بازخوانی پاسخ هوشمندانه زینالعابدین(ع) به طعنههای سیاسی پس از واقعه کربلا، دریچهای نو به فلسفه جاویدان عاشورا میگشاید.
وقتی تاریخ به احترام «توحید» میایستد
در فضای غبارآلود پس از اسارت، زمانی که پیروزی ظاهری یزیدیان با بوق و کرنای تبلیغاتی در بوقهای اموی دمیده میشد، پرسشی کنایهآمیز از امام سجاد(ع) پرسیده شد: «در این نبرد، چه کسی پیروز شد؟»
امام در پاسخی کوتاه اما راهبردی، شاخصی برای تمام اعصار ارائه کردند: «إِذَا دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ فَأذِّنْ وَأَقِمْ، تَعْرِفُ الغَالِبَ» یعنی هرگاه وقت نماز فرارسید، اذان و اقامه بگو تا بدانی پیروز واقعی کیست.
این عبارت، تنها یک پاسخ مذهبی نبود؛ بلکه تغییر جهت قطبنمای حقیقت بود. امام(ع) به جای اشاره به سرنوشتِ شمشیرها، به سرنوشتِ «کلمه» اشاره کردند. پیروزی یعنی برافراشته ماندن بیرق توحید و طنینانداز شدن نام پیامبر(ص) بر مأذنهها؛ هدفی که امویان برای دفن کردن آن شمشیر کشیده بودند.
شکستِ استراتژیک در لباسِ قدرت
این پاسخ نشان میدهد که عاشورا نزاع بر سر حکومت نبود، بلکه رویارویی دو مکتب بود: مکتب توحید در برابر مکتب جاهلیت. بر اساس نظریه امام سجاد(ع)، بنیامیه دچار یک اشتباه محاسباتی بزرگ شد. آنها تصور میکردند با حذف فیزیکی حسین بن علی(ع)، پرونده معارضین حکومت را میبندند؛ اما حقیقت آن بود که عاشورا، نبردِ «دو مکتب» بود، نه جنگِ «دو قبیله».
بر پایه این نگاه، بنیامیه در ظاهر به قدرت رسیدند، اما در باطن تاریخ بازنده میدان بودند؛ زیرا آنچه از کربلا ماند، نه سلطه سیاسی آنان، بلکه نام و راه امام حسین(ع) و اهلبیت(ع) بود. از همینرو، پیروزی عاشورا را باید در غلبه مکتب اهلبیت(ع) بر دستگاه تبلیغاتی و سیاسی امویان جستوجو کرد.در حقیقت پیروز واقعی مکتبی است که میراث معنویاش در تاریخ جاری بماند. در حالی که تخت و تاجهای اموی زیر غبار تیره تاریخ پوسیدند، مکتب عاشورا به جریانی هویتساز تبدیل شد که مرزهای زمان و مکان را درنوردید.
زنجیره پیروزی: از شام تا همیشه
از همان عصر عاشورا، نشانههای این پیروزی معنوی آشکار شد؛ از شعارهای خونخواهی در صحنه کربلا گرفته تا اعتراض مردم کوفه، خطبههای افشاگرانه حضرت زینب(س) و امام سجّاد(ع) در کوفه و شام، و سپس شکلگیری قیامهایی که با نام امام حسین(ع) شناخته شدند. در حقیت نشانههای پیروزی مورد نظر امام سجاد(ع) بلافاصله پس از واقعه کربلا در جبهه فرهنگی و اجتماعی ظاهر شد:
دیپلماسی افشاگری: خطبههای آتشین امام(ع) و حضرت زینب(س) در کاخهای دمشق و کوفه، پیروزی نظامی دشمن را به شکستی اخلاقی و رسانهای تبدیل کرد.
تغییر تودهها: نخستین جرقههای اعتراض در کوفه و شام، نشان داد که وجدان عمومی جامعه بیدار شده است.
استمرار حق: قیامهای پس از عاشورا با شعار «یا لثارات الحسین»، گواه آن بود که خونِ مقتول، برندهتر از شمشیر قاتل ظاهر شده است.
نشانههای پیروزی در امتداد تاریخ
در این روایت، عاشورا تنها یک نبرد تاریخی نیست، بلکه صحنهای است که در آن حق، با وجود مظلومیت ظاهری، بر باطل غلبه کرد. به این ترتیب، امام سجّاد(ع) پیروز واقعی کربلا را نه سپاه ابنزیاد و یزید، بلکه امام حسین(ع) و مکتب اهلبیت(ع) دانستند؛ مکتبی که با گذر قرنها، زندهتر و فراگیرتر شده است.
در پایان باید گفت بازخوانی اندیشه امام سجاد(ع) به ما میآموزد که در تحلیل پدیدارشناسی عاشورا، نباید در بندِ آمارِ کشتهها و فاتحانِ مقطعی ماند. از نگاه حضرت، پیروز کربلا کسی است که آرمانش (نماز، توحید و کرامت انسانی) را از گزند تحریف نجات داد. امروز، با گذشت قرنها، وقتی صدای اذان برمیخیزد و نام حسین(ع) لرزه بر اندام ستمگران میاندازد، میتوان به وضوح دید که پیشبینیِ معمارِ معنویتِ عاشورا محقق شده است: حسین(ع) پیروز شد، چون مکتبش زنده ماند.





نظر شما