پست اینستاگرامی امیر قلعهنویی پس از حذف تیم ملی ایران از جام جهانی، بیش از آنکه نشانهای از پذیرش مسئولیت داشته باشد، به متنی برای توجیه ناکامی و تبرئه کادر فنی شباهت داشت.
سرمربی تیم ملی در بخشی از پیام خود نوشت: «کاش قدرتی داشتم که بعد از گل شجاع، زمان را همانجا متوقف کنم… کاش میتوانستم چند سانتیمتر آفساید را پاک کنم… کاش توپهایی که به تیر خوردند گل میشدند… کاش این جام جهانی، یک صعود به مردم ایران بدهکار نمیشد.»
همین جمله آخر، بیش از سایر بخشهای پیام قلعهنویی محل بحث است. در این روایت، سهم تصمیمهای فنی، انتخاب بازیکنان و مدیریت مسابقات کمتر دیده میشود و در مقابل، آفساید، تیر دروازه و بدشانسی در مرکز توجه قرار میگیرند؛ گویی عامل اصلی حذف ایران، اتفاقاتی خارج از کنترل تیم ملی بوده است.
اما اگر قرار باشد هر ناکامی به چند سانتیمتر آفساید، برخورد توپ به تیر دروازه یا بدشانسی نسبت داده شود، این پرسش مطرح میشود که نقش کادر فنی در چنین لحظاتی چیست؟ یکی از مهمترین وظایف مربی در فوتبال حرفهای، کاهش وابستگی تیم به اتفاقات و افزایش سهم برنامهریزی و تصمیمگیری درست است.
متن منتشرشده از سوی قلعهنویی نه یک عذرخواهی صریح بود و نه پذیرش روشن اشتباهات احتمالی. سرمربی تیم ملی بیشتر از حسرتهایی سخن گفت که میتوانستند سرنوشت ایران را تغییر دهند، اما کمتر به این موضوع پرداخت که چه تصمیمهایی ممکن بود مسیر تیم ملی را متفاوت کند.
واقعیت این است که جام جهانی به هیچ تیمی صعود بدهکار نیست. تیمها باید در زمین مسابقه شایستگی خود را برای حضور در مراحل بعدی ثابت کنند. بدشانسی و اتفاقات بخشی جداییناپذیر از فوتبال هستند، اما نمیتوان همه مسئولیت یک حذف را به آنها سپرد.
در نهایت، آنچه در تاریخ مسابقات باقی میماند نتیجه است. تیم ملی ایران از جام جهانی کنار رفت و حالا بیش از حسرت آفسایدها و توپهای به تیر خورده، انتظار میرود دلایل این ناکامی بهصورت فنی و شفاف بررسی شود؛ بررسیای که مسئولیت کادر فنی نیز باید بخشی از آن باشد.



نظر شما