تردد کشتیها در تنگه هرمز طی یک روز از ۲۲فروند به پنج فروند کاهش یافت؛ افتی ۷۷درصدی که بار دیگر فاصله میان ادعای آمریکا درباره تأمین امنیت کشتیرانی و واقعیت آبراه را آشکار کرد. همزمان، پرتابهای ناشناس با یک نفتکش در نزدیکی سواحل عمان برخورد کرد و این نفتکش بهدلیل آسیب دیدن موتور، توان حرکت خود را از دست داد.این دو خبر نشان داد مسئله هرمز دیگر فقط بر سر باز یا بسته بودن یک مسیر نیست. شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و صاحبان محموله بر مبنای ارزیابی خطر تصمیم میگیرند، نه براساس بیانیههای سیاسی. حتی اگر چند شناور با اسکورت نظامی عبور کنند، تداوم انفجارها، توقف کشتیها و احتمال برخورد، برای عادی نشدن مسیر کافی است.
محاصره بدون امنیت
شورای عالی امنیت ملی هشدار داد ادامه محاصره دریایی بنادر جنوبی ایران، با محدودیت بیشتر در هرمز پاسخ خواهد گرفت و میتواند امنیت آبراههای دیگری را نیز تحت تأثیر قرار دهد. این موضع، معادله محاصره را معکوس میکند. آمریکا میخواهد با محدود کردن ورود و خروج کالا، هزینه اقتصادی جنگ را بر ایران متمرکز کند، اما اختلال در هرمز، این هزینه را میان صادرکنندگان نفت، شرکتهای حمل و نقل و مصرفکنندگان جهانی توزیع میکند.
واشنگتن اکنون با دو انتخاب دشوار روبهرو است؛ تشدید عملیات نظامی خطر حملات بیشتر و گسترش جنگ را نیز بالا میبرد. ادامه وضع موجود هم به معنای پذیرفتن آبراهی است که عبور از آن محدود، پرهزینه و نامطمئن باقی مانده است. یک تحلیلگر پیشین کنگره آمریکا این وضعیت را «بنبست راهبردی» توصیف کرد؛ یا دامنه حملات گسترش یابد یا پذیرفته شود که امنیت هرمز بدون توافق با ایران تأمین نمیشود.
بحران در انبارهای موشکی آمریکا
گزارش کاهش ذخایر پدافندی آمریکا، بعد دیگر این بنبست را آشکار کرد. براساس ارقام منتشر شده، ذخیره موشکهای پاتریوت از حدود ۲هزار و ۳۰۰فروند به کمتر از ۸۲۷ فروند رسیده و تعداد رهگیرهای تاد نیز از ۴۵۲ به کمتر از ۲۷۸ فروند کاهش یافته است. جایگزینی این مهمات ممکن است دستکم سه سال طول بکشد.
اهمیت این ارقام فقط در تعداد موشکهای باقیمانده نیست. آمریکا باید همزمان از نیروهای خود، پایگاههای نظامی و زیرساختهای متحدانش در نقاط متعدد محافظت کند. هر حمله پهپادی یا موشکی، حتی بدون اصابت، میتواند بخشی از ذخایر گرانقیمت دفاعی را مصرف کند. ادامه این روند، توان واشنگتن برای مدیریت بحرانهای احتمالی در مناطق دیگر (بهویژه اقیانوس آرام) را نیز محدود خواهد کرد.همین فرسایش توضیح میدهد چرا الگوی عملیات آمریکا میان حمله گسترده، توقف موقت و تهدید به از سرگیری جنگ در نوسان است. مسئله فقط تصمیم سیاسی ترامپ نیست؛ ادامه جنگ به ظرفیتی نیاز دارد که با سرعت در حال مصرف شدن است.
هشدار به کشورهای منطقه
در همین شرایط، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) هشدار داد دولتهایی که منابع، تأسیسات و سامانههای دفاعی خود را به «سپر آمریکا» تبدیل میکنند، نمیتوانند از پیامدهای گسترش جنگ دور بمانند. این هشدار پس از گزارش حملات پهپادی در کویت صادر شد؛ حملاتی که به گفته مقامات کویتی به یک تأسیسات دولتی و اموال غیرنظامی خسارت زده است.اهمیت ماجرا در مسئولیتی است که برای دولتهای منطقه ایجاد میشود. هر چه استفاده آمریکا از امکانات این کشورها آشکارتر شود، حفظ فاصله سیاسی آنها با جنگ دشوارتر خواهد شد.
بابالمندب؛ فشار بر صادرات عربستان
انصارالله نیز اعلام کرد هشت نفتکش سعودی را وادار به تغییر مسیر کرده است، اما دریافت عوارض از کشتیهای تجاری را تکذیب کرد. تردد عمومی در بابالمندب برخلاف هرمز تقریباً ثابت ماند. این تفاوت معنادار است. فشار در دریای سرخ فعلاً بهطور مشخص بر صادرات عربستان متمرکز شده و به انسداد کامل تجارت نرسیده است.قرار گرفتن هرمز و بابالمندب در دو سطح متفاوت از ناامنی، برنامهریزی برای انتقال انرژی را پیچیدهتر میکند. مسیر جایگزین زمانی کارآمد است که خودش نیز در معرض تهدید نباشد.
بنبست در دو سوی تنگه
مسئله اصلی جنگ نه یک حمله تازه، بلکه محدودیت راهبرد آمریکاست. محاصره ایران نتوانسته امنیت کشتیرانی را بازگرداند، عملیات دفاعی نیز ذخایر رهگیر را با سرعتی بیشتر از توان جایگزینی مصرف میکند و هر چه این وضعیت ادامه یابد، هزینه حفظ محاصره از هزینه آغاز آن بیشتر خواهد شد. آمریکا برای خروج از این بنبست یا باید جنگی وسیعتر و نامطمئنتر را بپذیرد، یا به توافقی تن دهد که امنیت هرمز را نه با اسکورت نظامی، بلکه با پذیرش نقش ایران بازسازی کند.




نظر شما