در حالی که بسته شدن تنگه هرمز بازارهای جهانی را در وضعیت هشدار قرار داده، اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی نیروهای مسلح یمن، بابالمندب را نیز به کانون بحران تبدیل کرده است؛ رخدادی که میتواند آخرین مسیر حیاتی صادرات نفت ریاض و بخشی از تجارت جهانی را با تهدیدی بیسابقه روبهرو کند.
بابالمندب؛ گلوگاهی که به میدان نبرد انرژی تبدیل شد
بحران ژئوپلیتیکی غرب آسیا وارد مرحلهای شده که دیگر تنها به تنگه هرمز محدود نیست. در شرایطی که کنترل ایران بر هرمز، بخش بزرگی از صادرات نفت خلیج فارس را با محدودیت مواجه کرده، اکنون تهدید تازهای در جنوب دریای سرخ شکل گرفته است؛ تهدیدی که میتواند آخرین مسیر جایگزین عربستان برای صادرات نفت را نیز مسدود کند.
نیروهای مسلح یمن، تحت رهبری انصارالله، در واکنش به حمله اخیر عربستان به فرودگاه بینالمللی صنعا، از اعمال محاصره دریایی علیه عربستان خبر دادهاند و در ادامه در پاسخ به تعرض هوایی عربستان بخشی از مراکز نفتی عربستان را در بخش جیزان هدف حولات موشکی قرار دادند. اقدامی که اگر همانند تجربه سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ عملیاتی شود، نه تنها اقتصاد عربستان بلکه بخش مهمی از زنجیره تجارت جهانی را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
بابالمندب، آبراهی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند، سالانه محل عبور حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی و نزدیک به یکچهارم حملونقل کانتینری جهان است. این گذرگاه، پس از محدود شدن تردد در هرمز، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته، زیرا بخش عمده نفتی که عربستان از طریق خط لوله شرق–غرب به دریای سرخ منتقل میکند، ناچار است از همین مسیر راهی بازارهای جهانی شود.
تجربه محاصره اسرائیل؛ الگویی که اکنون مقابل عربستان قرار گرفته است
توانایی یمن برای اعمال محاصره دریایی، صرفاً یک تهدید سیاسی نیست؛ بلکه تجربهای است که پیشتر نیز آزموده شده است.پس از آغاز عملیات دریایی انصارالله در اواخر سال ۲۰۲۳، تردد کشتیهای مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ ظرف تنها دو ماه حدود ۸۵ درصد کاهش یافت و تا اوایل سال ۲۰۲۴ عملاً متوقف شد. بندر ایلات، تنها بندر اسرائیل در دریای سرخ، نیز یک سال بعد اعلام ورشکستگی کرد.
نکته قابل توجه آن است که این نتایج تنها با توقیف دو کشتی مرتبط با اسرائیل حاصل شد. در واقع، افزایش هزینههای بیمه و نگرانی شرکتهای کشتیرانی نسبت به امنیت مسیر، بیش از حملات مستقیم موجب تغییر مسیر کشتیها شد.
پیامدهای این وضعیت تنها متوجه اسرائیل نبود. بر اساس آمار منتشرشده، تردد کشتیها از کانال سوئز ۴۲ درصد کاهش یافت و حجم جابهجایی کانتینرها نیز ۸۲ درصد افت کرد؛ موضوعی که شرکتهای کشتیرانی را به استفاده از مسیر طولانیتر دماغه امید نیک در جنوب آفریقا سوق داد.
اکنون بسیاری از تحلیلگران معتقدند همان الگو میتواند علیه عربستان نیز تکرار شود؛ با این تفاوت که ریاض برخلاف اسرائیل، گزینه جایگزین مؤثری برای صادرات نفت خود در اختیار ندارد.
اقتصاد جهانی در آستانه شوکی تازه
اهمیت بحران بابالمندب زمانی آشکارتر میشود که نقش این آبراه در معادلات انرژی امروز بررسی شود.پس از محدود شدن صادرات نفت از تنگه هرمز، عربستان بخش مهمی از نفت خود را از طریق خط لوله شرق–غرب به بنادر دریای سرخ منتقل کرده است. گزارشها نشان میدهد صادرات نفت عربستان از این مسیر به بالاترین سطح تاریخی خود رسیده و حجم انتقال نفت از بابالمندب نسبت به آغاز جنگ ایران حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است.
اما اگر این مسیر نیز با اختلال روبهرو شود، بازار جهانی نفت با شوکی کمسابقه مواجه خواهد شد.«جان پیسی»، رئیس «مؤسسه مشاوره استراتاس» (Stratas Advisors) هشدار داده است که در چنین شرایطی قیمت نفت میتواند از ۱۲۰ دلار در هر بشکه فراتر رود.
همزمان اندیشکده چتم هاوس نیز هشدار داده است: «اگر حوثیها به طور همزمان کشتیرانی در تنگه بابالمندب را مختل کنند، پیامدهای آن فاجعهبار خواهد بود.»
کلمنس چای، پژوهشگر ارشد ژئوپلیتیک در «بنیاد پژوهشهای ناظر»(Observer Research Foundation) نیز بسته شدن بابالمندب را «یک فاجعه اقتصادی» توصیف کرده است.
اهمیت این هشدارها زمانی بیشتر میشود که به برآورد شرکت «مؤسسه مشاوره وود مکنزی»( Wood Mackenzie ) توجه شود؛ این مؤسسه پیشتر اعلام کرده بود که اگر تنگه هرمز تا ماه سپتامبر بسته بماند، اقتصاد جهانی وارد رکود خواهد شد. در چنین شرایطی، بسته شدن بابالمندب میتواند رکودی عمیقتر را رقم بزند؛ زیرا علاوه بر محدودیت صادرات نفت، حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی نیز با اختلال مواجه خواهد شد.
ریاض میان تشدید جنگ و عقبنشینی
عربستان اکنون با یکی از دشوارترین معادلات امنیتی سالهای اخیر روبهرو شده است.از یک سو، عقبنشینی از حملات علیه یمن و پایان دادن به محاصره این کشور، میتواند زمینه توقف اقدامات متقابل صنعا را فراهم کند. از سوی دیگر، پذیرش چنین سناریویی از منظر سیاسی برای ریاض هزینهای سنگین خواهد داشت و ممکن است به عنوان عقبنشینی در برابر انصارالله تعبیر شود.
در مقابل، ادامه درگیری نیز ریسکهای قابل توجهی برای عربستان به همراه دارد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که حملات پهپادی و موشکی یمن توانایی هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی این کشور را دارند؛ از خط لوله شرق–غرب گرفته تا بندر ینبع که حدود ۷۵ درصد صادرات نفت عربستان از آن انجام میشود.
بررسی تحولات اخیر نشان میدهد که بحران کنونی صرفاً یک رویارویی میان عربستان و یمن نیست؛ بلکه رقابتی بر سر کنترل گلوگاههای راهبردی تجارت جهانی است. همانگونه که گزارش تحلیلی The Cradle نیز اشاره میکند، در شرایطی که تنگه هرمز و بابالمندب همزمان با ناامنی مواجه شوند، نه تنها کشورهای حاشیه خلیج فارس، بلکه اقتصاد جهانی نیز با بحرانی روبهرو خواهد شد که نمونه آن از زمان شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ تاکنون مشاهده نشده است.
در چنین شرایطی، «دروازه اشکها» دیگر تنها یک نام تاریخی برای بابالمندب نیست؛ بلکه به نمادی از شکنندگی نظم انرژی جهان تبدیل شده است؛ نظمی که اکنون بیش از هر زمان دیگری به امنیت دو گلوگاه استراتژیک در جنوب و شمال خلیج فارس وابسته است.




نظر شما