گاهی یک فقدان، بیش از آنکه انسانها را به گذشته ببرد، آنها را به آینده پرتاب میکند. جامعه در برابر برخی چهرهها فقط نمیپرسد «چه کسی را از دست دادیم؟» بلکه میپرسد «حالا با آنچه از او باقی مانده چه خواهیم کرد؟». در چنین لحظاتی، موضوع اصلی نه مرگ یک فرد، بلکه سرنوشت اندیشهها، روایتها و میراثی است که پس از او در جامعه جریان پیدا میکند.
پس از شهادت رهبر معظم انقلاب، این پرسشها بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است؛ پرسشهایی درباره ماندگاری شخصیتهای تاریخی، نسبت میان رهبری و حافظهجمعی و تأثیر اندیشه بر آینده یک جامعه.
ابراهیم فیاض، جامعهشناس در گفتوگو با ما تلاش میکند از منظری جامعهشناختی به این موضوعات پاسخ دهد.
جایگاه رهبر شهید در حافظه تاریخی امت اسلامی
ابراهیم فیاض، جامعهشناس با بیان اینکه یکی از ویژگیهای برجسته رهبر شهید انقلاب، جمع شدن سه عرصه مبارزه، اندیشه و علم در شخصیت ایشان است، به خبرنگار ما میگوید: رهبر شهید همیشه از ۶۰سال حضور در میدان مبارزه سخن گفتهاند، اما این مسیر فقط به فعالیتهای سیاسی محدود نبوده و بخش مهمی از آن را تلاشهای فکری و علمی تشکیل داده است. برای نمونه، کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» که امروز به عنوان یکی از آثار مهم فکری شناخته میشود، در ابتدا به صورت جزوهای مختصر تدوین شده بود. همین موضوع نشان میدهد بسیاری از ایدههای فکری ایشان در طول زمان گسترش یافته و به اندیشهای جریانساز تبدیل شده است. من از همین زاویه، ایشان را «حکیم تمدنی» مینامم؛ زیرا توانستهاند میان اندیشه و عمل پیوند برقرار کنند. در نگاه ایشان، اندیشه اسلامی صرفاً مجموعهای از مباحث نظری نیست، بلکه چارچوبی برای فهم جامعه و ساختن آینده است. به همین دلیل، با تکیه بر مباحث کلامی و توجه به نسبت دین با مسائل واقعی زندگی، نوعی عقلانیت شکل گرفته که ظرفیت هدایت یک حرکت تمدنی را دارد.
او ادامه میدهد: به نظر من، شخصیتی که بیش از ۶دهه در عرصههای مختلف فکری، فرهنگی، علمی و اجتماعی نقشآفرینی کرده و حجم گستردهای از اندیشه، گفتار و نوشتار را از خود بهجا گذاشته است، جایگاهی تاریخی پیدا میکند. چنین فردی تنها یک چهره سیاسی یا علمی نیست، بلکه به بخشی از حافظه تاریخی یک ملت و حتی یک امت تبدیل میشود. از نگاه من، شهادت رهبر معظم انقلاب نیز این جایگاه را وارد مرحلهای تازه کرده است. نوع رحلت و شهادت ایشان، با ویژگیهای حماسی و قهرمانانهای که داشت، سبب شد شخصیتشان بیش از پیش جنبهای اسطورهای پیدا کند؛ اسطورهای که محدود به ایران نیست و میتواند در گستره جهان اسلام الهامبخش باشد. من ایشان را یکی از بزرگترین قهرمانان اندیشه «امت و امامت» میدانم. کمتر شخصیتی را میتوان یافت که در دوران حیات خود تا این اندازه در حوزههای مختلف، از مباحث کلامی و فقهی گرفته تا مسائل اجتماعی و تمدنی، به صورت مستمر و عمیق فعالیت کرده باشد.
به اعتقاد من، آثار و ایدههای ایشان در سالهای آینده بیش از گذشته مورد توجه قرار خواهد گرفت و بهویژه نظریه «امت و امامت» ظرفیت آن را دارد که در تحولات فکری و اجتماعی جهان اسلام نقشآفرینی کند؛ موضوعی که نیازمند بحث و بررسی مستقل و مفصل است.
چرا فقدان برخی افراد بیش از دیگران احساس میشود؟
این مردمشناس در پاسخ به این پرسش که چرا جامعه از فقدان بعضی افراد احساس خسران بیشتری میکند، عنوان میکند: احساسی از فقدان و زیان که پس از شهادت رهبر شهید انقلاب در جامعه شکل گرفته، صرفاً ناشی از از دست دادن یک شخصیت سیاسی یا مذهبی نیست. هرچه از زمان شهادت ایشان میگذرد، ابعاد بیشتری از شخصیت و اندیشهشان آشکار شده و همین مسئله موجب میشود بسیاری از افراد احساس کنند هنوز آنگونه که باید، ایشان را نشناخته بودند. من معتقدم شهادت، شخصیت ایشان را از جایگاه یک چهره معاصر تاریخی فراتر برده و به یک نماد و اسطوره تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، عظمت فکری و تمدنی یک شخصیت بیش از گذشته دیده میشود و همین موضوع احساس خلأ و خسارت را در جامعه افزایش میدهد. این احساس، در عین حال میتواند به یک انگیزه اجتماعی برای ادامه دادن مسیر و جبران این فقدان تبدیل شود. از نگاه من، شهادت ایشان تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه میتواند منشأ شکلگیری یک جریان اجتماعی و فکری گسترده باشد؛ جریانی که بر پایه همان حکمت و نگاه تمدنی شکل میگیرد که سالها برای آن تلاش کرده بودند.
همانگونه که پس از رحلت امام خمینی(ره)، رهبر شهید بارها بر ادامه دادن راه و آرمانهای ایشان تأکید کردند و در عمل نیز کوشیدند آن مسیر را دنبال کنند، امروز نیز میتوان انتظار داشت اندیشهها، آرمانها و میراث فکری ایشان پس از شهادتشان بیش از گذشته در جامعه گسترش پیدا کند. همانطور که حکمت و اندیشه ایشان در دوران حیات اثرگذار بود، خون و شهادتشان نیز میتواند به عاملی برای تداوم و گسترش آن مسیر در جامعه تبدیل شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران اضافه میکند: روزی که خبر شهادت ایشان را شنیدم، نخستین حسی که به سراغم آمد این بود که در قبال ایشان احساس شرمندگی نمیکنم. با خودم فکر کردم تا آخر مسیر، وفادار ماندم و از راهی که به آن باور داشتم فاصله نگرفتم. این احساس وفاداری، با وجود تلخی خبر، برای من آرامشبخش بود. در مقابل، بسیاری از کسانی که به هر دلیل در سالهای گذشته دچار تردید، فاصله یا خطا شده بودند، با شنیدن خبر شهادت ایشان دچار یک بحران درونی شدند. احساس فقدان و زیان در میان آنها بسیار پررنگ بود و همین مسئله را میشد در واکنشها، ابراز احساسات و اشکهایی که در سوگ ایشان ریخته شد، مشاهده کرد. به نظر من، این واکنشها نشان میدهد گاهی عظمت یک شخصیت تاریخی پس از فقدان او بیشتر آشکار میشود؛ زمانی که دیگر امکان جبران، دیدار یا همراهی وجود ندارد و انسان بیش از گذشته به تأثیر و جایگاه آن فرد در زندگی و جامعه پی میبرد.
اخلاص؛ رمز ماندگاری یک شخصیت تاریخی
فیاض به یکی از برجستهترین ویژگیهای شخصیتی ایشان که اخلاص بود اشاره میکند و میافزاید: این اخلاص تا جایی بود که تقریباً همه کسانی که از نزدیک با ایشان آشنایی داشتند، این ویژگی را در وجودشان مشاهده میکردند. آنچه این اخلاص را متمایز میکرد، فقط عمل خالصانه نبود، بلکه حساسیت ویژهای بود که نسبت به حفظ و پنهان ماندن آن داشتند. گویی حتی مراقبت از اخلاص خود را نیز در سکوت و کتمان دنبال میکردند. شخصیتهایی با این ویژگیها، پس از عبور از دوران معاصر، وارد عرصه تاریخ میشوند. در این مرحله، دیگر صرفاً یک فرد یا یک مسئول نیستند، بلکه به یک پدیده اجتماعی و تاریخی تبدیل میشوند. هرچه زمان میگذرد، ابعاد بیشتری از شخصیت و آثار آنها آشکار میشود و بهتدریج جایگاهی نمادین و اسطورهای پیدا میکنند. از این منظر، تأثیر چنین افرادی به زمان حیاتشان محدود نمیماند. آنها پس از خود نیز در شکلدهی به جریانهای فکری، اجتماعی و تاریخی نقشآفرین هستند و میراث فکری و عملیشان میتواند بر نسلهای آینده اثر بگذارد.
این پژوهشگر ایرانی معتقد است: شخصیتهای تاریخی از این دست، پس از فقدانشان وارد مرحلهای تازه از تأثیرگذاری میشوند؛ مرحلهای که میتوان آن را ماندگاری رسانهای و تاریخی نامید. در این وضعیت، دیگر خودِ شخصیت حضور ندارد که سخن بگوید یا مواضعش را تبیین کند، بلکه این مخاطبان، پژوهشگران، اندیشمندان و علاقهمندان هستند که به بازخوانی و تفسیر اندیشهها، سخنان و میراث فکری او میپردازند.
به نظر میرسد این روند درباره رهبر شهید نیز آغاز شده است. اکنون بسیاری در حال بررسی این هستند که ایشان در طول دههها فعالیت فکری و اجتماعی چه گفتهاند و چگونه باید منظومه فکری ایشان را فهمید. طبیعی است شخصیتی که بیش از ۶۰ سال در عرصههای مختلف فعالیت کرده و مجموعه گستردهای از ایدهها، آثار و مواضع را بر جای گذاشته، بهتدریج موضوع بحثهای علمی، رسانهای و فکری قرار گیرد. این فرایند به مرور زمان، اقتضائات رسانهای و اجتماعی خاص خود را ایجاد و اندیشههای ایشان را به موضوعی برای گفتوگو، پژوهش و نقد و بررسی در دانشگاهها، حوزههای علمیه و محافل فکری تبدیل خواهد کرد. درواقع، تأثیر یک شخصیت تاریخی تنها به دوران حیاتش محدود نمیشود و گاه پس از فقدان، ابعاد تازهای از اندیشه و نقش او آشکار میشود. البته از منظر دینی، این مسئله فقط به آثار و میراث مادی محدود نیست. باور ما این است که شهیدان زندهاند و حیات آنها با پایان زندگی دنیوی خاتمه نمییابد. براساس این نگاه، روح انسانهای بزرگ و الهی همچنان منشأ اثر است و ارتباط آنان با عالم هستی در سطحی فراتر از حیات مادی ادامه پیدا میکند.
از تشییع تا گسترش یک جریان فکری
فیاض خاطرنشان میکند: میان شهادت یک شخصیت تمدنساز و فکری با شهادتی که صرفاً در میدان نبرد رخ میدهد، تفاوتهایی وجود دارد. در سنت اسلامی، مفهوم شهادت تنها به کشته شدن در راه خدا محدود نمیشود، بلکه با مقام «شاهد بودن» نیز پیوند خورده است؛ مقامی که در آن، انسان به مرتبهای از معرفت و حضور میرسد که گواه و ناظر بر حقیقت میشود. از همین منظر، برخی از اولیای الهی، عارفان و امامان علاوه بر آنکه شهید شدهاند، دارای مقام شهادت و شاهد بودن نیز هستند. قرآن کریم نیز در آیاتی به مسئله شاهد بودن امت و جایگاه شاهدان الهی اشاره میکند؛ مفهومی که در اندیشه اسلامی و عرفانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. به نظر من، درباره چنین شخصیتهایی نمیتوان تنها از یک واقعه تاریخی یا سیاسی سخن گفت. آنان در دوران حیات خود با اندیشه، تربیت، هدایت و اثرگذاری اجتماعی نقشآفرین هستند و پس از شهادت نیز آثار و نفوذشان ادامه پیدا میکند. به همین دلیل است که در نگاه دینی، شهادت پایان حیات نیست، بلکه ورود به مرحلهای دیگر از زندگی و تأثیرگذاری محسوب میشود.
این معنا در آیه شریفه «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ آیهای که بر زنده بودن شهیدان نزد پروردگار دلالت دارد. از این منظر، شهیدان صرفاً متعلق به گذشته نیستند، بلکه حضور و اثر آنها در حیات معنوی جامعه استمرار دارد و میتوانند الهامبخش نسلهای بعدی باشند.
به گفته او، یکی از ویژگیهای برجسته رهبر شهید، پیوندی بود که میان مباحث کلامی، فقهی و حکمی برقرار کردند. حاصل این تلاش، شکلگیری نوعی «حکمت تمدنی» بود که تنها در سطح نظری باقی نماند و ظرفیت اثرگذاری اجتماعی را پیدا کرد. فیاض تصریح میکند: به نظر میرسد پس از تشییع ایشان، این اندیشهها بیش از گذشته وارد عرصه عمومی خواهد شد و ابعاد اجتماعی و رسانهای آن، خود را نشان خواهد داد. اینکه این جریان تا چه اندازه بتواند در فضای رسانه، دانشگاه، حوزه و محافل فکری گسترش پیدا کند، موضوعی است که در سالهای آینده بیشتر قابل بررسی خواهد بود. من معتقدم وظیفه ما در برابر چنین شخصیتهایی، پیش از هر چیز شناخت دقیق آنها و مواجهه صادقانه با میراث فکریشان است. اگر این شناخت با اخلاص همراه باشد، آثار و اندیشههای آنان نیز بیش از پیش در زندگی فردی و اجتماعی ما آشکار خواهد شد. از این منظر، ماندگاری شخصیتهای بزرگ تنها به حضور فیزیکی آنها وابسته نیست؛ بلکه اندیشه، منش و راهی که از خود بهجا میگذارند، میتواند در نسلهای بعدی تداوم پیدا کند و الهامبخش حرکتهای فکری و اجتماعی باشد.





نظر شما