پس از ماهها آموزش غیرحضوری و ایجاد فاصله در یادگیری برخی دانشآموزان، آموزش و پرورش با اجرای طرحهای جبرانی از مردادماه تلاش دارد این عقب ماندگی را کاهش دهد؛ طرحی که حالا این پرسش را مطرح کرده است که آیا چند هفته آموزش تکمیلی میتواند شکاف ایجاد شده را جبران کند؟
کلاسهای مجازی در سالهای اخیر و در شرایط مختلف، از همه گیری کرونا تا بحران های پیش بینی نشده، به یکی از ابزارهای ادامه آموزش تبدیل شدند؛ اما تجربه نشان داد که هیچ فناوری و شیوه ای، به طور کامل نمیتواند جای ارتباط مستقیم میان معلم و دانشآموز را بگیرد؛ حالا پس از عبور از شرایط اضطراری، یکی از مهم ترین دغدغههای نظام آموزشی، جبران فاصله ای است که میان سطح واقعی یادگیری برخی دانشآموزان و انتظارات برنامه درسی ایجاد شده است.
وزیر آموزش و پرورش اخیراً با اشاره به پیامدهای آموزش مجازی اعلام کرده که طرح های جبران افت یادگیری برای دانش آموزان دوره ابتدایی و متوسطه از مردادماه در سراسر کشور اجرا خواهد شد. به گفته وی، طرح «حامی» برای دانشآموزان ابتدایی و برنامه «جبران و تقویت یادگیری» برای دانشآموزان متوسطه، با هدف حمایت از دانشآموزانی که نیازمند آموزش بیشتر هستند، طراحی شده است.
این تصمیم در شرایطی گرفته شده که کارشناسان آموزشی معتقدند افت یادگیری، یکی از پیامدهای پنهان آموزش غیرحضوری است؛ آسیبی که شاید همیشه در کارنامه دانشآموزان قابل مشاهده نباشد، اما در مهارت های پایه و توانایی ادامه مسیر تحصیلی خود را نشان میدهد.
افت یادگیری؛ فراتر از نمرههای پایین
وقتی از افت یادگیری صحبت میشود، بسیاری تصور میکنند منظور فقط کاهش نمرات امتحانی است؛ در حالی که متخصصان تعلیم و تربیت این مفهوم را گستردهتر میدانند.
یک دانشآموز ممکن است همچنان نمره قابل قبولی در یک درس کسب کند، اما درک عمیقی از مفاهیم نداشته باشد. ضعف در مهارت خواندن، کاهش توانایی تحلیل مسائل، ضعف در نوشتن و کاهش انگیزه برای یادگیری، از جمله پیامدهایی است که به گفته کارشناسان، پس از دورههای طولانی آموزش غیرحضوری بیشتر دیده میشود.
این مسئله برای دانشآموزان دوره ابتدایی اهمیت بیشتری دارد. سالهای نخست مدرسه، دوره ای است که بسیاری از مهارتهای بنیادین در آن شکل میگیرد؛ دانشآموزی که در این مرحله، خواندن روان یا مفاهیم اولیه ریاضی را به درستی یاد نگیرد، ممکن است در سالهای بعد با مشکلات بیشتری مواجه شود؛ به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند اجرای برنامه های جبرانی باید از مقاطع ابتدایی آغاز شود و صرفاً به برگزاری چند کلاس تقویتی محدود نشود.
طرح حامی؛ تلاش برای بازگرداندن دانشآموزان به مسیر یادگیری
براساس اعلام وزارت آموزش و پرورش، طرح «حامی» برای دانشآموزان دوره ابتدایی طراحی شده است. هدف این طرح، شناسایی دانشآموزانی است که در فرآیند یادگیری نیازمند حمایت بیشتری هستند.
مسئولان آموزش و پرورش معتقدند این دانشآموزان باید پیش از آنکه فاصله آموزشی آنها عمیقتر شود، مورد حمایت قرار گیرند. حضور معلمان، برگزاری کلاسهای جبرانی و تمرکز بر نقاط ضعف آموزشی از جمله محورهای این برنامه عنوان شده است.
با این حال، برخی کارشناسان معتقدند موفقیت چنین طرحهایی به کیفیت اجرا بستگی دارد. به اعتقاد آنها، اگر کلاسهای جبرانی صرفاً به تکرار همان روشهای آموزشی گذشته محدود شود، احتمالاً نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد.
یک کارشناس علوم تربیتی در این زمینه میگوید: «دانشآموزی که در یادگیری یک مفهوم پایه مشکل دارد، نیازمند روش تدریس متفاوت است، نه فقط ساعات آموزشی بیشتر. باید مشخص شود مشکل او دقیقاً چیست و براساس همان مشکل، آموزش ارائه شود.»
آیا تابستان برای جبران کافی است؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره این طرحها، زمان اجرای آنهاست. آیا یک دوره تابستانی میتواند فاصله ایجادشده در یادگیری را کاهش دهد؟
کارشناسان معتقدند پاسخ این سؤال به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از میزان افت دانشآموز گرفته تا کیفیت برنامه آموزشی و استمرار حمایتها.
به گفته آنها، تابستان میتواند فرصت مناسبی برای شروع فرآیند جبران باشد، اما نباید پایان کار تلقی شود. بسیاری از دانشآموزان ممکن است در طول سال تحصیلی آینده نیز نیازمند پشتیبانی آموزشی باشند.
تجربه دوره کرونا نیز این موضوع را نشان داد. پس از پایان آموزشهای غیرحضوری گسترده، بسیاری از کشورها برنامه های جبرانی را آغاز کردند، اما در بیشتر موارد مشخص شد که بازگرداندن دانشآموزان به سطح مطلوب یادگیری، نیازمند برنامه ای چندمرحله ای و مستمر است.
تجربه کرونا؛ زنگ هشداری برای نظام آموزشی
آموزش مجازی در دوران کرونا فرصتی برای حفظ ارتباط آموزشی بود، اما همزمان مشکلاتی مانند دسترسی نابرابر به اینترنت، کمبود تجهیزات، کاهش تعامل میان معلم و دانشآموز و دشواری ارزیابی واقعی یادگیری را آشکار کرد.
در برخی مناطق، دانشآموزان به دلیل محدودیتهای اقتصادی یا نبود امکانات مناسب، کمتر از آموزش مجازی بهره بردند. این موضوع باعث شد فاصله آموزشی میان گروههای مختلف دانشآموزان افزایش پیدا کند.
اکنون اجرای طرحهای جبرانی فرصتی است تا آموزش و پرورش علاوه بر جبران عقب ماندگیهای موجود، تجربه ای برای مدیریت شرایط مشابه در آینده نیز به دست آورد.
نقش خانوادهها؛ حلقه مهم موفقیت طرح
وزیر آموزش و پرورش در توضیح برنامههای جبرانی بر نقش خانوادهها تأکید کرده و خواستار همراهی آنها شده است.
کارشناسان نیز معتقدند خانوادهها نقش مهمی در موفقیت این برنامهها دارند؛ اما این نقش نباید به معنای انتقال کامل مسئولیت آموزش به خانه باشد.
بسیاری از خانوادهها ممکن است به دلیل شرایط اقتصادی، شغلی یا سطح تحصیلات، امکان حمایت آموزشی کافی از فرزندان خود را نداشته باشند؛ بنابراین، برنامههای جبرانی باید به شکلی طراحی شوند که بیشترین حمایت را از دانشآموزانی داشته باشند که امکانات کمتری در اختیار دارند.
یکی دیگر از موضوعات مهم، تأمین نیروی انسانی برای اجرای این طرح هاست. کیفیت آموزش جبرانی تا حد زیادی به معلمانی وابسته است که مسئولیت اجرای آن را بر عهده دارند.
معلم باید بتواند تفاوت میان دانشآموزی که صرفاً بخشی از مطالب را فراموش کرده و دانشآموزی که اساس یادگیری او دچار مشکل شده را تشخیص دهد.
همچنین تعداد دانشآموزان در کلاسهای جبرانی، امکانات مدارس و تأمین منابع آموزشی از دیگر عواملی است که بر موفقیت یا شکست این برنامهها تأثیر خواهد گذاشت.
جبران یادگیری؛ یک پروژه کوتاهمدت یا برنامهای بلندمدت؟
افت یادگیری پدیدهای نیست که تنها با یک اقدام کوتاهمدت از بین برود. اگرچه آغاز طرحهای جبرانی اقدامی ضروری برای حمایت از دانشآموزان است، اما کارشناسان معتقدند این برنامهها باید بخشی از یک سیاست بلندمدت آموزشی باشند.
تقویت نظام سنجش، شناسایی زودهنگام دانشآموزان در معرض افت، آموزش روشهای جدید تدریس به معلمان و توجه ویژه به مناطق کمبرخوردار، از جمله اقداماتی است که میتواند آثار این برنامهها را افزایش دهد.
اکنون آموزش و پرورش با اجرای طرح های جدید، در برابر یک آزمون مهم قرار گرفته است؛ آزمونی که نتیجه آن تنها در پایان تابستان مشخص نمیشود، بلکه در کیفیت یادگیری دانشآموزان در سالهای آینده خود را نشان خواهد داد.
اگر این طرحها بتوانند دانشآموزان را دوباره به مسیر یادگیری بازگردانند، میتوانند به الگویی برای مدیریت بحرانهای آموزشی آینده تبدیل شوند؛ اما اگر تنها به کلاسهایی کوتاه مدت و بدون پیگیری محدود شوند، احتمالاً بخش مهمی از مسئله همچنان باقی خواهد ماند.
دانشآموزان جا مانده از کلاس؛ چه کسانی بیشتر آسیب دیدند؟
افت یادگیری اگرچه پدیدهای عمومی است، اما اثرات آن برای همه دانشآموزان یکسان نبوده است. بررسی تجربه سالهای آموزش غیرحضوری نشان میدهد گروه هایی از دانش آموزان بیش از دیگران در معرض آسیب قرار گرفته اند؛ دانشآموزان پایه های اول و دوم ابتدایی، دانشآموزان مناطق محروم، کسانی که دسترسی محدودتری به ابزارهای دیجیتال داشتند و همچنین دانشآموزانی که پیش از آغاز آموزش مجازی نیز با مشکلات یادگیری مواجه بودند.
کارشناسان آموزشی معتقدند دانشآموزان ابتدایی در این میان شرایط ویژهای دارند؛ چرا که بخش مهمی از فرآیند یادگیری در این دوره، بر پایه ارتباط چهره به چهره، مشاهده رفتار معلم و تمرینهای مداوم شکل میگیرد.
یک معلم دوره ابتدایی درباره تجربه خود از آموزش غیرحضوری میگوید: «در کلاس حضوری، معلم خیلی سریع متوجه میشود کدام دانشآموز مفهوم درس را نگرفته است. گاهی از نوع نگاه، نحوه نوشتن یا حتی سکوت دانشآموز میتوان متوجه مشکل شد؛ اما در فضای مجازی این امکان بسیار محدودتر بود.»
به گفته این معلم، برخی دانشآموزان در دوران آموزش غیرحضوری توانستند با کمک خانواده و امکانات بیشتر، مسیر یادگیری را حفظ کنند، اما گروهی دیگر به تدریج از جریان آموزش فاصله گرفتند.
مناطق محروم؛ فاصلهای که بیشتر شد
یکی از نگرانیهای جدی در دوره آموزش مجازی، افزایش شکاف آموزشی میان دانشآموزان مناطق مختلف کشور بود.
در حالی که برخی دانشآموزان در شهرهای بزرگ به اینترنت پرسرعت، تلفن همراه هوشمند، رایانه و حتی کلاسهای آموزشی مکمل دسترسی داشتند، بخشی از دانشآموزان در مناطق محروم با مشکلاتی مانند نبود تجهیزات، ضعف اینترنت یا حتی نداشتن فضای مناسب برای مطالعه مواجه بودند.
کارشناسان معتقدند طرح های جبرانی اگر قرار است موفق باشند، باید این تفاوتها را در نظر بگیرند. به عبارت دیگر، یک نسخه واحد برای همه دانشآموزان نمیتواند پاسخگوی نیازهای متفاوت آنها باشد.
یک پژوهشگر حوزه آموزش میگوید: «دانشآموزی که فقط چند فصل از کتاب را به خوبی یاد نگرفته، شرایط متفاوتی با دانشآموزی دارد که در مهارت های پایه مشکل دارد. برنامه جبرانی باید بر اساس نیاز واقعی هر دانشآموز طراحی شود.»
معلم؛ مهمترین حلقه اجرای طرح
در میان تمام عوامل مؤثر بر موفقیت طرح های جبرانی، نقش معلم شاید مهمترین بخش باشد. حتی بهترین برنامههای آموزشی نیز بدون معلم توانمند نمیتوانند به نتیجه مطلوب برسند.
معلم در این طرحها تنها وظیفه انتقال دوباره مطالب درسی را ندارد، بلکه باید بتواند ضعف های یادگیری دانشآموز را تشخیص دهد، روش مناسب آموزش را انتخاب کند و انگیزه از دست رفته دانشآموز را بازگرداند.
به اعتقاد کارشناسان، آموزش جبرانی نیازمند معلمانی است که با روشهای تدریس متنوع آشنا باشند؛ چرا که دانشآموزانی که در دوره آموزش مجازی دچار افت شدهاند، الزاماً با همان روشهای معمول گذشته به سطح مطلوب بازنمیگردند؛ در این میان، برخی معلمان نیز معتقدند اجرای این طرحها باید با حمایت بیشتری از سوی آموزش و پرورش همراه باشد.
یکی از معلمان متوسطه میگوید: «وقتی قرار است دانشآموزی که چند ماه از درس فاصله گرفته دوباره به مسیر یادگیری برگردد، صرفاً اضافه کردن چند ساعت کلاس کافی نیست. معلم نیاز به ابزار آموزشی، زمان کافی و شناخت دقیق از وضعیت دانشآموز دارد.»
خانوادهها؛ همراه یا جایگزین مدرسه؟
در اجرای طرح جبران افت یادگیری، خانوادهها یکی از گروههایی هستند که نقش آنها بارها مورد تأکید مسئولان قرار گرفته است؛ اما کارشناسان معتقدند باید میان «همراهی خانواده» و «انتقال مسئولیت آموزش به خانواده» تفاوت قائل شد.
خانواده میتواند با ایجاد فضای مناسب مطالعه، پیگیری وضعیت تحصیلی فرزند و ارتباط با مدرسه، نقش حمایتی ایفا کند؛ اما قرار نیست جایگزین معلم شود.
به گفته متخصصان، یکی از مشکلات دوره آموزش مجازی این بود که در بسیاری از موارد، خانوادهها ناچار شدند بخشی از مسئولیت آموزش را بر عهده بگیرند؛ موضوعی که برای همه خانوادهها امکان پذیر نبود.
برخی والدین که تجربه آموزش مجازی را داشتهاند، معتقدند در آن دوره، فشار زیادی به خانوادهها وارد شد. والدینی که خود مشغله کاری داشتند یا دانش آموزشی کافی برای کمک به فرزندانشان نداشتند، با مشکلات بیشتری مواجه شدند.
آیا آموزش و پرورش آمادگی تکرار چنین شرایطی را دارد؟
یکی از پرسشهای مهم پس از تجربه آموزش مجازی این است که آیا نظام آموزشی کشور برای شرایط مشابه احتمالی در آینده آماده تر شده است؟
کارشناسان معتقدند آموزش مجازی نباید تنها به عنوان یک راهکار اضطراری دیده شود، بلکه باید بخشی از نظام آموزشی هوشمند باشد؛ به این معنا که در کنار آموزش حضوری، زیرساختها، محتوای استاندارد و مهارتهای لازم برای استفاده درست از فناوری نیز توسعه پیدا کند.
تجربه سالهای گذشته نشان داد که فناوری به تنهایی نمیتواند مشکل آموزش را حل کند. آموزش موفق، ترکیبی از فناوری، محتوای مناسب، معلم توانمند و ارتباط انسانی است.
اگرچه طرحهای جبران افت یادگیری با هدف حل یک مسئله فوری طراحی شدهاند، اما میتوانند فرصتی برای بازنگری گسترده تر در نظام آموزشی نیز باشند.
افت یادگیری نشان داد که نظام آموزشی نیازمند روشهای دقیقتر برای سنجش وضعیت واقعی دانشآموزان است. نمره امتحان به تنهایی نمیتواند همه ابعاد یادگیری را نشان دهد و لازم است مدارس ابزارهای بیشتری برای شناسایی ضعفهای آموزشی در اختیار داشته باشند.
همچنین کارشناسان تأکید میکنند که حمایت از دانشآموزان نباید تنها پس از وقوع بحران آغاز شود. ایجاد نظام پایش مستمر میتواند باعث شود دانش آموزان پیش از عمیق شدن مشکلات، حمایت لازم را دریافت کنند.
پایان یک دوره، آغاز یک مسیر تازه
آموزش و پرورش اکنون با اجرای طرحهای جبرانی، تلاش میکند بخشی از فاصله ایجاد شده در یادگیری را کاهش دهد؛ فاصله ای که محصول شرایطی استثنایی در آموزش کشور بود.
اما موفقیت این مسیر به میزان جدیت در اجرا، کیفیت آموزش، حمایت از معلمان و توجه به تفاوتهای میان دانش آموزان بستگی دارد.
کلاسهای جبرانی میتوانند نقطه شروع باشند، اما جبران واقعی زمانی اتفاق میافتد که افت یادگیری به عنوان یک مسئله مقطعی دیده نشود و برنامه ای پایدار برای ارتقای کیفیت آموزش شکل بگیرد.
دانش آموزانی که امروز در کلاسهای جبرانی مینشینند، تنها به دنبال یادگیری چند فصل عقب افتاده کتاب های درسی نیستند؛ آنها نیازمند بازگشت اعتماد به نفس، انگیزه و احساس همراهی با نظام آموزشی هستند.
آزمون اصلی طرحهای جدید آموزش و پرورش، نه در تعداد کلاسهای برگزارشده، بلکه در توانایی آن برای بازگرداندن این دانشآموزان به مسیر یادگیری خواهد بود.




نظر شما