هنوز هم اگر اردیبهشت ماه به روستاهای شفت، صومعهسرا، فومن یا لنگرود سفر کنید، در برخی خانهها صدای خشخش هزاران کرم ابریشم شنیده میشود؛ صدایی که برای نسلهای قدیمی نوید روزهای رونق بود.
اتاقهای کوچک با پنجرههایی که برای تنظیم دما نیمهباز ماندهاند، بوی برگ تازه توت میدهند و زنان و مردانی که سالهاست نوغانداری را از پدران و مادران خود آموختهاند هر چند ساعت یک بار شاخههای تازه توت را روی بستر کرمها پهن میکنند.
این تصاویر متأسفانه دیگر مانند گذشته فراگیر نیست و بسیاری از خانههایی که تا یک دهه پیش چند جعبه تخم نوغان پرورش میدادند، امروز یا این کار را کنار گذاشتهاند یا تنها برای حفظ سنت خانوادگی یک جعبه تخم نوغان میگیرند و دلیل این تغییر را در افزایش هزینههای تولید، کاهش سودآوری، بیثباتی بازار و کمرنگ شدن حمایتهای اقتصادی میدانند.
گیلان، قطب تولید نوغان
گیلان همچنان قطب اصلی نوغانداری ایران است و بر اساس آمار مرکز توسعه نوغانداری کشور در سال ۱۴۰۳ حدود ۵۲۰ تن پیله تر ابریشم در این استان تولید شد؛ رقمی که نزدیک به یکسوم کل تولید کشور را تشکیل میدهد با این حال آمارها از کاهش تولید در سطح ملی نیز حکایت دارد و مسئولان عوامل اصلی این روند را خشکسالی، کاهش برگ توت و افت استقبال بهرهبرداران میدانند.
یکی از نوغانداران شهرستان صومعهسرا که بیش از ۳۰سال سابقه فعالیت در این حرفه را دارد به ما میگوید: قدیم درآمد نوغانداری خرج چند ماه زندگی خانواده را تأمین میکرد اما حالا همه اعضای خانواده نزدیک به یک ماه شبانهروز کار میکنند اما وقتی محصول را میفروشیم، بخش زیادی از درآمد صرف هزینههایی میشود که هر سال بیشتر شده است.
شغل حساس و آسیبپذیر
نوغانداری برخلاف تصور بسیاری از مردم شغلی فصلی اما بسیار حساس است چون کرمهای ابریشم در طول حدود ۲۵ تا ۳۰ روز باید چندین مرحله تغذیه شوند و کوچکترین تغییر در دما، رطوبت یا کیفیت برگ توت میتواند بخش زیادی از محصول را از بین ببرد.
در این مدت تقریباً همه اعضای خانواده از جمعآوری برگ توت گرفته تا پاکسازی بستر، تنظیم دما، ضدعفونی محیط و در نهایت برداشت پیلهها درگیر کار و تلاش هستند.
کارشناسان کشاورزی میگویند نوغانداری از معدود فعالیتهایی است که به نیروی کار خانوادگی وابستگی بالایی دارد و همین موضوع موجب شده با افزایش سن بهرهبرداران و مهاجرت جوانان ادامه این فعالیت با چالش جدی روبهرو شود.
باغهای توت یکییکی حذف میشوند
یکی از مهمترین مشکلات امروز نوغانداری، کاهش سطح باغهای توت است؛ درختانی که غذای اصلی کرم ابریشم را تأمین میکنند. در سالهای گذشته بسیاری از باغهای توت یا به دلیل تغییر کاربری از بین رفتهاند یا جای خود را به محصولات درآمدزاتر دادهاند و در برخی مناطق نیز توسعه ویلاسازی و تغییر الگوی کشت سبب شده سطح این باغها به شکل محسوسی کاهش پیدا کند. نتیجه این اتفاق افزایش هزینه تولید برای نوغانداران است و تولیدکنندهای که تا چند سال پیش برگ توت مورد نیاز خود را از باغ شخصی تأمین میکرد امروز ناچار است آن را در شرایطی خریداری کند که قیمت برگ توت در فصل پرورش هر سال افزایش پیدا میکند.
یکی از نوغانداران صومعهسرا میگوید: وقتی برگ کم میشود، قیمتش بالا میرود و اگر مجبور شوی برگ بخری، بخش زیادی از سودت از بین میرود به همین دلیل بعضیها به خاطر همین موضوع دیگر تخم نوغان نمیگیرند.
هزینههایی که از درآمد سبقت گرفتند
افزایش هزینهها تنها به برگ توت محدود نمیشود؛ ضدعفونی سالنهای پرورش، تهیه تجهیزات، حمل و نقل، دستمزد کارگر، هزینه نگهداری باغ و حتی قیمت مواد اولیه مورد نیاز برای ضدعفونی همگی نسبت به چند سال پیش چند برابر شدهاند.
اگرچه دولت هر سال بخشی از تخم نوغان را با یارانه در اختیار بهرهبرداران قرار میدهد اما فعالان این بخش معتقدند حمایتها باید از مرحله توزیع تخم فراتر برود.
به گفته آنها زمانی میتوان انتظار افزایش تولید داشت که هزینههای جانبی نیز کاهش پیدا کند و تولیدکننده نسبت به فروش محصول خود اطمینان داشته باشد.
در مقابل کارشناسان بخش کشاورزی معتقدند نوغانداری همچنان یکی از ظرفیتهای اقتصادی ارزشمند گیلان است؛ ظرفیتی که اگر زنجیره تولید تا صنایع ابریشمبافی و صادرات تکمیل شود ارزش افزوده قابل توجهی برای روستاهای استان به همراه دارد.
سودی که میان دلالان گم میشود
وقتی سرانجام پیلههای زرد و سفید از میان شاخههای خشک آماده برداشت میشوند، مهمترین مرحله کار تازه آغاز میشود و بسیاری از نوغانداران گیلان معتقدند درست در همین نقطه است که معادله اقتصادی نوغانداری به ضرر تولیدکننده تغییر میکند.
پیله تر محصولی نیست که بتوان آن را هفتهها در انبار نگه داشت، از همین رو این محصول باید در مدت کوتاهی به بازار برسد و همین موضوع قدرت چانهزنی تولیدکننده را کاهش میدهد و در نتیجه بسیاری از نوغانداران ناچارند محصول خود را با قیمتی که خریداران و واسطهها تعیین میکنند به فروش برسانند.
یکی از نوغانداران شهرستان صومعهسرا در این باره به ما میگوید: وقتی برداشت شروع میشود دیگر فرصت صبر کردن نیست و اگر همان روز نفروشی، کیفیت پیله پایین میآید و واسطهها هم این موضوع را خوب میدانند و قیمت را پایین پیشنهاد میکنند.
به گفته فعالان این حوزه نبود بازار رقابتی و ضعف شبکههای تعاونی موجب شده سهم اصلی سود نصیب واسطههایی شود که نه در فرایند تولید نقشی دارند و نه هزینهای برای پرورش کرم ابریشم پرداخت میکنند.
زنجیرهای که نیمهکاره مانده است
کارشناسان اقتصاد کشاورزی یکی از مهمترین مشکلات نوغانداری را ناقص بودن زنجیره ارزش میدانند.
در بسیاری از کشورهای تولیدکننده ابریشم، پیله پس از برداشت در همان منطقه به نخ ابریشم، پارچه یا محصولات صنایع دستی تبدیل میشود اما در ایران بخش قابل توجهی از این زنجیره یا ظرفیت کافی ندارد یا بهصورت پراکنده فعالیت میکند و نتیجه آن است که ارزش افزوده اصلی پس از خروج پیله از دست تولیدکننده ایجاد میشود؛ در حالی که نوغاندار تنها سهم اندکی از درآمد نهایی را دریافت میکند.
یکی از کارشناسان مرکز تحقیقات کشاورزی گیلان میگوید: اگر صنایع ابریشمبافی در استان توسعه پیدا کند، ارزش اقتصادی هر کیلو پیله چند برابر میشود که در این صورت هم اشتغال روستایی افزایش پیدا میکند و هم تولیدکننده انگیزه بیشتری برای ادامه فعالیت خواهد داشت این در حالی است که صنعت ابریشم ایران سابقهای چند صدساله دارد و نام گیلان همواره با تولید ابریشم گره خورده است، اما امروز بسیاری از کارگاههای سنتی یا تعطیل شدهاند یا با ظرفیت پایین کار میکنند.
واردات؛ دغدغهای که تولیدکنندگان از آن گلایه دارند
یکی دیگر از موضوعاتی که نوغانداران به آن اشاره میکنند، واردات نخ ابریشم است. به اعتقاد آنها هرچند صنایع نساجی برای تأمین نیاز خود به واردات بخشی از مواد اولیه وابسته هستند اما افزایش واردات در برخی مقاطع انگیزه سرمایهگذاری در تولید داخلی را کاهش داده است.
فعالان این بخش میگویند اگر صنایع داخلی به خرید پیله ایرانی متعهد باشند و سیاستهای حمایتی در راستای تقویت تولید داخل تنظیم شود ظرفیت افزایش تولید در گیلان و دیگر استانهای نوغاندار وجود دارد.
بیمه، خسارتها را پوشش نمیدهد
نوغانداری شغلی وابسته به طبیعت است، از همین رو با افزایش دما، بارندگیهای نابهنگام، بیماری کرمهای ابریشم یا حتی تأخیر چندروزه رشد برگ توت میتواند کل سرمایه یک خانواده را در معرض خطر قرار دهد با این حال، بسیاری از بهرهبرداران میگویند پوششهای بیمهای پاسخگوی همه خسارتها نیست.
یکی از نوغانداران صومعهسرا میگوید: اگر بیماری وارد سالن شود یا به هر دلیلی محصول از بین برود، تمام سرمایه یک فصل از دست میرود، ازاینرو بیمه باید خیال تولیدکننده را راحت کند بهویژه در شرایطی که تغییرات اقلیمی، ریسک تولید را افزایش داده است.
تغییر اقلیم؛ تهدیدی خاموش
یکی دیگر از موضوعاتی که در سالهای اخیر روی این شغل تأثیر نامطلوب داشته تغییر الگوی بارش و افزایش دمای هوا بوده است زیرا کرم ابریشم به شرایط محیطی حساس است و هر گونه اختلال در کیفیت برگ توت یا دمای محیط میتواند میزان تولید را کاهش دهد.
بر اساس گزارشهای رسمی مرکز توسعه نوغانداری کشور یکی از عوامل کاهش تولید پیله در سال گذشته، خشکسالی و افت کیفیت برگ توت بوده است.
در برخی مناطق گیلان نیز بارندگیهای شدید بهاره یا افزایش ناگهانی دما، برنامه زمانی پرورش کرم ابریشم را بر هم زده است.
یکی از کارشناسان منابع طبیعی میگوید: نوغانداری بیش از بسیاری از فعالیتهای کشاورزی به ثبات اقلیمی وابسته است و اگر برنامهای برای سازگاری با تغییرات آب و هوایی تدوین نشود، احتمال کاهش تعداد بهرهبرداران در سالهای آینده وجود دارد.
جوانانی که با کرم ابریشم غریبهاند
شاید مهمترین زنگ خطر برای آینده نوغانداری، تغییر ترکیب سنی بهرهبرداران باشد. در بسیاری از روستاهای گیلان، میانگین سنی نوغانداران از ۵۰ سال فراتر رفته است و جوانان، این حرفه را پرزحمت و کمدرآمد میدانند و ترجیح میدهند به مشاغل خدماتی یا کار در شهرها روی بیاورند.
یکی از دهیاران منطقه صومعهسرا میگوید: در گذشته تقریباً در هر خانهای نوغانداری انجام میشد، اما امروز تعداد خانوادههایی که از این شغل امرار معاش میکنند بسیار کمتر شده است و اگر نسل جدید وارد این حرفه نشود، چند سال دیگر بخش زیادی از تجربههای قدیمی هم از بین میرود زیرا نوغانداری در بسیاری از مناطق استان فقط یک فعالیت کشاورزی نیست بلکه بخشی از سبک زندگی، تقسیم کار خانوادگی و حافظه تاریخی روستاهاست.
آیا ابریشم گیلان دوباره جان میگیرد؟
میان وعدههای حمایتی و واقعیت روستاها، نوغانداران چشمانتظار تصمیمهای تازهاند. با وجود همه دشواریها، کمتر کارشناس یا فعال بخش کشاورزی از آینده نوغانداری با ناامیدی مطلق سخن میگوید. اتفاقاً بسیاری معتقدند این صنعت سنتی هنوز یکی از مزیتهای اقتصادی گیلان است؛ مزیتی که اگر با برنامهریزی علمی، سرمایهگذاری و حمایت هدفمند همراه شود، میتواند بار دیگر به یکی از محورهای اشتغال روستایی و حتی صادرات غیرنفتی کشور تبدیل شود.
کارشناسان میگویند ایران از نظر شرایط اقلیمی، تجربه تاریخی و نیروی انسانی، ظرفیت تولید چند هزار تن پیله تر در سال را دارد؛ ظرفیتی که اکنون تنها بخشی از آن مورد استفاده قرار میگیرد در حالی که کشورهایی مانند چین و هند با تکیه بر زنجیره کامل تولید، فراوری و صادرات سهم بزرگی از بازار جهانی ابریشم را در اختیار گرفتهاند.
گیلان رتبه نخست تولید پیله تر را حفظ کرده است
در حالی که نوغانداران از افزایش هزینههای تولید و دشواریهای بازار گلایه دارند، مسئولان جهاد کشاورزی معتقدند روند تولید در گیلان همچنان امیدوارکننده است و برنامههای حمایتی توانسته جایگاه نخست استان در تولید پیله تر ابریشم کشور را حفظ کند.
رئیس سازمان جهاد کشاورزی گیلان با اشاره به عملکرد امسال نوغانداری استان میگوید: در سال جاری ۹هزار و ۲۷۲ جعبه تخم نوغان میان بهرهبرداران توزیع شد که حاصل آن تولید بیش از ۳۵۲ تن پیله تر ابریشم بود و علاوه بر افزایش کمّی، کیفیت محصول نیز نسبت به سالهای گذشته بهبود یافته است.به گفته صالح محمدی، بیشترین استقبال از توزیع تخم نوغان در شهرستانهای لنگرود، شفت و لاهیجان ثبت شده است؛ مناطقی که همچنان کانون اصلی پرورش کرم ابریشم در گیلان به شمار میروند.
او تأکید میکند: حمایت از نوغانداران تنها به توزیع تخم نوغان محدود نبوده و در طول فصل پرورش، کارشناسان جهاد کشاورزی با حضور در واحدهای تولیدی، آموزشهای لازم و توصیههای فنی را برای افزایش کیفیت محصول ارائه کردهاند.
به گفته وی، برگزاری دورههای آموزشی و ترویجی، نظارت مستمر بر روند پرورش و استفاده از ظرفیت نهادهایی مانند کمیته امداد امام خمینی(ره) برای واگذاری تخم نوغان به مددجویان از جمله برنامههایی بوده که با هدف توسعه اشتغال روستایی اجرا شده است.
رئیس سازمان جهاد کشاورزی گیلان با اشاره به ظرفیتهای این صنعت میگوید: حمایت از نوغانداری، توسعه آموزشهای ترویجی و ایجاد فرصتهای شغلی در مناطق روستایی از مهمترین برنامههای این سازمان برای حفظ جایگاه نخست گیلان در تولید پیله تر ابریشم کشور است.
آمارهای رسمی نیز نشان میدهد اکنون بیش از ۹هزار خانوار در گیلان به پرورش کرم ابریشم مشغول هستند. به طور متوسط از هر جعبه تخم نوغان حدود ۳۵کیلوگرم پیله تر تولید میشود و هر ۵کیلوگرم پیله تر پس از فراوری، حدود یک کیلوگرم نخ ابریشم خام به دست میدهد.
از سوی دیگر، شورای قیمتگذاری و اتخاذ سیاستهای حمایتی محصولات اساسی کشاورزی، قیمت تضمینی هر کیلوگرم پیله تر ابریشم در سال ۱۴۰۵ را ۶۰۵هزار تومان تعیین کرده است؛ رقمی که اگرچه به گفته مسئولان با هدف حمایت از تولیدکنندگان تصویب شده، اما بسیاری از نوغانداران معتقدند این قیمت با توجه به رشد هزینههای تولید، همچنان پاسخگوی هزینههای واقعی این حرفه نیست و برای حفظ انگیزه تولید؛ تکمیل زنجیره فراوری و کاهش نقش واسطهها نیز باید در دستور کار قرار گیرد.
نوغانداری؛ میراثی که به حمایت نیاز دارد
در بسیاری از روستاهای گیلان، نوغانداری سالها در کنار کشت برنج، چای و دامداری یکی از پایههای معیشت خانوارهای روستایی بود و به تنوع درآمد و امنیت اقتصادی آنها کمک میکرد اما کاهش صرفه اقتصادی این حرفه، افزایش هزینههای تولید و کمرنگ شدن حضور نسل جوان موجب شده این فعالیت سنتی دیگر جایگاه گذشته را نداشته باشد.
کارشناسان معتقدند مهمترین حلقه مفقوده نوغانداری، نبود زنجیره کامل فراوری است و بخش عمده ارزش افزوده ابریشم پس از تولید پیله ایجاد میشود، اما محدود بودن صنایع تبدیلی و فراوری سبب شده سهم اصلی سود به تولیدکننده نرسد.
اگر پیله تولیدی در گیلان به نخ ابریشم، پارچه، فرش و صنایع دستی تبدیل شود علاوه بر افزایش درآمد نوغانداران فرصتهای شغلی جدیدی نیز در روستاها ایجاد خواهد شد. به باور کارشناسان توسعه صنایع کوچک و متوسط در کنار مناطق نوغاندار میتواند انگیزه بازگشت جوانان به این حرفه را نیز افزایش دهد.
با این حال نوغانداری تنها یک فعالیت اقتصادی نیست؛ بلکه بخشی از هویت فرهنگی گیلان به شمار میرود و هنوز هم در بسیاری از روستاها، خاطره روزهایی که همه اعضای خانواده در پرورش کرم ابریشم مشارکت داشتند زنده است، خاطرهای که با سبک زندگی و فرهنگ بومی این استان گره خورده است.
آینده این میراث کهن بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای حمایتی وابسته است و احیای باغهای توت، توسعه صنایع تبدیلی، ساماندهی بازار، تقویت بیمه و آموزش بهرهبرداران میتواند بار دیگر به نوغانداری رونق ببخشد، در غیر این صورت بیم آن میرود که این حرفه دیرینه به جای آنکه بخشی از اقتصاد زنده روستاهای گیلان باشد تنها در خاطرات نسلهای گذشته باقی بماند.




نظر شما