر بُعد مردمی بودن به عنوان مهمترین شاخص و ویژگی رهبر شهید انقلاب اسلامی تأکید دارد. مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، میگوید: عشقی که ایشان با نگاه دینی به مردم به عنوان بشر و انسان داشتند موجب شد عشقی دوطرفه شکل گرفته و مردم در سرتاسر عالم مشتاق و دلباخته سخنان، پندها و نصایح ایشان شوند. رهبر شهید به معنای واقعی به مردم عشق میورزیدند و رسالت خود را ارتقای منزلت ابنا بشر میدانستند و همین نوع تفکر سبب برجسته شدن جایگاه و اندیشه ایشان بود.
این پژوهشگر تاریخ معاصر با بیان اینکه چنین رویکردی تشریفاتی و مختص شهروندان ایران نبود بلکه درباره کل دنیا وجود داشت و مردم این نگاه را میفهمیدند، ادامه میدهد: با توجه به همین درک حاصل شده، در مقاطع حساس سخنان و پیامهای شهید آیتالله سیدعلی خامنهای با بازخورد مناسبی روبهرو میشد، به گونهای که یک نامه ایشان به جوانان اروپا یا ملتها عرب بسیار دیده میشد و این خاری در چشمان دشمنان و دنیای غرب بود. چنین تعاملی درباره دیگر شخصیتها که جفا و ظلم در حق مردم روا میداشتند هرگز وجود نداشت. بهطور نمونه ما در تاریخ معاصر خاندان پهلوی را داریم که هم پدر و هم پسر مورد تنفر ملت واقع شدند و در نهایت برای فرار از خشم مردم از کشور گریختند. انزجار مردم از حاکمان ظالم به گونهای بود که جنازه رضاشاه را نمیتوانستند به ایران بازگردانند و ۹سال پس از مرگ او وقتی محمدرضا میخواست جنازه پدرش را برگرداند اعضای کابینه از احتمال خشم و شورش مردم احساس نگرانی کردند.سلیمی نمین در انتها تأکید میکند: محبت، محبت میآورد و ظلم، نفرت. تشییع و بدرقه باشکوه قائد شهید امت آینه تمامنمای رابطه قلبی میان امام و مأموم است و مردم نشان میدهند نسبت به مردی که صادقانه عمر خود را صرف خدمت به آنها کرد عشق ورزیده و محبت خود را در بالاترین سطح و با تمام وجود ابراز میکنند.
عمود خیمهگاه ایران
مسعود رضایی، پژوهشگر تاریخ معاصر نیز معتقد است: آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای در طول ۳۷ سال زمامداری با تدابیر خاص توانست ایران اسلامی را با گذر دادن از گردنههای سخت به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل کند که از مهمترین این تدابیر تأکید ویژه و مداوم بر مسئله وحدت و یکپارچگی جامعه یا آنچه قائد شهید همین اواخر از آن به «اتحاد مقدس» یاد کردند بود و این یکی از میراثهای ماندگار چنین شخصیت بزرگ و برتری است.
وی تصریح میکند: مسئله دیگر ارائه رهنمود درباره دشمنشناسی آگاهانه و مستمر بود. ایشان همواره متذکر بودند نباید از دشمنان غافل بود و فریب چهره بزک کرده آنها را خورد؛ چراکه آنها در شکل و لباسهای مختلف وارد گود میشوند و اگرچه سعی دارند خود را دوست و دلسوز مردم جا بیندازند ولی کینه عمیقی از شهروندان به دل داشته و همه تلاششان ضربه زدن به ملت ایران است. دیگری حمایت از علم و دانش در کشور بود. ایشان یکی از زیربناهای مهم پیشرفت و دستیابی به قدرت واقعی را ترقی در علوم مختلف میدانستند و بارها از روایت «العِلمُ سُلطانٌ» (دانش، سلطنت و قدرت است) یاد میکردند و مردم بهویژه جوانان را توصیه میکردند در هر رشته و حوزهای که مشغول تحصیل هستند به نحو احسن فعال بوده و به قلههای دانش دست پیدا کنند.
رضایی دمیدن روح شجاعت در ملت ایران را یادگاری دیگر رهبر شهید خوانده و میافزاید: ما با دشمنانی مواجه هستیم که به انواع و اقسام سلاحها تجهیز هستند و همین، بسیاری از دولت و ملتها را ترسانده، به گونهای که مقابلشان احساس حقارت کرده و تسلیم میشوند.
رهبر شهید اما به ما آموختند باید در برابر دشمنان دلیر باشیم و از هیمنه ظاهری آنها نترسیم. این روحیهای است که امروز در ملت هست و همین زمینه ایستادگی مقابل دشمن تا بن دندان مسلح را ایجاد کرده است. در نهایت میراث مهمتری که یادگار رهبر شهید است، تأکید بر تقویت و تعمیق فرهنگ و اندیشه اسلامی در جامعه است. ایشان فرهنگ اسلامی، روحیه شهادتطلبی و اعتقادات دینی را زیربنای توسعه واقعی ایران و دیگر ملتهای مسلمان میدانستند و معتقد بودند در صورتی که این نوع نگاه و نگرش و خودباوری در ملتهای مسلمان تقویت شود میتوانند به مراحل بالایی از پیشرفت در حوزههای مختلف دست پیدا کنند.
استقلالی که باید قدر دانست
حامد شیخپور، فعال رسانهای معتقد است: اگر بخواهیم در میان اضلاع گوناگون منظومه فکری رهبر شهید، روی یک دالّ مرکزی انگشت بگذاریم، آن میراث، چیزی جز «استقلال» نخواهد بود؛ استقلالی که نه صرفاً یک مضمون سیاسی، بلکه بنیان هویت، شرط بقا و زیربنای پیشرفت یک ملت است.
وی تصریح میکند: در این نگاه، استقلال هرگز به معنای انزوا یا بریدن از جهان نیست؛ بلکه به معنای آن است که اراده یک ملت، وامدار خواست قدرتهای بیرونی نباشد و مسیر حرکت خود را با تکیه بر ایمان، عقلانیت، توان ملی و سرمایه انسانی ترسیم کند. از همین رو، تأکید مستمر شهید آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای بر پیشرفت علمی، اقتدار دفاعی، اقتصاد متکی بر ظرفیتهای درونی، صیانت از فرهنگ و تقویت پیوند مردم با نظام، هرگز اهدافی پراکنده و مستقل از یکدیگر نبودهاند؛ بلکه حلقههای زنجیری بودهاند که قرار است گوهر استقلال را از آسیب سلطه و وابستگی پاس بدارند. اگر استقلال را از این منظومه برداریم، عدالت به آرزویی وابسته به اراده دیگران تبدیل میشود، پیشرفت از درون تهی شده، امنیت به کالایی وارداتی بدل میشود و حتی معنویت نیز از متن زندگی اجتماعی فاصله میگیرد اما هنگامی که استقلال محفوظ بماند، ملت میتواند با اتکا به ظرفیتهای خود، کاستیها را جبران کرده، خطاها را اصلاح کند و آینده را به دست خویش بسازد.
شیخپور در انتها تصریح میکند: شاید بزرگترین میراث یک رهبر، نه مجموعهای از سیاستهای مقطعی، بلکه بر جای گذاشتن یک معیار برای تشخیص راه از بیراهه باشد؛ معیاری که نسلهای آینده بتوانند با آن، سود و زیان هر تصمیم، هر تعامل و هر عقبنشینی را بسنجند. اگر این معیار حفظ شود، بسیاری از اختلاف سلیقهها و تغییر شرایط نیز آسیبی به مسیر کلی وارد نخواهد کرد. البته تاریخ، میدان آرامش دائمی نیست. تا هنگامه تحقق وعده الهی و طلوع دولت کریمه حضرت مهدی(عج)، این امت همچنان با فتنههای نوپدید، جنگهای آشکار و پنهان، آزمونهای سخت و پیچهای سرنوشتساز روبهرو خواهد بود. در چنین افقی، آنچه میتواند کشتی ایران را از تلاطم حوادث به سلامت عبور دهد، بیش از هر چیز، پاسداری از همان میراثی است که «استقلال» نام دارد؛ گوهری که اگر محفوظ بماند، راه آینده نیز گم نخواهد شد.





نظر شما