تحولات منطقه

ریاض و ابوظبی پس از ماه‌ها رقابت آشکار، ناگهان از شدت تنش‌ها کاسته‌اند؛ اما مسائلی که دو کشور را از یکدیگر دور کرد،ـ از یمن و سودان گرفته تا نفت و تجارت منطقه‌ای همچنان حل‌نشده باقی مانده‌اند.

زیر پوست آتش‌بس سعودی ـ اماراتی چه می‌گذرد/ ریاض و ابوظبی؛ پایان رقابت یا مکثی اجباری؟
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

عربستان سعودی و امارات متحده عربی در ماه‌های اخیر یکی از جدی‌ترین دوره‌های اختلاف میان دو قدرت اصلی خلیج فارس را تجربه کردند؛ اختلافی که از پشت درهای بسته کاخ‌ها بیرون آمد، به رسانه‌ها کشیده شد و حتی در میدان‌های جنگ منطقه‌ای خود را نشان داد.

اما در شامگاه ۲۱ ژوئیه، ناگهان لحن تغییر کرد. مقام‌های رسانه‌ای دو کشور تقریباً همزمان از «برادری»، «تاریخ مشترک» و «سرنوشت مشترک» سخن گفتند. این پیام‌ها می‌توانست نشانه‌ای از آغاز یک آشتی باشد، اما یک نکته مهم همچنان پابرجاست؛ هیچ نشست سرانی، بیانیه مشترک یا توافق علنی برای حل اختلافات اصلی دو کشور منتشر نشده است.

درواقع آنچه رخ داده، بنابراین بیشتر از آنکه یک مصالحه باشد، نوعی توقف موقت در رقابتی است که شرایط جدید منطقه‌ای ادامه آن را برای هر دو طرف پرهزینه‌تر کرده است.

یمن؛ جایی که رقابت از پرده بیرون آمد

حمله هوایی عربستان به بندر «مکلا»(Mukalla) در ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵، نقطه عطفی در اختلافات دو کشور بود. ریاض اعلام کرد در یک «عملیات نظامی محدود» سلاح‌ها و خودروهای نظامی تخلیه‌شده از دو کشتی واردشده از امارات را هدف قرار داده است. ابوظبی اما وجود سلاح در محموله را رد کرد و گفت خودروها برای نیروهای خود امارات بوده‌اند.

ریشه بحران به تحولات شرق یمن بازمی‌گشت؛ جایی که نیروهای همسو با شورای انتقالی جنوب تحت حمایت امارات، بخش‌هایی از «حضرموت»(Hadhramaut) و «المهره»(Al-Mahra) را در اختیار گرفتند. برای ریاض، این تحول تنها یک اختلاف داخلی در یمن نبود. حضرموت به دلیل موقعیت جغرافیایی و پیوندهای دیرینه قبیله‌ای، اقتصادی و امنیتی با عربستان، بخشی از محیط امنیتی مستقیم این کشور محسوب می‌شود.

عربستان خواستار پایان حمایت امارات از شورای انتقالی جنوب شد و نیروهای همسو با دولت مورد حمایت خود، از جمله نیروهای سپر میهنی، را تقویت کرد. وقتی فشار سیاسی نتوانست تحولات میدانی را تغییر دهد، اختلاف وارد مرحله نظامی شد.

اما یمن تنها میدان رقابت نبود. اختلافات ریاض و ابوظبی به دریای سرخ، شاخ آفریقا، لیبی و سودان نیز کشیده شده بود؛ مناطقی که دو کشور در آنها شبکه‌های متفاوت نفوذ ایجاد کرده و از بازیگران رقیب حمایت کرده‌اند.

جنگ، هزینه اختلاف را بالا برد

تغییر ناگهانی لحن دو کشور در شرایطی اتفاق افتاد که جنگ آمریکا علیه ایران، معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه را دگرگون کرده است. بسته‌شدن عملی تنگه هرمز، مسیرهای دریایی، بنادر، خطوط لوله و پایانه‌های انرژی را به ابزارهای فشار راهبردی تبدیل کرده است.

در سال ۲۰۲۵، نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از تنگه هرمز عبور می‌کرد. در مقابل، برآورد آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد ظرفیت قابل استفاده خطوط لوله عربستان و امارات برای دور زدن هرمز تنها حدود ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز است.

برای عربستان، بحران در یمن نیز هزینه‌ها را افزایش داده است. در ۲۰ ژوئیه، انصارالله محاصره دریایی عربستان را با معادله «محاصره در برابر محاصره» اعلام کرد؛ اقدامی که تهدیدی تازه برای مسیرهای تجاری و انرژی عربستان در دریای سرخ ایجاد کرده است.

ریاض در چنین شرایطی به مسیرهای جایگزین بیش از گذشته نیاز دارد. خط لوله شرق ـ غرب یا پترولاین، نفت خام را از استان شرقی به «ینبع»(Yanbu) در دریای سرخ منتقل می‌کند و پس از توسعه، ظرفیت اسمی آن به ۷ میلیون بشکه در روز می‌رسد. اما حتی این مسیر نیز در برابر خطرات جنگ و محدودیت‌های بندری و لجستیکی مصون نیست.

در این میان، امارات دوباره اهمیت پیدا می‌کند. خط لوله «حبشان ـ فجیره»(Habshan–Fujairah) می‌تواند نفت ابوظبی را بدون عبور از خود تنگه هرمز به ساحل شرقی منتقل کند. شبکه بنادر و زیرساخت‌های لجستیکی امارات از دریای سرخ تا شاخ آفریقا نیز به ابوظبی نفوذی قابل توجه بر مسیرهای تجاری منطقه داده است.

این واقعیت به معنای بازگشت کامل اعتماد میان دو کشور نیست؛ اما نشان می‌دهد چرا ادامه یک رویارویی تمام‌عیار برای ریاض و ابوظبی در شرایط فعلی هزینه بیشتری دارد.

واشنگتن هم به آرامش خلیج فارس نیاز دارد

عامل دیگری که نمی‌توان از آن چشم پوشید، آمریکا است. واشنگتن در شرایطی که جنگ با ایران ادامه دارد و نظم امنیتی منطقه تحت فشار قرار گرفته، به انسجام بیشتر میان متحدان و شرکای خود در خلیج فارس نیاز دارد.

این مسئله به معنای آن نیست که آمریکا لزوماً کارزار رسانه‌ای ۲۱ ژوئیه را طراحی کرده است. اما واشنگتن در مقاطع بحرانی پیشین میان دو طرف مداخله دیپلماتیک کرده بود. پس از حمله به مکلا، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به‌طور جداگانه با وزیران خارجه عربستان و امارات درباره یمن و امنیت منطقه گفت‌وگو کرد.

همزمان، پرونده عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل نیز در حال پیوند خوردن با مذاکرات هسته‌ای غیرنظامی ریاض است. دونالد ترامپ گفته است توافق هسته‌ای بدون پیوستن عربستان به توافق‌های ابراهیم و عادی‌سازی روابط با اسرائیل پیش نخواهد رفت.

برای امارات، عادی‌سازی عربستان می‌تواند مسیر ابوظبی در سال ۲۰۲۰ را از یک انتخاب منفرد به بخشی از یک روند گسترده‌تر عربی و خلیج فارسی تبدیل کند. اما همین مسئله می‌تواند اختلافات قدیمی را نیز زنده نگه دارد؛ به‌ویژه پس از آنکه برخی چهره‌های سعودی، ابوظبی را به قرار گرفتن در خدمت پروژه‌ای برای تضعیف عربستان متهم کرده بودند.

زیر آتش‌بس، رقابت همچنان زنده است

اگر قرار باشد درباره دوام این تنش‌زدایی قضاوت کنیم، باید به همان پرونده‌هایی نگاه کنیم که بحران را ایجاد کردند. در یمن، آینده جنوب و سرنوشت نیروهای مسلح تحت حمایت امارات همچنان مشخص نیست. در سودان نیز ریاض عمدتاً با دولت و ارتش به رهبری «عبدالفتاح البرهان» کار کرده، در حالی که امارات بارها به حمایت از نیروهای پشتیبانی سریع متهم شده است؛ اتهامی که ابوظبی رد می‌کند.

رقابت اقتصادی نیز همچنان پابرجاست. عربستان می‌خواهد خود را به مرکز اصلی تجارت، سرمایه‌گذاری و لجستیک منطقه تبدیل کند و با اتکا به بازار داخلی، بنادر، هزینه‌کرد دولتی و مقررات دفاتر مرکزی منطقه‌ای، بخشی از فعالیت‌های اقتصادی را از مراکز سنتی به سمت خود بکشاند.

امارات در مقابل بر مدلی متکی است که بر تجارت جهانی، خدمات مالی، بنادر، هوانوردی و زنجیره‌های تأمین بین‌المللی بنا شده است. اختلاف بر سر سیاست نفتی نیز همین تضاد منافع را آشکار کرد. ریاض به کنترل تولید برای دفاع از قیمت نفت و تأمین مالی برنامه تحول اقتصادی خود نیاز دارد، در حالی که ابوظبی با افزایش ظرفیت تولید، خواهان آزادی بیشتر برای افزایش عرضه و سهم بازار بود.

خروج امارات از اوپک و اوپک‌پلاس در اول ماه مه، این اختلاف را از چارچوب سهمیه‌های تولید خارج کرد و نشان داد شکاف میان دو مدل اقتصادی و انرژی همچنان عمیق است.

از این منظر، پیام‌های هماهنگ ۲۱ ژوئیه بیشتر از آنکه پایان رقابت را اعلام کنند، برای دو طرف زمان خریده‌اند. یک منبع در خلیج فارس نیز این تغییر را «بازتنظیم رابطه که متغیرهای منطقه‌ای آن را تحمیل کرده‌اند» توصیف کرده است.

در نهایت، سرنوشت این آتش‌بس نه در پست‌های رسانه‌ای، بلکه در میدان‌های یمن و سودان، مسیرهای دریایی، بازار نفت و رقابت اقتصادی تعیین خواهد شد. اگر این تفاهم‌ها به ترتیبات سیاسی و امنیتی روشن تبدیل نشوند، نخستین بحران می‌تواند زبان «برادری» را بار دیگر به زبان رقابت تبدیل کند.

فعلاً ضرورت، ریاض و ابوظبی را به یکدیگر نزدیک کرده است؛ اما ضرورت با آشتی تفاوت دارد و آتش‌بس، پایان جنگ نیست.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha