در سپهر سیاسی و اعتقادی جمهوری اسلامی، مفهوم انتقام همواره فراتر از یک کنش احساسی زودگذر، در قامت یک راهبرد تمدنی و فقهی بازخوانی شده است. در حالی که افکار عمومی در پی حوادث اخیر و شهادت رهبر عالیقدر انقلاب و همراهان ایشان، مطالبهای جدی و برحق برای دادخواهی دارند، پرسش اصلی این است که چگونه میتوان این مطالبه را از دایره هیجانات صرف خارج کرد و در ساختار فقه نظام به یک مدل عملیاتی، مشروع و بازدارنده بدل ساخت. گفتوگوی ما با حجتالاسلام دکتر مجید رجبی، مدیر پژوهشگاه فقه نظام؛ تلاشی است برای تبیین نسبت میان خشم مقدس و عقلانیت راهبردی در مواجهه با دشمنان امت اسلامی و چگونگی تحقق وعده الهی انتقام در عصر حاضر.

انتقام؛ فراتر از مرهمی بر زخمها و ضرورتی قرآنی
دکتر رجبی در ابتدای سخنان خود با بیان مفهوم قرآنی انتقام توضیح میدهد: مفهوم انتقام را یک مفهوم عمیقاً قرآنی و دارای جایگاهی نظاممند در اندیشه اسلامی است. خداوند در آیه ۴۷ سوره مبارکه روم میفرماید: «إنَّا منَ الْمُجْرمینَ مُنتَقمُونَ» (همانا ما از مجرمان انتقام میگیریم)، این آیه به صراحت بیانگر آن است که هیچ جرم و جنایتی که علیه بشریت صورت گیرد، در پیشگاه الهی بدون پاسخ نخواهد ماند. در نگاه فقهی، ما با دو ساحت متفاوت در خصوص «انتقام» روبرو هستیم؛ نخست، سطح روابط درونجامعهای میان مومنان که در آن اصل بر عفو و گذشت است و دوم، سطح تقابل با دشمنان امت اسلامی و انسانیت که در آن، منطق برخورد تغییر میکند و مفهوم انتقام معنای راهبردی پیدا میکند.
ایشان با اشاره به تفاوت میان عفو در روابط شخصی و انتقام در مواجهه با دشمنان، تصریح میکند: در حالی که در محیط داخلی جامعه اسلامی، کینهها و کدورتهای شخصی با مدارا و گذشت التیام مییابند و عفو، فضیلتی بزرگ محسوب میشود، در مواجهه با دشمنان کیان اسلام و بشریت، مسئله از جنسی دیگر است. همچنان که در سیره انبیا و منطق قرآن کریم، مسیر مواجهه با دشمنان ابتدا از «قول لین» یا همان زبان نرم و دعوت به هدایت آغاز میشود، چنان که خداوند متعال در مورد فرعون به حضرت موسی دستور میدهد. اما زمانی که دشمن به حد اعلای طغیان میرسد و مسیر اتمام حجت با این روش به پایان میرسد، نوبت به قهر الهی میرسد. همانطور که در آیه ۸۹ سوره مبارکه یونس، خداوند دعای حضرت موسی و هارون را در برابر طغیان فرعون مستجاب کرد و فرمود: «قَالَ قَدْ أُجیبَت دَّعْوَتُکُمَا فَاسْتَقیمَا وَلَا تَتَّبعَان سَبیلَ الَّذینَ لَا یَعْلَمُونَ» (فرمود: دعای شما دو تن پذیرفته شد؛ پس پایدار باشید و راه کسانی را که نمیدانند پیروی نکنید)، این سنت الهی است که ظالم در نهایت به دست مومنان مجازات شود. امروز آمریکا و رژیم صهیونیستی مصداق فرعون و فرعونیان زمان هستند و انتقام در این سطح، نه تنها یک کنش شخصی یا احساسی، بلکه یک ضرورت برای برقراری عدالت در پهنه تاریخ و جلوگیری از تداوم ظلم است.
شفای دلهای داغدیده در پرتو پایداری و خشم مقدس
این استاد حوزه و دانشگاه با تحلیل جایگاه انتقام در قرآن کریم، تبیین میکند: منطق انتقام پیوندی عمیق با آرامش قلب و استقرار امنیت دارد و صرفاً یک واکنش هیجانی نیست. در آیه ۱۴ سوره مبارکه توبه، پنج نتیجه راهبردی و عمیق برای مبارزه و استقامت مؤمنان ذکر شده است: «قَاتلُوهُمْ یُعَذبْهُمُ اللَّهُ بأَیْدیکُمْ وَیُخْزهمْ وَیَنصُرْکُمْ عَلَیْهمْ وَیَشْف صُدُورَ قَوْمٍ مُّؤْمنینَ وَیُذْهبْ غَیْظَ قُلُوبهمْ وَیَتُوبُ اللَّهُ عَلَی مَن یَشَاءُ وَاللَّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ» (با آنان بجنگید تا خداوند آنان را به دست شما عذاب کند و رسوایشان سازد و شما را بر آنان پیروز گرداند و دلهای گروهی از مؤمنان را شفا بخشد و خشم دلهایشان را ببرد). شفای داغ دل ها و فرونشستن این خشم مقدس، نعمتی الهی است که به جای تبدیل شدن به یأس، افسردگی یا هیجان بیحاصل؛ در مسیر تحقق اراده الهی قرار میگیرد و به یک نیروی محرکه برای مبارزه تبدیل میشود.
حجتالاسلام رجبی در ادامه سخنان با اشاره به مظلومیتهای وارده به امت اسلامی، خاطرنشان میکند: وقتی عزیزترینهای یک امت، از رهبران و فرماندهان تا کودکان و زنان، قربانی جنایات مستکبران میشوند و مادران بیفرزند و فرزندان یتیم میشوند، سکوت یا سخن گفتن از صلح با جنایتکاران، به معنای نادیده گرفتن عدالت و زیر پا گذاشتن حقوق مظلومان است. انتقام در این نگاه، شفای صدور است؛ یعنی همان مرحمی که زخمهای عمیق وارد شده بر پیکره امت را التیام میبخشد و به دلهای داغدیده آرامش میبخشد. این انتقام باید برای خدا و در مسیر الهی باشد، اما نتیجه دنیوی آن، بازگشت امنیت، استقرار عدالت و فروکش کردن آتش درونی ملتی است که شاهد مظلومیت پیشوایان خود بوده است. این خشم، نه خشم ناشی از کینهتوزی شخصی، بلکه خشم مقدسی است که در پی تحقق عدل و دفع ظلم است.
اخراج متجاوز؛ مصداق بارز انتقام نظاممند و راهبردی
رئیس پژوهشگاه فقه نظام در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان اخراج آمریکا از منطقه و نابودی رژیم صهیونیستی را مصداق انتقام نظاممند و راهبردی دانست، پاسخ قاطعانه مثبت داده و تصریح میکند: شهید حسن نصرالله پس از شهادت حاج قاسم سلیمانی در تبیین قصاص عادلانه، بر این نکته تأکید داشتند که انتقام یک شخصیت تراز اول و فرماندهای بیبدیل، نه در سطح فردی، بلکه در سطح کلان حضور نظامی دشمن در منطقه معنا مییابد و تمامی موجودیت آن را هدف قرار میدهد. در واقع انتقامهای فردی و عملیاتی، گرچه مهم و لازماند، اما مقدمهای برای یک راهبرد کلانتر و جامعتر هستند که به ریشهکن کردن عوامل اصلی ظلم و جنایت منجر شود.
ایشان در ادامه تحلیل خود پیرامون راهبردهای انتقام میافزاید: ما نباید امنیت را در سطح انتقامهای مقطعی و محدود تقلیل دهیم و نباید هم از پیگیری قصاصهای موردی و ضربات تاکتیکی غافل شویم. بلکه باید توجه داشته باشیم پاسخ های قاطع و بازدارنده و مطالبه انتقام های جنایکاران مسیر و راهی برای رسیدن به آن انتقام اصلی و اخراج تجاوزکاران از منطقه است. همه کسانی که در جنایات علیه امت اسلامی نقش دارند، از آمران تا عاملان، از صدر تا ذیل، باید بدانند که امنیت و مرگ آرام و در بستر را نخواهند چشید. پیوستگی میان ضربات تاکتیکی و راهبرد اخراج دشمن از منطقه، همان الگوی انتقام مشروع و کارآمدی است که امنیت پایدار و اقتدار حقیقی را برای امت اسلام به ارمغان میآورد. هدف این است که مجرم بدون اینکه احساس امنیت کند، بداند که هر ضربهای که میزند، هزینهای برایش در پی خواهد داشت.

دیپلماسی مقاومت؛ از شعار تا الگوی عملی در فقه نظام
حجتالاسلام دکتر رجبی با بررسی چالشهای تحقق انتقام حقیقی در عرصه بینالملل، چالش اصلی ما را ناکارآمدی برخی ساختارهای سنتی در دیپلماسی ارزیابی کرده و تشریح میکند: در حالی که ما در عرصههای نظامی، مدنی و اجتماعی به الگوهای عملی موفق و الهامبخش دست یافتهایم و جریان مقاومت و ایدههای انقلاب اسلامی به ثمر رسیدهاند اما در عرصه روابط بینالملل، نیازمند عبور از نظریههای دستوپاگیر غربی و اروپایی هستیم که غالباً برای کشورهای جهان سوم طراحی شدهاند و نمیتوانند پاسخگوی منطق انقلاب اسلامی باشند.
این پژوهشگر دینی با ارائه راهکارهایی در حوزه دیپلماسی، پیشنهاد میدهد: ظرفیتهای حقوقی و دیپلماتیک باید با همان روحیهای که در میدان نبرد و مقاومت وجود دارد، بازتعریف شوند. به طور نمونه در دوره شهید امیرعبداللهیان با هدایتهای رهبری، الگوی دیپلماسی مقاومت در میدان پیادهسازی شد؛ دیپلماسیای که از موضع اقتدار و مقاومت وارد مذاکره میشد. دیپلماسی که باور به مبارزه با نظام سلطه و مختصات مقاومت با این نظام را کاملا درک کرده است، آن گاه دوگانه ای بنام میدان و دیپلماسی کاملا بی معنا می شود و هر دو در مسیر تحقق آرمان های انقلاب اسلامی وارد عمل می شوند، دیپلماسی کاملا در خدمت اقتدار میدان و نقد کردن دستاوردهای میدان بکار گرفته می شود. ما در مقام یک نظام، باید تمام ظرفیت حقوقی و دیپلماسی خود را برای رسواسازی این سلطهگران، یعنی آمریکا و اسرائیل، به کار گیریم.
او با تأکید بر منطق انقلاب اسلامی در مواجهه با ظلم، بیان میکند: نباید از تیین حق و رسواسازی ظلم و ستم در عرصه بین الملل ابا داشت. منطق انقلاب اسلامی این است که «نه ظلم کنیم و نه زیر بار ظلم برویم». بنابراین، وقتی کشوری از آن سوی دنیا میآید و در منطقه ما ظلم میکند، مقام حقیقی انتقام این است که تمام پایگاههای منطقهای آن زیر ضربه قرار گیرد تا بتوانیم از حق خودمان دفاع کنیم. قوه قضاییه ما باید خیلی محکمتر وارد عمل شود و با تشکیل دادگاههای ویژه اسلامی، جنایات دشمن را در سطح بینالمللی مستند و محکوم کند. این دادگاهها باید در ساختارهای سیاسی و دیپلماسی امتداد یابند تا بتوانیم الگوی جمهوری اسلامی را در سطح جهانی محقق کنیم.
مقاومت و ایستادگی؛ راه کسب اقتدار و امنیت پایدار
در نهایت، رئیس پژوهشگاه فقه نظام با جمعبندی مباحث؛ راه کسب اقتدار، امنیت پایدار، رشد و پیشرفت را نه در «مداهنه» (سازشکاری و چشمپوشی از اصول) و سازشطلبی، بلکه در مقاومت و ایستادگی ذکر کرده و میگوید: آیه ۶۵ سوره مبارکه آلعمران که میفرماید: «وَلَا تَهنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إن کُنتُم مُّؤْمنینَ» (و سست نشوید و غمگین نگردید، شما برترید اگر مؤمن باشید)، به ما میآموزد که نباید گرفتار خطاهای محاسباتی شد. در مسیر مقاومت، نه باید عجله کرد و فوراً به سمت اقدامات نسنجیده رفت، و نه تعلل کرد و فرصتها را از دست داد: به تعبیر امام شهید، نه «تعجیل» و نه «تعلل»، بلکه حرکت با بصیرت و برنامهریزی. خطاهای محاسباتی در این مسیر ناشی از عدم یقین به وعدههای الهی، فریب خوردن از لبخند دشمن و این تصور اشتباه است که با تعامل صرف با دشمن میتوان به نتیجهای مطلوب رسید. چنین رویکردی امکانپذیر نیست و آنچه امکانپذیر است، تکیه بر قدرت خودی است که البته میتوان از طریق دیپلماسی عزتمندانه آن قدرت را نقد و به فعلیت رساند. باید بدانیم راه کسب امنیت و اقتدار، مقاومت و ایستادگی است و صلحطلبی و سازش با دشمن، هرگز نمیتواند برای یک جامعه و ملت، اقتدار و ثبات به ارمغان آورد. بنابراین اگر در مسیر انتقام از جنایتکاران حرکت نکنیم و در اندیشه کنار آمدن و سازش با ایشان در آییم، مطمئن باشیم در آینده با هزینه های بالاتر و جنایات بیشتری از سوی دشمنان روبرو خواهیم شد.





نظر شما