مرزها، برای بسیاری از مردم تنها خطی روی نقشه هستند، اما برای مرزنشینان، مرز، بخشی از زندگی روزمره، هویت، معیشت و آینده است. جایی که فرصتها و چالشها در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند و هر تصمیمی که درباره آن گرفته میشود، مستقیماً بر زندگی هزاران خانواده تأثیر میگذارد.
سالهاست از ظرفیتهای گسترده مناطق مرزی بهویژه در شرق کشور، سخن گفته میشود؛ ظرفیتهایی که میتوانند زمینهساز رونق اقتصادی، اشتغال، سرمایهگذاری و توسعه باشند. با این حال، هنوز بسیاری از ساکنان این مناطق با مشکلاتی روبهرو هستند که موجب شده فاصله میان ظرفیتهای موجود و واقعیت زندگی مردم همچنان محسوس باشد.
این پرسش مطرح است که برای بهرهگیری از این فرصتها چه باید کرد و چگونه میتوان میان توسعه، امنیت و رفاه مرزنشینان توازن برقرار کرد. در گفتوگو با دکتر علی بصیرینیا، استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان و یکی از پژوهشگران حوزه مرز و توسعه منطقهای از زاویهای متفاوت به این موضوع پرداخته شده و وی درباره فرصتها، چالشها و آینده مناطق مرزی دیدگاههای خود را بیان کرده است.
مهمترین چالشهای امروز مرزنشینان چیست؟
از گذشته تاکنون، چالشهای مرزی همواره از مهمترین مسائل کشور بوده و عمدتاً در دو حوزه قومیتی و مذهبی متمرکز بودند و تا یکی دو دهه گذشته، از مهمترین مسائل پیش و پس از انقلاب به شمار میرفتند.
البته در سالهای اخیر، چالشهای قومیتی تا حد زیادی کمرنگتر شده و در مقابل، چالشهای امنیتی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. این تهدیدها ناشی از فعالیت دشمنان، معاندان و مخالفان نظام است که با سرمایهگذاری در کشورهایی مانند پاکستان و افغانستان و گروههای افراط گرا، به دنبال ایجاد ناامنی هستند.
اکنون باید به سمت چالشهای امنیتی و سیاسی حرکت کرد؛ بررسیها و مطالعات علمی نشان میدهد به دلیل شرایط موجود در کشورهای افغانستان و پاکستان و همچنین طولانی بودن مرزهای مشترک، این منطقه به بستری برای فعالیت دشمنان و مخالفان نظام تبدیل شده است.
در بعضی مناطق مرزی، شرایطی وجود دارد که برخی افراد در هر دو سوی مرز دارای شناسنامه هستند که بعضاً به نظر میرسد هدفگذاری شده است.
از سوی دیگر، مشکلات اقتصادی و معیشتی نیز در این زمینه نقش مؤثری دارد. استان از نرخ بالای جمعیت جوان، بیکاری و کمبود فرصتهای شغلی رنج میبرد و بسیاری از جوانان از اشتغال پایدار برخوردار نیستند. این شرایط سبب میشود برخی افراد، عمدتاً به دلیل مشکلات معیشتی و تأمین درآمد، در معرض جذب از سوی گروههای فعال در آن سوی مرز قرار گیرند.
در مجموع، نرخ بالای جمعیت جوان، بیکاری گسترده و سطح پایین سواد، از مهمترین عوامل مؤثر بر افزایش آسیبهای امنیتی و شکلگیری برخی گرایشها در استان به شمار میروند.
به نظر شما چه اصلاحاتی در سیاستهای مرزی و اقتصادی در مرزهای شرقی باید در دستور کار قرار گیرد؟
بررسیهای علمی و پژوهشی نشان میدهد یکی از مهمترین موانع توسعه اقتصادی منطقه، محدودیتهایی است که در حوزه تجارت وجود دارد. به گفته یکی از تاجران بومی استان، بسیاری از این محدودیتها از سوی دولت اعمال میشود و در صورت کاهش یا حذف آنها، ظرفیتهای قابل توجهی برای رونق تجارت و بهرهگیری از بازارهای مشترک مرزی ایجاد خواهد شد.
به گفته این فعال اقتصادی، با رفع این محدودیتها، امکان واردات بسیاری از کالاهای اساسی با قیمت مناسب وجود دارد و این موضوع میتواند به کاهش قیمت برخی اقلام در بازار داخلی و کاهش فشار اقتصادی بر مردم کمک کند. به اعتقاد او، سیاستهای انقباضی انبساطی اقتصادی دولت مانع تحقق این امر شده در حالی که این ظرفیت موجود و امکانپذیر است، اما محدودیتهای موجود و مقررات فعلی مانع فعالیت مؤثر تاجران در این حوزه شده است.
به اعتقاد من یک برنامه مدون و در راستای منافع مردم وجود ندارد. مرزهای استان از ظرفیت بالایی برای توسعه تجارت برخوردارند، اما سیاستهای موجود امکان استفاده مطلوب از این ظرفیتها را محدود کرده است.
بر اساس این دیدگاه، در صورت بازنگری در این سیاستها، امکان واردات برخی کالاهای مورد نیاز با قیمت مناسبتر وجود خواهد داشت؛ موضوعی که میتواند به کاهش قیمت کالاها در بازار داخلی و افزایش رفاه مردم کمک کند.
یافتههای پژوهشی نیز تا حد زیادی این دیدگاه را تأیید میکند. بر اساس نتایج تحقیقات میدانی، از جمله پرسشنامهها و گفتوگوهای انجام شده با ساکنان منطقه، دانشجویان و فعالان محلی از هر دو جامعه سیستانی و بلوچ، بسیاری از پاسخدهندگان بر وجود این ظرفیتهای اقتصادی و تأثیر محدودیتهای موجود بر توسعه تجارت مرزی تأکید داشتهاند.
در یکی از پژوهشها، موضوع پارادیپلماسی، جایگاه منطقه و نقش استان در تعاملات منطقهای مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این مطالعه که به درخواست یکی از دستگاههای اجرایی انجام شد، نشان داد استان از ظرفیت قابل توجهی برای ایفای نقش در حوزه پارادیپلماسی برخوردار است.
بر اساس جمعبندی این پژوهش، مسئولان استان میتوانند در حوزههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ـ فرهنگی تعاملات مؤثری با کشورهای همسایه و منطقه برقرار کنند. همچنین با توجه به شرایط اقتصادی کشور؛ ظرفیتهای مرزی و موقعیت راهبردی استان سیستان و بلوچستان میتواند نقش مهمی در توسعه روابط اقتصادی و کاهش بخشی از محدودیتهای موجود ایفا کند. این استان از ظرفیتهای بکر و قابل توجهی برخوردار است که در صورت برنامهریزی و بهرهبرداری مناسب، میتواند به فرصتی برای توسعه منطقه و کشور تبدیل شود.
نسل جدید و جوانان مرزنشین استان چه نگاهی به مرز دارند؟ و مهاجرت آنها چه پیامدهای منفی به همراه خواهد داشت؟
جوانان استان از ظرفیتها، استعدادها و توانمندیهای قابل توجهی برخوردارند و نگاه بسیاری از آنان به آینده همچنان امیدوارانه است. با این حال، تداوم این امیدواری تا حد زیادی به عملکرد مسئولان و همچنین نقش نظام آموزشی در توجه به نیازها و استعدادهای نسل جوان بستگی دارد. انتظار جوانان این است که مسئولان استانی و کشوری با برنامهریزی مناسب، زمینه بهرهگیری از توانمندیها و ظرفیتهای آنان را فراهم کنند.
در مقابل، افزایش مهاجرت از استان نهتنها به زیان منطقه، بلکه به ضرر کشور خواهد بود. با توجه به موقعیت راهبردی و حساس مرزهای استان سیستان و بلوچستان، کاهش جمعیت ساکن در نوار مرزی میتواند پیامدهای امنیتی قابل توجهی داشته باشد.
بر اساس این دیدگاه، مرزهای مشترک با افغانستان و پاکستان از اهمیت ویژهای برخوردارند و حفظ جمعیت در مناطق مرزی، یکی از مؤلفههای مهم تأمین امنیت این نواحی به شمار میرود. در صورت خالی شدن روستاها و مناطق مرزی از سکنه، حفظ و حراست از این مرزهای گسترده نیازمند صرف هزینه و استقرار نیروهای بیشتری خواهد بود؛ موضوعی که از منظر امنیتی، به نفع منطقه و کشور ارزیابی نمیشود.
مرز استان سیستان از همه مرزهای کشور حساستر، کلیدیتر و بسیار اساسیتر است. اگر این موضوع را محکم نگیریم، از همین جا ضربه خواهیم خورد نه از جای دیگر. از ساحل بوشهر و بندرعباس ضربه نخواهیم خورد.
ما در هشت سال جنگ تحمیلی آن گونه که از این مرز ممکن است آسیب ببینیم، ضربه نخوردیم. اگر واقعاً این موضوع را جدی نگیریم، بدون تردید در آینده ضربه مهلکتری خواهیم خورد. به نظر من، این سیل مهاجرت را باید رصد کنیم. من آمار دقیقی ندارم، اما اگر این مهاجرت افزایش پیدا کند که اکنون متأسفانه در سیستان این روند شکل گرفته، قطعاً باید به فکر این باشیم که چندین لشکر را برای حفظ و حراست از مرز مستقر کنیم و هزینههای زیادی بپردازیم.
پژوهشهای علمی و رصدهای میدانی ما نیز همین موضوع را نشان میدهد. اگر این مسئله را جدی نگیریم، بدون شک آسیب خواهیم دید. همان طور که در هشت سال جنگ تحمیلی ضربه نخوردیم و امیدواریم در شرایط کنونی نیز آسیبی نبینیم، اما اگر این موضوع را جدی نگیریم و سیاستهای اقتصادی و سیاستهای انقباضی و انبساطی اصلاح نشود و محدودیتهایی که به آن اشاره شد برطرف نشود، متأسفانه روند مهاجرت ادامه پیدا خواهد کرد.
چرا توسعه مناطق مرزی و تأمین امکانات رفاهی مرزنشینان در اولویت سیاستهای دولتمردان نیست؟
ما الگوهای متفاوتی در دنیا داریم. باید الگوهای مدیریتی اوایل انقلاب و دوران جنگ تحمیلی را در نظر بگیریم و پیاده کنیم، بسیاری از مدیران آن دوره دلسوز مردم بودند و منافع ملت را بر منافع شخصی، قومی و همتیمی خود ترجیح میدادند. برای آنها خدمت صادقانه به مردم در اولویت بود.
به نظر من، برخی از مدیران، مدیر واقعی نیستند. اگر مدیران اقتصادی، سیاسی و امنیتی هر کدام بر اساس توانایی، کارآمدی و شایستگی خود در جایگاهشان قرار بگیرند به طور حتم دچار خطای کمتری خواهیم شد و توسعه شتاب خواهد گرفت.
واقعاً با این چرخه بزرگ مالی، این پهنه گسترده سرزمینی و فرصتهای مرزی که پیرامون کشور وجود دارد، نباید تحریمها تا این اندازه برای ما سخت باشد. همان طور که رهبر شهید نیز اشاره کردند، نباید همه مسائل را به تحریم گره بزنیم. واقعاً میشود حتی در همین شرایط نیز بهترین زندگی را برای مردم فراهم کرد.
برای نمونه، روسیه سالهاست با تحریمهای گسترده مواجه است و کشورهای دیگری نیز چنین شرایطی را تجربه کردهاند. همچنین چین از همان ابتدا با تکیه بر ظرفیتهای داخلی خود، مسیر توسعه را دنبال کرده و خود را وابسته به شرق و غرب نکرده است.
به نظر من، مشکل اصلی این است که برخی مدیران توانایی لازم برای اداره امور را ندارند. افرادی که در جایگاههایی مانند فرماندار، استاندار یا وزیر قرار میگیرند باید دید چه سابقه و کارنامهای در مدیریت و اجرا داشتهاند. بخش عمده مشکلات ما به مدیریت بازمیگردد. مدیران ما قریب به اتفاق افراد سالمی هستند اما مهم این است که در کنار این سلامت، کارآمد هم باشند یعنی توانایی و مهارت لازم برای مدیریت را داشته باشند.
ورود فناوری جدید چه تغییراتی در سبک زندگی قدیم و جدید به وجود آورده است؟
خیلی از این موضوعات امروز پیشرفت کرده است. البته استان ما استانی است که نرخ بیسوادی در آن بالاست و به همین دلیل، فناوری در این حوزه میتواند نقش مؤثری داشته باشد. بنابراین ضروری است آموزشهای لازم ارائه شود؛ چه به افرادی که متولی این حوزه هستند و چه به کسانی که میخواهند در این زمینه فعالیت کنند، شغل ایجاد کنند یا خود صاحب شغل باشند.
امروز فناوری به شکل مدرن و حتی فوقمدرن توسعه پیدا کرده و به نظر میرسد باید آن را آموزش دهیم. هم خودمان آموزش ببینیم و هم آن را به نسل آینده و افرادی که قصد فعالیت در این حوزه را دارند، منتقل کنیم، باید از این ظرفیت استفاده کرد.
این موضوع محدودیت ایجاد نمیکند، به شرط آنکه خودِ فناوری محدود نشود. اگر زمینه آشنایی، آگاهی و یادگیری آن برای همه فراهم و سپس بهصورت عملی در جامعه به کار گرفته شود، میتواند آثار مثبتی داشته باشد.




نظر شما