چرا ترامپ به تفاهمی که بین خودش و دکتر پزشکیان امضا شده بود و اتفاقاً به عنوان یک تفاهم خوب معرفی کرده بود پایبند نماند و دیروز رسماً آن را ملغی اعلام کرد؟ پاسخ خیلی کوتاه و پیچیده است: برساختی که ترامپ و دیگر رهبران آمریکا از ایران و رهبری آن ایجاد کرده بودند و برپایه آن حمله به کشورمان توجیه پیدا میکرد درنتیجه صحنههای ایجاد شده در تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب فروپاشیده است. در چنین برههای او تصمیم گرفته فضا را به نحوی جلو ببرد که شرایطی جدید و دستاوردی نوین برای آمریکا بسازد.
تصویری که ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود با کمک جریان عظیم رسانهای و نهادهای رسمی جهان از ایران و رهبری آن ساخته بود را میتوان ادامه روایت اسلاف او دانست و در مواضع او پیگیری کرد. مواضعی که روز گذشته تازهترین آنها رسانهای شد و شامل اظهارات توهینآمیز و تخریبکننده او علیه رهبران و مردم ایران بود. ترامپ در حاشیه نشست ناتو و نیز در گفتوگوهای پیشین خود، تلاش کرده تصویری دوگانه و کاملاً متناقض از ایران ارائه دهد: از یک سو، چهرهای اهریمنی از رهبری عالی کشور ترسیم و از سوی دیگر، خود را حامی مردم ایران معرفی کند. این دوگانگی، که ریشه در استراتژی روانی و رسانهای او داشت، برای توجیه اقدامات خصمانهاش طراحی شده بود.
ترامپ در طول یک سال و نیم گذشته در مواجهه با رهبری ایران و به ویژه رهبری شهید، از هیچ لفظ تحقیرآمیزی فروگذار نکرده است. او بارها رهبری را با واژگانی چون «دروغگو»، «شیاد»، «آدمهای شرور و بیمار» و حتی «فضولات و اراذل» خطاب کرده است. این الفاظ که در نشست خبری ۸ جولای به کار رفت، بخشی از یک روایت منسجم است که ترامپ از ماهها پیش و رهبران ایالات متحده از بعد از جرج بوش، روی آن سوار بودهاند. پیش از این، در ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، او در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، رهبری ایران را «قلدر خاورمیانه» خوانده بود و با مدعی شدن حذف این قلدر، تلاش کرده بود این را یک دستاورد نظامی مفید برای همه منطقه به نمایش بگذارد.
اما فراتر از این الفاظ رایج، ترامپ در سخنرانی آنکارا، رهبری و ملت ایران را به یک «سرطان» تشبیه کرد که باید «ریشهکن» شود. این تشبیه که بار سنگین خشونت و نسلکشی را با خود حمل میکند، نشان میدهد او نه تنها به دنبال یک تغییر سیاسی، بلکه به دنبال حذف فیزیکی و کامل هرگونه ساختار قدرت در ایران است. او با تأکید بر اینکه «شما باید سرطان را زود قطع کنید» تلاش میکند رهبران ایران را فاقد هرگونه مشروعیت و عقلانیت معرفی کند و این تلاش خود را با این ادعا همراه میکند که «یک جورهایی مشکل دارند. آنها دیوانه هستند» و اگر لایق بودند، ۴۷ سال پیش به توافق میرسیدند.
تلاش برای مشروعیتزدایی از رهبری ایران و معرفی نظام حاکم بر ایران بهعنوان شرورترین نظام منطقه البته مختص دوره ترامپ نیست. اسلاف او از شخص جرج بوش – کسی که ایران را محور شرارت نامید - به بعد همواره این رویکرد را داشتهاند و تلاش میکردهاند برساختی که از ایران در جهان معرفی میکنند نظامی همراه با دیکتاتوری و قلدری باشد.
در نقطهای کاملاً متضاد سران ایالات متحده و به ویژه ترامپ گزاره دومی باعنوان «مردم ایران» را هم در ادبیات رسانهای جا انداختهاند و این گزارش عبارت است از همه مردم ایران که بهزعم آنها از رهبران خود متنفرند و در جستوجوی آزادی هستند. ترامپ بارها مدعی شده به معترضان ایرانی وعده داده «کمک در راه است» و از آنان خواسته تا پس از پایان کار آمریکا، «دولت خود را تحویل بگیرند».
این ابزار تاکتیکی که هدف اصلی آن مشروعیتزدایی از نظام حاکم و رهبری ایران و القای این ایده است که میان ملت و دولت ایران، شکاف عمیقی وجود دارد، بهعنوان بزرگترین و معتبرترین علت حمله آمریکا به ایران در رسانهها مطرح شده است؛ «ترامپ آمده است تا با تغییر نظام دیکتاتور و خونریز حاکم بر ایران و حذف رهبران منفور این کشور، ایران را به مردمش برگرداند!»
دامنه این دروغ تکنیکی ترامپ تا آنجا بود که بهنظر میرسد حتی خودش هم آن را باور کرده و انتظار داشت پس از حذف رهبری شهید ایران، مردم به خیابانها بریزند و از اقدام او استقبال کنند، اما صحنههای همراهی بیسابقه مردم، بهویژه در عراق و ایران، این روایت را کاملاً در هم شکست. مراسمهای باشکوه وداع و بدرقه و تشییع رهبر شهید انقلاب، وحدت ملی و محبوبیت رهبری را به رخ جهانیان کشید و نشان داد تصویر ارائه شده توسط سران ایالات متحده نه درباره مردم ایران درست بوده و نه درباره رهبری ایران؛ حالا همه میدانند رهبری شهید ایران «پدری محبوب» بوده است نه «قلدری منفور».
در مواجهه با این فروپاشی روایی، ترامپ ناچار شده به زبان خشنتر و لحن تخریبکنندهتری روی آورد تا شاید بتواند بار دیگر تصویر از دست رفته «پیروز» را برای خود بازسازی کند. اعلام پایان آتشبس، در چنین شرایطی، نه یک تصمیم مبتنی بر محاسبات نظامی، که یک واکنش عصبی برای انتقامگیری از این شکست بزرگ رسانهای و روانی است. به عبارت دیگر، ترامپ که نتوانسته با ادعای حذف قلدر منطقه به هدف خود یعنی تغییر معادلات منطقه دست یابد، تصمیم گرفته با جنگیدن علیه ملتی که در یک هفته گذشته بهدنیا نشان داده رهبری انقلاب را از والدین و فرزندان خود بیشتر دوست دارد، عقدههای خود را خالی کند.
دیدن صحنههای رقمخورده در تشییع رهبر شهید انقلاب به ویژه در میان ملت عراق - که هیچ قید و بند سیاسی از سوی ایران بر آنها حاکم نیست و بهزعم ترامپ در زندان جمهوری اسلامی هم نیستند – همه آنچه سران ایالات متحده در ۲۵سال گذشته رشتهاند، پنبه کرد. حتی پیکر بیجان سیدعلی خامنهای هم با مشت گره کرده، آخرین ضربات را به هیمنه دنیایی ایالات متحده میزند و رؤسای این کشور را دچار حملههای عصبی میکند، غافل از آنکه فراتر از دیپلماسی به بنبست رسیده رسمی، خون آیتالله العظمی خامنهای شهید، تازه مبارزه تاریخی خود علیه آمریکا را شروع کرده است.




نظر شما